:: گفتمانی تازه برای ما: مبارزه با فقر و فساد و تبعيض
:: وبلاگستان در تعطيلات و قضيه خلع سلاح
:: ! ما گروگان ايم
:: توضيح المسائل انتخابات هدايت شده
:: منطق گفتگو از شکست
:: دموکراسی ايرانی، تقلب و درويشی
:: خزانه غيب انتخابات
:: بازی تمام شد
:: زندگی از شنبه همچنان ادامه خواهد داشت
:: نام و ننگ در انتخاب های اضطراری
:: شکاف انتخاباتی يا شکاف اجتماعی؟
:: مشکل فقدان جسارت در اصلاح طلبان
:: مغولها
:: رفسنجانی، کرباسچی و غول چراغ جادو
:: ديدار با حجاريان
:: حداکثرطلبی در سياست معين
:: رئيس جمهور نخست وزير نيست
:: عليه استصواب - با کدام قدرت از کدام راه؟
:: معين ملت يا معين مشارکت؟
:: معين يا رفسنجانی؟ - مساله چيز ديگری است
:: بگذاريم غريزه پی بازی برود
:: رفسنجانی مظهر شيخوخيت ايرانی
:: گره اصلی در انتخابات ايران
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
June 18, 2005  
شکست حزب ليبرال دموکرات وبلاگستان  
 

1 نتيجه انتخابات نشان داد که احزاب سايه در ايران چه وزنی دارند. در ايران حزب به آن معنا به چند فقره محدود است و  چندان هم بر مرام و اساس حزبی استوار نيست. من يقين دارم که آنچه هم هست به همان شيوه هيئتی که قبلا هم اشاره کرده بودم فعال است. احزاب سايه هم از اين حکم مستثنی نيستند. به عبارت ديگر، فعاليت های حزبی به احزاب نام و نشان دار محدود نيست و در واقع احزاب ديگری هستند که بی آنکه تابلوی حزبی داشته باشند در عرصه انتخابات و لابی و تاثيرگذاری و چانه زنی موثرند. بر اساس فرضيه من هر مجموعه ای که از يک شبکه نظام مند و همگن برخوردار است می تواند در نقش حزب ظاهر شود. در اين فرض احزاب موجود در ايران يا موثر در صحنه سياسی ايران اينهايند: شبکه روحانيت، شبکه سپاه و بسيج و نيروهای مسلح و نيروهای امنيتی، شبکه دانشجويی، شبکه بازار، شبکه مديران اجرايی و اداری، شبکه های قومی، و اين اواخر شبکه يا حزب وبلاگستان.

ممکن است در اين فهرست شماری از ديگر شبکه های فعال را از قلم انداخته باشم ولی خود فهرست به اندازه کافی گويای نوع برشی که برای شناخت شبکه های اجتماعی در ايران به کار می برم هست. قدرت بسيج هر شبکه و نحوه ائتلاف يا اختلاف آنها يک داستان ديگری است که در اينجا ضرورتی برای بحث از آن نيست.

2 انتخابات رياست جمهوری فعلی را من يک انتخابات سه قطبی می بينم. يک قطب رهبر و حزب اش يا شبکه هايش، يک قطب اصلاح طلبان و حزب و شبکه هاشان و سومی آقای رفسنجانی و حزب و شبکه هايش.  نتيجه انتخابات نشان می دهد که رهبر سخت کوشيده است با کمک شبکه ای از روحانيت دولتی و عوامل تحت امر خود در نيروهای سپاه و ديگر قوای نظامی و انتظامی و نيز با پشتيبانی بی دريغ عوامل نظارت شورای نگهبان، نماينده مطلوب خود را هر طور شده به دور دوم برساند. در واقع اگر ورود رفسنجانی به صحنه انتخابات نبود ما امروز رئيس جمهور مورد نظر رهبر را انتخاب شده می ديديم.  دور دوم هم تمام آنچه لازم است به کار گرفته خواهد شد تا يا رفسنجانی کنار برود يا کنار زده شود. قواره نظام ولايت فقيه آقای احمدی نژاد است و بس. رهبر با به کار گيری / چيدن افراد غيرروحانی مانند احمد نژاد و حداد عادل در راس قوای مقننه و مجريه ضمنا از شر نيروی معارض روحانيون خلاص می شود. در يک نظام فقهی حضور چند روحانی در راس امور دست رهبر را می بندد اما حضور غيرروحانيون فاصله بعيدی بين رهبر و آنها ايجاد می کند و به اقتدار او در تصميم گيری ها و پيشبرد امرو به شکل دلخواه او می افزايد.

3 حتی در اين انتخابات سه قطبی، رهبر از دست بالا در چيدن نامزدها برخوردار بوده است. لاريجانی و قاليباف و احمدی نژاد هر يک مهره های شطرنج او بوده اند و نقشی بازی کرده اند تا حرکت کليدی و تصميم نهايی از ديد پنهان بماند. ارائه نظرسنجی شورای نگهبان به مقامات عالی نظام که در آن گفته شده بود احمدی نژاد صدر نشين است اولين جايی بود که حرکت کليدی خود را نشان داد و بايد هوشمندان را به فکر وامی داشت. رهبر ايران تصميم گرفته است اين بار اشتباه دوره ناطق نوری را نکند و هر طور هست نماينده خود را بر کرسی رياست قوه مجريه بنشاند.

4 سياست تحقير رقبا که با تاييد صلاحيت معين از راه حکم حکومتی انجام شد اين بار در قبال رقيب پرمدعای مقابل احمدی نژاد يعنی رفسنجانی انجام شده است و باز هم در هفته آتی خواهد شد. برای رفسنجانی داشتن رقيبی مثل معين يا حتی قاليباف آنقدر افت نداشت که رقابت با احمدی نژاد و محاسبه احتمال شکست در مقابل او. رای اندک رفسنجانی با توجه به تبليغات عظيمی که انجام داد نيز به اندازه کافی اسباب سرشکستگی هست. او با رقيب مورد نظر رهبر تنها يک ميليون رای فاصله دارد. اما رهبر توانست با به کارگيری تمام ماشين تحت امر خود بدون ادا و اصول و هزينه زياد احمدی نژاد را تقريبا به اندازه رفسنجانی صاحب رای کند. تحقير مضاعف اصلاح طلبان هم در جريان است. آنها در وضعيت آچمز قرار گرفته اند و ممکن است ناچار شوند رای دادن به کسی را انتخاب کنند که با هزار زبان و با هزينه سنگين او را طرد کرده اند. اين سخت ترين تنبيهی است که از سوی رهبر به آنها داده می شود. بدتر از آن وقتی خواهد بود که اصلاح طلبان از رای به رفسنجانی حمايت کنند و او باز هم در مقابل احمدی نژاد شکست بخورد. آنها برای هميشه از صحنه حذف خواهند شد. دست کم تا زمانی که قدرت در اختيار رهبر است و از آن به نفع خود سود می جويد. 

