:: بزرگداشت زندگی، نکوداشت روایت شخصی
:: حقیقت امری خانوادگی است
:: حق متفاوت بودن حق پایه و عام است و استثنا هم ندارد
:: یک روز به یاد ماندنی برای ایرانیان
:: منطق الطیر رسانه های خرد
:: رسانه ای که درماندگی را پس می زند
:: تاریخ با هیجان ساخته می شود
:: برای اینکه ایران خانه خوبان شود
:: نگرانی، تاثر، خوشحالی
:: بعضی از این چهره ها بیش از 10 هزار دلار کمک کرده اند
:: بگو مگو با نیکان
:: مناظره در باره مناظره
:: انکار قتل بدتر از قتل است
:: یک روز شرم آور در روزنامه نویسی ایران
:: چرا بی بی سی کافی نیست؟
:: اندیشه و هنر جنبش
:: به توپ بستن اعتماد ملی
:: جنبش همان رسانه است
:: پیدا کردن نقطه تعادل در بیطرفی
:: باستان شناسی خبر 18.5 میلیارد دلاری
:: رسانه ملی-همگانی نه لنینی
:: جنبش رسانه خود را می خواهد
:: عدم خشونت يعنی طرد اوباشيگری، حزب الله بازی و کيهان نويسی
:: بی بی سی را بی اعتبار نکنیم
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
January 12, 2010  
رسانه و ضدرسانه در ترور  
 
تمام تصویری که از حادثه ضدانسانی و «ناجوانمردانه» ترور می بینیم را می توان به این شکل خلاصه کرد: تروری که بر طبق نقشه پیش نرفت. اگر خطوط سیاه و نیز بین سطور خبرهای دولتی را بخوانیم قرار بوده یک دانشمند هسته ای ترور شده باشد. اما مساله در همان آغاز راه با مشکلات عدیده ای روبرو شده است و موجب شده که برنامه با شدت و حدت آغاز شود اما قدم به قدم عقب نشینی کند. 

چند روزی است که یک نشریه پزشکی خبر از پایین رفتن ضریب هوشی ایرانی ها داده است. به نظرم اگر این ضریب 84 درصدی برای بسیاری از جوانان و دانشجویان و استادان ما مصداق نداشته باشد به میزان قابل قبولی با آی کیوی مقامات و روحانیون حاکم و کیهانی ها و همقطاران شان در فارس و رسالت و دیگر جاها و نیز با میزان هوش فرماندهان سپاه و ناجا و طراحان عملیات تیم های امنیتی مطابقت پیدا می کند.

تیم های عملیات پنهان وزارت اطلاعات امروزه لابد در دست کسانی است که مشابه آشکارشان را در صدا و سیما و کیهان و فارس و جوان و بصیرت می بینیم. آدمهایی که توان محاسبه ضعیفی دارند و بجز پول و تدارکات و ساندیس و حاجی-بدو-بچه ها-را-جمع-کن برنامه ریزی دیگری بلد نیستند. نه اینکه اموزش نبینند. نه اصولا به قول رفیق مان ذات مقدس شان از یادگیری و «کار تمیز» به قول آقای فلاحیان مبرا ست.

تیم های امنیتی جناح حاکم هم مثل فرماندهان و روسای خود بیش از اینکه به تمیزکاری فکر کنند به پشتیبانی تبلیغاتی فکر می کنند. این جماعت به طور کلی تبلیغاتچی هستند. رئیس جمهورشان عشق مصاحبه و سخنرانی است و رئیس دفترش عشق اظهارنظرهای شبه فلسفی جنجال ساز است و رئیس بسیج اش از انعکاس فریادهای خودش خوش خوشان اش می شود و آن یکی امام جمعه اش می خواهد با چشمهایش هم خلق الله را بترساند و آن یکی دیگر که نماینده دایم العمر آقا ست پیشاپیش مثل نعمت الله ولی تاریخ همه گونه خرابکاری سیاه و سفید و رنگی را از بر است و اصلا سیا و موساد از روی دست او تقلب می کنند و برای اینکه پیش بینی هایش غلط از آب در نیاید تغییری در نقشه هاشان نمی دهند.

