:: مدرنيسم ايرانی: تبديل دايره به خط
:: سياست اخلاقی، سرگشتگی و رياکاری
:: شوک انتخاباتی اکتبر
:: شارون مبشر صلح
:: روياهای هسته ای ما ايرانيان
:: اجماع جهانی: بيزاری از جنگ و اشغال
:: ايران جمهوريخواهان دموکرات شده را نمی خواهد
:: معمای خشونت و اسلام در چشم برنده نوبل ادبی
:: انديشه های روز
:: پروژه پشتونیزه کردن افغانستان: تحليلی خلاف آمد رسانه ها
:: نتيجه نهايی
:: حسين شريعتمداری: مرد عنکبوتی
:: ارزش های رسانه ای سايت های اصلاح طلبان
:: آيا مدرنيسم سکولار خصلت مسيحی دارد؟
:: کنفورميسم و مدرنيسم
:: کودکانی که ديگر بزرگ نمی شوند
:: حکمت سياسی سيستانی
:: اسرائيل در همسايگی ما
:: معنای راه حل های يکجانبه
:: دموکراسی از راه زور، اشغال و خشونت عريان
:: هيچ اشغالگری دلش به حال ما نمی سوزد
:: مصدق مسلمان سکولار
:: مردان نامرئی
:: انفجار در استانبول
:: راه صلح برتر از جنگ
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
February 16, 2006  
رهايی از ديپلماسی انتحاری  
 

در مجموع بحث های مربوط به کاريکاتورها فکر می کنم اجماعی به وجود آمده است که هر دوسوی افراطی در اروپا و در جهان اسلام را طرد می کند. اما واقعيت سياسی اين است که افراطگرايی فعال است. نتيجه آن اين شده است که اکثريت گروگان رفتارهای اقليت شده است. اقليت های ضدمهاجر سيمای اروپا را می سازند بناحق و اقليت های تندرو اسلامی برای همه مسلمانان و برای اسلام چهره می سازند باز هم به ناحق. تصوير اکثريت در اين آشوب ديده نمی شود. آلوده می شود. اما پرسش پرسيدنی اين است که واقعيت تندروی با چه منطقی به حيات خود ادامه می دهد؟ و از آن رهايی ممکن است؟

1 در بن تندروی بسان آيين و اعتقاد بی گمان نوعی تمايل به انتحار وجود دارد. به قياس بمبگذار انتحاری می توان گفت ديپلماسی انتحاری. جز آنکه اين يکی با خود جمع بسيار بسيار بزرگتری را نابود می کند. تمايل به انتحار و رفتن تا آخر خط ميل مهارناپذيری است که در دوره های معينی از تاريخ به جريان غالب/ پيروز/ حاکم تبديل می شود. اين دوره ها دوره های خطرناک اند و پرتشويش.

2 ديپلماسی انتحاری بهترين فرصتها را برای ساختن ملت و مديريت نجات بخش از دست می دهد. چون اساس آن بر مديريت جامعه نيست بر انتحار جمعی است. عقل تندروانه ضدمنطق است. اين ديپلماسی در سوی خارجی خود در معرض اين خطر قرار دارد که به لطايف الحيل بازيچه قدرتهای بزرگ شود و تقابل صوری ناشی از آن را موتور حرکت خود قرار دهد. بن مايه انديشه تندروانه مانوی است. برای بهتر کردن جهان نيامده است آمده است تا ما را به ترک جهان پرآشوب فراخواند. معمولا هم خود در ايجاد آشوب يا افزودن بر آن فعال است. بن ضدمنطق آن اين است که يا همه جهان را درست می کنيم يا همه جهان را نابود می کنيم. و چون ادعای بزرگی دارد که از پيامبران هم ساخته نيست به سوی انهدام جهان می رود. همين بنياد آخرالزمانی آن را می سازد.

