:: سالی که سلطان شکسته شد
:: بگو مگو با نیکان
:: رسانه سبز میدان لجن مالی نیست
::  این باش و آن نباش زبان و منطق سبز نیست
:: ورود به مرحله تثبیت گفتار سبز
:: جنبش سبز مرگ ندارد
:: بعد از 22 بهمن
:: بیانیه خامنه ای، سند آپارتاید ولایی
:: اگر سبزها 22 بهمن را از دست بدهند بازی را باخته اند
:: راه حل رفسنجانی یا جمهوری سوم
:: خامنه ای در پرانتز
:: شفاف سازی از این بیشتر؟
:: این صدای خرد خامنه ای است؟
:: بازی در وقت اضافه
:: قرآنی که خدا به علم الهدی نازل کرده است
::  بیانیه عاشورای موسوی؛ راه آخر پیش از فروپاشی
:: آن نیمه غایب
:: عاشورا و اشقیای نظام
:: ماجرا خیلی ساده است
:: مسیرهای تاریخ فردا
:: وقتی بالاخره رهبر پاسخگو شد
:: شهر ممنوعه آخرین ولی فقیه
:: آنچه روز قدس فاش کرد
:: بیانیه های خنده دار
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
September 12, 2009  
اندیشه و هنر جنبش  
 

 این روزها مطالب خوب بیشتر و بیشتر شده است. فضایی که من می بینم و دنبال می کنم از خبر صرف به سوی تحلیل رفته است. انبوه خبر کم شده و بازار  ضدخبر که همزاد بحرانهای خبری است از رونق افتاده است و در عوض می توان یادداشتهای خوبی از جوانان نواندیش و اندیشوران تحول خواه خواند. بیانیه های موسوی نیز وزن تحلیلی و راهبردی درخشانی پیدا کرده است. هنوز تحلیل و پیگیری اندیشه های او در بیانیه هایش فراگیر نشده اما نشانه های خوبی در راه است. امشب مثلا این نوشته که تحلیلی از بیانیه یازدهم موسوی است مرا سر ذوق آورد و آن را برای چندین نفر از دوستان و هم-اندیشان فرستادم: مقاومت شبکه ای شادمانه و پرامید.

برای من که اهل رسانه ام نوشته ای الهام بخش بود. نوشته ای که به من و مای رسانه پرداز می گوید در رسانه چه باید بکنیم بی آنکه مستقیم گفته باشد. اما خب برای من که جنبش همان رسانه است این حرفها یعنی رسانه جنبش چه باید بکند:

 «آنچه جامعه ما در مسیر دموکراتیزاسیون به آن نیاز دارد، بیش از آنکه تغییر در متولیان نهادهای سیاسی (و یا حتی مهمتر از آن ساختار قدرت سیاسی) باشد، تغییر و تحول اساسی در نگاه سوژه ها به سیاست و - حتی زیرساختی‌تر از آن - سبک زندگی آنان باشد.»

«قاطبه‌ی فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی در ایران، بیش از آنکه توسط حکومت تحت فشار قرار گیرند، از سوی خانواده و دوستان خود سرکوب می‌شوند؛ و مهمترین مانع فعالیت مدنی در ایران عملاً نه حاکمیت، که خود ما هستیم.» 

«نفی و به رسمیت نشناختن دیگری، به‌رغم ژست‌های روشنفکرانه، منش غالب ماست. دیگران، به سبب همسانی‌های فراوانشان با ما تأیید نمی‌شوند، بلکه با کوچک‌ترین تفاوتی نفی می‌شوند. ما عادت کرده‌ایم از بالای برج خیالی‌مان بر حماقت دیگران بخندیم و آنان را سرزنش کنیم.»

