:: اجرای قانون را نمی شود شناور و داوطلبی کرد
:: سیاه نامه تر از خود کسی نمی بینم
:: ما اپوزیسیون عربستان نیستیم
:: قتل نویسنده در نظام مقدس با اصلاح قوانین چاره نمی شود
:: پایان فصل مصالحه، پایان بازگشت به قانون اساسی
:: بیست سال پیش چطور «فتنه» به وجود آمد؟
:: دروغ نشانه کفر است
:: در شهرخدای خامنه ای شهروندان به «اوباش» تبدیل می شوند
:: زن-هراسی طالبان ایرانی
:: خمینی تصویر 30 سال پیش ما ست اما خامنه ای تصویر امروز ما نیست
:: دین جمهوری و فراماسون های ولایت
:: میراث نواب صفوی با جمهوری قابل جمع نیست
:: جواز خشونت برای حفظ قدرت از دید طلبه ولایتی
:: استناد به تاریخ علی یا قانون اساسی؟
:: من چندان طلبه متحجری نیستم - بخش دوم از گفتگو
:: گفتگو با یک طلبه طرفدار حکومت اسلامی
:: قرآنی که خدا به علم الهدی نازل کرده است
:: او همه آن چیزی بود که جمهوری اسلامی نبود
:: آینده ای که از چاه نامه آب می خورد و به فتنه نوید می دهد
:: علل ناکامی مسلمین اصلاحگر و کامیابی مستبدان
:: روز شرمندگی
:: اخباريگری وبلاگی
:: شرع ناب و عرف ناباب
:: اگر خاتمی می خواست به نامه سروش پاسخی بنويسد
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
July 24, 2011  
آیت الله وهابی و وکیل کراواتی  
 
در باره حرفهای اخیر مکارم شیرازی نمی توان با آرامش چیزی نوشت. به نظرم وضعیت آنقدر بد است که حرفهای مکارم شیرازی مثل نمک بر زخم می ماند.* به حرفهای کسانی از ردیف مقامات و ائمه جمعه کمابیش عادت کرده ایم. حرفهاشان را از سر مصلحت های سیاسی و نیازهای جناحی می بینیم و هیچ سایه ای از اسلامیت و دینمداری در آنها نیست که بخواهیم از منظر دینی به آن بنگریم. نظام اسلامی خیلی سال پیش همان زمان که سروش سخنرانی اسلام منهای روحانیت یا روحانیت منهای اسلام اش را در لندن ایراد کرد از جامه اسلام درامده بود و در زی ماکیاولی شهیر فرو رفته بود. نکته ای که مقاله اخیر کریم سجادپور هم آن را بخوبی برجسته کرده است. اما حرفها و مواضع آیات عظام هنوز می تواند ذهن و جان ادم را آشوب کند که آخر این چه دینی است که می ورزید. 

آقای مکارم شیرازی که زمانی و مثلا تا بیست سال پیش هم از حوزوی های متجدد به شمار می رفت چنین پیدا ست که رو به قهقرا رفته است و بعد از سی سال ناکامی نظام مقدس در آزمودن انواع راههای سلفی دم از بازگشت به محکمه های صدر اسلام و زمان حضرت علی می زند! می شود احتجاج کرد که زمان علی اصلا چقدر محکمه وجود داشت و نقش حاکم در محاکم چه بود و قضات که بودند و دعواها بر سر چه بود و چقدر می شود امروز را بر طرح دیروز بنا کرد. اما وارد این بحث نمی شوم. سودی در آن نیست. چالش بر سر اینکه اسلام چه بود و در آن عهد نزول وحی چه ها گفته شد و چه طرحها زده شد برای امروز ما هیچ سودی ندارد. حتی اگر بخوبی بحث شود هم باز در همین دایره گفتمانی است که گویی اگر صدر اسلام را مثلا از دید محمدرضا حکیمی ببینیم یا شریعتی یا طالقانی و مطهری و منتظری می توان از آن راه حلی استخراج کرد. من از این چنبره گفتمانی بیرون جسته ام. سی سال گذشته است و ما هر روز ناکام تر از دیروز شده ایم. خیری در گرایش سلفی و بازگشت به گذشته نیست که نیست. دیگر هیچ اعتقادی ندارم که هر مدلی از بازگشت به گذشته بتواند کمترین مشکلی از مشکلات ما را حل کند. من از ناکامی سی ساله می اموزم. آقای مکارم و دیگران می خواهند بیاموزند می خواهند نیاموزند. من دیگر به دین خودم این پیرایه ها را نمی بندم و دین را ملعبه دست اهالی قدرت نمی کنم و نمی خواهم. نظام اسلامی فرقی با نظام شاهی ندارد. هر دو ما را از امروز به دیروزها و پس پریروزهای تاریخ پرتاب می کردند. از این بابت نظام ولی فقیه آن روی سکه نظام ولی عهدی و شاهنشاهی است. دستگاه شاهی می خواست همه چیز را در کورش و داریوش خلاصه کند و این مدعی است که صدر اسلام مشکلات ما را یکسره و یکشبه حل می کند. سی سال است در این باطل می کوشند و هیچ عبرت نمی آموزند. و این بزرگترین عبرت است. همین که سی سال ناکام شوی و جامعه را به آشوب بکشی و حرث و نسل را نابود کنی و باز نفهمی و نیابی که راه خطا رفته ای و راه توبه و بازگشت نجویی و نشناسی.

