:: انشاءالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
:: انديشيدن يعنی فحشا
:: عطر عتيق
:: فروغ و پرهيز از در افتادن صريح با سنت
:: آلترناتيوهای دينی و دیالکتیک نفی و رقابت
:: مدرنيته و کهن الگوی زن بدکاره
:: انسان شناسی بکارت
:: آيا "تجدد ايرانی" بی معناست؟
:: وداع با دکتر سروش
:: تروريست: قيصر، قاتل يا سرباز؟
:: مدرنيسم ايرانی و آلودگی بيان هگلی
:: مدرنيسم ايرانی: تبديل دايره به خط
:: ما هم مردمی هستيم
:: سکس، سنت، و قديسين
:: قرن بيستم- يک طرح امپرسيونيستی از چشم اندازی بی نهايت متنوع
:: يک روز با فيلسوف ايرانی
:: کرانمندی عقل سرخ و بيکرانگی عقل عاريه؟
:: خاموش کردن چراغ مولانا
:: در خدمت و خيانت روشنفکران
:: چگونه سنت زايا می شود
:: باز هم حافظه تاريخی
:: گرايش به نفی
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
May 6, 2010  
انشاءالله مدرنیته را به خاک خواهیم سپرد  
 
این متن بی اغراق یکی از خواندنی ترین، صریح ترین و در عین حال مفرح ترین متن هایی است که در طول یک سال گذشته خوانده ام. بخش های درخشان ان را نقل می کنم اما توصیه می کنم حتما آن را بخوانید و مکرر کنید. این متن شاهدی بر سطح مخفی تر و زیرین تمام این دروغها و بازیها ست که در ماههای گذشته در مقابله با جنبش سبز ظاهر شده است. متنی حاکی از استیصال.

اینها برگزیده هایی از حرفهای مهندس نبوی مغز متفکر روزنامه رسالت است در گفتگو با جوان آنلاین. این حرفها جای تحلیل زیاد دارد ولی فعلا متن را بخوانیم که تا حدود زیادی گویا ست.

این جنبش است

با فتنه و جنبشی در ایران روبه‌رو هستیم، ‌‌که می‌شود اسمش را گذاشت جنبش ضدفرهنگ.

با نظریه‌های مختلفی به عنوان علوم انسانی روبه‌رو هستیم. ‌‌این آنچنان گسترده است كه تمام فضای دانشگاهی ما را به تسخیر خود درآورده است، یعنی برخی از جوانانی كه در جمهوری اسلامی تربیت شده‌اند. ‌‌ناگهان چشم باز كردیم و دیدیم سرباز همین جنبش ضدفرهنگی هستند. ‌‌همین‌ها حاضرند همه گونه خطر و ریسك را بپذیرند و در شرایط بسیار پرخطری به میدان بیایند و كاملاً هم مشخص است كه اینها جنبش‌های ضدفرهنگ هستند.

شاید بتوان گفت سه مشخصه بارز این جنبش ضدفرهنگ، ‌‌یكی اتكا بر مجموعه نظریه‌های علوم انسانی مدرن است كه فلسفه مادی پشتوانه آنهاست و متأسفانه خود ما به‌شدت اینها را ترجمه كردیم و در دانشگاه‌هایمان داریم تحویل جوان‌ها می‌دهیم. یكی دیگر از ویژگی‌های این جنبش ضدفرهنگ، ‌‌اصالت مصرف و رفاه است و حتی ماه رمضان هم كه برای راهپیمایی می‌آیند‌‌، باید شیشه‌های آب معدنی دستشان باشد كه تشنه‌شان شد، ‌‌بخورند! یكی دیگر از ویژگی‌های این جنبش هم مسأله جدایی دین از سیاست و سیاست منهای دین است

خاستگاه جنبش طبقه متوسط شهری است

‌‌خاستگاه و پایگاه این جنبش، ‌‌طبقه متوسط شهری است. ‌‌اینها آدم‌های تحصیلكرده‌ای هستند كه این سه ویژگی را دارند و با توجه به پدیده جهانی شدن یا به تعبیر دقیق‌ترش جهانی‌سازی، ‌‌غیر از آنكه یك پشتوانه فكری و نظری دارند، ‌‌یك پشتوانه تداركاتی جهانی هم دارند

 ‌‌اگر ما رفتیم و در حیاط خلوت آمریكا ‌‌یعنی آمریكای لاتین دوستانی پیدا كردیم و كشورهایی در آنجا و آفریقا و لبنان و عراق، ‌‌ضد آمریكا می‌شوند، ‌‌آنها هم بیكار ننشستند و تلاش كردند.

