:: عصر مغالطه قانون و اسلام به زودی به پایان می رسد؟
:: انقلاب سفید ولایی
:: ما دلبستگان آواره و گوشه نشین ایران
:: مساله خاتمی نیست خامنه ای است
:: کشف حجاب از بیانیه وزارت اطلاعات
:: خامنه ای به زبان ساده
:: سال عجیب 2013 برای ایران
:: زندان اندرونی رهبر نظام
:: خامنه ای اصلاح طلب می شود
:: جذابیت پنهان احمدی نژاد
:: نیروهای خواهان تغییر باید خود نیز تغییر کنند
:: باز هم مشکل «یک»؛ بن بست خمینی سازی از خاتمی
:: ضعیف ترین حلقه در زنجیره نظام خواهد شکست
:: ما اپوزیسیون عربستان نیستیم
:: یارانه ملت در حکومت اقلیت
::  احمدی نژاد: گندم نمایی و جوفروشی
::  شهرآشوبی احمدی نژاد
:: تقصیر ما نیست که باور نمی کنیم
:: همه استدلالهای لاریجانی در دفاع از قصاب دارفور
:: یلدای گریز
:: دایره معنایی انحلال سیاست
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
June 20, 2013  
خامنه ای تاس خود را با دست مردم ریخته است  
 
این پست بیشتر به روشنگری بیشتر در باره ابهامها و ایرادهای دوستان در باره تحلیل من از مهندسی انتخابات 92 می پردازد و بنابرین در کنار پست قبلی باید خوانده شود: انقلاب سفید ولایی - اگر آن را نخوانده اید لطفا اول آن را مطالعه کنید. 

یکبار دیگر حرف خود را با نکات دیگری عمدتا از مواضع انتخاباتی آقای خامنه ای بازگو می کنم. همه این مواضع را از صفحه ویژه انتخابات سایت خامنه ای نقل می کنم:

آقای خامنه ای می گوید همه سلایق سیاسی بیایند. در چیدمان نامزدها هم این نکته مورد توجه بوده است.
آقای خامنه ای می گوید همه حتی کسانی که حامی نظام هم نیستند بیایند و رای بدهند.

سوال: مفهوم دو سخن بالا این است که آقای خامنه ای هوادار تنوع افکار سیاسی و تنوع رای دهندگان است. آیا به نظر شما منطقی است که فکر کنیم آقای خامنه ای دموکرات شده است؟ یا باید به عمل او نگاه کرد و دید که راه بر همه سلایق سیاسی باز نبوده است؟

در باره تنوع رای دهندگان چطور؟ آیا او از روی طبع دموکراتیک است که این حرف را می زند؟ یا برای جذب افراد بیشتر پای صندوق است؟ 
فرض اول: هدف او فقط کشاندن مردم پای صندوق است. نتیجه را خود تعیین می کند.
فرض دوم: هدف او احترام به رای مردم است. نتیجه را مردم معین می کنند.

به نظر شما می شود فرض دوم را قبول کرد؟ ممکن است بگویید او به رای مردم احترام ندارد ولی مردم فشار آوردند. واقعا اگر مثلا قالیباف برنده انتخابات اعلام می شد شما باور نمی کردید؟ چه کسی گفته است که فشار مردم لزوما به صیانت از رای می انجامد؟ چه کارکردی در انتخابات ایران این را تضمین می کند؟

آیا خامنه ای نتیجه انتخابات را هر چه باشد قبول می کند؟
فرض اول: بله چون شورای نگهبان پیشاپیش نامزدها  را فیلتر کرده است
فرض دوم: نه چون صافی شورای نگهبان همیشه ملاحظات سیاسی خاصی را رعایت می کند و لزوما همه نامزدها از چشم بیت رهبری یکسان نیستند.

روشن است که نامزدها یکسان نیستند. نه فقط در سال 88 دیدیم که کروبی و موسوی با احمدی نژاد یکسان نبودند و رای کروبی بسیار دور از ذهن و تحقیرآمیز اعلام شد بلکه در همین انتخابات هم روشن بود غرضی و حداد عادل با دیگر نامزدها برابر نیستند. 