مساله سلفیگری یک مساله عمومی منطقه ما ست. مرده ریگ مبتذل ترین نوع ناسیونالیسم قبیله گرا. نظام اسلامی شیعی ما با نظام اسلامی وهابی سعودی هم از این نگاه دو روی یک سکه به حساب می ایند. دشمنان به هم شبیه می شوند. ایران برای اینکه پرچم جهان اسلام را که غالبا سنی است و نظر به اهل مکه و سرزمین قبله دارد از دست عربستان درآورد هر روز بیش از پیش وهابی تر می شود. در واقع جنگ وهابیت شیعی است در مقابل وهابیت سنی. و گرنه در اصل وهابیت با هم مشترک اند. این دست می برد و سنگسار می کند آن یکی با شمشیر گردن می زند. آنها نمی گذارند زنها از خانه بیرون آیند اینها می خواهند هر طور شده زنها را به خانه برگردانند و خانه نشین کنند. هر دو هم ادعاشان این است که دین محمد را پاس می داریم. به نظرم طالبان از هر دو بهتر دین محمد را پاس می دارد. می خواهیم طالبان شویم؟ شما شده اید. می دانم. مردم هم می شوند؟ عبرت نمی گیرید تا مردم را بشورانید؟

آیت الله وهابی ما برای اینکه از برخی رقبا عقب نماند هر روز افراطی تر و دولتی تر می شود یعنی که از مردم و طبیعت جامعه دورتر و دورتر می شود. حرفهای عجایب می زند و رگ گردن به نابجا می افرازد. از آن مقامات نامسئول که ناامیدیم اما دست کم می شد هنوز به این آیات امیدکی داشت که دست کم برای منافع خودتان و نظام تان و آرامش مردم ما بدانید که بهتر است زیر قانون ها و عرف های جا افتاده و پذیرفته در همین نظام نزنید. این نظام صدجور تا به حال خواسته به محکمه های صدر اسلام برگردد و مثلا دادسراها را در عهد شیخ محمد یزدی نابود کرده است. اما بالاخره فهمیده است که نمی توان به این روش ادامه داد و ضروری است بین قاضی و متهم افراد و نهادهای دیگری وجود داشته باشند و جامعه امروز پیچیده تر از جامعه قبیله ای و تک بعدی صدها سال قبل است. فهمیده است که همانطور که نمی توان کل نظام بانکی را با بحث ربا تجزیه تحلیل کرد دستگاه قضا را هم نمی توان به نظر و علم قاضی تقلیل داد. حالا تازه از سر نو؟ تازه شما فیل تان یاد هندوستان کرده است که برگردیم به صدر اسلام؟ از آن اسلام چه چیزی در مجلس و مجمع مصلحت و بیت رهبر و زندان و قضا باقی مانده است که توان بازگشت به کوچکترین نوعی از یک عدالت علوی مفروض را داشته باشد؟ این اهل اسلام جز مسخره کردن و ابزار کردن دین و عدالت و علی چه ارمغان آورده که باز شما هم اینان را به سمت آن سراب دایمی دعوت می کنید؟ آنها اهل سیاست اند و پیغمبرشان ماکیاول است. شما که ظاهرا باید پیغمبرتان محمد باشد. اگر شما نگران دین نیستید دست کم نگران زلزله ای باشید که می آید و سیلی که شما را هم با خود خواهد برد.