3 آشوب تندروان اما به شکلی طعنه آميز در خدمت سودپرست ترين و زمينی ترين و فرصت طلب ترين گروهها ست؟ به نظر من اگر بپرسيم تندروان به چه کسانی سود می رسانند در قدم اول بايد گفت به کسانی که از راههای نامشروع به پولسازی (و پولشويی) مشغول اند. در موقعيت تندروانه چنان گرد و خاکی به راه می افتد که معمولا چشم چشم را نمی بيند. وانگهی همه توجهات به نقطه مرکزی توفان سياسی جلب می شود. اين موقعيت بهترين موقعيت برای کسانی است که سود خود را از گل آلودگی فضا می برند. سودجويان بهترين مدافعان تندروان اند. مرگ آنها در دولت قانونی و قانونمدار است. لازم نيست راه دور برويم. در جريان آشوبهای چندساله در افغانستان ميزان قاچاق مواد مخدر نه تنها کاهش نيافت که چندين برابر شد. اقتصاد آشوب اصلی ترين پشتيبان سياست شهرآشوب است.

4 دومين گروه سودبرنده از آشوب، نظاميان اند. نظامی شدن فرهنگ و اقتصاد و سياست به معنای دميدن در بوق جنگ خارجی و ايجاد يا افزايش سرکوب داخلی است. مهم نيست که جنگ و سرکوب تحت چه نامی صورت می گيرد. جنگ نابود کننده يک کشور در حال توسعه است و سرکوب نابود کننده مجموعه ای از سرمايه های ارزشمند و غيرقابل جايگزين انسانی است. سود کشورهای حاشيه نشين حتما در آرامش و برنامه ريزی و سازش با جهان و شناخت جای خود و حرکت به سوی ارتقای آن است. اما اين سود دشمنان آن هم هست؟

5 تندروان معمولا آتشين مزاج اند و نطق های کوبنده می کنند و ناسيوناليستهای افراطی از کار در می آيند يا به دنبال نوع ناب دين و مذهب اند. اما شوربختانه تندروان هميشه خادم کسانی بوده اند که بازيگران اصلی قدرت اند و معمولا دين و مليت و فقرزدايی و توسعه و دموکراسی و مانند آن برايشان لق لق زبان است. تندروها کسانی اند که فکر می کنند بازی می دهند اما هميشه بازی می خورند.

6 تندروان اروپايی هم از مشخصات عمومی تندروهای غيراروپايی برخوردارند. اما تفاوت بزرگ آنها اين است که در ساختارهای دموکراتيک بايد کار کنند بنابرين خطر آنها در سطوح ملی به اندازه خطر تندروهای يک جامعه غيردموکراتيک نيست. نکته ديگر اين است که دموکراسی های اروپايی دموکراسی تفوق اند. پس تندروها در اين مسير نيز حرکت می کنند. آنها بازيچه خارجی نمی شوند بلکه خارجی را بازيچه می کنند.

7 در بازی تندروی يک قاعده کلی وجود دارد. وقتی از يک سوی ميدان تندروها وارد شدند از سوی رقيب نيز حتما تندروهايند که وارد ميدان خواهند شد. 

فضای کنونی بهترين زمان برای شناخت تندروان است. شناخت آنها مقدمه رهايی از آنهاست.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/808
نقد و نظر

سياوش،

نمونه استدلال تو نمونه جالبی است از مغلطه کردن. من از غلط املايی حرف می زنم نه خوانش پريشی يا ديسلکسيا. در همان جمله ای که از من آورده ای گفته ام غلط املايی در بافت معينی نشانه ضعف سواد است و گرنه غلط املايی تقريبا در هر کتاب چاپ شده فارسی به چشم می خورد که در واقع از چشم حروفچين و مصحح افتاده است و نشان بی سوادی نويسنده نيست. آنچه در مورد تو فرق می کند اصرار بر غلط است. در حالی که کسی که ديسلکسيا دارد می داند که غلط دارد.