من در یک نکته تردید ندارم و به این سخن خامنه ای باور می کنم که چندین بار گفت رای مرا کسی نمی داند و کسی هم نخواهد دانست. در انتخابات حاضر هیچ جور ممکن نبود آقای خامنه ای رای خود را بر خلاف دور قبل به طرفدارانش اظهار کند. رای او باید مخفی می ماند چون کاملا برخلاف مسیر معمول او و انتظار طرفدارانش در بسیج و سپاه و مذهبی های محافظه کار بود. 

یک نکته دیگر هم از نظر من قابل تردید نیست. آقای خامنه ای تصمیم گرفته است که هر طور شده چهره و وجهه قابل قبولی از خود به دنیا عرضه کند. او گفته بود که دشمنان ما می خواهند بگویند رقابتها نمایشی است. اما رقابت میان نامزدها واقعی است. و صدا و سیما را برای وقتی که در اختیار نامزدها گذاشته بود ستود و از مناظره ها هم به وجد آمد که خیلی خوب بود و خوشمان آمد. اما درک خامنه ای از مقبولیت اش در این چارچوب محدود می شود که مثلا همین صدا و سیما چون لطف کرده وقت داده به نامزدها مظهر آزادی بیان شده است! این نگاه به آزادی بیان درست مثل نگاه دیگر او به قانونگرایی است. به نظر او در این دوره باید قانونگرایی حاکم باشد نه مثل 88 که به قول او مخالفان به قانون لگد زدند. روشن است که حد قانونگرایی ایشان هم بیش از این نیست که قانون را خود تعریف کند و تعریف همه چیز از خود او صادر شود. چه آزادی بیان صدا و سیمایی چه بی قانونی معترضان به تقلب 88. ولی روشن است که او توانسته با آمدن روحانی گام بلندی در بازسازی مقبولیت خود بردارد.

در یک نکته دیگر هم تردید نیست که از نظر او در وضع فعلی اقتصاد مساله اصلی کشور است و این را هم چندبار گفته است. در واقع آقای خامنه ای حماسه سیاسی اش را برای حل مساله اقتصادی اش تعریف کرده است. من با ناظران اصولگرا کاملا موافق ام که حماسه سیاسی متحقق شده است. حماسه سیاسی انقلاب سفید خامنه ای بوده است و اکنون آغاز شده است. قرار است این حماسه سفید وضع سیاه اقتصاد آخرالزمانی را هم بهبود بخشد. یعنی تحریم را حل کند. 

اجازه بدهید این بخش از صحبت را با این نکته تمام کنم که خامنه ای 8 برنامه در عملیات دشمنان پیش بینی کرده بود به این شرح:

۱- برنامهريزى و برنامهسازى رسانه‌های دشمن برای انتخابات ۱۳۹۲/۰۲/۱۶
۲- ناامیدكردن مردم از طریق مانع‌تراشی و كتمان پیشرفتها ۱۳۹۲/۰۱/۰۱
۳- ايجاد ترديد و دودلی در دل مردم تا همت آنها را كوتاه و ضعیف كنند ۱۳۹۱/۱۲/۳۰
۴- ایجاد اختلاف بین مسئولین ۱۳۹۱/۰۸/۱۰
۵- برهم زدن ثبات و آرامش كشور ۱۳۹۱/۰۷/۲۴
۶- پرت كردن حواس مردم از انتخابات با یك ماجرای سیاسی، اقتصادی یا امنیتی ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
۷- سعی در اخلال در برگزاری انتخابات ۱۳۹۱/۱۰/۱۹
۸- تشكيك در سلامت انتخابات ۱۳۹۱/۱۰/۱۹

با انقلاب سفید خامنه ای او توانسته است تمام این برنامه را فارغ از اینکه اصلا چنین برنامه ای بوده یا نبوده بر هم بزند. به نظر من البته دشمنی در کار نیست. اینها 8 مساله مهم بحران امنیتی در انتخابات است که هر سازمان اطلاعاتی می تواند آنها را پیش بینی کند و مثل یک ایستگاه آتش نشانی صورتهای مختلف پدید آمدن آتش را آموزش دهد. خامنه ای با انقلاب سفید خود آتش های 8گانه ای را که از آن نگران بود خاموش کرده است:

- رسانه های خارج از کشور را منفعل و تا حدی مضحکه کرده است که نتوانستند دست او را بخوانند
- مردم را دوباره امیدوار کرده است طوری که حتی با وجود اذعان به دیکتاتوری او بگویند دیکتاتور تشکر تشکر!
- تردیدهای بسیاری از مردم را زدوده است
- اختلاف احتمالی بین مسئولان را که می توانست با انتخاب هر نامزد اصولگرایی بالا بگیرد حل کرده است و اختلافات دولت با باقی نظام را کاملا دفن کرده است
- به کشور ثبات و آرامش بخشیده و از یک بحران بالقوه اعتراضی دیگر پرهیز کرده است
- انتخاباتی آرام برگزار کرده است
- و وضعیتی درست کرده که لیدر اصلی مخالف یعنی هاشمی بگوید انتخابات بی شبهه بوده است

و به نظر من دستاوردهای متعدد دیگری هم داشته است که لزوما در برنامه دشمنان نبوده و طراحی «دوستان» برای آینده نفوذ ایران در منطقه از آن جمله است. 

این نتیجه ی یکی از بهترین مهندسی های انتخاباتی در سالهای پس از 76 است. کاری با نمره 20. در این مهندسی هیچ جایی برای غافلگیری وجود ندارد. نکته اصل هم همین است که خامنه ای اصلا و ابدا از نتیجه انتخابات غافلگیر نشد. مردم غافلگیر شدند! آنها فکر نمی کردند خامنه ای به نامزدی که مورد توجه آنها قرار گرفته بود میدان بدهد. اما این بار خامنه ای درست همان نامزد را می خواست. با دست مردم تاس خود را ریخت!

بیاییم سر نقدها و سوالها:

وحید غلامی می پرسد: 
چرا وقتي قاليباف گزينه ي قابل كنترل تري هست توپ و ميدون رو ميسپارن دست تيم هاشمي،خاتمي

به نظرم جواب اش روشن است به این دلیل که قالیباف پشتوانه مردمی روحانی را نداشت و آقای خامنه ای کسی را می خواست که اعلام پیروزی او را مردم به صورت طبیعی بپذیرند. بعلاوه، این که قرعه به نام قالیباف نخورد دلایل دیگری هم دارد. همان دلایلی که بار پیش هم احمدی نژاد در مقابل او انتخاب شد. این بار دلایل دیگری هم به آن اضافه شد که الان مورد بحث من نیست.

داریوش ملکوت می نویسد:
تمام نکته اين است که نشانه‌هایی که تو دیده‌ای، «تمام نشانه‌ها» نيستند.

طبیعی است که من همه نشانه ها را ردیف نکرده ام و به نظرم برای بحث تنها اشاره به شماری از نشانه های معنادار کافی است. ولی اگر اسپانسری پیدا شود (!) حاضرم تمام سخنان خامنه ای را از دوره ای که میخواست اصلاح طلب شود تا روز قبل از انتخابات بخوانم و گزاره های معنادار و مرتبط را برگزینم و تحلیل کنم و نشان دهم که یک خط واحد آنها را به هم وصل می کند. در واقع با فرارسیدن نوروز 92 او تصمیم اش را برای انتخابات گرفته بوده است. در نوروز سال 88 هم تصمیم اش را برای انتخابات آن سال گرفته بود. 

داریوش می گوید 
«نشانه» هم به خودی خود کمک زيادی به ما نمی‌کند. مهم تحليل، راه‌حل يا تبيين استوارتر قصه است

البته وقتی نشانه می گویم منظورم همزمان نشانه شناسی هم هست. تحلیل من همان نشانه هایی را که در دسترس همگان هست طور دیگری معناشناسی می کند. 

همایون خیری معتقد است که بیت رهبری آنقدر آشفته است که نمی شود با آن برخورد منطقی کرد. به نظرم این برداشت بسیار غیرسیاسی است. من چون با مجموعه ای از افراد سیاسی برخورد می کنم و نتیجه کارشان هم کاملا سیاسی است منطقی نمی دانم که آنها را از نظر برنامه ریزی سیاسی «پیاده» فرض کنم. بنابرین من نمی توانم این حرف را قبول کنم که:

حرف من همين است که اگر اوضاع بيت و دستگاه خامنه‌ای بر اساس يک منطق مشخص يا حتی بدون منطق مشخص ولی با مديريت مشخص اداره می‌شد آنوقت می‌توانستيم از چنين مهندسی کارآمدی که شما می‌گوييد حرف بزنيم.