5 من ديروز برای اولين بار در خارج از کشور رای دادم. تب و تاب دوستانم را می فهميدم و می خواستم آنها را حمايت کنم. اما وبلاگستان فارسی نشان داد که فاقد قدرت بسيج توده ها ست. و از آن مهم تر فاقد اهرم های مناسب برای هر گونه اعتراض به روند رای سازی يا دستکاری در صندوق هاست. يقين دارم که رای سازی و دستکاری بخشی جدايی ناپذير از  روند انتخابات در ايران است و قدرت حاکمه مثل هر نظام اقتدارگرای ديگر نسبت به نتيجه آرا حساس است و از هر کاری برای به دست آوردن نتيجه دلخواه روگردان نيست. اما از طرف ديگر، رای چند ميليونی معين نشان داد که برای رای گرفتن از مردم داشتن يک کانديدای مردم پسند هم مهم است. من به هيچ وجه گمان نمی کنم که ما در وبلاگستان اشتباه کرده ايم. بهترين تصميم ها را در نتيجه بحث های جمعی گرفتيم. اما شکست شبکه پشتيبان معين هم مساله ای نيست که بتوان از آن بی تحليل و بررسی گذشت. رای اصلاحات حتما بيش از اين چند ميليون رايی است که به معين داده شده است. اما دلايل خانه نشستن آنها که به خاتمی رای داده بودند نيازمند تامل دوباره است. انداختن تقصيرها به گردن آنها يا کسانی که رسما انتخابات را تحريم کردند اصلا سزاوار نيست. بايد به اين انديشيد که آيا نه گفتن معين به حکم حکومتی کمتر از نتيجه ای که از آری گفتن به آن گرفت می توانست موثر باشد؟ شايد بهتر همان بود که به صدای خاموش مردم توجه می کرديم و در کنار آنها می ايستاديم.

6 در برابر رفسنجانی هم مساله همين است. دعوت از مردم برای رای دادن به رفسنجانی هيچ معلوم نيست که اصلاحات را از وضع نيمه جان فعلی نجات دهد. شايد نه گفتن و تحريم اين بار رفتار درست تری باشد. رفتاری که اکثريت مردمی که در خانه نشستند انتخاب کردند. شنيدن پيام آنان هم مهم است. متهم کردن آنها خردمندانه نيست.  اگر مردم با رای خاموش خود رای به جدايی از نظام کنونی می دهند حق با مردم است.  آنها و آرمانهای ليبرال دموکراسی شان قواره اين نظام نيست. قواره اين نظام آقای احمدی نژاد است.  راه يافتن او به کاخ رياست جمهوری مهره های رهبر را تکميل می کند و تکليف ما را با نظامی که غرقه در غرور قدرت خود دست رد به سينه اصلاحات می زند روشن می سازد. اگر آنهمه شور و هيجان برای دموکراسی نتوانست بيش از چند ميليون رای برای معين به ارمغان بياورد و آنهمه تبليغات عجيب و غريب هم بيش از 6 ميليون رای برای رفسنجانی فراهم نکرد حمايت نه- به-دل-نه-به-خاطر ما از او در دور دوم تغيير چندانی در بازی نخواهد داد. اين بازی ما نيست. 

در وب:
کودتا و سالهای حرام، محمد حيدری
 

نيز:
نقد و نظر فرنگوپوليس بر مفهوم حزب وبلاگستان


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/685
نقد و نظر

نوانديش را ادد كنيد.ممنون

Posted by: amir at July 15, 2005 9:21 PM



بايد ترسيد . بايد بيم داشت .همه هستند . جز يكنفر. همه هستند تمام روشنفكران تمام روزنامه نگاران كارگردانان هنرمندان فوتباليست ها همه آنهايي كه قرار است منتقد باشند روشنگري كنند مصالح و معايب را ببينند از آزادي بنويسند .از مشكلات عدم توسعه و پيشرفت و گره هاي كور اين ملت را نشان دهند. ديگر كه مي ماند از اين طبقه ؟ لابد ده نمكي ها !!! اما يكنفر نيست كه متعلق به اين جمع محسوب نميشود و از آن غفلت شده است .غايب است.محسوب نشده است.ترس از آن است كه همو همه را با انتخابش متحيركند . همان كه ناديده گرفته شد توسط همه .

همين كه مي بيني همه يكصدا شده اند همه هستند همه داد ميزنند وتقلا ميكنند و او نيست كمي ترس برت ميدارد....

Posted by: اميد at June 23, 2005 1:47 PM



تمام آراي احمدي نژاد ايدئولوژيك و يا سازمان دهي شده و يا صورتي از احزابي كه شما تصوير كرده ايد نيستند . چرا كه اين راي ها از كميت بالايي برخوردار نيستند . يعني حدود 6 ميليون و اين راي نميتواند اورا در دور دوم موفق كند اما واقعيت غير از اين است شما توره هاي مردم را ناديده ميگريد . خوابگرد اشاره خوبي داشته است.

Posted by: اميد at June 23, 2005 1:38 PM



ترس بیدلیلی که در مردم از ظهور فاشیسم ایجاد کرده اند کاملا بیجاست. زیرا حکومت فاشیستی دیگر مثبت و منفی ندارد که احمدی نژاد بشود منفی اش و هاشمی بشود مثبتش

Posted by: عزیزدوردونه at June 22, 2005 7:19 PM



مهدى جامى عزيز، خردمندانه نوشتيد. متاسفانه موفق به فرستادن دنبالک نشدم. گويا دادستانى تهران بزرگ در اين سوى دنيا دنبالکها را هم دنبال مى‌کند!! به هر حال مطلبى نوشته‌ام. پاينده‌‌ باشيد.

Posted by: پارسا at June 22, 2005 3:31 AM



عده ای از افراد و اشخاص ناهمگون راه افتاده اند و دارند وب سايت امضا برای رأی دادن به هاشمی جمع می کنند.اين کاری که نه تنها غير دمکراتيک بلکه مذبوحانه است. پيشنهاد من: با اين نامه ای که کروبی به رهبری نوشته و نشان داده است که صحبت از يک چند صد رأی نيست بلکه تقلب انتخاباتی گسترده ای صورت گرفته است. بنابراين الان موقع آن است که اگر خاتمی زورش می رسد و مثل کروبی خايه دار است اعلام «ابطال انتخابات» کند وگرنه دکتر معين شجاعت به خرج دهد و اعلام «ابطال انتخابات» کند.