 این ها مرا یاد حرفی می اندازند که زمانی رفسنجانی در باره آمریکا زد. می گفت آمریکایی ها مثل دایناسور می مانند مغزشان کوچک است ولی خب تنه گنده ای دارند و به خودشان تکان بدهند خرابکاری بار می آورد. این حرف مصداق های داخلی اش فراوان تر است و چه بسا به سبب مجاورت با همین آدمخواران داخلی بیشتر تناسب دارد.

یک استاد باشرف یک آدم متخصص و درسخوانده یک انسان آزاده و دلسوز و به قول حامد نمونه نسلی بااراده (+) هدف یک نقشه احمقانه قرار گرفته است و از دست رفته است. من همان صبحی مثل شاید بسیاری دیگر یاد استاد نجات اللهی افتادم که در اوان انقلاب به دست نیروهای شاه کشته شد و نام اش به جاودانان پیوست. قرار بوده چه سودی به دست آید؟ بر اساس آن نقشه احمقانه دایناسورهای امنیتی قرار بوده آغاز سرکوبی مکارانه ای باشد که طبق معمول دولت انجام می دهد اما از پذیرش مسئولیت آن شانه خالی می کند. یک استاد برجسته فیزیک را که تازگی سر و گوش سیاسی اش می جنبیده و آلوده شده بوده می کشند تا دیگران درس عبرت بگیرند. و چطور این کار را به عهده نیروهای همیشه ناپیدا و هرگز کشف ناشدنی می اندازند؟ این استاد یک دانشمند هسته ای بوده است که دشمنان ایران او را از میان برداشته اند تا حرکت شتابان علمی نظام مقدس را کند کنند. بد سناریویی نیست؟ هان؟ هم مزاحم را از میان بر می داری هم دشمن را متهم می کنی هم دیگران را مرعوب می کنی که بروند دنبال درس و کلاس شان و هم قیافه می گیری که چقدر طرفدار حق و عدالت هستی و تا پیدا کردن عاملان از پا نمی نشینی. اما .... فراموش می کنی با همه هماهنگ کنی! یادت می رود پرونده طرف را درست بخوانی. دانشمند هسته ای ظرف چند ساعت تکذیب می شود و تو ناچار می شوی او را به اندیشمند هسته ای تغییر بدهی. بعد معلوم می شود اصلا در این حوزه کار نمی کرده ناچار می شوی او را به صاحب اندیشه و فکر تغییر بدهی. تلاش می کنی از او چهره ولایی هم بسازی. بسرعت دروغ ات در می آید ولی باز هم از رو نمی روی و دولت بیانیه می دهد که بشتابید و عامل این ترور «ناجوانمردانه» را پیدا کنید. می بینیم کی پیدا می شود.

  ولی دولت از کجا می دانست که این نشانه ای است از «وارد شدن دشمنان به فاز اقدامات کور و جنایتکارانه»؟ فار؟ این یعنی قرار است اولین جنایت از یک مجموعه باشد. و حالا که شهید ما اصلا دانشمند هسته ای نبوده چرا در «این فاز» باید هدف قرار می گرفته است؟ و دولتی که نمی داند کی دانشمند هسته ای هست و کی نیست چه مدیریتی بر توان هسته ای مملکت دارد؟

این حادثه از جهاتی شبیه یه بمبی است که در روز اول تظاهرات سبزها گفتند در حرم آقای خمینی منفجر شده است و بعد هم سر و ته اش را هم آوردند. آن بمب اجرای بدی داشت. نمی شد روی اش مانور داد. ترور علی موسوی هم اجرای بدی داشت و گرچه تیر به هدف خورد اما بیخ ریش نظام چسبید. این یکی حالا اجرای بهتری دارد. معلوم است که کمی روی ترور فکر کرده اند. یا چهار نفر را که در بمبگذاری های عراق مشارکت دارند به کار گرفته اند. اما همه زورشان را هم که زده اند باز مثل تف گنده ای افتاده روی صورت خودشان. اینها می خواهند چکار کنند؟ ایران را به دست خودشان عراق کنند؟