نمی خواهم همه مقاله را در اینجا نقل کنم اما اینها نشان می دهد که رسانه جنبش باید نماد اندیشه جنبش باشد. اندیشه ای که نقد خود را به اندازه نقد نظام مقدس جدی می گیرد. در نقد نظام مقدس هم که روز به روز کارهای خواندنی و تحسین کردنی بیشتر می شود. نقد خامنه ای اینک دارد تبدیل به یک ژانر نوشتاری می شود اما هنوز ژانر رسانه ای نشده است. اوراق سازی خطبه ها و خطابه های او اکنون از مهمترین فعالیتهای فکری نزد اندیشوران گمنام و سرشناس جنبش است. سرعت این اوراق سازی اکنون به ساعتی چند پس از هر خطبه و سخنرانی رسیده است. مثل این نوشته بسیار خواندنی که روز جمعه پس از خطبه های جمعه منتشر شد که یکی از مغلوط ترین و آشفته ترین خطبه های خامنه ای در بیست سال گذشته است و بر خلاف تحلیل اش که با سلطان باید آزاد و بی ترس حرف زد، جبارانه ترین آنها: ترجمه خطبه خامنه ای.

به همین ترتیب کارهای بسیار خوبی از کلیپ و پوستر و شعر و ترانه دیده ام. این ها را به عنوان هنر و ادبیات جنبش ارزیابی می کنم. این هم بخش دیگری از هر کار رسانه ای سبز است. اما هیچ دقت کرده اید که هنوز هیچ رسانه ای برای اندیشه و هنر جنبش صفحه ای باز نکرده است؟ زمانه هم که این روزها سه ساله می شود و بالقوه می توانست صفحه های سبز داشته باشد در سکوت طی مسیر می کند و انفعال. زمانه بزرگترین بازنده رسانه ای در میدان جنبش است. حال آنکه امید می رفت که پیشگام و جسور باشد و میدان ها را باز کند. بی بی سی کمابیش فعال است و گاه تحسین برانگیز می شود. اما طبعا نمی تواند نماد جنبش شناخته شود و نباید. موج آزادی ها و جرسی ها و روز آنلاینی ها می توانند صفحات سبز باز کنند. صفحاتی برای اندیشه و هنر جنبش باز کنند. مساله کاملا جدی است! من کاملا با نویسنده مقاله مقاومت شبکه ای موافق ام که فرهنگ نخبگان و عموم باید پیش از تصاحب قدرت تغییر کرده باشد. این تغییر در مسیر شبکه سازی ممکن است و رسانه بهترین شبکه است. رسانه هم به ما کار کردن با دیگری را می اموزد و هم میدان هنرنمایی های بدیع و کارسازی ها و افسون سوزی ها ست

گروههایی دارند شکل می گیرند که بزودی به صحنه خواهند آمد. سانلی و همفکران اش دارند گروه سبز اندیشان را پایه ریزی می کنند تا در باب آینده حقوقی و ساختاری و محتوایی نظام آتی کار کنند. پارسا و علی آلیوس و و اسد بلاگ نیوز و دوستان دارند سایتی راه می اندازند که تمام به مباحث رسانه ای اختصاص خواهد داشت و هم اندیشی در باب رسانه های مطلوب و کار تمرینی در آن باب. خود بلاگ نیوز هم در آستانه تحولاتی است تا لینکهای خوب در وبستان فارسی لابلای دهها لینک زرد گم نشود. گروه دیگری از دوستان که تازه از ایران امده اند دارند سایتی برای پیگیری مسائل روزنامه نگاران ایرانی راه می اندازند که در مرحله قبل از رونمایی است. دست کم سه گروه نیز در کار ایجاد رسانه های رادیویی و تلویزیونی هستند که هر سه ایده های تازه را دنبال می کنند.

اینها همه اگر خوب طراحی شود - و این طراحی بسیار بسیار مهم است - ما به توانمندسازی جنبش کمک بزرگی کرده ایم و ایده «جنبش همان رسانه است» را با قدرت معماری کرده ایم. من فکر می کنم رسانه های جاافتاده تر و مسئول تر و صاحب امکانات باید کمک کنند نشست هایی در باب آینده رسانه گذاشته شود. این هم به نفع آنها ست که بازار آینده را خواهند شناخت و به بهینه سازی ذهن و زبان کاری شان کمک می کند و بر جذابیت های ایشان می افزاید و هم به سود جنبش است که مادر ایده ها و آفرینش ها ست. ایده ها اکنون و هنوز پراکنده است. اما بزودی این ایده ها و برکه ها به هم می رسند و رودخانه بزرگ و زاینده ای راه می اندازند که در مسیر خود پالایش می بخشد و احیا می کند و آبادی می آورد و شادی. جنبش خلق کردن و بدعت و نوآوری است و آفرینش و کار بدیع شادی آور است. چه می گویم اصل شادمانی است.

