سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

March 18, 2004

ريخت شناسی قرآن

نمی توانم در مقابل کسانی و آثاری که راه های تازه می روند و می گشايند احساس احترام نکنم. نمی دانم چقدر خوب يا بد انجام شده ولی همين که کسی کوشيده است بر اساس دانش نو به ام الکتاب فرهنگ ما يعنی قرآن بنگرد برای من بسيار قابل احترام است. به گمان من هر نسلی بايد سنت را به زبان خود و بنا به معارف زمان خود بازشناسی کند. در باره قرآن اين کار دشوارتر هم هست که هم موانع و حجاب های علمی و اجتماعی برای نزديک شدن به آن بيشتر است و هم سخت ترين بخش سنت برای بازخوانی نو است چرا که بايد با انبوه تفسيرها و برداشت های قديم روبرو شوی. باری سايت ايران فرهنگ در باره اين کار تازه در قرآن شناسی ( تهران: انتشارات ققنوس، 2003، چاپ اول) می گويد:

اين كتاب، تلاشي است براي بازنماياندن ويژگي هاي قصه گويي كتاب آسماني بيش از يك ميليارد انسان. «ريخت شناسي» برگرداني از كلمه morphology است كه اولين بار بوسيله «ولاديميرپراپ» در كتاب «ريخت شناسي قصه هاي پريان» به كار رفت. نويسنده در فصل نخست كتاب با عنوان «ريخت شناسي كهن الگويي قصه»، با پرداختن به يك قصه انتخاب شده، فرم آن را به گونه اي عيني و با تكيه بر انديشه هاي صاحب نظران بررسي كرده است. فصل دوم به روايت چند قصه از منظر ديگر كتب آسماني اختصاص دارد. در اين فصل خواننده با روايت قصه از منظر تورات و انجيل آشنا مي شود. در فصل پاياني، نخست آيات مربوط به هر قصه از سوره هاي مختلف استخراج شده و بنا بر چينش قرآني در امتداد هم قرار گرفته اند؛ سپس تك تك قصه ها، پس از تنظيم ترتيب ارائه اطلاعات، از منظر ريخت شناسي بررسي شده اند. در بررسي قصه ها، الگويي يكسان شناسايي نشده بلكه به هر قصه به شكل يك اثر مستقل نگاه شده است، با اين حال خواننده مي تواند ويژگي هاي عمومي شيوه قصه گويي قرآن را با توجه به آنچه آمده است خود دريابد. مجموعا دوازده قصه قرآني از منظر فرم و مضمون بررسي شده اند، بررسي كه مي تواند خوانشي محسوب گرد كه ساختار را نيز در خدمت تاويل متن مي شناسد و بر آن است كه متن را با ياري گرفتن از فرم بازخواني كند.

من کتاب را هنوز نديده ام ولی به غير از تازگی موضوع از دانستن اين نکته هم به هوش نويسنده آفرين می گويم که دنبال تحميل فرم خاصی بر قصه قرآن بر نيامده که اگر جز اين بود ريخت شناسی نبود. نتيجه ريخت شناسی مثل هر مطالعه علمی پسينی است يعنی هميشه پس از جمع کردن و تحليل همه ريخت ها و ساخت های موجود در حوزه مطالعه ممکن است.

قرآن ام الکتاب ماست و هم از اين رو سخت می ارزد کار کردن در شناخت اين اثر بی همتا در فرهنگ ما. من سالهاست که طرحی در باب سبک شناسی قرآن دارم و سالها پيش مقالتی هم در باب سبک شناسی و زيباشناسی مطالع سوره ها در قرآن نوشته ام که در مجله مشکات چاپ شد. سبک شناسی قرآن کار عظيمی است که بختياری بزرگ می خواهد انجام آن. اما کارهای کوچک تر و برش های مقطعی هم می توان زد تا مقدمات آن کار بزرگ فراهم گردد. کار استاد نازنين من دکتر پورنامداريان در کتابی که در باب مولانا نوشته و در آن نقبی به شناخت قرآن و نظم خاص آن زده از اين شمار است. ريخت شناسی دوازده قصه قرآنی هم چنين مقدمه ای است. من در اين کار يعنی توجه مدرن ادب شناسان به قرآن فضل پيشگامی را از آن هوشنگ گلشيری می بينم که به درک قصص قرآن علاقه مند بود چنانکه به درک قصص عرفانی ما و ديگر ساخت های سنتی قصه گويی ما. حقيقت آن است که ما تا قرآن را از ديد نو نشناخته باشيم چيزی در عالم مان بحقيقت نو نشده است.

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است