از صبح من دارم خبرها را یک به یک تعقیب می کنم. ضدرسانه های دولتی را رسانه های فردی و خودمانی و مردمی گام به گام پس زده اند. گودر و فیس بوک و وبلاگ و یوتیوب مرتب ادعاهای مضحک ستاد پشتیبانی ترور را اوراق کردند. آخر شب دیگر آبرویی برای دولت کودتاچی و آدمخوارانش باقی نماند. همه رشته هاشان پنبه شد به قدرت رسانه های کوچکی که جستجوگرند و کنجکاوند و گوش شان از تبلیغات نوابغ دولتی پر است. این پیروزی خرده رسانه حقیقت خواه است بر ضدرسانه های بزرگ و حیف نان.

اما این دایناسور به بیخردی و «ناجوانمردی» عزیزی از ما را کشته است. با نعش این شهید روی دست هامان چه کنیم؟ 

-----------------
اطلاعیه دولت کودتا در باره ترور شهید در اینجا 
او از دانشمندان انرژی هسته ای بود و حکما اسرائیل او را ترور کرده در واحد مرکزی خبر
تکذیب سازمان انرژی اتمی از همه جا بی خبر در سایت این سازمان
اظهارات مضحک جواد لاریجانی که بله ایشان دانشمند هسته ای بودند در تابناک 
اظهار لحیه تابناک در باره اینکه اسرائیل قبلا هم دانشمندان هسته ای را ترور کرده است در اینجا با این عنوان که قرار است با سماجت همچنان خطی را که داده شده دنبال کند: چگونه اسرائیل پشت صحنه ترور دانشمند اتمی ایران است؟ تابناک رسما به بخشی از ستاد ضدرسانه ای ترور تبدیل شده است.
معاون پژوهشی وزیر بدنام علوم علیمحمدی را فردی ولایی معرفی می کند در اینجا. این آقای معاون پژوهشی از متخصصان حوزه جنگ نرم هم قلمداد می شوند (+)
مطلب بی سر و ته کیهان را هم در اینجا ببینید که در آن با خطایی از روی دست و پا چلفتی بودن و نبوغ کیهانی از قول خود شهید علیمحمدی گفته شده که این کار موساد بوده است!
عروج مسعود نوشته وبلاگی احمد شیرزاد فیزیکدان و چهره شاخص سیاسی و دوست بیست و چند ساله شهید، باطل السحر ادعاهای دولت کودتا در اینجا
یادداشت آق بهمن از سر جمع مطالبی که دیگران در باره شهید گفتند: مسعود علیمحمدی کی بود؟ رشته تخصصی اش چه بود؟ گرایش سیاسی اش چه بود؟

و آخر اینکه نوابغ! اگر این کار کار موساد و سیا و کجا و کجا بود چه ضرورت داشت به ریش انجمن پادشاهی خودساخته (+) ببندیدش؟ که دو ساعت بعد اصل اش تکذیب کند (+)؟ گرچه ظاهرا هر دو جعلی است!

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5759
نقد و نظر

این گمان شما, که رهبران و حکامان ایران کنونی افراد کم هوشی‏اند کاملن اشتباه‏ست. اتفاقن من فکر می‏کنم که اگر ضریب هوشی اینان از تو و من نوعی \\\\\\\"باهوش\\\\\\\" بالاتر نباشند به احتمال یقین کم‏تر نیز نخواهد بود. اما عیب بزرگ اینان در عقل است که از بهره کمی از آن برخوردارنند. عامل بهره(ضریب) هوشی بالا و یا پایین به ژن تعلق دارد(یک فرد از ضریب هوشی یکسانی برخوردارست و ضریب هوشی او چه در پنج ساله‏گی و چه در هفتاد ساله‏گی یکی‏ست) و رشد عقل به آموزش, تربیت, پرورش و عوامل دیگری وابسته‏ست و تا سنین بالا هم‏چنان رشد می‏کند و تکامل می‏یابد. هوش از ده‏ها قرن پیش تغییر چندانی نداشته اما عقل در این قرن اخیر(قرن بیستم) است که شاهد رشد سریع و بالای آن هستیم و هم‏چنان می‏باشیم(علم باعث رشد سریع عقل شده). هوش مانند اسبی‏ست که می‏تواند از انواع به‏ترین و سریع‏ترین اسب‏ها و یا خلاف آن باشد و عقل سواری‏ست که کنترل این اسب سریع و یا کند را در دست دارد و به عبارتی این عقل است که باید با کمک ضریب هوشی کم و یا زیاد ما را به مقصد مقصود و نه گم‏راهه برساند.