درست است كه ما در دولت نهم در این زمینه پیشرفت خوبی داشته‌ایم. ‌‌در زمینه سیاست خارجی تهاجمی، ‌‌در زمینه انرژی هسته‌ای، ‌‌اما اینها از نظر اقتصادی ما را قفل كردند و در این چند سال تقریباً سرمایه‌گذاری قابل توجهی انجام نشده، ‌‌گرچه علی‌رغم میل آنها درآمدهای نفت افزایش پیدا كرد و بعضی از این سال‌ها صرفاً به دلیل خرج همین افزایش، ‌‌عددی از توسعه رشد اقتصادی را داشتیم، ‌‌ولكن تقریباً سرمایه‌گذاری‌های بزرگ نفت تعطیل شد و مقدار زیادی بیكاری ایجاد شد و خلاصه مهار توسعه بومی، ‌‌بازدارندگی متعارف موشكی، ‌‌كندكنندگی نهضت نرم افزاری تولید علم اتفاق افتاده و شما می‌بینید كه تقریباً در همه دانشگاه‌ها را در غرب به روی دانشمندان ما بستند


مرکز جنبش دانشگاه است

مركز این جنبش ضدفرهنگی دانشگاه‌های ما هستند، ‌‌به‌ویژه دانشگاه‌های تهران و این هم مختص دانشجویان نیست. ‌‌به زعم اصلاح طلبان جامعه ایران یك جامعه جنبشی است. ‌‌اگر كسی بتواند گفتمانی را در جامعه ترویج كند در پی این گفتمان یك جنبش رخ می‌دهد. ‌‌جریان فتنه توانایی غلبه بر گفتمان انقلاب را در سطح كلان مردم نداشت اما در فضاهای بسته‌ای مانند دانشگاه‌ها و شهرهای بزرگ (کذا در اصل) كه افراد دسترسی بیشتری به فضای سایبری دارند با شبكه‌سازی گفتمان سكولاریستی را غالب كردند.

امروز اساتید تندتر از دانشجویان دارند آنها را برای نافرمانی تحریك می‌كنند. ‌‌خیلی از دانشگاه‌ها مركز این جنبش نافرمانی مدنی و مركز این جنبش ضدفرهنگی است و اینها تحت تاثیر همین علوم انسانی هستند كه در آنها خدا مرده است. ‌‌این پایه تعلیمات آنهاست. ‌‌تمام تعالیم آنها در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی و سایر علوم در برابر ارزش‌هایی است كه انقلاب ما بر آنها تكیه دارد ‌‌و این جوان‌ها خیلی گستاخ در این صحنه وارد شدند و مطالبات خودشان را مطرح می‌كنند و به آنها یاد داده‌اند كه حتی از فرصت‌هایی مثل تاسوعا و عاشورا هم استفاده كنند.

دوستان ما می گویند: ما بریده ایم!

- به نظر می‌رسد یكی از فعالیت‌های آنها بحران سازی ساختاری با هدف تفرقه افكنی و تضعیف ثبات فكری رویه‌ای كارگزاران نظام است؟

- دقیقاً، ‌‌ما الان این را به‌نوعی احساس می‌كنیم آن ثباتی كه باید در مسؤولان ما باشد و همه یك جور فكر كنند و در برخوردها منسجم باشند، ‌‌وجود ندارد و حتی در بین نخبگان اصولگرا هم تفرقه و تشتت آرا دیده می‌شود و از ثبات فكری برخوردار نیستند و بعضی از دوستان نزدیكمان با صراحت می‌گویند ما بریده‌ایم! و در صحنه مقابله، ‌‌شما اینها را مشاهده نمی‌كنید. ‌‌چهره‌های معدودی الان در صحنه هستند و از مواضع مقام معظم رهبری دفاع می‌كنند.