در مورد ارجعيت ارجاع به گوگل هم دردی دوا نمی کند. معنا خارج از گوگل بايد تاييد شده باشد تا گوگل بسامد و محل کاربرد آن را نشان دهد. ارجعيت دارای هيچ معنايی نيست و صورت شفاهی و غلط همان ارجحيت است. تو می توانی در گوگل هزار نوع واژه نادرست تايپ کنی و برای هر کدام بسامد پيدا کنی مثلا می توانی صورت نادرست "راجع به" را به صورت "راجبه" گوگل کنی و ببينی چقدر اين غلط رايج است.

Posted by: سيبستان at February 21, 2006 2:58 PM



ادامه كامنت 12:
در خاتمه كمي از بحث اصلي دور بشويم تا اين ادعاي شما در مورد رابطه غلط نوشتن و اهل انديشه و كتاب و چه مي‌دانم چه، را كمي روشن كنم. در انگليسي واژه‌اي داريم به نام Dyslexia(و به هم‌اين گونه در دانماركي كه به آن Ordblind مي‌گويند) كه متاسفانه معني مترادف آن را در فارسي نمي‌دانم. اين واژه در رابطه با كساني(من جزو آنان نيستم) به كار گرفته مي‌شود كه در نوشتن و املاي كلمات مشكل دارنند. البته گفته مي‌شود اين يك مسله ژنيتكي است و شمار زيادي در دنيا از جمله يادشاه سوئد و دانشمند و حتا نويسنده با اين مسله در گريبانند. شما مي‌توانيد براي درك اين مطلب و فهم اين واژه به اين لينك مراجعه كنيد تا بداني كه ادعا كردن با قم‌يوز چه‌قدر مي‌تواند در مواقعي شبيه يك‌ديگر باشند. اين ادعا و يا به قول من قم‌يوز شما"به نظر من خطای املايی وقتی به سواد اشاره دارد که نشان بی توجهی به کتابت باشد و فقدان پشتوانه خوانداری." و اين هم لينك مربوطه(http://www.dyslexia-inst.org.uk/).

Posted by: سياوش at February 21, 2006 12:29 PM



داداش سيب‌ستان، اجازه بده در ابتدا اشاره كنم كه من قصد لج‌بازي و لجاجت با شما يا ديگري را به هيچ‌وجهي ندارم و نداشته‌ام، بلكه شايد تكرار و بافشاري در نشان دادن اين كه سكولاريسم يك واژه تعريف شده در قانون اساسي و حكومت و نظام است و نه يك واژه تعريف شده در دولت. اصراري است در كمك به فهم اين واژه و اشتباهاتي كه در اين راستا صورت گرفته و مي‌گيرد. از اين گونه واژه‌ها غلط نظير حقوق بشر اسلامي، فمينيسيم اسلامي، ماركسيست‌هاي اسلامي و غيرو زياد در زبان فارسي به كار گرفته مي‌شود. دليلش هم شايد لوث كردن حقي و حقوقي باشد كه من مي‌توانم بر آن فرض بگيرم. حالا بيا شما اين سوال را براي خودتت مطرح كن، كه وظايف و محدوده قدرت يك دولت بر چه مبنايي تعريف و جاي‌گاه آن مشخص مي‌گردد؟ آيا اين هم‌آن قانون اساسي نيست كه اين وظايف و حدود و محدوده قدرت را براي اين دولت تعريف و مشخص مي‌كند، و هم‌چنين حدود و وظايف سه قوه ديگر را كه عبارت از 1. قوه مقننه(يارلمان) 2. قوه قضائيه(دادگستري) و 3. قوه مجريه(نيروهاي انتظامي و لشكري) را هم قانون اساسي‌ست كه مشخص و معين مي‌كند، و نه قانوني ديگر؟ حال آيا اين دولت بر فرض سكولار شما از چه كانالي مي‌بايست جامعه‌اي را بر آن سمت براند كه سكولاريسم مشخص و تعيين و تعريف كرده؟ آيا با آن تعريفي كه از دولت شد، مي‌توان اين گونه تغييري را در جامعه از اين دولت فرضي انتظار داشت و اين قدرت را در آن ديد؟
موارد زيادي را مي‌توان شاهد بود كه واژه انگليسي State را به غلط دولت ترجمه مي‌كنند، در حالي كه State در اكثر موارد، حكومت و كشور معني مي‌دهد و در اصل واژه Goverment بايد دولت ترجمه شود. براي فهم واژه دولت و حكومت، لطفن به اين لينك مراجعه كن(http://en.wikipedia.org/wiki/State).
از شما خواهش شد كه مطلبي را معرفي كنيد تا كه بتوان واژه دولت سكولار را تعريفي دهد. شما ورداشتيد ما را يي نخود سياه مي‌فرستي. حالا كه اين گونه است براي فهم اين كه بداني ارجعيت يعني چه، ما هم شما را يي نخود و عدس مي‌فرستيم(http://www.google.com/search?hl=en&q=%D8%A7%D8%B1%D8%AC%D8%B9%D9%8A%D8%AA).