من هرگز در سیاسی بودن خامنه ای تردید نداشته ام. به نظرم توصیفی که از او در جریان جنبش سبز شد و او و سیاست هایش را با معاویه همسان دانستند بسیار دقیق است و همزمان نشان می دهد که فردی بسیار هوشمند و تماما سیاسی است. شان خامنه ای تماما سیاسی و امنیتی است. به عبایش نگاه نکنید. یک ژنرال کارآمد و روباه عملیاتی است. همینطور است حکم گروهی از نزدیکترین حلقه به او. خامنه ای در استفاده از دانش روز و کاملا مدرن در علوم سیاسی و مدیریت توده از مشورت بهترین تحلیلگران سیاسی و نظامی و جامعه شناسان و روانشناسان استفاده می کند. هر نوع دست کم گرفتن خامنه ای صد در صد خطا ست. 

بعد ادامه می دهد که:
 اگر حضرات بيت نامزد بهتری داشتند لاجرم از تعداد نامزدهای‌شان کم می‌کردند که آرای این 5 نفر اين همه تقسيم نشود. همين 5 نفر هم اختلاف عقيده‌شان بطور قابل ملاحظه‌ای زياد بود که اصلن ائتلاف را بی‌معنا کرده بود. 

به نظرم یکی از بهترین بازی های انتخاباتی و در عین حال یکی از گره های این بازی همین بحث ائتلاف بود. تحلیل آن یادداشت جداگانه می طلبد. ولی شما فکر می کنید واقعا برای بیت کاری داشت که بخواهد ولایتی هم مثل حداد کنار برود؟ یا حتی رضایی هم به نفع سردار قالیباف که رای داشت انصراف دهد؟ چرا این وحدت نامزد صورت نگرفت؟ وقتی حسین شریعتمداری توی سر خودش می زد که آقا اگر وحدت نکنید روحانی دست را می برد چرا آنها نشنیدند؟

سعید جعفری نوشته است:
این مهندسان هوشمند نمی توانسته اند موج حمایت از روحانی را بعد از انصراف عارف پیش بینی کنند.

من موافق ام که مهندسان قادر به پیش بینی همه تحولات انتخابات نیستند. اما ابزارهای کنترل نتیجه مطلوب را در اختیار دارند. در این مورد بخصوص یک دو حرکت معنادار را به عنوان شاهد عرض می کنم. یکی از آنها شایعه رد صلاحیت روحانی بود. شایعه ای که بخشی از عملیات روانی سپاه بود و ظاهرا قرار بود توی دل اصلاح طلبان را خالی کند که عارف را از دست ندهند. اما درست به نفع روحانی عمل کرد. بعلاوه، آقای خامنه ای برای هیجانی کردن انتخابات از موقعیت ترسناک خود و سپاه هم به اندازه کافی بهره برد. آنها با علم به اینکه به قول خود سعید این نظام به راحتی عدد سازی می‌کند چه رای می‌دادیم یا نمی‌دادیم و مردم باور دارند که رای شان لزوما خوانده نخواهد شد تعلیق انتخاباتی را تقویت کردند. این تعلیق دقیقا به سود روحانی کار کرد و نه قالیباف و دیگران.

نهایتا باید بگویم که بیت رهبری یک دستگاه عظیم و پرخرج و متکی به صدها کار کارشناسی و نظرسنجی و امنیتی است و از پشتوانه دانشگاههای سپاه و چندین مرکز مطالعات و تحقیقات بهره می برد. اطلاعات دقیق بسیاری جمع آوری می کند و تحلیلگرانی دارد که قدم های ولایت را بررسی و پیشنهاد می کنند. از نظر استراتژیک آقای خامنه ای باید رهبری نیروهای تحول خواه را به نحوی از خود می کرد و خود پرچمدار تحولات ممکن می شد. انقلاب سفید او را در این زمینه پیش انداخته است. اما این به معنای آن نیست که هر آنچه ما می خواهیم او عمل خواهد کرد. بین ما و او همانقدر فاصله است که بین آزادی بیان از دید ما و آزادی بیان از دید او. بین قانونگرایی از دید ما و قانونگرایی از دید او. کار او از خود کردن شعارهای تحول خواهان است (کاری که به صورت مداوم جبهه ضدجنبش و ضداصلاحات هم انجام می دهد). که فی نفسه هیچ عیبی هم ندارد. اما او آنها را به معنای خود به کار می برد یا از معنای اصلی تهی می کند. چنانکه گفته است رئیس جمهور آینده باید از همه ظرفیت های قانون اساسی استفاده کند. به نظرتان این حرف آشنا نیست؟ و بر فرض اجرا به همان نتیجه ای می رسد که من و شما انتظار داریم؟