مهم‌ترین اقشاری كه مورد هدف اینها هستند، ‌‌اقشار دانشگاهی و دانشجو است و بعد هم دامن زدن به تشتت‌ها و اختلافات قومی. مسائل صنفی هم است، ‌‌یعنی مثلاً كارگران هم جزو اهدافشان هستند. ‌‌یك آدرسی را هم آقای هاشمی رفسنجانی در مشهد دادند كه اگر نظام، سپاه و بسیج دارد، ‌‌آن طرف هم دانشجو، نخبه، كارگران و اصناف مختلف را دارد. ‌‌اگر در ادبیات براندازی نرم نگاه كنید، ‌‌این اقشار جزو اهداف و مخاطب اینها هستند.

و به طور مفصل از فضای مجازی، ‌‌اینترنت، ‌‌شبكه‌های ماهواره‌ای، ‌‌تلفن همراه، ‌‌ایمیل‌ها و وبلاگ‌ها استفاده می‌كنند، ‌‌تجربه‌هایی هم داشته‌اند.

این فرقه سبز كه الان ما داریم، ‌‌یك جنبش اجتماعی است و می‌خواهد در سطح اجتماع ناامنی اجتماعی ایجاد كند و از لحاظ ادبیات امنیتی در قالب دكترین تنش‌زایی از پایین، ‌‌چانه‌زنی از بالا قابل تعریف است كه در آن با بحران‌افزایی در لایه‌های زیرین و میانی جامعه برنامه‌ریزی می‌شود، ثبات فكری رویه‌ای رجال نظام در كانون‌های مذاكرات استراتژیك تضعیف شود.

شرایط ناامیدکننده است

- به نظر شما برای جلوگیری از پیش‌زمینه‌های وقوع برنامه نافرمانی مدنی چه باید كرد؟

- تا زمانی كه ما از قبل آماده شده‌ایم و نگذاشته‌ایم اصلاً این مسأله پیش بیاید ـ پزشكان هم همیشه می‌گویند هزینه پیشگیری خیلی كمتر از درمان است- ما باید طوری پیشگیری كنیم كه این كار به وقوع نپیوندد و زمینه ظهور پیدا نكند.

- از نگاه شما شرایط خیلی ناامید كننده است؟

- نه، ‌‌به دنبال این مطالب نومیدكننده من معتقدم جمهوری اسلامی موجودی است كه متولد شده، ‌‌رشد كرده، ‌‌30 ساله شده و ‌نیازهای خود را شناخته و آنها را تأمین‌‌ كرده. ‌‌نسل جوان ما خیلی توانمندتر از ما این مسائل را حس می‌كنند و توانمندی‌های لازم را هم در این جریان دارند. ‌‌ماها دیگر نه حال و حوصله و نه توانش را داریم كه در فضای سایبر و وب سایت و این حرف‌ها برویم ‌و مقابله كنیم. ‌‌فكر می‌كنم هنر ما این باشد كه زمینه را باز و استقبال كنیم و نسل جوان را در این صحنه بیاوریم و امكانات را برایشان فراهم كنیم. ‌‌آنها می‌توانند ‌‌ما دیگر باید اقرار كنیم كه نمی‌توانیم از پس این تهدیدهای نرم بر بیاییم. ‌‌بزرگ‌ترین هنر ما این است كه جوان‌هایمان را تشویق كنیم و زمینه‌سازی كنیم.

سرمایه ما بسیج و سپاه است

مهم‌ترین راه حل آن این است كه مردم ‌‌متشكل شوند. ‌‌خوشبختانه در جامعه ما تشكل‌هایی سنتی در قالب هیأت‌های مذهبی و مساجد وجود دارند، ‌‌به نظرم باید از این به بعد وجهه اصلی كارمان را وجهه فرهنگی قرار دهیم. ‌‌ما احتیاج به دیپلماسی فرهنگی داریم. ‌‌مهم‌ترین سرمایه ما امروز بسیج و سپاه هستند.