Posted by: سياوش at February 21, 2006 12:28 PM



جناب جامي !
طبيعتا هماهنگ با زمينه بحث پرسشم درباره ي غلط املايي بود .من سعي مي كنم دلايل مخالفتم را بطور فشرده بيان كنم :
1) وقتي شما(منظورم شخص شما نيست ) با يك نفر در اينترنت گفتگو مي كنيد ، بخصوص وقتي كه اشنايي هاي بيرون از نت موجبات همدلي شما را فراهم نكرده ، همواره در معرض جدل كردن قرار داريد . شما تفاوت گفتگو و جدل را مي دانيد و من جسارت نمي كنم آن را توضيح بدهم . صرفا اشاره مي كنم هر نوع اشاره ي تحقير آميزي كه منجر شود طرف مقابل شما در موضع دفاع از داشته هايي نظير "سواد ، حسن نيت ، وضعيت خانوادگي ، جنسيت و موقعيت اقتصادي و اجتماعي و سياسي اش "قرار بگيرد عملي در جهت سوق دادن طرف مقابل به جدل است . اگر كسي آنقدر شلخته مي نويسد كه عملا گفتگو مختل مي شود احتياجي به گفتگو كردن نيست . اما وقتي طرف تان را به رسميت مي شناسيد غلط املايي گرفتن از او تنها كاركردش تحقير كردن و در موضع دفاعي قرار دادن او ( در مورد سوادش )است و نفعي به بحث نمي رساند .
2) شما مي دانيد كه زبان و حتي نوشتار چيزي بسيار وسيع تر از ثبت شكل درست كلمات است . و اينكه كسي املاي درست زباني را كه بكار مي گيرد مي داند يا نه جز در مواردي كه غلط ها از حد بگذرد هيچ ربطي به سواد او ندارد . چون اولا ممكن است حافظه اش در بخشي كه اشكال حروف را ثبت مي كند ضعيف باشد . ثانيا امكان دارد (در مورد زبان فارسي) او در كشوري غير از كشورهاي فارسي زبان زندگي كند و زبان فارسي را بعنوان زبان دوم ياد گرفته باشد و زمينه ي مطالعاتي اش هم زبان فارسي نباشد ، ثالثا ممكن است در لحظه ي تايپ كلمه بي دقتي كرده باشد .خود من ادمهاي زيادي را مي شناسم كه بسيار باهوش و بسيار اهل مطالعه اند اما املاي چندان خوبي ندارند چون كم حوصله مي نويسند .
3) در اغلب موارد باروري انديشه با خواندن كتاب ملازمت دارد اما نه هميشه .مي توانم ويتگنشتاين را بعنوان يك مثال نقض بزرگ ذكر كنم .به همين ترتيب گاهي انديشه هاي بكري در ذهن كساني كه چندان اهل مطالعه نيستند شكل مي گيرد .در اينجا مي توان املا را مثل گرد و خاك از روي كاسه ي چيني مرغوب ناديده گرفت .
4) اين بديهي است كه امكان دارد سخن درستي با املاي غلط نوشته شود . اگر سخني ارزش صرف وقت و پاسخگويي را دارد چه اهميتي دارد با چه املايي نوشته شده باشد؟ ما كه نمي خواهيم همديگر را در اداره اي كه مديرش هستيم استخدام كنيم تا لازم باشد املايطرف مقابل را بسنجيم. حتي اگر غلط املايي نشانه ي بيسوادي باشد اهميتي در اصل گفتگو نخواهد داشت .
-----
پ.ن : اينهمه روده درازي كردم كه بگويم غلط املايي گرفتن در يك گفتگويي نظير گفتگوهاي مكتوب اينترنتي تنزل دادن شان بحث است .شايد به نظرشما مسئله ي بي اهميتي برسد .اما به نظر من هر چيزي كه گفتگو را به جدل تبديل كند از آسيب هاي گفتگو و قابل گفتگو است !