دست کم این را بدانید و متوجه باشید که اگر قانون های همین نظام و عرف هایش را مدام جابجا کنید چیزی ثبات پیدا نمی کند که شما بخواهید در سایه اش از دین دفاع کنید. بپذیرید که سی سال ناکامی شما در بازگشتی موهوم به اسلام یعنی اینکه فلسفه تان و گفتار و تئوری تان اشتباه است. این را برای خودتان می گویم و اینکه برایتان روشن کنم که شما و امثال شما اگر دست به دست اهل سیاست دادید حکم همان ها را دارید و شریک جرم ایشان به حساب می آیید که ستم های بزرگ در حق مردم روا داشته اند. شما از اهل ستم محکمه علوی انتظار دارید؟ مردم در سایه عرف های هنوز نیمه جان باقی مانده اگر امکانی برای دفاع از خود و تامین حقوق خود دارند این را هم می خواهید از آنها بگیرید؟ می دانم که در آن نظام هیچ اعتقادی به عدالت نیست که اگر می بود نباید اینهمه وکیل در زندان می بود. زندانی کردن وکیل بس نیست حال می خواهید ریشه وکالت را بزنید؟ و به نام علی و عدالت علوی؟ مگر اینهمه دادگاه بی وکیل که برگزار شد عدالتی در آن تامین شد؟ یا قصه چیز دیگری است؟ وکیل آدمی مکلا و غیرروحانی است و احیانا فکل کراواتی که در کار اختصاصی صنف شما دخالت می کند و باید ریشه اش را سوزاند؟

هر چه باشد آقای مکارم ستم محاسبه می شود. شما هم که شریک جرم شدید محاسبه خواهید شد. اما اطمینان داشته باشید که روزی که زمان محاسبه و محاکمه شما برسد به وکیل نیاز خواهید داشت.

* عین حرفهای مرجع محترم شیعه این است که کلمه به کلمه اش قابل تحلیل است اما وامی گذارم به خود شما: «مشكل مهم دستگاه قضايي ما دنباله‌روي از نظام ناسالم قضايي غرب است كه براي انتقال پرونده از كلانتري به دادگستري و سپس تشريفات انتخاب وكيل و توصيه وكيل به مجرم كه تمام اقرارهاي صريح و ثبت شده در مراحل اوليه را انكار كند و متهم‌ساختن مسئولين انتظامي به شكنجه، سپس رفتن در نوبت چندماهه و بعد از مدتي صدور حكم بدوي و رفتن به دادگاه تجديدنظر و سرانجام صادرشدن يك حكم بي‌رمق.» - حرفهای دیگر هم زده اند که بماند تا شاید وقتی دیگر. شرح خبر از روزنامه جمهوری اسلامی

این یادداشت عالی را در تحلیل حرفهای حضرت آقا هم از دست ندهید. نوعی محاسبه کردن کارنامه کسانی است مثل مکارم که در جنایات بزرگ نظام ساکت اند:
کاریکاتور علوی در مواضع مکارم شیرازی

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/6076
نقد و نظر

رد کامل نظام قضایی غربی همون قدر به نظرم مسخره است که رد هرگونه تحشیه زنی و نقد آن میتواند مسخره باشد !

یکی ازاون ور بام می افتد یکی ازاین ور

Posted by: لیلا at July 31, 2011 9:42 AM



خواستم فقط بگم شما تنها بلاگ سیاسی هستید که دنبال می کنم چند وخته.بی تارف بگم اسمی که من روی جنبش سبزی ها گذاشتم خران سبز بود ولی الان یک سبزینگی! منصفانه اینجا میبینم و امیدوارم هیچوخ مجبور نشید از مواضع عقلانی خودتون رو به دلایلی که این روزها از کوچیکترین ها تا بزرگان انجام می دهند،پایین بیاید...
خوب باشید...
(تند ؟!)

Posted by: مهدی ملک زاه at July 26, 2011 11:54 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 2
چاپ کن
بفرست