Posted by: سیاوش at January 15, 2010 10:15 AM



سلام آقاي جامي. توي اين دو روزي كه مادربزرگم توي كما بود چقدر ياد اون پست مربوط به مهناز ميومد تو ذهنم. تك تك كلماتتون رو حس ميكردم. خب ولي متاسفانه عزيزم ديشب فوت كرد.
-------------------
برایش آرزوی ارامش دارم و برای بازماندگان آرزوی صبر و یاد نیک از رفتگان. - سیب

Posted by: حسن مهرافروز at January 15, 2010 8:44 AM



این نکات را ما که به اطلاعات ازاد دسترسی داریم میدانیم عامه ی میدم ایران که خوراک فکرشان صدا و سیما و ... هست همرآنچه را آنها میخواهند می شنوند و می بینند

Posted by: هموطن at January 14, 2010 6:13 PM



نوشته شما به دل خوش کنک می ماند ، با حقیر جلوه دادن دشمنی که حقیقتا زبون است ، از راههای غیر منطقی به جایی نمی رسیم. اشکال همه خارج نشینان این است که زیادی پای دل رحمی نظام جمهوری اسلامی و حتی مردم ایران حساب می کنند . سه دهه خشونت عیان در همه عرصه ها ، از سخنان رهبری تا مورد خطاب گرفتن توسط پارکبان خیابان ها ، همه چیز را عوض کرده است. همه فکر می کنند این نهایت قساوتی ست که جمهوری اسلامی می تواند نشان دهد. اما تصور من این ست که این تازه اول کار است ، نهایت توان این کودتاچیان وقتی می بینید که تصاویر تانک های سپاه در خیابان های تهران مخابره شود. کودتاچیان برای انسان ارزشی بس کمتر قایل هستند ، با کشتن این فرد ، همین قدری که به اقلیت مطلق طرفداران شان روحیه بدهند کافی ست. همین قدری که خبر اولیه سیمای ضرغامی می گوید دانشمند هسته ای بوده کافی ست تا همه جنایت ها علیه مردم معترض در ذهن عمله کودتا توجیه شود.
واقع گرا تر باشید جناب جامی
با احترام

Posted by: Daniel at January 14, 2010 1:11 PM



به نمایش گذاشتن قدرت آتش توسط احمدی نژاد

احمدی نژاد و سایر افراطیون هم پیمان مثل حسینیان بو برده اند که ممکن است قربانی یه مصالحه سیاسی خامنه ای و جناح معتدل اصولگرا با جنبش سبز بشن. هر چی هم فشار آوردن به خامنه ای برای دستگیری آقای موسوی و آقای کروبی نتیجه نداده. حسینیان هم که ابراز ناامیدی و سرخوردگی کرد. حالا دارن میگن اگه بخوایین با سبزها کنار بیایین ایران را می کنیم افغانستان و عراق. وگرنه یه استاد دانشگاه را می شد با سلاح کمری هم کشت. دیگه بمب جاسازی شده کنترل از راه دور توی یه موتورسیکلت لازم نداشت؟

Posted by: آرش at January 13, 2010 4:41 PM



droud in ham matn o khatereh man az ostadam alimohamadi dar weblogam: http://ahuraqavami.wordpress.com/

Posted by: ahura at January 13, 2010 1:09 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 6
چاپ کن
بفرست