باید ابن پدیده جنگ نرم را خوب بشناسیم ‌كه چیست و چگونه می‌توان با آن برخورد كرد. ‌‌آن وقت نیروی انتظامی در این فضا تعریف دیگری پیدا می‌كند. ‌‌من یك بار در سرمقاله‌ای نوشتم نیروی انتظامی برای این نیست كه برود و كتك بزند. ‌‌چه كسانی را كتك می‌زند؟ همین جوان‌هایی را كه خودمان تربیت كرده‌ایم. ‌‌نیروی انتظامی در چنین فضایی باید یاد بگیرد كه كتك بخورد تا مقداری از انرژی آنها تخلیه شود، ‌‌از دماغ كسی هم خون نیاید.

مثل سرطان تکثیر می شود

برخی معتقدند كه دیگر از خطر جنگ نرم عبور كرده‌ایم، ‌‌نظر شما چیست؟

امروز سرشاخه‌های شبكه‌سازی غربی از بین رفته است اما همچنان احتمال بازسازی ارتباطات وجود دارد. ‌‌چرا كه هنوز آن تحریكات ‌در كشور وجود دارد. ‌‌به هر حال باید دانست به دلیل گسترش روزافزون مجاری ارتباطی خطر گسترش تفكر سكولاریستی نیز وجود دارد. ‌ ما باید خطر تهاجم فرهنگی و جنگ نرم را خیلی جدی بگیریم. ‌‌آمریكایی‌ها در این زمینه خیلی جدی هستند و تجربه زمین زدن شوروی را هم دارند كه آن هم بر مبنای یك نظام ایدئولوژیك بود و با شعارهای خلقی و ضد سرمایه داری آمد، ‌‌ولی آن را وادار به توبه و غلط كردن كردند.

همه آن تجربه‌ها به اضافه سرمایه‌گذاری‌های جدید را دارند به كار می‌گیرند و اگر در مقاطعی موفق نشدند، ‌‌در این مقطع انتخابات توفیقاتی را به دست آوردند و ثبات فكری رویه‌ای مسؤولان ما را تا حدی به هم زدند و تشتتی را ایجاد كردند و حتی بین نخبگان اصول‌گرا و نظام هم فاصله‌ای را فراهم كردند. ‌‌این را جدی بگیریم و اگر بخواهیم ببینیم راه مقابله با آن چیست، ‌‌مهندسی فرهنگ و مهندسی فرهنگی و سرمایه‌گذاری جدی روی مسأله فرهنگ و شناخت، ‌‌پیش‌بینی، ‌‌پیشگیری قبل از اینكه بخواهیم به انفعال بیفتیم، ‌‌چون برخورد سخت و خشن، ‌‌مثل یك غده سرطانی باعث تكثیر و گسترش آن می‌شود. ‌‌ممكن است در بعضی از مقاطع چاره نداشته باشیم و این كار را بكنیم.

اما در عین حال راه چاره اصلی را میان‌مدت می‌بینیم و باید با تدبیر و همه جانبه وارد شد و خود ما هم باید در این زمینه احساس مسؤولیت كنیم. ‌‌نظام تعلیم و تربیت ما جایی است كه نسل جدیدمان را به جای اینكه آنها را به عنوان سربازان جنبش ضدفرهنگ تربیت كند، ‌‌تبدیل بشود به نظامی كه سرباز، ‌‌افسر و فرمانده برای انقلاب اسلامی تربیت كند.

اگر موفق شویم

اگر ما بتوانیم با خون دل خوردن و سرمایه‌گذاری كردن، ‌‌از این میدان مبارزه، ‌‌پیروز بیرون بیاییم، ‌‌می‌توانیم بگوییم كه ان‌شاءالله مدرنیته را با تمام ظرفیت‌های نظامی، ‌‌اقتصادی و رسانه‌ای آن به خاك خواهیم سپرد

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5837
نقد و نظر

تک تک کلمات نشان از مبارزه با خرد و حق بیان رو می رسونه ،بیا یید در مبارزه با جهل ودیکتاتوری بیشتر به هم نزدیک شویم.و ترس حیوانی از خود دور کرده و پا به پای هم و یک دل بشوریم بر جهل و خودکامکی.