در همین زمینه:
تحریری از گفتگوی من با دویچه وله در باره خرده رسانه ای که موسوی از آن سخن می گوید:
ظرفیت و آرمان خرده رسانه. این مطلب چون فشرده نیم ساعت گفتگو ست طبعا مسائل در آن به اشاره اختصار یافته و باید در فرصتی آن را گسترش دهم.  


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5608
نقد و نظر

خواشمنداست نسبت به چاپ مطالب زیر درسایت تان اقدامات لازم را مبذول نمایید با تشکر

نهضت خدائی بايد برای خدا آغاز يابد و برای خدا ادامه يابد
و هيچ خاطره و انديشه غير خدائی در آن راه نيابد تا عنايت و نصرت الهی‏
شاملش گردد ، و اگر نه ، باد غيرت خدائی به صد خار پريشان دلش می‏نمايد
. آنكه نهضت خدائی آغاز می‏كند بايد جز به خدا نينديشد ، توكلش بر ذات‏
مقدس او باشد و دائما حضور ذهنی داشته باشد كه در حال بازگشتن به او
است . قرآن از زبان شعيب پيغمبر نقل می‏كند : « ان اريد الا الاصلاح ما
استطعت و ما توفيقی الا بالله عليه توكلت و اليه انيب »(هود / . 88) . هنگامی‏
كه گروهی از مجاهدين اسلام نبردی را پشت سر گذاشته و به مدينه برمی‏گشتند
، رسول خدا به آنها فرمود : « مرحبا بقوم قضوا الجهاد الاصغر و بقی عليهم‏
الجهاد الاكبر » آفرين بر گروهی كه جهاد كوچكتر را انجام داده و جهاد
بزرگترشان هنوز باقی است . گفتند : « يا رسول‏الله و ما الجهاد الاكبر ؟ »
جهاد بزرگتر چيست ؟ فرمود جهاد با هوای نفس .
پاك نگهداشتن انديشه و نيت در مراحل نفی و انكار كه همه سرگرميها و
درگيری با دشمن بيرونی است آسانتر است . همينكه نهضت به ثمر رسد و
نوبت سازندگی و اثبات كه ضمنا پای تقسيم
غنائم هم در ميان است برسد ، حفظ اخلاص بسی مشكلتر است .
قرآن كريم در سوره مائده - كه آخرين سوره يا از آخرين سوره‏های قرآن‏
است و بالاخره در دو سه ماه آخر عمر رسول اكرم نازل شده است ، و زمان ،
زمانی است كه مشركين يكسره به زانو در آمده‏اند و خطری از ناحيه آنها
اسلام را تهديد نمی‏كند و در همين وقت در غدير خم تكليف امامت روشن ، و
امامت و خلافت علی عليه السلام به امر خداوند اعلام می‏شود - يك اعلام خطر
از ناحيه خدا به همه مسلمانان می‏نمايد ، و آن اينكه تاكنون از دشمن‏
می‏ترسيديد كه ريشه شما را بركند . اكنون نگرانی از آن ناحيه منتفی است .
اكنون نگرانی از ناحيه من است . از اين پس از كافران و دشمنان خارجی‏
نترسيد ، از من بترسيد كه در كمين شما هستم . « اليوم يئس الذين كفروا
من دينكم فلا تخشوهم و اخشون »( مائده / . 3
) .
يعنی چه ؟ يعنی جامعه اسلامی از اين پس از درون خود تهديد می‏شود كه راه‏
انحراف از مسير خدائی اخلاص پيش گيرد و خدا را فراموش كند . سنت لا
يتغير خداست كه هر ملتی كه از درون و از جنبه اخلاقی تغيير كند و عوض‏
شود ، خداوند متعال سرنوشت آنها را تغيير دهد : « ان الله لا يغير ما
بقوم حتی يغيروا ما بانفسهم » ( رعد / 16 ) . خداوند وضع و سرنوشت مردمی را
عوض نمی‏كند ، مادامی كه آنها خود را و آنچه به انديشه‏ها و رفتارهای‏
خودشان مربوط است تغيير ندهند

