سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

December 17, 2004

تخيل و فرهنگ آمريکايی

من ستايشگر فرهنگ آمريکايی نيستم. اما چگونه می توانم ارزش های بی بديل آن را انکار کنم؟ مهرنوش يکی از خوانندگان سيبستان پای مطلب خيابان-خوابها به طعنه و اعتراض از من خواسته تا وقتی بگذارم و بگويم اصلا آمريکا فرهنگ هم دارد؟ در يادداشت دو قلوی امشب از اين سوی اقيانوس به آن سو می روم تا کمی توضيح دهم چرا همه ما کمابيش به فرهنگ آمريکايی مديون ايم.

اگر بخواهم بحث روزنامه ای بکنم می گويم يک نگاه به فرهنگ جهانی نشان می دهد که چگونه آمريکا در پنجاه سال گذشته ارزش ها و نشانه های فرهنگی خود را همراه با نقش سلطه گرانه اش در سراسر جهان پراکنده کرده است. امروز از چين و ژاپن تا دوبی و عربستان و شمال آفريقا و آمريکای لاتين و حتی در کشورهای صاحب فرهنگ اروپای غربی اين فرهنگ ديده می شود.

اما از بحث جغرافيا و سياست در می گذرم و حتی نمی گويم که در آمريکا علم به فرهنگ تبديل شده و بدون فرهنگ متناسب رشد علمی کنونی در آمريکا حاصل نمی شد. در اين فرصت وبلاگی تنها به يک نکته در ارج نظری فرهنگ آمريکا اشاره می کنم که بيش از آنکه سياسی باشد به روش اشاره دارد: تخيل آمريکايی.

قصد استقصا ندارم اما آنچه حاليا به نظرم می رسد اين است که قدرت خيال و تخيل خلاق آمريکايی همه عرصه های اصلی فرهنگ مسلط او را ساخته است:

الف. آمريکا هميشه کشور محبوب مهاجران بوده است. اين مدينه-فاضله-سازی از آمريکا که تا همين دو سه دهه پيش عنصر غالب در تصوير آمريکا بود بر پايه تخيل بی نظيری بنا شده بود که آمريکا را سرزمين طلايی فرصتها معرفی می کرد. خيالی که مردم آمريکا آن را عملی ساختند؛ رويای آمريکايی.

ب. آمريکا خيال را به صنعت تبديل کرد. سينمای آمريکا به عنوان بزرگترين کارخانه روياپردازی از تاثيرگذارترين عناصر فرهنگی آمريکاست. بسياری آمريکا را هنوز با سينمايش می شناسند بدون آنکه تجربه دست اولی از سفر به آمريکا داشته باشند. نادرست نيست اگر بگوييم که خود آمريکائيان هم خود را با سينما بجا می آورند. با روياهاشان. از بر باد رفته تا جنگ ستارگان.

پ. مظهر تخيل خلاق کودک است. آمريکايی ها به اعتباری کودک ترين مردمان جهان اند. اين تصادفی نيست که بسياری از بازی ها که امروز در هر خانه ای کودکان شهرهای جهان به آن سرگرم اند طراحی شده و ساخته آمريکاست. حتی کودکان بزرگسالی مثل ما را هم سرگرم می کنند. با سينمايی که هر روز بيش از پيش به کارتون نزديک می شود: در آن هر اتفاقی ممکن است. آخرين فيلم های آمريکايی را به ياد آوريد؛ از ماتريکس تا تازه ترين سری جيمز باند و اين اواخر فيلم های قهرمانی نوع چينی. لابد فراموش نکرده ايم که منشا کارتون هم آمريکاست. و بهترين انيميشن ها اکنون به اندازه بزرگترين و پر خرج ترين فيلم های تاريخ سينما کار می برند و استقبال می شوند. فقط کافی است اين فيلم را در نظر بگيريد: The Incredibles

ت. آمريکايی ها تخيلات خود را آنقدر جدی می گيرند که آن را پايه علم قرار می دهند. تخيل شگفت آمريکايی آينده نگرانه است. هميشه تخيل جای دارد. هميشه راهی جلوتر هست. فقط به تحول کاربرد ليزر نگاه کنيد يا صنعت خلاق و هميشه بالنده کامپيوتر را به ياد آوريد. برای تخيل آمريکايی مرزی نيست. نقطه ايستادنی وجود ندارد. آمريکا اگر مادر فرهنگ مدرن هم نباشد آن را تا مرزهای ناديدنی و در-تصور- نيامدنی گسترش داده است. بسياری از دانشمندان به همين دليل به آمريکا مهاجرت کرده اند و می کنند. حتی در عرصه روشنفکری هم آمريکا جذاب بوده است. در نظر بگيريد که چگونه برترين روشنفکران اخير فرانسوی را هم نخست آمريکا کشف کرده است!

ث. و سرانجام سياست. گرچه به نظر می رسد که سياست از همه امور ديگر به روياپردازی دورتر باشد اما سلطه آمريکايی همواره با موتور تخيل حرکت کرده است. آمريکا در عرصه نظامی و تسليحاتی و فرماندهی جنگ و تسلط بر آب و خاک و هوا و فضا بی رقيب است و همه آن را از مادر تخيل خود گرفته است. شيوه سياسی اش هم که با اين قدرت پشتيبانی می شود از همين جا آب می خورد. شايد برای همين است که  معمولا سياست آمريکايی را زياده کودکانه ارزيابی می کنند. اما اين کودکی است که خيال خود و بازی خود را از همه بزرگسالان فسيل شده جدی تر می گيرد. رمز پيروزی اش هم همين لجبازی کودکانه است!
 

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است