:: سناریوهای احتمالی برای روزهای نزدیک
:: اهمیت یک سخنرانی نیمه تمام
:: نیمه خالی مجلس
:: فراموشخانه کهریزک یا آغل انسانی
:: معنای کشمکش احمدی نژاد و خامنه ای
:: خود را برای دوره بعد از نظام ولایی آماده کنیم
::  تحلیل دو-پایه و پیش بینی حرکت رفسنجانی
:: عدم خشونت کافی نیست؛ ...بسیار خوب! اما فقط یک پای دویدن است
:: نسل دوم بیت سیاسیون یا جنگ فائزه و مجتبی
:: خامنه ای در صد سال پیش
:: رای من کو؟ - یعنی: نمی توانی مرا حذف کنی
:: ناظران روسی در انتخابات ریاست جمهوری
:: شرم
:: پایان یک رهبر، آغاز رهبران
:: حزب الله و حزب شیطان: نمونه ای برای راستی آزمایی
:: کشوری با دو رئیس جمهور و با دو ملت
:: خدمت آقای خامنه ای
:: کودتایی برای نابودی انتخابات
:: چه کسی باور خواهد کرد؟
:: تحریک مردم یا مقدمه کودتا؟
:: همین دموکراسی هدایت شده و استصوابی
:: کرباسچی و بی بی سی
:: اصل آبادی ایران است
:: دشمن پاسخ همه سوالها نیست
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
November 3, 2009  
از گروگان گیری نمی توان دفاع کرد  
 
آقای خامنه ای در سخنرانی تازه خود در آستانه 13 آبان حرفهایی زده است که از او انتظار می رفت. ایشان توجه ندارد که نقشه سیاسی ایران عوض شده است و نه این 13 ابان دیگر مثل سالهای قبل است و نه حرفهای او مثل سالهای قبل فهمیده می شود. چند تعبیر آشکار و نهان رهبر نظام مقدس را کوتاه مرور می کنم تا محل نزاع به قول آقایان زیر نورافکن قرار گیرد:

فرسوده شدگان: ایشان که کارش با سرکوب و حبس و محاکمه معترضان و اصلاحگرایان و امثال این امور قوام نگرفته است حالا زخم خوردگان را فرسودگان می نامد و بر زخم ایشان نمک می پاشد. می فرماید: جز مشتی انقلابی فرسوده و پشیمان باقی همه الحمدلله انقلابی مانده اند. من اولین فرسوده ای که به نظرم می رسد بهزاد نبوی است که مشهور است به چریک پیر. از این دست فرسودگان پشیمان از انقلاب به قول آقا کم نداریم. اما انصاف باید داد که فرسودگان را زندان نمی کنند و پشیمانی هم جرم نیست. اما حالا سر دعوای حقوقی نمی رویم بخصوص با ایشان که هر نوع مخالفتی را اصلا جرم می داند. اما یک سوال می ماند. اقای خامنه ای، آدم  پشیمان و فرسوده شود بهتر است یا فرسوده نشود اما ملت را پشیمان کند؟ من یاد داستان دوریان گری می افتم. فرسوده شدن خیلی بهتر است از معامله کردن با شیطان. هیچکس ابدی نیست.

تحقیر: آقای خامنه ای فکر می کند گروگان گیری ماموران و دیپلمات های سفارت آمریکا این ابرقدرت را تحقیر کرده است. از این بابت خیلی راضی به نظر می رسد. من نمی دانم آمریکا تحقیر شده است یا نه اما می بینم که روش تحقیر و تحمیل در نظام مقدس امری شایع و رایج است. راه دور نمی رویم. همین رفتارهای بعد از انتخابات با مردم در خیابان و با بازداشتی ها در زندان. چه اهمیتی دارد برای ما مردم که اقدام 30 سال پیش کسانی برای مدتی آمریکا را تحقیر کرده باشد وقتی خود این مردم 30 سال است تحقیر می شوند و تحقیر در نظام تحت رهبری ایشان نهادینه شده است؟ وانگهی هزاران هزار ایرانی در سفرهای خود به خارج بارها و بارها تحقیر شده اند به صرف اینکه گذرنامه شان صادره از پلیس نظام مقدس بوده است. این چه افتخاری است که شما 30 سال پیش فرضا مدتی آمریکا را تحقیر کردید و 30 سال مردم خود را تحت سوء ظن خارجیان گذاشتید؟ این تحقیر چه عزتی برای ایران و ایرانی وشخص شما به عنوان رهبر وتدبیر کننده امور به ارمغان آورده است؟ 

