سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

February 13, 2004

اروپای لعنتی

نوزده نفر صدف جمع کن در ساحل بريتانيا کشته شدند. آب بالا آمد و همه را برد. کور نبودند. شب بود. سرعت بالا آمدن آب زياد بود. آنها می خواستند در فاصله جزر و مد هرچه بيشتر از عمق ساحل صدف جمع کنند. آنها چينی بودند. همگی پناهجو يا مقيمان غيرقانونی. می دانيد چقدر برای اين کار وحشتناک که از شب تا سپيده صبح در کنار دريا و در دل زمستان و در معرض بادهای استخوان ترکان انجام می دادند پول می گرفتند؟ کمتر از ساعتی يک پوند! و لابد حدس می زنيد که خوراک صدف که معمولا در گرانترين رستورانها عرضه می شود قيمتش چقدر است.

مطبوعات تازه انگار متوجه شده اند. شروع کرده اند به سرو صدا کردن. امروز ايونينگ استانداردEvening Standard روزنامه پرخواننده عصر با تيتر درشت نوشته است: بردگی 2004. می گويد دستمزد کار برای مهاجران بدبختی که مجبور به هر کاری برای نان در آوردن باشند تا 10 پنس در روز هم پايين می آيد! باورم نمی شود. اما هر چه باشد بر خلاف تظاهر يا تجاهلی که می شود مساله کار قاچاق و سياه با قيمتهايی فوق تصور پايين مساله ای نيست که با مرگ اين بينوايان چينی آشکار شده باشد.

هزاران مهاجر سرگردان و بی هنر و بی کار منبع درآمدهای کلانی برای کسانی هستند که بتوانند از اين لشکر بیکاران کار بکشند. اگر در ايران کارفرمايان از افغانهای مهاجر کار ارزان می کشند اينجا کارگر ارزان يا برده ارزان منحصر به يک قوم و نژاد نيست. از ايرانی و چينی و تاجيک و روس و آفريقايی بگير و بشمار تا صف متنوعی از انواع مردمان و زبانها که به دنبال بهشت گمشده ای راه افتاده اند و سر از جهنم مافياهای بردگی کار و سکس و قاچاق و هر کار سياه و زير زمينی درآورده اند.

اين چيزها انگار به ما مربوط نيست. هيچ کس از آن حرفی نمی زند. ما وبلاگ نويسهای خارج نشين هم بيشتر در باره ايران می نويسيم تا در باره آنچه پيرامون مان می گذرد. اروپا برای مهاجران اگر روزگاری بهشت بود امروز از انبوهی آنها به تنگ آمده است. مهاجران نمی دانند که اين اروپا اگر کار نداشته باشی به لعنت خدا هم نمی ارزد. پناهجويی و اقامت غيرقانونی زخم عجيبی بر چهره اروپاست. مهاجر گول چه می داند. مهاجری که حتی زبان نمی داند. مثل همين چينی ها. چنين مهاجری مثل برده ای است که قديم در جنگ اسير می شد. برده ای که امروز خود به پای خويش به اردوی دشمن می رود. برده ای که بردگی را چون شغل اختيار می کند.
تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است