Posted by: ابطال انتخابات at June 19, 2005 10:58 PM



پيشنهاد: با اين نامه ای که کروبی به رهبری نوشته الان موقع آن است که دکتر معين اعلام «ابطال انتخابات» کند.

Posted by: منصور at June 19, 2005 10:29 PM



يک نامه تاريخی öه تمام موازات را در üمهوري اسلامي به هم خواهد زد.
متن كامل نامه مهدي كروبي به مقام رهبری به اين شرح است:
بسمه تعالي
مقام معظم رهبري
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مدظله‌العالي
با سلام و تحيت
روز شنبه پس از آن كه اينجانب از عزم برخي از نهادهاي قدرت براي تغيير جهت راي مردم اطمينان حاصل كردم، ضمن برگزاري مصاحبه، مطابق رويه معمول خويش و براساس اصل 57 قانون اساسي از حضرتعالي درخواست كردم براي اصلاح انحرافي كه در حال انجام بود، دخالت كرده دستور مقتضي صادر فرماييد، اما براساس آنچه دفتر جنابعالي اعلام كرده است پاسخ شما به درخواست اينجانب به شرح ذيل است: "به آقاي كروبي بگوييد: من رئوس مطالب شما را نگاه كردم. مطالبي كه شما گفتيد به كلي دور از شأن شما و در جهت ايجاد بحران در كشور است.‌ آيا متوجه هستيد كه چه كار داريد مي‌كنيد؟‌ آيا متوجه هستيد كه ايجاد بحران و بدبين كردن مردم كاملاً در جهت خواست دشمناني است كه خيز برداشته‌اند براي اين كه بلايي بر سر انقلاب و نظام جمهوري اسلامي در بياورند كه همه شما را دربرخواهد گرفت. اگر اعتراض به انتخابات داريد مگر راه قانوني وجود ندارد؟ چرا فضا را خراب مي‌كنيد؟ ممكن است ديگران نيز اعتراضات مشابه داشته باشند. آيا حق مي‌دهيد آنان فردا همه چيز را زير سوال ببرند؟ من از شما مطلقاً انتظار چنين برخوردي ندارم و من به حول و قوه الهي نخواهم گذاشت افرادي در كشور بحران ايجاد كنند." ( مطالب عيناً در نامه كروبي ذكر شده است)
مشاهده پيام حضرتعالي اينجانب را وادار كرد كه با طرح چند نكته مصدع اوقات شوم:
1- من در شرايطي وارد عرصه مبارزات انتخاباتي شدم كه عزمي يكپارچه را براي منصرف كردن و تغيير دادن تصميم خود مشاهده مي‌كردم. نهادهاي مختلف قدرت با ارائه نظرسازي‌هاي بسيار شبيه به هم اينجانب را فاقد پايگاه مردمي جلوه مي‌دادند و كساني در دستگاه‌هاي مختلف حكومتي براي ايجاد نگراني در من تلاش مي‌كردند. از عده‌اي در دفتر رياست‌جمهوري تا بعضي از وابستگان به بيت مكرم حضرت امام(ره) تا گروهي در وزارت اطلاعات و وزارت كشور و حتي( به قرار مسموع) برخي از نزديكان حضرتعالي با تاثيرپذيري از نظرسازي‌هاي قلابي ترجيع‌بند محافل خاص در مورد عدم اقبال مردم به من تكرار مي‌كردند و حتي متاسفانه تعداد زيادي از استانداران در محافل خصوصي و عمومي از تصميم من ابراز تعجب مي‌كردند و حتي استاندار لرستان از راي 7 درصدي من در ميان مردم لرستان سخن گفت. صحت و سقم اين ادعاها روز جمعه 27 خرداد مشخص شد.
ورود من به عرصه انتخابات با تاكيد فراوان بر حفظ اصول و آرمان‌هاي امام(ره) و انقلاب و با نيت تقويت مباني جمهوريت و اسلاميت با اعتماد به پشتيباني مردم و هواداران واقعي امام(ره) و انقلاب موجب شد حتي عده‌اي معدود از افراد نزديك به مجمع روحانيون به مخالفين ملحق شوند اما در مقابل استقبال و هواداري مردم از گرايش‌هاي گوناگون و به خصوص جواناني را به دنبال آورد كه اشتياق و شور و حال مبارزات انتخاباتي را به سطحي غيرمنتظره رسانده، فضاي يخ‌زده ماه‌هاي پاياني سال قبل را شكستند. من در سفرهاي متعدد به نقاط مختلف كشور با اقشار مختلف مردم گفت‌وگو كردم و در جريان مشكلات واقعي و مطالبات حقيقي‌شان قرار گرفتم و امروز با افتخار اعلام مي‌كنم كه مردم نه چنان كه عده‌اي متحجر مي‌گويند، از اصلاحات روگردان شده‌اند و نه آن طور كه عده‌اي تازه به دوران رسيده ادعا مي‌كنند از جمهوري اسلامي حقيقي با قرائت امام خميني(ره) بيزار شده‌اند. اجازه دهيد به عرض شما برسانم اگر همه نهادهاي قدرت، دستگاه‌هاي اطلاعاتي و به طور كلي مراكز تصميم‌گيري به جاي اتكا به گزارشات مشكوك، به روش اينجانب ارتباط مستقيم با مردم را در پيش بگيرند، بسياري از مشكلات حل خواهد شد. من بسيار متاسفم كه يك خبرنگار عرب‌زبان كه براي تهيه گزارش از جريان انتخابات به‌ايران آمده بود، واقعيات جامعه را درك كرد و پيش از انتخابات با اظهار تعجب به تناقض ميان نظرسنجي‌هاي قلابي و نظر واقعي مردم اشاره كرد. اما بعضي از دستگاه‌هاي مسوول تا آخرين روز بر انتشار نظرسازي‌هاي خويش و آشفته كردن ذهن مسوولان سطح بالاي كشور احراز داشتند.
حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌اي!
من در تمام سفرهاي استاني ضمن تبيين برنامه‌هاي خود به كرات‌ اين نكته را مورد تاكيد قرار دادم كه پيروزي در انتخابات اولويت دوم من است و حضور پرشكوه مردم در انتخابات برايم اهميت بيشتري دارد به طوري كه شايد بسياري از مردم تصور كردند اينجانب نه با هدف پيروزي بلكه فقط به عنوان وسيله‌اي براي گرم كردن تنور انتخابات وارد عرصه شده‌ام و شايد بعضي از آراي مردم را به دليل همين افراط در تاكيد بر اولويت حضور پرشكوه مردم بيش از راي دادن به شخص خودم از دست دادم.
به هر حال هر چه بود انتخابات برگزار شد و من به خود مي‌بالم كه بيش از تمام كانديداها به ميان مردم رفته و آنها را به استفاده از حق انتخاب خود، تشويق كرده‌ام و همين جا از مردم بزرگوار كه با ريختن بيشترين آرا به نام من در صندوق‌هاي راي پاسخ مناسبي به اينجانب دادند، سپاسگزاري و در برابر بزرگواري‌شان سر تعظيم فرود آورده، علاوه بر ‌اين مراتب احترام خويش را به كساني كه به ساير كانديداهاي محترم راي داده‌اند، به خاطر حضور در انتخابات، تقديم مي‌دارم.
حضرتعالي استحضار داريد كه در تمام دوره‌هاي گذشته از ساعات پاياني راي‌گيري مي‌توان جهت‌گيري راي مردم را تخمين زد و از نخستين ساعات شمارش آرا نتيجه انتخابات براي مجريان و ناظران قابل پيش‌بيني است. ‌اين دوره نيز تابع همين قاعده بوده و از حدود نيمه‌شب مراجعات حضوري و تماس‌هاي تلفني حكايت از راي بسيار گسترده مردم به اينجانب بود. گزارشات غيررسمي هم نشان مي‌داد كه در حدود نيمي از استان‌ها‌ اينجانب داراي بالاترين راي هستم. حدود ساعت سه بامداد شنبه بيست و هشتم خردادماه كه ثبت رسمي آرا در سايت انتخابات آغاز شد، تمام آمار‌هاي رسمي راي اينجانب را بسيار بالاتر از ساير كانديداهاي محترم نشان مي‌داد. ساعت پنج بامداد كه اينجانب به استراحت پرداختم، راي بنده حدود 25 درصد و راي ساير كانديداها كمتر از بيست درصد بود. در همان ساعات بعضي از دوستان با توجه به آراي شصت و هفتاد درصدي در بعضي استان‌ها، معدل بيست و پنج درصدي ثبت شده به نام اينجانب را مشكوك مي‌دانستند اما پس از حدود دو ساعت كه از خواب بيدار شدم، مانند بيداري از خواب اصحاب كهف، دريافتم كه همه چيز تغيير كرده است. سخنگوي شوراي نگهبان در مصاحبه‌اي كودتاگونه در ساعات اوليه صبح با دستپاچگي كامل و برخلاف رويه نشان داد كه اعلام آراي مردم از مجراي قانون وزارت كشور مطلوب بعضي از مراكز قدرت و افراد ذي‌نفوذ نيست. اينجانب حدود ساعت هشت و نيم صبح با مسوولان وزارت كشور تماس گرفتم كه آنها نيز از‌اين حركت شوراي نگهبان و صدا و سيما - كه به قرار مسموع بدون اطلاع مديريت صدا و سيما انجام شد - ابراز تعجب كرده و اعلام كردند براساس اطلاعاتي كه بلافاصله از صورتجلسه نهايي اخذ آرا در حوزه‌هاي انتخابيه استخراج و مستقيماً وارد سايت كامپيوتري وزارت كشور مي‌شود، اينجانب كماكان در رتبه اول قرار دارم. راي مردم به اينجانب كه برخلاف انتظار و به‌رغم تلاش گسترده افرادي در نهادهاي مختلف براي تخريب پايگاه اجتماعي اينجانب به صندوق‌ها ريخته شد، در حالي بود كه بخش‌هايي از سپاه و بسيج در بسياري از شهرستان‌ها از طريق پرداخت برخي وجوه به بعضي از مراكز و هيات آنها را به خدمت گرفته بودند و همچنين با حضور غيرطبيعي بر سر صندوق‌ها، به طور غيرقانوني براي فرد ديگري تبليغ مي‌كردند.
موضوع دخالت احتمالي بخش‌هايي از سپاه و بسيج را اينجانب قبلاً به صورت حضوري به عرض جنابعالي رسانده بودم و آنگونه كه شنيده‌ام وزراي كشور، اطلاعات و دادگستري نيز طي نامه‌اي آن را به جنابعالي منعكس و خواستار اتخاذ تدابير لازم براي جلوگيري از وقوع آن شده بودند.
همچنين برخي دوستان تاكيد مي‌كردند بيشترين تقلب‌ها در ساعات پاياني شب انجام مي‌شود و لذا اينجانب به وزير كشور پيشنهاد كردم ساعات راي‌گيري بيش از حد ضرورت تمديد نشود كه ايشان اعلام كرد ممكن است از برخي مراكز قدرت بر‌اي تمديد مكرر ساعات راي‌گيري فشار وارد شود.
آنچه امروز به عرض حضرتعالي مي‌رسانم براي تاكيد بر راي خود نيست زيرا معتقدم ملت‌ايران به خوبي مي‌داند اينجانب منتخب اول آنها هستم و هر چقدر هم كه اختيارات نظارتي شوراي نگهبان توسط خود آن شورا توسعه يابد، حركت كودتاگونه آن شورا در اعلام غيرقانوني نتيجه‌اي غير از نتايج اعلام شده توسط وزارت كشور آن هم در ساعات اوليه بامداد روز بعد از انتخابات، قابل توجيه نخواهد بود و تنها مي‌توان آن را لطف الهي براي افشاي يك برنامه از پيش طراحي شده دانست كه قبلاً توسط يكي از روزنامه‌ها زمينه‌سازي شده بود. اينجانب كه اين روند را خطرناك مي‌دانستم، ابتدا خبر تصميم خود براي برگزاري مصاحبه مطبوعاتي و افشاگري نسبت به تحولات مشكوك