گروگان گیری: این فقط در ایران و تحت گفتمان پرتناقض سیاست ایران تحت رهبری شما ست که می توان از زبان یک رهبر سیاسی از گروگان گیری دفاع کرد. گروگان گرفتن کار گروههای چریکی بی وطن است. چطور می توان صورتی از گروگان گیری را درست و قابل دفاع دانست و صورتهای دیگر آن را که مثلا از جندالله در بلوچستان سر می زند محکوم کرد؟ گروگان گرفتن در آن سالهای اول انقلاب ممکن است پز و پرستیژ انقلابی داشت و آنهم صرفا به خاطر اینکه از حمایت یک بلوک سیاسی ضدآمریکایی برخوردار می شد و قبح اش پوشیده می ماند اما امروز چه توجیهی برای دفاع از گروگان گیری داریم؟ بالاتر از آن چه توجیهی برای گروگان گیری اعضای یک سفارت و دفاع رسمی از آن در مراسم هرساله داریم؟ رفتار نظام مقدس با کدام الگوی سیاسی و دیپلماتیک سازگاری دارد؟ کدام گرهی از کار مردم ایران باز می کند اگر صد گره بر ان نیفکند؟

استانداردهای دوگانه: آقای خامنه ای زندگی و رفتار و گفتار شما سرشار از تناقض های ناشی از تبعیض و استاندارد دو گانه است. اگر استکبار بد است منحصر به امریکا نیست و اگر نباید با واژگان اخلاقی وارد سیاست و دفاع از منافع ملی شد همان کاری که با روسیه می کنید با آمریکا هم بکنید. چه کسی گفته است که روسیه میراث خوار شوروی کمتر از آمریکا مستکبر است؟ یا اگر سفارت آن یکی را اشغال می کنید جلوی سفارت این یکی را هم نگیرید تا گروه دیگری این لانه جاسوسان روسی زبان را اشغال کنند و عزت دیگری بر عزت های انبار شده نظام مقدس بیفزایند. شما دیگران را به بصیرت فرا می خوانید اما در کار خود بصیرتی ندارید که ببینید جهانی به شما پشت کرده است. نمی شود که طراحان اشغال سفارت آمریکا امروز فرسوده قلمداد شوند و در زندان باشند و به شیوه مدیریت سیاسی شما معترض باشند اما شما سرحال و قبراق تز و تئوری همانها را که سرکوب کرده اید ادامه دهید. اگر دست کم صاحبان آن تئوری در نظام مقدس شما محترم بودند یا حامی شما بودند باز حرفی. اما نیستند. پس حتما چیزی اشتباه است. نمی شود که پیر کهنسال باتقوایی مثل آیت الله منتظری آشکارا بگوید از تایید خود در باره اشغال سفارت پشیمان و متاسف است اما شما که آن موقع شخصیت مهمی هم نبودید حالا بیایید و با منطقی که صغرایش با کبرایش نمی خواند همچنان از آن دفاع کنید. شما دارید از منافع ملی ما دفاع می کنید؟ 

قصه تمام شده: مساله بسادگی این است که دور کینه انقلابی به امریکا که هیزم اش را شوروی تهیه می کرد گذشته است. این کینه انقلابی و روشهای غیرمتعارف اش مثل گروگان گیری و چریک بازی رفته است کنار همان کارگران جهان که باید متحد می شدند و الان کسی از آنها سراغ نمی گیرد. جهان نو و نسل نو اصلا نمی داند چرا باید بین آمریکا و روسیه و چین و بریتانیا فرق گذاشت. دنیای ما دنیای دیگری است. بهشت نیست اما با زبان دیگری حرف می زند و راههای تازه ای برای تعقیب منافع اش دارد. نه رابطه چین و آمریکا مثل سی سال پیش است و نه رابطه روسیه و آمریکا. چرا باید ایران سیاست اش را در فریزر گذاشته باشد؟ این چه جور منطقی است؟ من به آقای خامنه ای و دستگاه اش خوش بین نیستم اما اگر خوش بینانه بخواهم نگاه کنم کمترین چیزی که می توانم بگویم این است که آقای رهبر شما دارید یک داستان تمام شده را ادامه می دهید. این قصه ها تمام شده است مثل قصه خود شما. 

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5676
نقد و نظر

راجع به لینکی که داده بودید:‌
البته از اینکه خبرگزاری روسی از فارس خبر داده بود می شه فهمید چقدر خبر معتبره. ولی به هر حال چون در این وبلاگ این خبر اومده بود، این هم تکذیبش.

سایت تغییر:‌


حسین کروبی فرزند شیخ مهدی کروبی اخبار منتسب به وی را در رابطه با دلیل عدم حضور مهندس موسوی در سالروز ۱۳ آبان را قویا تکذیب کرد .

