سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

February 11, 2007

انقلاب بوسه و گل

عکسهای انقلاب را نگاه می کنم و می بينم طاقت ديدن شان را ندارم. عکسها مرا منقلب می کند. می خواستم چند کلمه ای در باره نشانه شناسی اين عکسها بنويسم. می نويسم. اما ناتمام و گذرا. شايد کسی پيدا شد که بنويسد. شايد هم کسی نوشته است و من بی خبرم. اما اين کاری واجب است. اين عکسها بخشی از تاريخ ما و هويت ما را ثبت کرده اند که هرگز ثبت ديداری نشده بوده است.

گردشی کوتاه در عکسها به نمونه همين دو مجموعه ای که در زمانه لينک داده ايم (اينجا و اينجا) نکته های قابل تاملی را نشان می دهد: تسلط فضای درهم شکستن و در هم ريختن و ازدحام و اسلحه. نه بهتر است طور ديگری بگويم. اصلا فکر می کنم هر مجموعه عکسی خودش هم دارای نشانه های خاصی است. مثلا اگر ديد عکاس چپ انقلابی بوده حتما عکسها پر از سلاح بدستان و سنگر و مبارزه مسلحانه است و اگر ديد مذهبی داشته عالم ديگری را نشان می دهد که در آن روحانيت و معنويت منتسب به آن برجسته است. اما فعلا نمی خواهم در باره نشانه شناسی کارهای عکاسان حرف برنم. سعی می کنم کوتاه شماری از نشانه های اصلی را مرور کنم:

شماری از عکسها پلاکارد و نوشته ای دارند در دست يا در مقابل جمعيت تظاهرات کننده. نقش پلاکارد چيست؟ بحث نشده. اما فعلا به چشم من می رسد که پلاکارد نقش زيرنويس فيلم را بازی می کند. عکس جمعيت بدون پلاکارد صامت است. پلاکارد آن را گويا می کند. گاهی هم رسانه خبری است که مثلا شاه رفت و امام آمد و چه و چه. مرگ و زنده بادهای انقلابی. اما محتوا را فعلا کاری ندارم.

آدمها و ادمها و انبوه و سيل آدمها. اين يکی از مهمترين شاخصه های گروهی از عکسهاست. انقلاب ايران وافعا با حرکت رودخانه ای بزرگ از آدمها تحقق يافت. شماری از اين عکسها بسيار با معناست. مثل اين يکی که عکس آقای خمينی مثل مهر بر کارت پستال زده شده تا نشان دهد که کدام مردم را می بينيم و چه عقيده و رهبری دارند:


در ميان عکسها زنان چادری هم بسيار ند. و در آن ميان زنان بچه به بغل هم کم نيستند. نشانه ای از طبقات متوسط سنتی و مذهبی. نشانه ای از بيرون ريختن زنان خانه نشين. يک چرخش اساسی در جامعه سنتی ايران که بعد از انقلاب بسياری از همين زنان را وارد عرصه اجتماعی کرد.

ازدحام ازدحام و جمعيت. يعنی مردم همه هستند. انقلابی واقعی در جريان است. يک نمونه می دهم:



و بعد عکسهای ورود آقای خمينی در فرودگاه و بهشت زهرا. اين عکسها نشانه همه حوادث بعدی را در خود دارند. لابد يادتان هست که چگونه عکس کسانی که بعدا از رهبری جدا شدند از اين دست تصاوير هم حذف شد؟ اين عکسها نشان از دوستان و ياران نزديک او در آن هنگام و بعدا شماری از مقامات ارشد انقلاب است.

و بعد مجسمه های فروافتاده شاه است. عکسهايی که نشانه خوبی برای پيامی هستند که منتقل می کنند: پايان يک دوره سياسی. سقوط رژيمی که به صورت عينی تصوير شده است با سقوط مجسمه رهبرش از بالا به زير.

پولهای پاره شده هم همين بی اعتباری را نشان می دهد. شاه اعتبار ندارد. پولش هم ندارد. فتامل.

سربازانی که بر روی تانک و کاميون های خود نشسته اند و پلاکاردی دارند يا عکسی از رهبر انقلاب و مردم سيويل و غيرنظامی در کنار آنها نشسته اند. نشانی از تسليم به انقلاب.

عکسهای انقلاب ساده و گويايند. برخی هم پيچيده تر. اين عکس را نشانه چه بدانيم؟



بر سر ميله ها و تيرآهن های ساختمانی نيمه تمام نشستن. عشق حضور. عشق تماشا. انقلاب همچون بازی. انقلاب بازی. بريم تماشا. چيزی ديدنی دارد اتفاق می افتد.

و اين عکس:



اين دستهای کشيده چه می گويد؟ اين نياز به تماس. اين نياز به نزديکی. اين برداشتن فاصله.

و اين يکی:

گل را لای انگشتان دست پاسبان می بينيد؟ و بوسه را. و رخسار پر مهر و باورمند روستايی را؟ انقلاب ايران انقلاب گل و بوسه بود. انقلاب بوسه و خاکساری. انقلابی که بايد بهشت می ساخت. و پايان می داد انتظار هزاران ساله ما مردم را برای پيروزی خير. برای بهشتی شدن جهان. برای آغاز برادری. برای پايان ترس از پاسبان ها. اعلام آمادگی برای صلح. به ايرانی ترين وجه ممکن. با گل و بوسه.

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است