نهضتهای اسلامی در صد ساله اخير
استاد مطهری
ـــــــــــــــــــــــــــ
هر نهضت مادام كه مراحل دشوار اوليه را طی می‏كند سنگينيش بر دوش‏
افراد مؤمن مخلص فداكار است ، اما همينكه به بار نشست و يا لااقل‏
نشانه‏های بار دادن آشكار گشت و شكوفه‏های درخت هويدا شد ، سر و كله‏
افراد فرصت طلب پيدا
می‏شود . روز بروز كه از دشواريها كاسته می‏شود و موعد چيدن ثمر نزديكتر
می‏گردد ، فرصت طلبان محكمتر و پر شورتر پای علم نهضت سينه می‏زنند تا
آنجا كه تدريجا انقلابيون مؤمن و فداكاران اوليه را از ميدان بدر می‏كنند .
اين جريان تا آنجا كليت پيدا كرده كه می‏گويند : " انقلاب فرزند خور
است " گوئی خاصيت انقلاب اينست كه همينكه به نتيجه رسيد فرزندان خود
را يك يك نابود سازد . ولی انقلاب فرزند خور نيست ، غفلت از نفوذ و
رخنه فرصت طلبان است كه فاجعه به بار می‏آورد .
جای دوری نمی‏رويم . انقلاب مشروطيت ايران را چه كسانی به ثمر رساندند
؟ و پس از به ثمر رسانيدن چه چهره‏هائی پستها و مقامات را اشغال كردند ؟
و نتيجه نهائی چه شد ؟
سردار ملی‏ها و سالار ملی‏ها و ساير قهرمانان آزاديخواه ، همه به گوشه‏ای‏
پرتاب شدند و به فراموشی سپرده شدند و عاقبت با گرسنگی و در گمنامی‏
مردند ، اما فلان الدوله‏ها كه تا ديروز زير پرچم استبداد با انقلابيون‏
می‏جنگيدند و طناب به گردن مشروطه چيان می‏انداختند ، به مقام صدارت عظمی‏
رسيدند ، و نتيجه نهائی ، استبدادی شد به صورت مشروطيت .
فرصت طلبی تأثير شوم خود را در تاريخ صدر اسلام نشان داد در دوره عثمان‏
، فرصت طلبان جای شخصيتهای مؤمن به اسلام و اهداف اسلامی را گرفتند ،
طريدها وزير شدند و كعب الاحبارها مشاور ، و اما ابوذرها و عمارها به‏
تبعيدگاه فرستاده شدند و يا در زير لگد مچاله شدند .
چرا قرآن كريم ميان انفاق و جهاد قبل از فتح مكه و انفاق
و جهاد بعد از فتح مكه ، و در حقيقت ميان مؤمن منفق مجاهد قبل از فتح و
مؤمن منفق مجاهد بعد از فتح فرق می‏گذارد : « لا يستوی منكم من انفق من قبل‏
الفتح و قاتل ، اولئك اعظم درجة من الذين انفقوا من بعد و قاتلوا و كلا
وعد الله الحسنی والله بما تعملون خبير »( سوره حديد / . 10
) آنانكه پيش از فتح انفاق‏
و جهاد كردند ( با ديگران ) همانند نيستند . آنان از نظر درجه بزرگترند
از كسانی كه بعد از فتح انفاق و جهاد كردند . و خداوند به همه وعده نيكی‏
داده و خداوند به آنچه می‏كنيد آگاه است .
سر مطلب واضح است . پيش از فتح مكه هر چه بود دشواری و تحمل مشقت‏
بود ، ايمانها خالص تر و انفاقها و جهادها بی‏شائبه تر و از روحيه فرصت‏
طلبی دورتر بود ، بر خلاف انفاق و جهاد بعد از فتح كه در آن حد از
بی‏شائبگی نبود .
همچنين قرآن در باره مجاهدين اولين می‏فرمايد : بيست نفر شما برابر با
دويست نفر از كافران است . ولی همينكه عناصر ديگر كه هنوز روح اسلامی‏
كاملا در آنها دميده نشده بود و دقيقا مؤمن به اهداف انقلاب اسلامی نبودند
وارد شدند - و در آن هنگام می‏شد اسلام را يك فرصت تلقی كرد - می‏گويد صد
نفر شما با دويست نفر دشمن برابری می‏كند .
نهضت را اصلاح طلب آغاز می‏كند نه فرصت طلب ، و همچنين آنرا اصلاح‏
طلب مؤمن به اهداف نهضت می‏تواند ادامه دهد نه فرصت طلب كه در پی‏
منافع خويش است .
به هر حال مبارزه با رخنه و نفوذ فرصت طلبان علی رغم تظاهرات‏
فريبنده‏شان يكی از شرائط اصلی ادامه يك نهضت در مسير اصلی است .