Posted by: فرهاد at May 17, 2010 5:22 AM



همانگونه که نویسنده محترم وبلاگ اشاره فرمودند، این متن جای تحلیل زیاد داره ولی در بخشی از مصاحبه آقای نبوی فرمودند "در علوم انسانی خدا مرده است" که احتمالا اشاره به نیچه و کتاب "و چنین گفت زرتشت" داره که در فصل اول کتاب نیچه از زبان زرتشت به عنوان بازگو کننده عقایدش میگه خدا مرد و ابرانسان متولد شد.
باید به مهندس نبوی یادآوری کرد که این دسته گل کشیشان قرون وسطی اروپا بود که افرادی همچون نیچه و هگل به تفکرات اینچنینی رسیدند، همانگونه که با روشی که این آقایون دنبال میکنند از بعد از انقلاب به این طرف شاهد سست شدن اعتقادات مردم هستیم و در اصل این آقایون هستند که عامل مرگ اعتقاد به خدا در بین نسل جوان هستند نه علوم انسانی و خیلی از کتاب ها که از فلاسفه قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی اروپا بر جای مونده.
جدایی دین یا بطور کلی هرگونه ایدئولوژی از سیاست هم که بحثی جداگانه و مفصل میطلبه.

Posted by: کوروش آریایی at May 13, 2010 10:15 AM



متنش بیشتر شبیه صحبت های اندرونی بود!
اینها همون تفکرات حقیقی راست سنتی متمایل به تند هست.
این حرف ها مدارکی مستند بر علیه مسئولین نظام جمهوری اسلامی (خواص!) هست که نشون میده تا چه حد اینها در قرن 21 از نظر فکری عقب مانده هستند!
اونقدر پررو هست که تلویحا تایید میکنه که هرجا تکثر بیشتر هست (شهرهای بزرگ) مخالفین ما بیشتر هستند و هرچقدر که سطح علمی و فکری بالاتر میره (محیط های دانشگاهی) تعداد مخالفین ما بیشتر میشه و در کنار اینها میگه چوب و چماق (سپاه و بسیج!) سرمایه های ما هستند! حالا من موندم کجای این نظام مقدس اینها عقلانی هست؟! خودش میاد میگه توانایی نبرد در عرصه جنگ نرم (بحث های کلامی) رو ندارن و سرمایشون همون چوب و چماقی هست که بهش اشاره کردم ولی در نهایت پررویی خودشون رو در این نبرد بر حق میدونن!!!

Posted by: Anonymous at May 8, 2010 9:09 PM



hekayate abe ravan va sange khara ra hameye doostan midanand. halah ien vasat daneshjooyan azdikhah abe ravan hastand va sepahian sange khara. baz shodane rozaneh jahate rahyee abe ravan va zolal naz dika ast, Aghayan khod ien ra tasdigh mikonand. Vali khodavand be ensanyae bad tinati ke dasteshan be khoone ien mellate mazloom aghoshteh tobeh va be ast ejazeye tobehe va bargashtane be rahe dorost ra nemidad.