انتخاباتي را به دفتر جنابعالي اعلام و هفت ساعت پس از آن در مصاحبه خود ضمن تقدير از حضور پر شور مردم در انتخابات، نگراني خويش از روند موجود را ابلاغ و در عين حال به صراحت اعلام كردم كه در نظام ما رهبري با اختيارات گسترده حضور دارد و اينجانب از ‌ايشان تقاضا مي‌كنم به موضوع وارد شوند و جلوي انحرافي كه توسط باند مشخصي از سپاه و برخي مراكز قدرت طراحي و با حمايت شوراي نگهبان انجام شده را بگيرند. هم اكنون نيز با تاكيد مجدد بر آنچه در مصاحبه گفته‌ام از حضرتعالي تقاضا دارم براي رسيدگي به دخالت‌هاي غيرقانوني و تلاش‌هاي غيرمجاز بخش‌هايي از سپاه و بسيج كه بر سرنوشت انتخابات تاثير داشته است، دستور لازم را صادر فرماييد. حضرتعالي استحضار داريد شوراي نگهبان در زمان حضرت امام(ره) نيز گام اوليه‌اي براي دخالت فراقانوني در انتخابات برداشت و تلاش كرد انتخاب مردم تهران در مجلس سوم كه خلاف ديدگاه سياسي اكثريت اعضاي شوراي نگهبان بود را باطل نمايد. البته خوشبختانه آن روز شوراي نگهبان در‌اين راه هيچ همراه و همفكري نداشت و نه وزارت كشور مانند امروز بي‌خاصيت و ناتوان بود و نه صدا و سيما مانند امروز تحت فشار گروه‌هاي خاص قرار داشت. در عين حال امام(ره) در برابر نخستين نشانه‌هاي دخالت غيرقانوني آن شورا در انتخابات ايستاد و اكنون نيز اينجانب از شما تقاضا دارم براي نجات انقلاب، اسلام و كشور از تبعات دخالت‌هاي غيرقانوني بخشي از سپاه و نيز توقف روش‌هاي بدعت‌آميز شوراي نگهبان، دستور لازم را صادر فرماييد. اميدوارم همان طور كه ورود امام(ره) به موضوع انتخابات مجلس سوم از‌ ايجاد انحراف توسط شوراي نگهبان جلوگيري كرد، دستور حضرتعالي به عنوان جانشين امام(ره)، از روند خطرناكي كه نتيجه آن بي‌خاصيت شدن راي مردم است جلوگيري نمايد.
در كنار طرح اين تقاضا، طرح چند نكته را ضروري مي‌دانم:
1- من در همه صحنه‌ها و فراز و نشيب‌ها نشان داده‌ام كه حراست از اصل انقلاب، نظام، اسلام و حقوق مردم براي اينجانب از هر چيز مهمتر است و نگراني از تخريب‌ها، حملات و اقدامات احتمالي مرا از انجام وظيفه باز نخواهد داشت. اينجانب همان‌‏گونه كه بي‌مهري از نزديكترين دوستان و برخي متحدان سياسي را به خاطر تاكيد بر حفظ اصول و ارزش‌ها پذيرفته‌ام، اكنون حاضرم به خاطر دفاع قدرتمندانه از حق انتخاب آزاد مردم نيز تبعات احتمالي را پذيرا شوم.
2- در طول ماه‌هاي گذشته به مناسبت‌هاي مختلف بر بي‌طرفي رهبري نظام در انتخابات تاكيد كرده‌ام اما در عين حال به صور مختلف تلاش كردم از نظر احتمالي جنابعالي نسبت به برخي كانديداها اطلاع حاصل كنم زيرا عقيده داشتم اگر جنابعالي نسبت به كانديداي خاص نظر مثبت داريد - اگر چه اين كار را مفيد نمي‌دانستم - از كانديداتوري خودداري كنم زيرا تصور مي‌كردم در آينده مشكلات ايجاد خواهد شد. اما برداشت اينجانب از سخنان و مواضع حضرتعالي اين بود كه مهمترين نكته براي شما، حضور گسترده مردم در انتخابات است.
3- به‌رغم شفافيت مواضع جنابعالي، اخباري مبني بر حمايت فرزند محترم شما - آقا سيد مجتبي - از يكي از كانديداها منتشر شد كه پس از به تواتر رسيدن اين اخبار نگران شدم كه مبادا‌ اين موضوع مرتبط با ديدگاه حضرتعالي باشد اما تجربيات سابق و شناختي كه از شما داشتم مرا مطمئن كرد كه اين موضوع نظر شخصي ايشان است. پس از آن هم شنيدم كه يكي از بزرگان به جنابعالي گفته‌اند كه "آقازاده حضرتعالي از فلان شخص حمايت مي‌كند و شما فرموده‌ايد‌ ايشان آقا است نه آقازاده" و به هر حال مشخص شد كه آن حمايت‌ها نظر شخصي آقا مجتبي بوده است. در عين حال كماكان خبرهايي در مورد فعاليت ايشان به نفع يكي از كانديداها - كه سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول كرد و عنايت‌ها به طرف فرد ديگر سرازير شد - و حتي رفت و آمد به ستاد انتخاباتي آن كانديدا منتشر شد.
حضرتعالي به خوبي واقف هستيد كه دخالت‌هاي نسنجيده اطرافيان برخي از مقامات روحاني و سياسي در سال‌هاي گذشته تبعات منفي فراواني براي كشور و نظام داشته است و لذا اينجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزي از جنابعالي تقاضا مي‌كنم اجازه ندهيد تجربه ديگري به تجربه‌هاي تلخ گذشته اضافه شود در عين آنكه اطمينان دارم شخصاً از برخي اقدامات مورد نظر حمايتي نكرده‌ايد و شايد مخالف آنها نيز بوده‌ايد و اكنون نيز با هوشمندي كه از حضرتعالي سراغ دارم مطمئنم براي رفع شائبه‌هاي احتمالي موجود تدبيري خواهيد‌ انديشيد چون جنابعالي جانشين امامي(ره) هستيد كه وقتي در يك حادثه عده‌اي مدعي شدند مرحوم آيت‌الله حاج آقامصطفي خميني باعث ‌ايجاد محدوديت‌هايي براي ارتباط مردم با امام(ره) شده است، به‌رغم جايگاه فكري و فقهي آن مرحوم دستور داد كه "‌ايشان در كارهايي كه مربوط به من است دخالت نكند".