نهضتهای اسلامی در صد ساله اخير
استاد مطهری
ـــــــــــــــــــــــــ
كواكبی مانند سيد جمال ، آگاهی سياسی را برای
مسلمانان واجب و لازم می‏شمرد و معتقد بود " رژيم سياسی " كه مثلا مشروطه‏
باشد يا چيز ديگر به تنهائی قادر نيست كه جلو استبداد را بگيرد ، هر
رژيمی ممكن است شكل استبداد پيدا كند . در نهايت امر آنچه می‏تواند جلو
استبداد را بگيرد ، شعور و آگاهی سياسی و اجتماعی مردم و نظارت آنها بر
كار حاكم است . وقتی كه چنين شعور و چنين احساس و چنين آگاهی در توده‏
مردم پيدا شد ، آنوقت است كه اژدهای سياه استبداد در بند كشيده می‏شود .
و البته اين بدان معنی نيست كه نبايد به رژيم كار داشت و رژيم هر گونه‏
بود ، بود . بلكه به معنی اينست كه رژيم خوب آنگاه مفيد است كه سطح‏
شعور سياسی مردم بالا رود . و لهذا كواكبی مانند سيد جمال ( و بر خلاف‏
عبده ) برای فعاليتهای سياسی و بالا بردن سطح شعور سياسی توده مسلمان‏
نسبت به ساير شئون اصلاحی زندگی آنها حق تقدم قائل بود و هم معتقد بود كه‏
شعور سياسی را با استمداد از شعور دينی آنها بايد بيدار كرد . كواكبی به‏
همبستگی دين و سياست سخت پايبند بود و مخصوصا دين اسلام را يك دين‏
سياسی می‏دانست و معتقد بود كه توحيد اسلام اگر درست فهميده شود و مردم‏
مفهوم حقيقی كلمه توحيد يعنی لا اله الا الله را درك كنند به استوارترين‏
سنگرهای ضد استبدادی دست می‏يابند
كواكبی مانند دو سلف ارجمندش سيد جمال و عبده ، تكيه فراوانی بر روی‏
اصل توحيد از جنبه عملی و سياسی می‏كرد . او می‏گويد : معنی كلمه لا اله الا
الله كه افضل ذكرها در اسلام شمرده شده و بنای اسلام بر آن نهاده شده ،
اينست كه معبود به حقی جز خدای بزرگ نيست و معنی عبادت ، فروتنی و
خضوع است . پس
معنی لا اله الا الله اينستكه جز خدای يگانه هيچ موجودی شايسته فروتنی و
كرنش نيست . هر خضوع و فروتنی كه در نهايت امر ، اطاعت امر خدای‏
بزرگ نباشد ، شرك و بت پرستی است . كواكبی توحيد اسلامی را تنها توحيد
فكری و نظری و اعتقادی كه در مرحله انديشه پايان می‏يابد نمی‏داند ، آن را
تا مرحله عمل و عينيت خارجی توسعه و گسترش می‏دهد ، يعنی بايد نظام‏
توحيدی برقرار كرد .
انصاف اينست كه تفسير دقيق از توحيد عملی ، اجتماعی ، و سياسی اسلام‏
را هيچكس به خوبی علامه بزرگ و مجتهد سترگ مرحوم ميرزا محمد حسين‏
نائينی قدس سره ، توأم با استدلالها و استشهادهای متقن از قرآن و
نهج‏البلاغه ، در كتاب ذيقيمت " تنبيه الامة و تنزيه الملة " بيان نكرده‏
