:: ابن سینا به روایت بن کینگزلی و شرکا
:: چگونه آشتی ملی را تصویر کنیم؟
:: چل تکه زندگی ایرانی؛ نقل یک داستان مشارکتی
:: رمزشناسی 300
:: هری پاتر و فقدان "حس" هنری
:: که ما به دوست نبرديم ره به هيچ طريق
:: صنعت کردن در محبت
:: لبه تاريکی
:: سينمای مردمانی فقير اما با غرور
:: قبادی آينده سينمای ايران
:: دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند
:: فرق عنکبوت و اختاپوس
:: آنها تصوير ما را می سازند
:: لنی ريفنشتال
:: چرخ و فلک: ديدار با دولتمند خال و رقصندگان چرخنده تاجيک
:: گنج قارون
:: سرپيکو
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
September 7, 2003  
رياضت در اقيانوس  
 
دوستانم نگران شده اند که بر من چه رفته است. هيچ. شقشقه هدرت. گاهی جز آنکه بنويسی چاره ای نيست. وقتی نوشتی فارغ شده ای. حال آرامم. می خواهم آرام هم بمانم. گفتم که. من نا اميد نيستم که همان دم که تيغ بر گردن اسماعيل گذاشته اند که قانون است و حکم لايتغير، بدائی حاصل می شود و با قربانی کردن گوسفندی قربانی کردن اسماعيل منسوخ می شود. امروز به فکر دوستی بودم که روی آب های اقيانوس هند چهار هفته ای است که دريا می نوردد و فيلم می گيرد. شرايط از دور زيباست ولی در آن قايق که باشی دست شسته از جهان چندان آسان نيست. در واقع سخت است روزهای طولانی با کمترين امکانات روی آب راندن. پوريا در پروژه ای شرکت دارد که ساخت فيلم مستندی از سفر بوميان اندونزی به ماداگاسکار و آفريقا در هزاره اول ميلادی را در دست دارد و با قايقی که بر اساس ساختمان قايق های هزاره پيش ساخته شده سفر می کند. او تنها ايرانی گروه فيلمبرداری است. تا امروز بيش از 2500 مايل سفر کرده و تا مرحله ای که از اين کشتی پياده شود 550 مايل ديگر باقی است. اين پروژه وب سايتی هم ايجاد کرده که مسير سفر را روز به روز گزارش می کند: سفر دريايی کشتی بوروبودور. فيلم عجيبی بايد از کار در آيد. ياد کارهای هرتسوگ می افتم. اين هم رياضتی است. رياضت سينمايی.
Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

عرفانم: همان عرفان 1374 سنه :همان آرامش تو
مثال زدني بود هنوز آن راي را داري

Posted by: erfan at September 9, 2003 6:22 PM



مهدی جان. از اين آرامش خرسندم. همين است ديکر. بايد تاب آورد. پست و بلندش هم فرقی نمی‌کند. هميشه کار جهان بر اين مدار می‌چرخد. تو نيرمندتر از آنی که دست از کار بشويی. پايدار باشی!

Posted by: کاتب at September 8, 2003 9:50 PM



سلام... فكر مي كنم هر كاري كه در آن رياضتي در كار باشد, ثمره هاي نيكو مي دهد و بقيه كارها همه هدرت!

Posted by: نکته گو at September 8, 2003 4:33 AM



خوشحالم که آرامی و می‌دانی که آرامی. من اصلاً نمی‌دانم چگونه‌ام. آرامم؟ پريشانم؟ اصلاً نمی‌دانم چيستم! گيجم و گنگ. فقط حرف می‌زنم، شايد بعضی حرف‌ها گفته نشود ولی باز هم از همان ميان حرف‌های من مثل خودم فرياد می‌کشند. گويی برای من حرف و سخن و فرياد هويت مستقل دارد. اصلاً افسارشان دستِ من نيست! خودشان برای خودشان کار می‌کند. ما هم که برگ چغندريم برای‌شان! همين‌جوری شبانه‌روز ما را رسوا می‌کنند!

Posted by: داريوش at September 8, 2003 12:48 AM


 
پيوند  
نقد و نظر 4
چاپ کن
بفرست