Posted by: mekabiz at February 20, 2006 9:18 PM



سياوش،

گرچه هنوز سر لجاج داری تا بحث، با اين کامنت آخری تو بهتر رابطه می توان گرفت چون سعی در استدلال داری. من توصيه می کنم اصل مقاله مهدی خلجی را بخوانی چون در آن به اندزه کافی استدلال هست که شالوده اسلامی برای سکولاريسم ترکی يعنی چه. بعد خوشحال می شوم نقد خودت را از آن استدلال ها بنويسی.

در باره دولت سکولار هم کافی است همين تعبير را در گوگل جستجو کنی تا ببينی صدها مطلب و گزاره بر اين اساس استوار شده است.

در باره اصرارت بر ارجعيت هم واقعا متاسفم. ارجعيت هيچ معنايی ندارد و در بافتی که تو نوشته ای - يعنی اين جمله: دمكراسي بر سكولاريسم ارجعيت دارد و نه برعكس- فقط همان ارجحيت معنا دارد و بس. اگر کسی نتواند يک اشتباه ساده و آشکار خود را بپذيرد چگونه ممکن است مغالطه های منطقی و فکری خود را بازشناسد؟

Posted by: سيبستان at February 20, 2006 7:32 PM



داداش سيب‌ستان، باز كه قاطي كردي! ادعا كردي كه دليل مخالفت فرانسه با ييوستن تركيه به اتحاديه ارويا، حاكي از خصلت مسيحي بودن سكولاريسم فرانسه‌ست. خوب با اين منطق و دليل، آيا موافقت دولت انگليس را بايد ياي حساب خصلت اسلامي بودن سكولاريسم انگليس نوشت و دانست؟. وانگهي چه در فرانسه و چه در انگليس و يا هر كدام از كشورهاي عضو اتحاديه ارويا، هم از جهت آراي مردم و آراي سياست‌گذاران و مداران اين كشورها، هم طيف موافق دارد و هم مخالف. علاوه بر اين، تركيه تنها كشور مسلمان واقع در ارويا نيست، آلباني(Albania) و باس‌نيا هرزه‌گووينا(Bosnia and Herzegovina ) هم مسلمان‌نشين و در آينده نزديك به اتحاديه ارويا خواهند ييوست، حتا به گماني زودتر از تركيه اين دو كشور به اتحاديه ارويا خواهند ييوست. از اين روي،مي‌توان نتيجه گرفت، كه تركيه نه به جهت مسلمان بودنش، بلكه به لحاظ ديگري، مخالفت‌هاي شديدي در راه ييوستن به اتحاديه ارويا مواجه‌ست(براي نمونه: قبرس، حقوق بشر و حقوق اقليت‌ها از جمله كردها و غيرو.).
هم‌آن گونه كه خود بايد بداني، ژابن با وجود عمده اديان بوديسم و شين‌تو‌يسم(Buddist and Shinto) يك نظام سكولار دارد، كه بعد از جنگ دوم جهاني و شكست اين كشور و ورود نيروهاي نظامي آمريكا به اين كشور بود، كه به وقوع ييوست و امروز ژابن داراي يك نظام دموكراتيك و سكولار است(داراي دو يارلمان كه از طريق انتخابات آزاد تشكيل مي‌شوند و اميراطور به عنوان نمادي شناخته شده است كه در شكل‌گيري قدرت، اداره و سياست كشور هيچ‌گونه نقشي ندارد.). در حقيقت سياست‌گذاران و دولت‌مردان وقت آن زمان آمريكا بودنند، كه قانون اساسي اين كشور را شكل دادنند. آيا بوديسم و يا شينتويسم مي‌بايست جزو خصلت‌هاي سكولاريسم اين كشور دانست؟ كشور هند با دارا بودن ده‌ها نوع دين و مذهب، و ليبي كه يك كشور مسلمان است، و داراي نظام‌هاي سكولار هم هستند را بايد با چه نوع خصيصه‌اي، مشخص نمود؟. تنها خصلت عمده‌اي كه مي‌توان بر اين نظام‌هاي سكولار نشان كرد، خصلت دموكرات بودن و نبودن آنان است و نه دين. مخالفت فرانسه و يا هر كشوري ديگري با ييوستن تركيه به اتخاديه ارويا، و يا به رسميت نشاختن حقوق اقليت‌هاي مذهبي و قومي در تركيه مسلمان را نبايد و نمي‌توان به حساب سكولاريسم نوشت و شمرد.
در يايان مي‌شه از شما خواهش كنم كه يك جايي نشان بدي(مقاله، نوشته و غيرو) كه اشاره‌اي به دولت سكولار كرده باشند تا از اين طريق ما هم به "ترم های رايج مباحث سياسی" كمي نزديك شويم رولوم(به قول لرهاي خودمان، يه وقت با چيز ديگري اشتباه نشه). ممنون مي‌شم.
در ضمن منظور من هم‌آن ارجع(ارجعيت) بود و نه ارجح(ارجحيت).