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/6305
نقد و نظر

جناب جامی عزیز با سلام و تشکر، کلیات مطلب از پیش از خواندن این متن به نحوی فکر مرا به خود مشغول کرده بود و از خواندن نوشته شما بسیار استفاده بردم. دو سوال داشتم که سپاسگزار می شودم به آنها پاسخ دهید :
1.در نهایت اگر بپذیریم گزینه انتخابی مورد نظر خامنه ای حسن روحانی بوده است آیا "مهندسی انتخابات" را با خواست عموم مردم همگرا می دانید یا نه؟
2.آیا نتیجه نهایی این "انقلاب سفید" را به نفع یا ضرر مردم ارزیابی می کنید؟
با تشکر

---------
مهندسی انتخابات همیشه به سود حاکمیت است. ولی طبعا طوری انجام می شود که مردم هم ناراضی نمانند. بنابرین نتیجه انقلاب سفید ولایی به سود مردم نخواهد بود یا دست کم برای این طراحی نشده که به سود مردم باشد. ولی مردم می توانند از فرصت پیش آمده استفاده کنند. - م.ج

Posted by: آناهیتا at September 21, 2013 8:46 PM



مهدی جامی عزیز،
فکت‌های زیادی وجود دارد که آنچه مطرح می‌کنید را نقض می‌کند.
مهم‌ترین آن، خود ناظران صندوق‌های رای که از طرف ستاد روحانی به محل‌های رای‌گیری فرستاده شده‌اند. اکثرشان همین بچه‌های اصلاح‌طلب بودند. آمار بخش به بخش انتخابات ریاست جمهوری را می‌توانید در این‌جا:
http://result-p.moi.ir/Portal/Home/default.aspx
ببینید.
من خودم آمار چند بخش که در آن‌ها دوستانم رییس ستاد، یا نماینده‌ی وزارت کشور بودند(جالب بود که این دوست من تا آخرین لحظه خودش را اصولگرا جا زده بود و می‌گفت وقتی دیدند من از نتایج خوشحالم، همه‌ی نفرات نماینده‌ی فرمانداری آن منطقه برآشفتند، چون همگی طرفدار جلیلی و قالیباف بودند) را با این آمار چک کردم و مطابقت آن‌ها را سنجیدم.
آمار کلی شهرها هم که در این‌جا:
http://iran2013.org/
قابل دیدن است.
اگر به اعضای ستاد روحانی هم شک داری و فکرمی‌کنی همه‌ی اعضای ستاد در همه‌ی شهرهای کوچک و بزرگ با همدیگر تبانی کرده‌اند که آنچه خامنه‌ای می خواسته درست در بیاید، گمان نمی‌کنم اسم این نوع اندیشیدن چیزی جز قائل بودن به تئوری توطئه باشد.

--------
تئوری توطئه لزوما به این معنا نیست که توطئه و یا مهندسی حوادث اصولا وجود ندارد! - م.ج

Posted by: محسن مومنی at July 17, 2013 5:50 AM



با اجازه فقط یک مسئله را عرض کنم و اینست که از بس ما گفتیم هدف انتخابات دوم خرداد یا سال ۸۸ "گفتن نه به خامنه ای" بوده که یادمون رفته که شاید مردم، همین مردم عادی، زیاد در فکر اینجور تئوری پردازی ها و انتزاعی فکر کردن ها نیستن و بیشتر برای بهتر کردن زندگی خودشون پای صندوق ها می رن تا برای "رو کم کردن" و "گفتن نه به خامنه ای". شاید ما هم اسیر رتوریک خودمون شدیم و حالا که رای مردمی که قرار بوده همیشه یک "نه" گنده دیگه "به خامنه ای" باشه اونطوری که به ما می چسبید از کار در نیاموده و به نظر می آید که طبق بعضی تحلیل ها آقا هم همین رو می خواسته ما ناراحتیم که "روی طرف اینبار کم نشد".
به هر حال گفتم شاید نا خودآگاه چنین چیزی توی دل شما بوده که اینطور نشان داده اید، همینطور بگم که نباید اسیر این شعار هایی که بعضی وقتها خودمون می گیم بشیم که "مردم فلان و بهمان" چون اولا یک مردم نداریم و مردم هاست و ثانیا این مردم می خواهند زندگی کنند نه فقط‌ حالگیری، و اگر این زندگی بهتر (یا بگوییم فرار از فاجعه)‌ با حالگیری محقق نشود حالا زیاد خیالی نیست. خلاصه تر اینکه شاید رای مردم سال ۷۶ تا سال ۸۸ محتوی به قول غربی ها پوزیتیوی هم داشته تا همش نه گفتن برای صرف نه گفتن بوده باشه. مثلا در یک مثال اغراق شده آیا خامنه ای می توانست با مهندسی انتخابات -آنطوری که شما می گویید- مردم را وادار به رای دادن به مسعود رجوی کند و مردم به صرف اینکه رای علیه سیستم می دهند به حکومت مجاهدین رای می دادند؟ رای دادن مردم محتوی دارد و به این راحتی قابل برنامه ریزی نیست.
-------