4- ضمن تاكيد بر تقاضاي خود - بازشماري آرا در برخي حوزه‌هاي مشكوك، استفاده از روش‌هاي كامپيوتري براي كشف آراي تكراري و نيز شناسايي منبع و مجوز پرداخت بعضي از وجوه در روزهاي منتهي به انتخابات - به استحضار حضرتعالي مي‌رسانم، نتيجه انتخابات هرچه باشد ديگر در اين باب مصدع حضرتعالي نخواهم شد.
5- معتقدم سپاه بر خون جواناني بنا شده است كه همه آنها شاهد و ناظر بر اعمال ما هستند و حفظ سپاه را براي حراست از كشور و انقلاب ضروري مي‌دانم. همچنين يقين دارم اكثريت نيروهاي جان بر كف سپاه نيز از برخي مسائل موجود ناراضي هستند. همان طور كه اكثر آنها با برخي فعاليت‌هاي اقتصادي كه به نام اين نهاد مقدس انجام مي‌شد مخالف بودند. خوشبختانه جنابعالي دستوراتي براي جلوگيري از فعاليت‌هاي اقتصادي توسط نيروهاي نظامي صادر و از خطرات اين كار جلوگيري كرديد. اينجانب از شما تقاضا مي‌كنم با رهنمود ديگري بخشي از سپاه و بسيج را كه در كارهاي سياسي وارد شده‌اند، از‌ اين اقدام - كه خطر آن به مراتب بيش از اقدامات اقتصادي است - بر حذر داريد. من معتقدم كه اگر قرار است عده‌اي از دوستان در سپاه و بسيج به مراكز قدرت دسترسي پيدا كنند، بهترين كار آن است كه اين مسووليت‌ها مستقيماً به آنها محول شود نه آنكه اعتبار سپاه را خرج رساندن عده‌اي به قدرت نمايند و در‌اين راه مرتكب اقدامات غيرقانوني شوند. ‌اين نكته را از آن جهت عرض مي‌كنم كه حضرتعالي در پيام شفاهي خود براي اينجانب اعلام فرموده‌ايد اجازه بحران‌سازي در كشور نخواهيد داد و من معتقدم بحران ناشي از دخالت‌هاي نابجا در انتخابات خطرناك‌ترين بحراني است كه امروز و‌ آينده كشور را تهديد مي‌كند.
6- امروز مشخص شد روش اعتدال‌گونه و همراه با حفظ اصول و آرمان‌ها كه همواره مورد توجه اينجانب بوده و اتفاقاً منجر به دشمن‌تراشي‌هاي فراوان براي اينجانب در ميان صاحبان سلايق مختلف شده است، با مقاومت‌هاي فراواني روبه‌رو است و لذا به نظر مي‌رسد راحت‌ترين كار براي اينجانب آن است كه از همه فعاليت‌هاي سياسي كناره‌گيري كنم اما وفاداري به راه امام(ره)، دين نسبت به اسلام و انقلاب و قدرشناسي نسبت به مردم، حقير را از عافيت‌جويي بر حذر مي‌دارد. لذا تصميم به تشكيل حزبي فراگير و غيرحكومتي گرفته‌ام. خوشبختانه سفرهاي چهار ماه اخير، اينجانب را با ميليون‌ها ‌ايراني متدين، خالص و دلسوز آشنا كرد كه دغدغه اصلي آنها حفظ اصول و در عين حال رفع مشكلات فراوان جامعه است و اكنون مطمئن هستم اكثر آنها آمادگي دارند در تشكيل حزبي فراگير با اينجانب همكاري نمايند. حزبي كه اينجانب تشكيل مي‌دهم - و هر كس كه اكثريت اعضا خواستند دبيركل آن خواهد بود - هم از حيثيت ملت بزرگ و شريف ايران دفاع خواهد كرد و هم براي شفاف شدن مواضع و تقويت مباني تحزب اقدام مي‌نمايد و هم به شدت با دو گروه كه دشمنان اصلي انقلاب و كشور هستند، يعني اقتدارگرايان متحجر و سكولارهاي مخالف نظام، مرزبندي خواهد داشت. حزب مورد نظر اينجانب به شدت در برابر كساني كه با راي مردم مخالف هستند - و حتي از ابراز ‌اين عقيده متحجرانه ابا ندارند -‌ايستادگي خواهد كرد و اگر لازم باشد آنها را به مردم معرفي مي‌كند.
7- اينجانب بارها در سال‌هاي گذشته از‌ اينكه تعدادي از احزاب توسط قدرتمندان درست شده و رقابت را در ساير احزاب و گروه‌ها سخت كرده‌اند، انتقاد كرده‌ام. امروز براي آنكه خودم مشمول اين انتقاد نباشم و شائبه هرگونه سوءاستفاده از قدرت سياسي و اجرايي در تشكيل و ادامه فعاليت حزب منتفي شود، ضمن تشكر از ابراز اعتماد جنابعالي، از‌ اين لحظه از كليه مسئوليت‌هاي سياسي از جمله مشاورت حضرتعالي و عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا مي‌دهم.
قاعدتاً با شناختي كه از اينجانب در بين همه دوستان از جمله حضرتعالي وجود دارد، همگان مطمئن خواهند بود كه اينجانب كماكان بر اصول و آرمان‌هاي خود پافشاري خواهم كرد و اجازه نخواهم داد مرزهاي ضروري با افرادي كه مباني اصلي نظام يعني جمهوريت و اسلاميت را قبول ندارند شكسته شود. اگرچه در هر شرايطي حتي دفاع از حقوق شهروندي كساني كه با آنها اختلاف عقيده دارم - چه متحجران و چه سكولارهاي مخالف حكومت ديني - را فراموش نخواهم كرد و به عنوان يك وظيفه بر آن پافشاري مي‌نمايم.
سلامتي جنابعالي، آباداني ايران و سربلندي نظام جمهوري اسلامي را از درگاه حضرت احديت مسألت مي‌نمايم.
مهدي كروبي
به گزارش "ايلنا"

