:: می توانست اتفاق نيفتد
:: همه نظم ها آلوده اند
:: ما در رهگذار باد نگهبان لاله ايم
:: نو شدن مدام
:: آوار روزها يا چيزی شبيه به آن
:: ليله القدر ما
:: و مردمان چه پرهيزکارانند
:: نه قربانی نه قهرمان
:: و يبقی وجه ربک
:: سکوت خداوند
::  در سکوت
:: ماه زده
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
September 24, 2006  
بدون اين، دوستی يعنی چه اصلا؟  
 

قانون کلی صادر نمی کنم ولی برای زندگی و انتخاب های شخصی خودم يک اصل دارم که اساسی است. يک اصل ارتباطی يا ارتباطاتی مهم. دوست من کسی است که من با او نمی جنگم. کسی که با او می جنگی نمی تواند دوست تو باشد. می تواند شاگرد مدرسه و کلاس ات باشد. فرزندت باشد که می جنگی تا تربيت شود (جنگ به معنای کوشش سخت و روبرو با مقاومت و از اين حرفها). همسايه ات باشد تا مراعات حقوق خواب و آرام تو کند و نمی دانم چند هزار صورت ديگر از جنگيدن.

اما معشوق تو يار تو دوست تو رفيق تو همپياله تو بايد کسی باشد که با او در صلحی. حرف هم را می فهميد و به طور غريزی از هم حمايت داريد و به هم عنايت. کار دوستی کار فهم متقابل و اعتماد متقابل است (بدون اين دوستی يعنی چه اصلا؟). دوستی به وسيعترين مفهومش می گويم. برادری خوب هم دوستی است. زناشويی خوب هم. و چه بسا هر چيز خوب ديگر هم نهايتا نوعی از انواع دوستی است. و صلح. صلح کمياب. هر قدر و تا مرزی که نمی جنگيم دوست ايم. دوست ترين دوست بی مرز است صلح اش (خدا مثلا؟ به يک روايت حتما).

من می گويم صلح. کسی که هميشه جنگيده است. اما مرد جنگ هم به آرامش نياز دارد. به بزم کوچک دوستانه ای. به آغوش گرم ياری. به لبخند حمايت رفيقی. به چشمی که از هم-نظری برق می زند. می درخشد. دوستی درخشيدن است. مثل فلس عريانی مان به قول فروغ. صلح کل وجود ندارد. اما در جنگ کل که وجود دارد و ناگزير است و بس بسيار هم بشری است صلح صالحان و دوستان مزه ای دارد و طعمی ناگفتنی. زندگی جنگ است و لذت هاش به دوستی است. جايی که ديگر به جنگيدن نياز نداری. فهميدن هست. مفاهمه هست. مکالمه هست. معاشقه هست. مرافعه نيست. مقايسه نيست. چون هر کسی اصل است. مقامی است که هر کسی بی نظير است. هر کسی خود است. هر کسی خداست.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/879
نقد و نظر

سلام ... و هنوز زيباست صلح ... كي بود كه گفته بود از چنگال هاي خونريز صلح بيزار است ؟! يادم نيست ... اما، همين هم زيباست ...

Posted by: خورشيد at September 29, 2006 2:36 PM



آخرين نوشته حسین درخشان با عنوان «گذار» از چاله‌ی خامنه‌ای به چاه بوش جاي شايسته خودش را پيدا کرد و بعد از رد شدن توسط سردبيران روز، در بازتاب به چاپ رسيد.

مفتش و سکس پليس وبلاگستان تلاش نمود كه اين نوشته را به شخص ديگري نسبت دهد. اما تلاش بيهوده ايست چرا كه به فرض صحت آن صرف نظراز اينکه خود درخشان انرا نوشته يا شخص ديگري، نوشته در وبلاگ ايشان و به اسم ايشان است و لذا به ايشان تعلق دارد. اتفاقا تنها نکته درست آن نيز انتقاد به مبناي قضاوت نيک اهنگ است
ادامه
http://blogcritics.weblogs.us/farsi/?p=8

Posted by: erinther at September 29, 2006 1:55 AM



چشمهايم را مي بندم: پس چقدر دوستش دارم!

Posted by: پرنیان at September 26, 2006 11:47 AM



برادر!

بيا! به پهنای آسمان لبخند حمايت! به بی‌کرانگی دريا، آغوش دوستی! به صلح، به صفا: جهانی از محبت و همدلی. بعد از دو سه روز بی‌اينترنتی اين را خواندم و همدلانه با تو می‌گويم اين‌ها را.

زنده باشی (خسته هم نباشی!).

Posted by: داريوش at September 25, 2006 10:16 AM



بی‌عملی ما شريك جرم جرم عمل سركوبگران خواهد بود.
سكوت روشنفكران
كيوان صميمی

(مديرمسئول ماهنامه‌ی توقيف‌شده نامه)

بنظر می‌رسد می‌بايست فعالين سياسی و مدافعان حقوق بشر اعتراضات فراگيرتری نسبت به فشارهای شديدی كه بر دانشجويان دگرانديش وارد شدخ است به عمل آورند.