با شما موافق ام که مردم ها داریم و نه مردم. اما در فرض شما مشکل این است که فکر کرده اید مسعود رجوی را می شود مطلوب خامنه ای دانست. مهندسی انتخابات تحمیل هر کسی به مردم نیست. شرایط خود را دارد و بدون توجه به آن شرایط اصلا بحث مهندسی مطرح نمی شود. بعد هم بحث را دلانه نکنید! مساله موقعیت خامنه ای و تاثیر منفی او بر سیاست داخلی و خارجی ایران است چون رهبری است که می خواهد دولتها کار او را انجام دهند تا کار مردم رای دهنده را. اینها به دل من و شما ربطی ندارد. واقعیت های بیرونی است. - م.ج

Posted by: رضا at June 23, 2013 6:49 AM



یعنی کناره گیری عارف هم میتونه بخشی از مهندسی انتخابات باشه؟در ضمن اگه با سخنرانی اولی میخواست مردم رو پای صندوق های رأی بکشونه تو ایام انتخابات گفت هر رأی رأی به جمهوری اسلامیه؟
باتشکر
-------------
قبلا به این سوال جواب داده ام که آقای عارف به دلیل اصلاح طلب اصولا شانسی برای پیروزی نداشت و می توان گفت برای تحکیم موقعیت روحانی وارد صحنه شده بوده است. - م.ج

Posted by: مهدیه at June 22, 2013 11:31 PM



سلام
اگر از نظر شما بیت رهبری و تصمیمات آقا متکی به نظرات کارشناسی و تحقیقاتی است ماجرای سال 88 را چگونه می شود توجیه کرد ؟ آیا آن افتضاح همانی بود که بیت میخواست یا اشتباه استراتژیک پرهزینه؟ ممنون

--------

سوالی است که یادداشت جداگانه ای می خواهد. ولی قطعا هر دو انتخابات مهندسی شده بود. تنها شرایط جهانی و داخلی جهت مهندسی را این بار متفاوت کرد. با اینهمه معتقدم که موسوی نقطه اشتباه آن مهندسی بود. کسی فکر نمی کرد او به مقاومت و افشاگری دست بزند و بر مساله تقلبی بودن رای شماری ایستادگی کند. - م.ج

Posted by: الهام at June 22, 2013 5:18 PM



اگر خامنه ای بازی از پیش تعیین شده ای داشت، چرا با اون حال خراب روز چهارشنبه قبل از انتخابات گفت" من در خصوص صحبتهای کاندیداها در مناظره ها حرفهایی دارم که بعد از انتخابات زد. چرا بلافاصله از گفتمان مقاومت در سیاست بین المللی حمایت کرد؟" تحلیل شما با سخنرانی چهارشنبه 22 خرداد در تناقض است. ممنون می شم این تناقض رو برای من حل کنید. فقط خواهشا با تئوری توطئه حلش نکنید.

----------
درباره حرفهایی که قرار است بعدا بزند باید منتظر شد و دید چه می خواهد بگوید و حرف کدام نامزدها را نقد می کند. درباره مقاومت هم من معتقدم نظر آقای خامنه ای عوض نشده است. روش کارش عوض شده است. بنابرین نباید فکر کنیم که از فردا بیاید از تسلیم و مذاکره حرف بزند. ایران تحت رهبری خامنه ای همیشه در صحنه علنی همینطوری صحبت کرده است. - م.ج

Posted by: رضا د at June 21, 2013 8:00 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 6
چاپ کن
بفرست