Posted by: سياوش at February 20, 2006 9:46 AM



سوالي كه پيش مي آيد اين است كه آيا آنان كه دشمنان يك ملت نام دارند، سعي ندارند ديپلماسي مخالفان را به سمت انتحاري شدن پيش ببرند؟ فكر مي كنم به نفعشان باشد.

Posted by: نیما at February 20, 2006 8:16 AM



مکابيز عزيز،
حتما معتقدم. زبان تق و لق زبان انديشه نيست. زبان انديشه زبان سنجيده است. سنجيدگی زبان هم با سنجيدگی واژگان و نحو همپيوند است گرچه همه آن نيست البته. به عنوان اصل درست است که هر زبان شسته رفته ای لزوما فکر شسته رفته ندارد و هر زبان پيچيده ای لزوما انديشه پيچيده ای را عرضه نمی کند اما انديشه سنجيده بی گمان در زبان سنجيده عرضه می شود. سوال تو از چيست؟ می گويی زبان و انديشه رابطه ندارند؟ يا فقط می گويی خطای املايی مهم نيست؟ به نظر من خطای املايی وقتی به سواد اشاره دارد که نشان بی توجهی به کتابت باشد و فقدان پشتوانه خوانداری. کسی که اهل کتاب و خواندن نيست اهل انديشه نيست.

Posted by: سيبستان at February 20, 2006 1:12 AM



"بحث جدی بدون توجه جدی به کلمات بی معناست."
جناب جامي ! واقعا به اين گزاره معتقديد ؟!!

Posted by: mekabiz at February 20, 2006 12:26 AM



آقاي سياوش نازنين،
قرار نشد تز دکترای کسی را که خلاف آمد عادت سرکار به نتايجی رسيده سيب گنديده ای كه روي زمين افتاده بنامی!

"شالوده اسلامي سكولاريسم تركيه" جان کلام آن تز است. از اتفاق ترکيه نمونه بسيار خوبی است که می تواند نشان دهد سکولاريسم اروپايی هم خصلت مسيحی دارد! چنانکه فرانسه مدعی است ترکيه به همين دليل اسلامی بودن نبايد وارد اروپا شود که از کشورهای مسيحی تشکيل شده است.