Posted by: قاسم at June 19, 2005 8:35 PM



مهدي! به اين سخنان کروبی لينک بده که خيلی مهمه. اگر معين خايه داری مثل اين آخوند لُر حرفاشو بزنه و با اين شجاعت جلو رهبر فاشيست ها خامنه ای بايسته. لينک رو دقيق بخون و هم تو سايت خودت بزار و هم هر جا که توانستی:
http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=207369&code1=1

Posted by: شهرام at June 19, 2005 8:16 PM



نه دیگر. تحریم نه جواب می دهد و نه خواهد داد. هر کس که مهره ها را چید خوب می دانست در کجای این میدان مین پا می گذارد. با این حساب انها یک گام به جلو برداشتند ولی انتخاب دومی هم هست و این ادم کش نباید برود و بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند. من از روزهای بگیر به بند می ترسم از روزی می ترسم که هر روز روزنامه های خارجی خبر کشته شدن فلان مخالف حکومت را چاپ کنند. اطرافیان احمدی نزاد در بهترین حالت انصار حزب الله است!

Posted by: ایران امروز at June 19, 2005 3:25 PM



گيرم كه بر سر كار نيامدند. آخر با اين تفكرشان چه كنيم آقاي جامي:

"اين انتخابات براي ما "يوم الفصل" است و بعد از آن خط نيروهاي انقلابي و حزب اللهي با ديگر نيروها از هم جدا مي‌شود .... افرادي كه تفكر غربي دارند نبايد در نظام جايگاهي داشته باشند .... هدف انقلاب اسلامي، صرف استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي ... نبود.... به جز مقطع كوتاهي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، تمام دولت‌هايي كه پس از انقلاب روي كار آمدند ايده ولايت را در كشور پياده نكردند .... در حال حاضر شبكه‌هاي اصلي صداوسيماي ما در دست عناصر غرب زده است .... ما به دنبال تأسيس صداوسيماي امام زماني نبوديم كه اگر اين هدف بود، ‌امروز شرايط ما اينگونه نبود. يكي از وظايف و نقش‌هاي اساسي قوه مجريه كشور فرهنگ‌سازي است. اين نهاد مي‌تواند با اين نقش، مردم را به هر سمتي و سويي كه مي‌خواهد سوق دهد .... زماني اهداف انقلابي محقق مي‌شود كه هر چه ولايت فقيه گفت پياده نماييم .... بعضي مديران نالايق ما از واژه جهان سومي استفاده مي‌كنند كه اين تحقير ملت است. برخي مي‌خواهند مملكت را تقديم آمريكا كنند." (محمود احمدي نژاد، ابتكار، 26/10/83 و رسالت، 27/10/83)

Posted by: noname at June 19, 2005 2:48 PM



با درود فراوان، :)

بگمانم و تا جايی که اين سو آن سو سرک کشيده‌ام، نوشته‌ی شما در کنار نوشته‌ی جنابِ سخن که در گويا نشر يافته، بهترين و شايد تنها نوشته‌های ارزشمندِ کنکاش کننده و واقع‌گرايانه‌ای است که امروز خواندم. ديگر بزرگوارانی که يک جورايی طرفدارِ آنچه راهِ معين يا خط فکری گروهِ وابسته بدان است، بودند و هستند، جز چرند و پرند [به معنی واقعی و بدون قصدِ توهين] چيزی ننوشته‌اند.

دست شما درد نکند. پاينده و سربلند باشيد.

Posted by: پاينده باد ايران at June 19, 2005 2:32 PM



روزي كه صلاحيت معين تاييد نشد و به قول پدرم: «خامنه اي رهبر(!) دُمش را مثل موشي كه در خُم شيره افتاده باشد گرفت و بيرونش كشيد و يك ليسي هم بر سر و صورت و شيره ها زد و كمي تميزش كرد و گذاشتش در وسط جمع داوران و بازيگران انتخاباتي و گفت: "اين را هم بازي دهيد گناه دارد!" » همان-وقت بايد منتظر چنين روزي هم مي بوديم!
چرا هيچكدام از اين اعضا, محترم وبلاگستان كه مدافع معين بودند و هوادار حزب ليبرال دموكرات(!) به اين فكر نكردند كه اگر اين كانديداي(!) محبوب و اصلاح-طلب واقعا بدنبال مقابله با احكام عجيب و غريب قضايي و دولتي و حكم خدايي رهبر است(!) بايد از همان ابتدا بايستد و بگويد: "نــــــــه". آنوقت اكثريت مردم هم با او مي ايستادند و از او حمايت مي كردند و تحريم انتخابات هم جهتمندتر مي شدو فراگيرتر و ...!
چرا و چرا و چرا و چرا...؟!!!!!
از ماست كه برماست حضرت سيبستان. هرچه كه مي كشيم خود كرده ايم!

× اين را صبح نوشتم اما هرچه كه كردم نتوانستم post كنم! حالا مي بينم كه يك دوست هم تقريبا در جايي از نوشته شان به اين نكته اشاره كرده اند!
نوشته بهنود را مي خواندم و باز هم تشويق مردم به انتخابات دور دوم و محكوم كردن تحريم-كنندگان را! كي مي خواهيم درست ببينيم و درست عمل كنيم؟! حتي اگر احمدي نژاد هم بيايد چه مي شود؟! جز اينكه ماهيت نظام و نمايش بيرونيش يكسان مي شود و ظاهر و باطنشان يكي؟! آخر رفسنجاني يا همان عاليجناب خاكستري تابحال چه تاجي بر سر مردم و اين مملكت زده كه از اين به بعد بزند؟! هرچند كه مدتهاست براي خود و دار-و-دسته اش تاجگذاري كرده! احمدي نژاد لاشعور است و بدترين اما فراموش نكنيم رفسنجاني هم همين است و بس، آدم را به ياد كركس و كفتار مي اندازند، هردو!

Posted by: sahebdiba at June 19, 2005 2:04 PM



روزي كه صلاحيت معين تاييد نشد و به قول پدرم: «خامنه اي رهبر(!) دُمش را مثل موشي كه در خُم شيره افتاده باشد گرفت و بيرونش كشيد و يك ليسي هم بر سر و صورت و شيره ها زد و كمي تميزش كرد و گذاشتش در وسط جمع داوران و بازيگران انتخاباتي و گفت: "اين را هم بازي دهيد گناه دارد!" » همان-وقت بايد منتظر چنين روزي هم مي بوديم!
چرا هيچكدام از اين اعضا, محترم وبلاگستان كه مدافع معين بودند و هوادار حزب ليبرال دموكرات(!) به اين فكر نكردند كه اگر اين كانديداي(!) محبوب و اصلاح-طلب واقعا بدنبال مقابله با احكام عجيب و غريب قضايي و دولتي و حكم خدايي رهبر است(!) بايد از همان ابتدا بايستد و بگويد: "نــــــــه". آنوقت اكثريت مردم هم با او مي ايستادند و از او حمايت مي كردند و تحريم انتخابات هم جهتمندتر مي شدو فراگيرتر و ...!
چرا و چرا و چرا و چرا...؟!!!!!
از ماست كه برماست حضرت سيبستان. هرچه كه مي كشيم خود كرده ايم!

× اين را صبح نوشتم اما هرچه كه كردم نتوانستم post كنم! حالا مي بينم كه يك دوست هم تقريبا در جايي از نوشته شان به اين نكته اشاره كرده اند!
نوشته بهنود را مي خواندم و باز هم تشويق مردم به انتخابات و محكوم كردن تحريم-كنندگان را! كي مي خواهيم درست ببينيم و درست عمل كنيم؟! حتي اگر احمدي نژاد هم بيايد چه مي شود؟! جز اينكه ماهيت نظام و نمايش بيرونيش يكسان مي شود و ظاهر و باطنشان يكي؟! آخر رفسنجاني يا همان عاليجناب خاكستري تابحال چه تاجي بر سر مردم و اين مملكت زده كه از اين به بعد بزند؟! هرچند كه مدتهاست براي خود و دار-و-دسته اش تاجگذاري كرده! احمدي نژاد لاشعور است و بدترين اما رفسنجاني هم همين است و بس، آدم را به ياد كركس و كفتار مي اندازند هردو!