دانشجويان بستر اصلی جنبش دموكراتيك ايران را فراهم می‌آورند و سزاوار نيست نيروهای دموكراسی‌خواه به تضييق فزاينده‌ی حقوق اين قشر ارزشمند توجه درخور نشان ندهند. يورش به ظاهر قانونی كه هفته‌ی گذشته به دفتر سازمان دانش‌آموختگان (ادوار تحكيم) انجام شد و دستگيری دانشجوی فرهيخته‌ی تازه فارغ‌التحصيل، دكتر مهندس كيوان انصاری، نشان آشكاری از پروژه‌ی مهار جنبش دانشجويی است.

نشان ديگر عدم ثبت‌نام دانشگاه صنعتی اميركبير (پلی تكنيك تهران) از دانشجويان موثر آزادی‌خواه است كه تنها به علت دگرانديشی و دگرباشی در آستانه‌ی محروميت از تحصيل قرار گرفته‌اند.
نشان ديگر فشارهای گسترده بر بسياری از تشكل‌های موثر دانشجويی و تحديد بسياری از دانشجويان شهرهای مختلف است.

نشان ديگر محروم كردن تعدادی از دانشجويان سراسر كشور است كه در دوران تحصيل كارشناسی به برخی دستورات حاكميت تن نمی‌دادند و اكنون عليرغم قبول شدن در رقابت نفس‌گير كنكور كارشناسی ارشد، موانعی برای ادامه تحصيل‌شان ايجاد شده است.

نشان ديگر اين است كه تندروهای دورن حكومت با زندانی كردن غيرقانونی مهندس موسوی خويينی و سپس فشارهای شديد جسمی و شنكجه‌ی روحی بر اين مبارز مقاوم و با سابقه‌ی دانشجويی اين پيام را به اپوزيسيون قانونی داخل كشور می‌دهند كه دست از متشكل كردن فعالان دانشگاهی بردارند. همانگونه كه اين تندروها در زمان دولت خاتمی با زندانی كردن تقی رحمانی ، رضا عليجانی و هدی صابر عين همين پيام را به مخالفان قانونی جمهوری اسلامی منتقل كردند.

اگر امروز ما نيروهای اپوزيسيون، با شفافيت از حقوق حقه‌ی نيروهای فعال دانشجويی حمايت موثر نكنيم روزی خواهد آمد كه پروژه سركوب، نه تنها دامن ما بلكه دامن اصلاح‌طلبان درون حاكميت را هم خواهد گرفت. پاشنه‌ی آشيل حركت دموكراتيك مردم ايران تحزب و تشكل است و فعالين سياسی و اجتماعی می‌بايست هزينه‌ی متناسب با اين امر مهم را بپردازند.

تندروهای تماميت‌خواه كه بخش قابل ‌توجهی از حاكميت را اشغال كرده‌اند در دورن حكومت با آن دسته از تندروهايی كه كمی هم به مصلحت‌جويی روی آورده‌اند، دچار اختلاف هستند. فعاليت مسالمت‌آميز، پيگيرانه، علنی و شجاعانه‌ی اپوزيسيون، بدون اين كه بر هيچ طيفی از جمهوری اسلامی صحه گذارد، می‌تواند به انزوای تدريجی تندورهای سركوبگر منجر شود.

عيرغم اين كه بسياری از ساختارهای جامعه‌شناختی و برخی از شرايط داخلی و خارجی، آرام آرام در جهت اين انزوای تدريجی هستند، ولی اگر به دترمينيسم دل‌خوش كنيم و نقش كنشگری مثبت را فراموش كنيم، كنشگری منفی در كوتاه‌مدت – و حتی در ميان مدت – فجايع و ويرانی های زيادی را رقم خواهد زد. در اين صورت، بی‌عملی ما شريك جرم جرم عمل سركوبگران خواهد بود.

Posted by: آرش (Mother Earth) at September 24, 2006 5:49 PM



سلام:
این یک جمله بی نظیر است از زمان خواندش در ذهنم چرخ می خورد مدام" دوست ترين دوست بی مرز است صلح اش "....
بگذاريد بگويم كه دلم مي خواست اين متن شما طولاني تر بود قدري.دلم مي خواست بيشتر در باب آن گفته بوديد با همان نگاه ظريفه...

Posted by: مانا مهر at September 24, 2006 9:49 AM



چه قدر که این را باور داشته ام من همیشه؛ چه به هنگام بود این تایید دوباره در نوشته ی تو.

Posted by: پیام at September 24, 2006 9:37 AM



کاش همه اصلی داشتند ذوب شده در دوستی وکاش همه چشمی داشتند پر از برق هم نظری و کاش تنهائی مرده بود پيش از آنکه ريشه بدواند در همه هستی ما.

Posted by: نسرين at September 24, 2006 5:05 AM



قشنگ بود. به مطلب شما لينك دادم.

Posted by: آب و گل at September 24, 2006 1:22 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 9
چاپ کن
بفرست