Posted by: ali at May 8, 2010 8:00 PM



مشکل اینها این هست که چیزی برای عرضه در مقابل جریان فکری که از دانشگاهها بلند میشه ندارند و خیلی هاشون هم هنوز در خواب هستند و میخواهند حکومت اسلامی راه بندازند. تمام سرمایه گذاری های فرهنگی و تربیتی برای نسل جوان در طول این سالها به طور کامل شکست خورده و من واقعا نمیدونم تصمیم گیرندگان نظام در جریان این مطلب هستند یا هنوز رویا میبینند.
چیزی رو که صد بار تجربه شده باز هم میخواهند تکرارش کنند. هر دفعه با یک ظاهر جدید ولی درون مایه همون سراب های ایدئو لوژیکی هست که 30 سال پیش مطرح شد.
من یه مدت تو یه سازمان فرهنگی معروف وابسته به بیت رهبری کار میکردم. میتونم بگم واقعا در این سازمان همه کاری میشد جز تولید یه اپسیلون فرهنگ و دانشی که سرش به تنش بیارزه و بتونه جوانها رو به خود جلب کنه. واقعا اگر کمک و بودجه های دولتی نباشه این گونه مراکز یک روزه میخوابند چون فروش محصولاتشون خیلی کمه. چیزهایی هم که خرید میشه به صورت سازمانی هست و مثلا برای کارمندان فلان اداره و یا دانش آموزان فلان مدرسه راهنمایی.
تمام این هزینه ها مصرف هیچ میشه و فقط زمان هست که تلف میشه. ولی این تجربه ها برای ما نسل جوان و تحصیل کرده شهری این مزیت رو داره که میدونیم وقتی نسل ما اداره کشور رو در دهه های آینده تحویل بگیره باید چه کار کنیم.

Posted by: hamid at May 8, 2010 5:38 PM



آقای مرتضی نبوی، دیکتاتوری و حقه بازی سیاسی مشکل است نه دانشگاه، نه استادان، نه دانشجویان و نه علوم انسانی. حکومتی که امثال شما را در مقام تشخیص مصلحتش بگذارد اینده ای بهتر از این نخواهد داشت. شما را به سمت یکی از روزنامه های پر خرج با بودجه دولت گذارده اند و حداقل تاریخ را نمی خوانید و این مزخرفات را میگویید.به موارد زیر که در زمان حیات شما نیز اتفاق افتاده توجه کنید:
1- دانشگاها همواره مرکز جنبش های مدنی و غیر مدنی بوده اند وخواهد بود.
2- در انقلاب 1357 دانشجویان بازوی اجرایی ان انقلاب بودند.
3- اساتید نیز همواره حدود حقوق مردم رابه دانشجویان اموخته اند. و اگرامروز اساتید تندتر از دانشجویان دارند مردم را برای نافرمانی تحریک می‌کنند بخاطر این است که خفقان فرهنگی به حد اعلا رسیده.
4- علوم انسانی همواره در تاریخ در کنار علوم دیگر بوده و خواهد بود. به تارخ خودمان (نه اعراب) بنگرید. در اثار همه خیام،سعدی، حافظ، مولوی وابن سینا،خوارزمی، رازی، بیرونی و...همگام بار دیگر نوشته ها علوم انسانی همرا بوده است. ایا میخواهید تاریخ ما رانیز دوباره بنویسید؟
5- میفرمایید که:".. دانشگا اینها تحت تاثیر همین علوم انسانی هستند که در آنها خدا مرده است. ‌‌اینها در کتاب‌های علوم سیاسی‌شان به صراحت می‌گویند «خدا مرده است، ‌‌در صحنه سیاست حضور ندارد و انسان، محوراست"
اقای نبوی تاریخ را بخوانید چندین جا در کتابهای نویسندگان خارجی نوشته شده که اقای روحانی مجتهد"سید جمال الدین اسد ابادی" که بت بسیاری از روحانیون است در مصر از یکی از گرد هم ایی های نخبکان فراماسیون به خاطر رد وجود خدا اخراج گردید. هرچند تاریخ (و بنده) ایشان را یکی از نخبگان بزرگ تاریخ و ضد استعمار قبول دارد
اقای نبوی اینها باهم پیوسته در تاریخ بوده و هیچ مشکلی در علوم انسانی نیست .
اگر شما سر خود را از اخور پولی سهمیه ان "شعار نامه رسالت" در اورید و مقداری تاریخ بخوانید میبینید دیکتاتوری و حقه بازی سیاسی مشکل است نه دانشگاه، نه استادان، نه دانشجویان و نه علوم انسانی.
با سپاس مزدک.