دولت سکولار مورد اشاره باقی هم ايرادی ندارد. ظاهرا از ترم های رايج مباحث سياسی کمی دور افتاده ای اخوی.

ضمنا ارجحيت درست است نه ارجعيت. بحث جدی بدون توجه جدی به کلمات بی معناست.

Posted by: سيبستان at February 20, 2006 12:01 AM



http://www.irancartoon.com/

edameie jange cartoon ha!

Posted by: ali at February 18, 2006 10:16 AM



ببين آقاي سيب‌فروش نازنين، قرار نشد سيب گنديده‌ي كه روي زمين افتاده به ما تحويل بدي! من هر چه توي توضيح المسايل‌ها آقايون علما گشتم، جوابي براي فهم اين تيتر سيب‌ستان "شالوده اسلامي سكولاريسم تركيه" نيافتم. بعد، اين آقاي باقي، انگار كه توي باغ نيست. دولت سكولار يعني چه؟ سكولاريسم يك واژه تعريف شده در حكومت است نه دولت. به يك معني ديگر، حكومت‌ها در يك نظام يابرجايند و قانوني دارند به نام قانون اساسي كه در آن خواهد آمد كه دين نقش سياسي ندارد و متعلق به حوزه خصوصي‌ست و دولت‌ها قوانيني را وضع مي‌كنند كه مبنايش بر اساس اين قانون اساسي‌ست و نه برعكس. اين اشتباه و ندانستن از آن جايي كه به تكرار در اين نوشته آقاي باقي آورده شده، نشان از هم‌آن ادعاي است كه اول حرفم بهش اشاره كردم كه باقي در باغ نيست. در خاتمه يك نكته مهم را هم دوست داشتم كه بهش اشاره كنم كه، دمكراسي بر سكولاريسم ارجعيت دارد و نه برعكس و از اين جهت است كه سكولاريسم را مي‌بايست با دمكراسي خواست وگرنه اين سكولاريسم مي‌شود رفع حجاب اجباري يا سكولاريسم به سبك رضاخاني يا آتاتوركي كه رويه ديگر آن طرف سكه يعني حجاب اجباري‌ست به سبك خميني.

Posted by: سياوش at February 17, 2006 10:07 AM



جناب جامي گرامي:
آقاي سعيد حنائي در روزنامه شان ( فل سفه ) مطلبي نوشته اند با عنوان "امام حسين (ع) بر ما می‌گريد؟" كه شخصاَ آنرا بسيار خواندني يافتم، اما با توجه به مطالب پارسال شما كه در اين مورد نگاشتيد مناسب ديدم نظر شما را در اين باره جويا شوم، با اجازه نشاني اين مطلب را هم در اين جا ميگذارم.
http://www.fallosafah.org/main/weblog/item_view.php?item_id=56#write
ارادتمند،
شاهين