است . آنچه امثال كواكبی می‏خواهند ، مرحوم نائينی به خوبی در آن كتاب‏
از نظر مدارك اسلامی به اثبات رسانيده است . ولی افسوس كه جو عوامزده‏
محيط ما كاری كرد كه آن مرحوم پس از نشر آن كتاب يكباره مهر سكوت بر
لب زد و دم فرو بست .
كواكبی مدعی است كه هر مستبدی كوشش دارد برای تحكيم و تثبيت پايه‏
های استبداد خود ، به خودش جنبه قدسی بدهد و از مفاهيم دينی برای اين‏
منظور بهره جويد ، تنها آگاهی و بالا بودن سطح شعور دينی و سياسی مردم‏
است كه جلو اين سوء استفاده‏ها را می‏گيرد .
كواكبی برخی علمای پيشين اسلامی ( از اهل تسنن ) را مورد انتقاد قرار
می‏دهد كه آنها به نظم و امنيت ، بيش از حد بها
داده‏اند تا آنجا كه عدل و آزادی را فدای نظم و امنيت كرده‏اند يعنی به‏
بهانه نظم و امنيت مانع رشد آزادی شده‏اند و اين همان چيزی است كه‏
مستبدان و ستمگران می‏خواهند . ستمگران و مستبدان همواره به بهانه برقراری‏
نظم و حفظ امنيت ، آزادی را كه عاليترين موهبت الهی است و جوهر
انسانيت است كشته‏اند و عدل را زير پا قرار داده‏اند .
كواكبی در رابطه نظم و آزادی ، برای آزادی حق تقدم قائل است و در
رابطه دين و سياست و يا دين و آزادی ، دين را عامل با ارزش تحصيل آزادی‏
واقعی و بيدار كننده احساس سياسی می‏شمارد و در رابطه علم و آزادی يا علم‏
و سياست معتقد است همه علوم الهام بخش آزادی نيستند و از نظر آگاهی‏
اجتماعی دادن ، در يك درجه نمی‏باشند . لهذا مستبد از برخی علوم نمی‏ترسد
بلكه خود مروج و مشوق آن علوم است ، اما از برخی علوم ديگر سخت وحشت‏
دارد زيرا به مردم آگاهی و شعور سياسی و اجتماعی می‏دهد و احساس‏
آزاديخواهی و مبارزه با اختناق و فشار استبداد را در افراد بر می‏انگيزد .
كواكبی می‏گويد :
" مستبد را ترس از علوم لغت نباشد ، و از زبان آوری بيم ننمايد
مادامی كه در پس زبان آوری حكمت شجاعت انگيزی نباشد كه رايتها
برافرازد يا سحر بيانی كه لشكرها بگشايد ( 1 ) . چه او خود آگاه است كه‏
روزگار از امثال كميت و حسان شاعر ( 2 ) زادن بخل ورزد كه با اشعار
خويش جنگها بر
انگيزند و لشكرها حركت دهند و همچنين منتسكيو و شيلا را . همچنين مستبد
از علوم دينی كه تنها متوجه معاد باشد ( و ميان معاد و معاش ، زندگی و
معنويت جدائی قائل باشد ) بيم ندارد . . . علومی كه مستبد از آنها بيم‏
دارد علوم زندگانی هستند مانند حكمت نظری و فلسفه عقلی و حقوق امم و
سياست مدنی و تاريخ مفصل و خطابه ادبيه و غير اينها از علومی كه ابرهای‏
جهل را بردرد و آفتاب درخشان را طالع نمايد تا سرها از حرارت بسوزد "

