سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

January 25, 2004

چگونه يک نامه تهديد به قتل را بخوانيم؟

عباس معروفی تصوير و متن نامه ای را در وبلاگ خود گذاشته است که آن را بايد نامه تهديد به قتل شمرد. نامه ها و پيام های تهديد در فرهنگ اروپا بسيار جدی گرفته می شوند. مهم نيست که اين نامه ها جدی يا شوخی و يا حتی جعلی باشند. پليس همواره به آنها به چشم يک انحراف خطرناک از قانون می نگرد و آن را دنبال می کند. همين روزها پرونده دختر دانشجويی در جريان است که به دروغ يا شوخی به افسران امنيت فرودگاه گفته بود که حامل بمب است. قاضی می تواند اين دختر خانم را برای همين شوخی نابجا بيشتر از ده سال زندانی کند.

من فکر نمی کنم که انتشار يک متن تهديد به قتل يا حتی تهديد به ضرب و جرح بهترين کاری باشد که می توان کرد مگر آنکه پليس آن را بی اشکال دانسته باشد يا حتی انتشار آن را بدليلی لازم دانسته باشد. در مورد نامه منتشر شده مورد بحث اما گمان نمی کنم هيچ مشورتی با پليس صورت گرفته باشد. اگر گمان من درست باشد با توجه به موقعيت امنيتی معروفی که به گفته خود او الزامات معينی را در هر سفر و نقل مکان او برای پليس ايجاب می کند تا از او حفاظت شود -و قاعدتا تهديدهايی ازاين دست بايد با پليس در ميان کذاشته شود- انتشار اين نامه يک خطای فاحش است.

اولين کاری که در مورد چنين نامه هايی بايد کرد انتشار آنها نيست بلکه بررسی سنديت آنهاست. آيا نامه واقعا جدی است و توسط نويسندگانی که آن را امضا کرده اند فرستاده شده است؟ يا ممکن است کسی از دوستان سابق يا دشمنان قديمی خواسته باشد در قالب يک نيروی تهديد کننده مثل سربازان غيبی حرفهای خود را بزند؟

بررسی سنديت بخصوص اگر پليس انجام دهنده آن باشد کار چندان دشواری نيست. خط، نوع کاغذ، نوع پاکت، نوع انشا، محل پست شدن نامه و مسائل دقيق تری مثل انگشت نگاری و جز آن می تواند روشن کند که آنچه با آن روبروييم از کجا و توسط چه کسی نوشته و پست شده است. اگر نامه های مختلفی دريافت شده آيا مثلا خط آنها يکی است ؟ از شهر و ناحيه معينی پست شده؟ و از اين قبيل. در مورد نامه های اخيری که به مقامات اتحاديه اروپا پست می شد و به محض باز شدن می ترکيد پليس منشا آنها را بولونيا در ايتاليا تشخيص داد و تمام نامه های پست شده از آنجا را به مقصد نهادها و مقامات اتحاديه اروپا بلوکه کرد.

در نامه ای که من خواندم و تصوير آن را ديدم احتمال می دهم که فرستنده فرضی آن را از داخل آلمان و چه بسا داخل برلين پست کرده باشد. اين نامه از ايران نمی تواند پست شده باشد چون تاريخ آن علاوه بر اينکه تاريخ رايج در ايران يعنی تاريخ شمسی نيست، جديد است ( 21 ژانويه) و معروفی می گويد آن را روز 24 ژانويه دريافت کرده است يعنی سه تا 4 روز بعد از نوشته شدن نامه:

به تاريخ 21/1 /2004
جناب آقای عباس معروفی مدير خانه هنر و ادبيات هدايت برلين
با سلام. جنابعالی همان کسی نيستيد که در نشريه کيهان چاپ لندن نوشتيد در حاليکه پناهنده شده ايد خواستند شما را بفرستند ايران ولی حالا می بينيم سر از برلين جای جاکش ها در آورده ايد. اين چه نشريه ايست که از وسط پای مادرتان صادر می کنيد. مردکه احمق تو اگر شعور داشتی که فريب نمی خورديد. روزی هم حساب ترا خواهيم رسيد. خائن بالفطره. نشريه ات را بکن توی ...
سربازان غيبی حضرت امام خمينی سلام الله عليه در جهان

در مورد سبک شناسی متن نامه هم گفتنی های مختلفی هست اما من فقط به يکی دوجنبه از آن می پردازم. مثلا اين که آيا تا به حال نيروهای امنيتی يا آدم های امنيت جمهوری اسلامی خود را "سرباز غيبی" ناميده اند يا نه. معمولا در استناد نامه تهديد به گروه معين بايد در نظر داشت که اين گروه شناخته شده است يا ناشناخته. معمولا گروههای تهديد کننده با اسم و رسم معين و انشای مشخص تهديد می کنند تا جهت تهديد روشن باشد. اگر هم ناشناخته و تازه پا باشند دليل تهديدشان کاملا مشخص است و همزمان ممکن است افراد ديگری را هم تهديد کنند تا اسم و رسمی به هم بزنند و با آوردن نام آنها يا دريافت نامه آنها پشت تهديد شوندگان بلرزد.

اما گذشته از نام اين گروه جهت تهديد آنها چيست؟ آنها از چه چيزی ناراحت شده اند که تهديد می کنند؟ گويا مساله نشريه ای مطرح است که معروفی منتشر می کند. اين خشم آنها را برانگيخته است. اما معروفی که ديگر نشريه ای منتشر نمی کند. شايد منظور آنها از نشريه همين وبلاگ اوست. اما با توجه به اينکه در اين نامه دوخطی يک خط بالاتر کيهان را نشريه خوانده بعيد است که منظورش از نشريه در خط بعدی چيزی مانند وبلاگ باشد. بنابراين نويسنده نامه نمی داند از چه چيزی قرار است عصبانی باشد.

نويسنده نامه می خواهد فحاشی کند تا تهديد. هيچ نامه تهديدی اينقدر آشفته نيست که با سلام و خطاب محترمانه شروع شود و به فحش خواهر و مادر ختم گردد. تهديد اگر جدی است شخصيت و جهت تهديد نويسنده درآن روشن است. از اين نامه چنين چيزی بر نمی آيد.

اگر اين نامه حتی خالی کردن دق دلی در پوشش تهديد باشد هم البته جرم است. اما جرم را بايد پليس رسيدگی کند. انتشار آن در وبلاگ آخرين کاری است که بايد کرد نه اولين کار و آنهم به محض دريافت. اگر معروفی نگران امنيت خود است کاری که کرده است نقض غرض است و با اصول اوليه حفاظت در تناقض. آيا پيشگيری از وقوع جرم و در اين مورد جلوگيری از عملی شدن تهديد و پيدا کردن منشا آن مهم تر است يا صلا در انداختن به اينکه جرمی قرار است صورت بگيرد؟ مگر آنکه فرض کنيم معروفی خود نيز اين تهديد را جدی نگرفته است. در آن صورت اين پرسش باقی می ماند که با انتشار متنی که سنديت آن به دست کارآگهان محک نخورده و بررسی نشده و معروفی نيز خود آن را جدی نگرفته او به کدام هدف تير انداخته است؟ و می خواهد کدام خواننده جدی امروزی اين متن را بدون سوالهايی که من بخشی از آنها را مطرح کردم بخواند؟ و به چه نتيجه ای برسد؟

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است