Posted by: shahin at February 16, 2006 6:18 PM



تلاش برای سرپوش گذاشتن بر مرگ الهام افروتن زیر شکنجه
همان‌طور که انتظار می‌رفت، خبرها حاکی از خودکشی الهام افروتن در زندان و اغماء اوست.
به سیاق همیشه این‌بار هم گویا داروی نظافتی در دسترس او قرار رفته و یا سرش به جسم سختی اصابت کرده است...
اینک خبرهای ما حاکی از آن است که الهام افروتن باوجود آن که همه‌ی اعترافات مورد نظر اداره‌ی اطلاعات را پذیرفته است، نتوانسته فشارهای وارده را تاب آورد و به اغماء فرو رفته و برخی منابع از مرگ او خبر می دهند. این منابع علت عدم انتشار خبر مرگ افروتن را، آماده‌سازی فضا برای این امر ذکر می‌کنند که با انتشار خبرهای خودکشی و اغماء صورت گرفته است.
همین تلاش برای سرپوش گذاردن بر شکنجه و اعمال فشار بر الهام افروتن- و مرگ احتمالی او- باعث شد که در نهایت استاندار هرمزگان عبدالرضا شيخ الاسلامي، از "دوبار تلاش برای خودکشی توسط او" خبر دهد.
روز جمعه 21 بهمن 1384 اعلام کرده بودیم که : "منابع نزديک به جناح راست در رايزني هاي خود خواستار يک دادگاه نمايشي براي خانم افروتن و ساير دستگير شدگان هستند، اما برخي از منابع از امکان مرگ يا احتمال به اغما رفتن خانم افروتن پيش از موعد برگزاري دادگاه، بر اثر فشارهاي افراطي پاره اي مسئولان زندان بر ايشان خبر داده اند." 21بهمن خبرنامه‌ی گویا
اظهارات شهریار مشيري ديگر نماينده بندرعباس در مجلس هفتم، درباره اينکه دست‌هايي در كار بوده تا چهره دير باز را مخدوش كند، در ادامه‌ی به وقوع پیوستن بقیه‌ی پیش‌بینی‌هایی که تا کنون صورت گرفته بود، و شایعاتی که زمزمه می‌شد، اعتراف به این نکته است که الهام افروتن قرار است قربانی بازسازی چهره‌ی علی دیرباز راهیافته‌ی مجلس هفتم شود.
طبق اظهارات او، که گفته است: "اين خانم اقرار كرده است كه در فاصله اتمام كار صفحه بندي و تا چاپ روزنامه بدون اطلاع عوامل، مطلب رابين مطالب روزنامه قرار داده است." او الهام افروتن را به سیاق همیشگی رژیم جمهوری اسلامی به " دست‌هایی که قصد مخدوش کردن چهره‌ی او را دارند" متصل می‌کند و به این ترتیب به جای اینکه به اشتباه حرفه‌ای و البته همیشگی نشریه‌ی خود‌ « که پر‌کردن صفحات، از مطالب دیگران، آن هم بدون ذکر مأخذ است » اعتراف کند، به سیاق همیشه این ماجرا را به دشمنان رژیم مربوط می کند و به این ترتیب اشتباه صورت گرفته را تلاشی عمدی جلوه می‌دهد و دخترکی را به کام مرگ می‌فرستد.
بر اساس اظهارات علی دیرباز در اداره اطلاعات "اصلاً اين مقاله تا آخرين مرحله صفحه بندي نشريه نبوده است. قرار دادن مقاله در ميان مطالب نشريه توسط يك دختر خانم، زماني صورت مي گيرد كه مطالب براي چاپ به تهران فرستاده شده است. اين خانم اقرار كرده است كه در فاصله اتمام كار صفحه بندي و تا چاپ روزنامه بدون اطلاع عوامل، مطلب رابين مطالب روزنامه قرار داده است."
راهیافتگان استان هرمزگان، شهریار مشیری و علی دیرباز و استاندار این استان، عبدالرضا شیخ‌الاسلامی از پیش با هم به تفاهم رسیده و همگی برای قربانی کردن این دختر هماهنگ عمل می‌کنند و تکرار می‌کنیم که تلاش برای خودکشی جلوه دادن این موضوع دلیل می‌تواند دلیل "مرگ نابه‌هنگام" او باشد که قرار است خبر"به نتیجه نرسیدن مراقبت‌های ویژه و مرگ بر اثر خودکشی در زندان" را به دنبال داشته باشد.

این پیش‌بینی‌ها و تاکید‌گذاری‌ها را از آن جهت لازم دانستیم که به آنها اعلام کنیم مردم از روش‌های پوسیده‌ی آنها اطلاع دارند و هر اتفاقی برای الهام افروتن می‌تواند هزینه‌ی سنگینی به آنها به عنوان عاملان اصلی جنایت تحمیل کند.
از همه‌ی گروه‌های مدافع حقوق بشر و رسانه‌ها می‌خواهیم با بازتاب دادن این موضوع و آگاهی افکار عمومی، بر هزینه‌ی این جنایت برای جنایت‌کاران آن بیافزایند.
هومن عزیزی و مریم هوله

Posted by: mohamad at February 16, 2006 9:06 AM


 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 14
چاپ کن
بفرست