نهضتهای اسلامی در صد ساله اخير
استاد مطهری

Posted by: a at September 17, 2009 1:43 AM



شاید این نظر من بیشتر مربوط به نوشته های پیشین شما باشد اما احساس می کنم در مورد حوادث آخرالزمان که در روایات آمده چندان مطالعه نداشته باشید و تنها به بعضی از شنیده ها استناد می کنید اما باید بدانید که آنجه از آن روایات استنباط می شود کاملا بر علیه حاکمیت فعلی است. برای مثال می توانید به کتاب معروف آقای کورانی در این زمینه مراجعه کنید.(برای اصل روایات که جمع آوری کرده و نه توضیحات ایشان)تعجب میکنم از بعضی حضرات که سید خراسانی و فرمانده نظامی او را با ر ه ب ر فعلی و الف نون مقایسه می کنند در حالیکه اگر به منابع روایی مراجعه کنید خصوصیات ظاهری آنها که وصف شده بسیار متفاوت با این شخصیت ها می باشد.

-----------------
من نظر کسانی را که چنین اندیشه هایی دارند بیان کرده ام. طبعا نظر من نیست. نقل کفر هم کفر نیست. - سیب

Posted by: نرگس at September 16, 2009 12:19 PM



مقاله موج سبز خيلي خوب بود . مي توانم بگويم با تحليلي كه داشت تا اندازه زيادي موافق بودم . فقط يك نكته مي ماند .. فعالان حقوق زنان و برابري خواهان را فراموش نكنيد !..
: ) ..

Posted by: روشنك at September 12, 2009 7:48 PM



این آقای جامعه‌شناس که شما نوشته‌شان برای‌تان الهام‌بخش است، نمی‌دانند که این شبکه‌ی اجتماعی راهی به آن دسته از مردم که برای ارضای میل تخریب به ا.ن. رای داده‌اند، نخواهد یافت. روستایی‌ان سرخورده و شهری‌ان فقیر و گرسنه که عاشقانه به پای صندوق‌های رای رفتند و با ا.ن. رای دادند تا رای من و توی به قول آن‌ها بچه سوسول درس خوانده رئیس دولت را انتخاب نکند. هنوز هم این دسته سرمست از پیروزی به من و تو متلک بار می‌کنند. آن‌ها در طول تبلیغات انتخاباتی، گوش خود را به روی استدلالات ما بستند تا مبادا مانع ارضای حس ساختارشکنی‌شان شویم. هر چه از ما به گوش آن‌ها رسد عکس‌ش را عمل کنند. به نظر من فاتحه‌ی این مملکت خوانده شده است و تمام. باقی تنفس مصنوعی و شوک الکتریکی به مرده است که او را زنده نخواهد کرد.

-----------------------
این داستان دهاتی و شهری را باید بزودی حلاجی کنم. شاید هم کسی دیگر زودتر پیدا شد و کرد. اما من با این نحوه نگاه به مسائل ایران کاملا مخالف ام. - سیب