حسین کروبی در گفت و گو با تغییر ، تاکید کرد که هیچ گونه مصاحبه ای با خبرگزاری ایرنا نداشته و هیچ وقت دیگر نیز تصمیم انجام مصاحبه با اینچنین خبرگزاری هایی که هدفشان ترویج دروغ و فساد در جامعه است را ندارد .

حسین کروبی همچنین اضافه کرد ، رسانه های کودتا که از حضور عظیم جنبش سبز در سالروز ۱۳ آبان شوکه شده بودند و با رفتار دیکتاتوری و سرکوب وحشیانه ملت سبز و همچنین ضرب و شتم جوانان ، بخصوص جوانان و دختران قصد کم رنگ کردن این حضور گسترده را داشتند ، با درج و رواج این دروغ پراکنی ها بمانند سنت همیشگی شان قصد فریب افکار عمومی را دارند .

ایشان اضافه کردند که بزودی تکذیبیه گسترده ای در این رابطه منتشر خواهند کرد .

Posted by: Anonymous at November 6, 2009 12:27 AM



یک استراتژی برای یک تظاهرات که هر روزی ممکنه برگذار بشه. به شرطی که هماهنگی بشه و همه تبلیغش کنن

الف. صد ها نقطه شهر مشخص بشه که هر کدوم با هم مقداری فاصله داشته باشن هر کسی ساعت مثلا ۱۰ صبح خودش رو به نزدیکترین نقطه از این نقاط برسونه.

ب. بعد هر وقت مردم به اندازه کافی در یه نقطه جمع شدن، با هم ، مثل جویبار، از طرف مسیر های مشخص به خیابونهای دیگری برسونن که جویبار های دیگه هم بهشون می پیونده تا رود ها تشکیل بشن.

ج. مقصد هم باید نه یک نقطه، مثل میدان فلان و بهمان، بله یک مسیر طولانی شرقی غربی، مثل مسیر راهپیمایی روز ۲۵ خرداد باشه. (این برنامه برای تکرار راهپیمایی این روزه و میشه اصلا اعلام کرد هدف آوردن میلیونی مردم به خیابون ها در یک اقدام منسجمه).

د. تشکیل زنجیر های انسانی و همراه آوردن وسایلی مثل کلاه خود (کلاه موتورسوار ها)‌ و سپر الزامی است. از آوردن وسایل خشونت آمیز یا نقشه های کوکتل مولوتفی و هسته مقاومتی بپرهیزید. اصلا فکرشم نکنید. جنگ داخلی که نمی خواهیم، حتی اگر طرف مقابل تنش بخوارد.

اگر به این روش عمل شود، احتمال موفقیت بالاتر می رود، به این علت که یا ۱. حکومت باید نیروهای خود را در سطح شهر پخش کند تا مانع تشکیل هسته های اولیه گردد که همین باعث می شود هسته های اولیه موانع کمتری برای تشکیل شدن داشته باشند. (حتی اگر ۳۰ در صد این هسته ها تشکیل شود
موفقیت بزرگی است) ۲. یا حکومت نیروهای خود را برای سد کردن مسیر ها (که جویبار ها به رود ها نپیوندند)‌متمرکز می کند که آنوقت همه هسته ها-جویبار ها تشکیل می شوند. در این صورت اگر با دیسیپلین و با همراه بردن سپر و کلاه خود عمل کنند رد شدن از موانع بعدی غیر ممکن نخواهد بود.

جویبار که تشکیل شد، می توان مسیر را هم عوض کرد تا نیروهای سرکوب راحتی الامکان) دور زد. مهم اینه که افراد یه هسته با هم بمونن تا تنهایی کتک نخورن. مهم اینه که نقطه های بهم پیوستن جویبار ها به رود ها توسط یه مرکز واحد مشخص بشه. مثلا شما از میدونگاه الف محلتون شروع کردی، در مرحله بعد برو به چهار راه ب (از هر راهی ولی با همراهی هسته ای که توی میدونگاه تشکیل دادین نه جدا جدا).

به هر حال، تز اصلی اینست:‌راهپیمایی را از کوچه و محله خودتون در "دسته" های بزرگ شروع کنید. (گفتم دسته یاد تاسوعا عاشورا هم افتادم!!! بی ربط هم نیست.)

رسانه‌ شمایید، محل تجمع خانه، کوچه و محله شماست.

(آگر همه فامیل سبزتون اول جمع بشن خونه شما هم خوبه چون یه هویی ۲۰ سی نفر رو می برید تو کوچه).