Posted by: sahebdiba at June 19, 2005 1:47 PM



به عقيده من مهمترين دليل خروج اصلاح طلبان از صحنه سياسي ايران، خودشان بودند. اگر سخنان و رفتار آنان را زير ذره بين بگذاريد، مي بينيد آنها موج سواراني بودند، كه موج ها (شما بخوانيد مردم) را فقط براي رسيدن به اهداف (اگر نگوييم شخصي) خصوصي خودشان مي خواستند. هيچگاه از خودشان انتقاد نكردند. هيچگاه نخواستند راه مردم را بروند. ظاهرن فقط اين 10-15 روز بود كه سعي مي كردند بفهمند مردم چه مي پرسند، و سعي مي كردند با جوابهاي ازسربازكن به آنها پاسخ بدهند (به گفته هاي نبوي و خاتمي در اين چند روز دقت كنيد). گفته هاي ابطحي هم جالب است، كه از رقبا چنان زيركانه انتقاد مي كند، و از خودي ها چنان ساده لوحانه! كساني كه هنوز حاكميت را در دست نگرفته اند و انتقاد از خود و كشف اشتباهات خود طفره مي روند، آيا پس از گرفتن حاكميت، ناگهان آزادانديش و انتقادپذير و مردمسالار مي شوند؟
آيا اصلاحات يعني اينكه نبوي در پشت پرده مذاكره كند، و خاتمي در جلوي پرده شعارهاي ماوراي بنفش بدهد؟ آيا اصطلاحات قلنبه سلنبه، نتيجه اي بجز گريزاندن مردم كم اطلاع دارد؟
آنها در اين 8 سال، چه برنامه اي براي اصلاحات تدوين كردند؟ فعاليت هاي آنها همواره به شكل روزانه و پيش بيني نشده بوده است. آنها اگر مي خواستند خربزه بفروشند، با حساب و كتاب تر از اينها عمل مي كردند!
اصلاح طلبان در 8 سالي كه صاحب قدرت بودند، هيچ اقدامي براي روشنگري، آموزش يا حداقل جلب اهالي دورافتاده كشور نكردند. در دوره پيش از انتخابات به بدترين وجهي (چه از نظر كمي چه از نظر كيفي) تبليغات كردند. آنها مي گويند رسانه ملي عليه ما عمل كرد، اگر پس از 8 سال هنوز نفهميده اند كه رسانه ملي عليه آنها عمل مي كند، كه قطعن عقب مانده ذهني هستند! آنها مي گويند امكانات مالي نداشتيم، يعني آنها (با توجه به موقعيت اجتماعي و ارتباطات شخصي و غير شخصي) نتوانسته اند هزينه تبليغات را تهيه كنند! البته اينها دخلي به كيفيت پايين تبليغات ندارد، كه لابد براي آن هم پاسخي نامقبول دارند!
هيچ آدم غيرسياسي اي نمي دانست معين كيست! اصلن انتخاب معين اشتباه بود. برعكس آنچه خودشان مي گويند، مردم خاتمي را به خاطر حمايت اصلاح طلبان انتخاب نكردند. بسياري او را به خاطر خوش قيافگي خنده و نشاطش انتخاب كردند، چنين كساني آيا مي توانستند معين افسرده اي كه تنها در يكي دو پوستر (ناياب) مي خنديد، انتخاب كنند؟
اگر وقتي كه معين رد صلاحيت شد، انتخابات را تحريم مي كردند، كمترين چيزي كه به دست آورده بودند، صلاحيتي بود كه اكنون ندارند.
اين جبهه اصلاحات نخ نما ديگر نمي تواند كاري از پيش ببرد. تنها انشعاب كساني كه به چيزي جز منافع كوتاه مدت خود فكر مي كنند، از اين جبهه و انتقاد واقع بينانه از اشتباهات گذشته و برنامه ريزي درست مي تواند آينده اصلاحات اينچنيني را روشن نمايد.
البته ميزان راي احمدي نژاد را جز به حساب تقلب نمي توان گذاشت، چون او را هم بسياري از مردم نمي شناختند.
اكنون هم با توجه به سابقه اي كه رفسنجاني و احمدي نژاد دارند، تبليغ گسترده براي تحريم انتخابات، مسالمت آميز ترين راه (البته اصلاح طلبان راهي را مسالمت آميز مي دانند كه به تاييد رهبر رسيده باشد!) براي زير سؤال بردن انتخابات جاري است.

Posted by: يك دوست at June 19, 2005 12:36 PM



تحریم خطرناک ترین بازی با سرنوشت ملت در مرحله دوم است! تجدید نظر کنید لطفا!!

Posted by: Giliran at June 19, 2005 12:15 PM



سلام
تعدادابلهان و لمپن ها ...تعداد افراد عضو طبقه متوسط شهري و روشنفكران و محذوفان...تعداد مرفهين حامي رفسنجاني ...بازاري ها و مومنان سنتي طرفدار لاريجاني...همه و همه با يك نظر سنجي مشخص شد.
يك بار قبلا نوشته ام...شكاف عميق اقتصادي منجر شده است به شكاف عميق تر فرهنگي...طبقه متوسط شهري از نظر اقتصادي در حال حذف و از نظر فرهنگي نيز مضمحل شده است.براي احياي دوباره آنها رفاه حد اقلي نياز است كه در اين مرحله به نظر من با افراد موجود ممكن نيست.

Posted by: گوشزد at June 19, 2005 11:32 AM



خامنه ای رادست کم گرفته بودندوبازهم این مارمولک راجدی نخواهندگرفت.بهرحال خامنه ای برنده است و ملت بازنده،تابازی بعد.

Posted by: تهرانی at June 19, 2005 10:40 AM



عالی بود مهدی خان، تحلیل بسیار دقیق و خوبی بود. لذت بردم رفیق. با اجازه شما به این یادداشت در وبلاگم لینک می دهم.

Posted by: فرهاد رجبعلی at June 19, 2005 8:34 AM



آن لبخند مهوع حاج آقا در روز انتخابات و به هنگام راي دادن بايد همه چيز را روشن مي كرد كه آقا براي مردم خواب هاي هولناكي ديده اند. احمدي نژاد و رياست جمهوري كم از كابوس نيست. لابد بعد از پيروزي قطعي عشرت شائق هم مي شود مشاور رييس جمهور در امور بانوان، و احزاب و تشكل هاي مردمي هم تبديل مي شوند به هيات هاي سينه زني حاج منصور و چند تا دراز گوش ديگر. ببخشيد كه بي ادبي مي كنم ولي واقعا از اين اتفاق متحير و عصباني ام.

Posted by: فریبا at June 19, 2005 5:22 AM



اي گفتي برادر! دلم سخت گرفته است، دلتنگم.

Posted by: rebel at June 19, 2005 1:01 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 21
چاپ کن
بفرست