Posted by: لابه‌لای همین سکوت at September 12, 2009 1:29 PM



Posted by: حميد at September 12, 2009 9:52 AM



بیانیه ی قبلی موسوی و نامه ی جدید کروبی که در آن هر اتفاق ناگوار و ناشايستی را در جمهوری اسلامی ممکن دانست رسمن جنبش اعتراضی را وارد مرحله ی تازه ای کرد. دیگر پذیرفته شد که مشکل این حکومت موضعی نیست و برای حل این مشکل باید با همفکری طولانی مدت به راه های عملی دست یافت. در شرایطی که مجلس ختم گرفتن هم غیرقانونی است همفکری کم هزینه ترین و در عین حال پرثمرترین فعالیت ممکن است!
اما چگونه به این همفکری می توان دست یافت؟ ابتدا باید پذیرفت که بخشی از جامعه ی ما هنوز نمی دانند در جریان انتخابات دقیقن چه رخ داده! حتا از هزاران اتفاق کوچک و بزرگی که در طول حیات جمهوری اسلامی رخ داده هم بی خبرند! یعنی برای مثال نمی دانند که سیاستمداران اخلاقی ما چند هزار نفر زندانی را در دهه ی شصت بدون دلیل کشته اند! فراموش نکنیم که موثرترین رسانه های ایران یعنی رادیو و تلویزیون و روزنامه های پرسابقه و حتا شبه رسانه هایی مانند امامان جماعت شهرها و روستاهای توسعه نیافته در دست حاکمان است!
این همفکری کلن در جهت دست یافتن به دمکراسی است اما قاعدتن در سطوح مختلفی انجام می شود. یکی از این سطوح می تواند شناساندن مشی سی ساله ی جمهوری اسلامی بر اساس مستندات و خاطرات باشد. این می تواند کمک کند که همگی درک بهتری از به قول خامنه ای سیاست اخلاقی داشته باشیم! سطح دیگر می تواند معرفی و بررسی قوانین اساسی و ساختار حکومتی کشورهای صاحب دمکراسی باشد. سطح دیگر می تواند نحوه ی عملکرد صاحب منصبان در این دمکراسی ها باشد. اینکه در یک دمکراسی چه راه هایی برای حفظ حقوق شهروندی در نظر گرفته شده و چه راه هایی برای برون رفت از بی قانونی و خودکامگی های احتمالی تعبیه شده! بطور خلاصه لازم است که اشکالات نظام فعلی که قانونی و اجرایی و ساختاری است مورد بررسی قرار بگیرد.
سختترین بخش این قضیه برقراری ارتباط با مردم شهرهای کوچک و روستاهای دورافتاده و اقناع آنان است. آنان هماره از سوی شهرنشینان - یا بطور دقیقتر گروههای سیاسی-اجتماعی مطرح - نادیده گرفته شده اند. پایین بودن میزان دسترسی آنان به رسانه هایی مانند اینترنت و 30 سال منطق گریزی و دروغ بافی رسانه های حکومتی برای آنان ذهنیتی بوجود آورده که آلوده به توهمات و موهومات است! شاید استفاده از واسطه ای مانند جوانانی که برای کار یا تحصیل از این مناطق به شهرهای بزرگتر می آیند یک راهکار مناسب برای همفکری با آنان باشد.
اما چند نکته را نباید ندیده گرفت. یکی اینکه هدف از طرح این مسائل - و در نتیجه شیوه ی طرح آنها - رسیدن به تفاهم با کسانی است که با آنها موافق نیستند - یا حتا کسانی که با آنها مخالفند. یعنی برای مثال برای تبیین نقش منفی حکومت دینی نیازی نیست به دین یا دینداران توهین شود.
زمانی که از همفکری سخن می گوییم یعنی کنار گذاشتن شعر و شعار و خطابه و روضه! همفکری یعنی استدلال و استناد! همفکری یعنی خشونت گریزی و انتقادپذیری بینهایت ما - نه مخاطب ما! همفکری یاد دادن صرف نیست یاد گرفتن هم هست!
اینکه بعضی می گویند گذشته را فراموش کنید به فکر آینده باشید ندانسته می گویند به جای درس گرفتن از تجربیات سی ساله به تکرار اشتباهات بپردازید!
نکته ی دیگر این که حکومتی که در سال 57 بر سر کار آمد نتیجه ی ذهنیت حاکم بر جامعه ی آن زمان است. یعنی نه تنها حامیان جمهوری اسلامی که همه گروه ها و افراد سیاسی آن زمان ایران در برپایی آن به نوعی موثر و مسئولند. نقد گذشته منحصر به نقد آنانی که با ما اختلاف نظر دارند نیست! از یاد نباید برد که هیچکدام از گروه های آن زمان دغدغه ی دمکراسی و حقوق بشر نداشتند و هر کدام آنها که به قدرت می رسیدند به احتمال قریب به یقین همین گونه رفتار می کردند که اینها کردند! درد اینجاست که هنوز هم این ذهنیت بطور کامل پاک نشده و هیچ دلیلی وجود ندارد که ما که امروز می خواهیم طرحی نو دراندازیم در آینده همانند آنان در مقابل تاریخ احساس سرافکندگی نکنیم! و برای اینکه اینگونه نشود باید از رسانه هایی مانند اینترنت که تقریبن به همه فرصت برابری برای گفتگو می دهد استفاده کنیم و از طریق همفکری به منطقی ترین و واقع بینانه ترین راه حل دست یابیم!

Posted by: یک دوست at September 12, 2009 3:11 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 6
چاپ کن
بفرست