Posted by: مزدک at May 8, 2010 5:31 PM



مهدی عزيز! اين کامنت و لينکی که زير آن می گذارم اصلاً با مطلب تو نامربوط نيست.
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=122407

عنوان خبر را بخوان و بعد متن را! در ابتدا تصور می کنی ارشاد از پخش کتابهای نويسنده ای خاص در نمايشگاه کتاب تهران جلوگيری کرده است. دو سه تا ناسزا هم حواله ارشاد می کنی. بعد که خبر را می خوانی می بينی که ای بابا، مديريت نمايشگاه به طور کلی از پخش کتابهايی همه نويسندگان و همه ناشران شرکت کننده در نمايشگاه که بيش از پنج سال از انتشار آنها می گذرد، ممانعت می کند. (اگر اشتباه نکنم همه ساله چنين بوده). خب، اينکه آيا اين سياست درست است يا غلط، می شود بر سر آن بحث کرد و از مديريت نمايشگاه خواست تا اين روش خود را تغيير دهد. اما اينکه يک خبرگزاری معتبر و تا حدی منتقد دولت با چنين تيتری در کاربران خود اين شبهه را ايجاد کند که "فقط" از پخش کتابهای اين نويسنده خاص جلوگيری شده است، بی اخلاقی محض است.
اما اينکه در ابتدا نوشتم اين کامنت و لينک به نوشته تو نامربوط نيست به اين خاطر است که ببينی، خانه از پای بست ويران است. هم اين طرف و هم آن طرف به دروغ عادت کرده اند و نه رئيس دولت و نه خبرگزاری کار و نه ناشر از دروغ گفتن ابايی ندارند و شرم نمی کنند.

Posted by: مهران at May 8, 2010 3:14 PM



من که از خواندن این مصاحبه تعجب کردم

Posted by: Anonymous at May 8, 2010 1:50 PM



همون حرفی که کروبی زد، حکومت از تک تک مردم در هراس است.
این هراس در خط به خط حرفهاش مشخصه.

Posted by: پرند at May 8, 2010 10:23 AM



جالب هست كه مقدار زيادي از صحبت هاي ايشون درست هست. اقاي نبوي و امثال ايشون همون عقلاي نظام هستند كه واقعيت رو اناليز مي كنند و راهكار طرح مي كنند به اصطلاح بدنه اتاق فكر نظام هستند نه مثل بعضي از افراد كه از رسانه يا منبر در حال لاف زني هستند

Posted by: مازيار at May 7, 2010 9:30 PM



تکلیف دوست نادان و دشمن دانا مشخص است.
از این دست مصاحبه ها را که می
خوانی، می مانی با دشمن نادان چه باید کرد؟!

Posted by: آمین at May 7, 2010 9:02 PM



نکته های جالبی رو برجسته (های لایت ) کردید
وقتی توانمندی مباحثه در اینترنت رو نداشته باشند توانائی مباحثه در هیچ بحث سیاسی رو نخواهند داشت.
جمهوری اسلامی کاملا یک نظام سرمایه داریه و اولین اصل آن اینه که باید آزادی بیان سرکوب بشه..حکم حکم ماست و آزادی اصلا بی معنی است.

جمهوری اسلامی = نظام صد درصد استکباری سرمایه داری = سرکوب آزادی اقشار از جمله آزادی بیان

دانشجو تنها اسلحه اش زبانش بوده و هست ولی اگه جلوی آزادی بیان رو بگیرند دیر یا زود اسلحه زبان به سخن میگشاید.
موفق و سربلند باشید
دفترها

Posted by: دفترها at May 7, 2010 3:55 PM



این استیصال هزینه ها بر کشور تحمیل خواهد کرد.

Posted by: حسین at May 7, 2010 1:16 PM



عجب!

آقای جامی، خداییش به نظر شما خودش این حرفها رو باور کرده، یا واسه اینکه سیبیل چهارتا مثل خودشو چرب کنه این حرفها رو می زنه؟

Posted by: Anonymous at May 7, 2010 2:26 AM



مهمترین دلیل برای عدم کفایت یک نظام همین است که تمام انرژی فکری و توان مالی و نظامیش صرف مبازره با مردم خودش میشود

Posted by: آرمان at May 7, 2010 1:20 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 15
چاپ کن
بفرست