Posted by: Anonymous at November 5, 2009 10:32 PM



درس های ۱۳ آبان ۸۸

برای رژیم:

مردم برای چندمین بار با صدای بلند و بطور گسترده فریاد زدند دولت کودتا و حکومت ولایت فقیه را نمی خواهند. علیرغم لشکرکشی بی سابقه خامنه ای، حکومت نظامی اعلام نشده، و روش های فاشیستی سرکوبگرانه؛ مردم اراده پولادین خود را برای پایان دادن هر چه زودتر به حکومت جهل و جنون و جنایت نشان دادند.

این رستاخیز را پایانی نیست… پایانی نیست… پایانی نیست… جز با تمکین رژیم در برابر اراده ملت به پا خاسته.

حال تا فرصت تظاهرات دیگر شاید سران حکومت قدری فکر کنند، شاید عقلانیتی نشان دهند و به این نتیجه برسند که خیر همه در آن است که به مصالحه با مردم تن دهند.

برای جنبش سبز:

۱) سازماندهی سازماندهی سازماندهی

در هر فرصت تظاهرات، برای سناریوهای ممکن باید طرح و برنامه داشت. مثلا امروز از صبح زود وقتی مشاهده شد که در میدان هفت تیر و مسیر کریم خان نیرو متمرکز کرده اند و خیایان های اطراف سفارت سابق آمریکا را محاصره کرده اند؛ می بایست برنامه جایگزین (پلن B) پیش بینی شده از قبل، به اجرا گذاشته می شد.

برای مثال این طرح (کار کارشناسی لازم دارد):

- تمرکز تظاهرات در چند نقطه دیگر خارج از تمرکز نیروهای رژیم اما نسبتا نزدیک،

-بستن مسیر خودروهای رژیم به این نقاط… با ایجاد ترافیک مصنوعی

- بعد وصل تدریجی این نقاط تجمع به یکدیگر توسط مردم در طول روز.

۲) دیپلماسی خارجی فعال

سرانجام رهبران جنبش به این نتیجه خواهند رسید که برای رویارویی با این آدم خواران وحشی، باید همدردی و همدلی مردم دنیا با جنبش سبز را، به حمایت فعال دولت هایشان تبدیل کرد. برای هزینه کمتر و پیروزی زودتر باید از خارج بر روی رژیم فشار گذاشت. شترسواری دولادولا نمیشه. رژیم ولایت فقیه از هر (به قول خودشان) کافر و کمونیست و نجسی وسایل سرکوب و مستشار می گیرد. اما ما از ملت های جهان که با ما هستند هیچ استفاده ای نمی کنیم.

Posted by: آرش at November 5, 2009 1:29 AM



گزارش زنده 13 آبان را در سايت گذر سبز (http://www.gozar-sabz.co.cc/)بشنويد

Posted by: همه سبزيم at November 4, 2009 10:54 AM



آقای آرمین نظریه ای با عنوان تلقی عصری مطرح کرده که بر اساس آن هر واقعه ای را می توان در قالب خاص و در ظرف زمانی ويژه‌ای که اتفاق افتاده دید و آن را درست شمرد! برای مثال می توان سفارت کشوری را تصرف کرد و کارمندان آن را به گروگان گرفت چرا که در قالب خاص و در ظرف زمانی ويژه‌ای انجام می شود! تا اینجای کار مشکلی نیست! مشکل آنجاست که این قضیه را خوب مدیریت نکنیم! اگر این قضیه را خوب مدیریت کنیم اصلن هیچ چیز بدی اتفاق نیافتاده! امان از این مدیریت!

Posted by: یک دوست at November 4, 2009 2:53 AM



سلام ... نه فقط از گروگانگیری بلکه حمایت دولمتمردان از گروگانگیری دیپلماتها ...

Posted by: آرمین گیله‌مرد at November 4, 2009 2:00 AM



متاسفانه در ارسال کامنت مشکل داشتم. بابت ارسال‌های مکرر احتمالی از جنابعالی پوزش می‌خواهم
_________
این وسط تکلیف رهبران جنبش مترقی سبز چیست؟
خداراشکر جای برای توجیه و دلیل‌تراشی زیاد است. کسی چه می‌داند شاید آقای خامنه‌ای هم برای مصرف داخلی تقیه می‌کند؟
البته برخلاف تقیه‌ی مدل اصلاح‌طلبی که مدرک مستندی برایش موجود نیست، با توجه به مذاکرات ایران و آمریکا در چند وقت اخیر می‌توان عملکرد خامنه‌ای را براحتی توجیه کرد.
با یک پرانتز جلوی اسم خامنه‌ای و اضافه کردن یک پسوند جامع، می‌توان به فرم منصفانه‌تری انتقاد کرد که هم سیخ بسوزد و هم کباب. مگر آنکه منتقد صلاح را در پختن و نسوزاندن کباب ببیند.

Posted by: Anonymous at November 3, 2009 9:59 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 7
چاپ کن
بفرست