:: سناریوهای احتمالی برای روزهای نزدیک
:: اهمیت یک سخنرانی نیمه تمام
:: از گروگان گیری نمی توان دفاع کرد
:: نیمه خالی مجلس
:: فراموشخانه کهریزک یا آغل انسانی
:: معنای کشمکش احمدی نژاد و خامنه ای
:: خود را برای دوره بعد از نظام ولایی آماده کنیم
::  تحلیل دو-پایه و پیش بینی حرکت رفسنجانی
:: عدم خشونت کافی نیست؛ ...بسیار خوب! اما فقط یک پای دویدن است
:: نسل دوم بیت سیاسیون یا جنگ فائزه و مجتبی
:: خامنه ای در صد سال پیش
:: رای من کو؟ - یعنی: نمی توانی مرا حذف کنی
:: ناظران روسی در انتخابات ریاست جمهوری
:: شرم
:: پایان یک رهبر، آغاز رهبران
:: حزب الله و حزب شیطان: نمونه ای برای راستی آزمایی
:: کشوری با دو رئیس جمهور و با دو ملت
:: خدمت آقای خامنه ای
:: کودتایی برای نابودی انتخابات
:: چه کسی باور خواهد کرد؟
:: تحریک مردم یا مقدمه کودتا؟
:: همین دموکراسی هدایت شده و استصوابی
:: کرباسچی و بی بی سی
:: اصل آبادی ایران است
:: دشمن پاسخ همه سوالها نیست
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
July 20, 2009  
از منبر موعظه تا کارنامه بیست ساله  
 
آقای خامنه ای 20 سال است عادت کرده متکلم وحده باشد. آقا خودش را مثل مراجع می داند. حرف را می زند تا مستمع هم گوش کند و یاد بگیرد و مساله اش حل شود. اما فراموش می کند که او مسئول است. مسئول هم به زبان ساده یعنی کسی که از او سوال می شود در باره کارهایی که می کند. او سهم امام در اختیار ندارد. پول نفت و مالیات قانونی مردم است که بخواهند یا نخواهند باید بدهند. کارش دین خلق و حل مشکلات فقهی نیست. دنیا و سیاست است. آقای سیستانی حق دارد اگر یکطرفه حرف بزند. شان او عرفی است و مردم به اختیار به او رو می کنند و نظام و شبکه روابط اش متکی به زور و زندان و مامور مخفی و لباس شخصی و پول بی حساب نفت و صندوق ذخیره ارزی نیست. آقای خامنه ای فکر می کند می تواند میان روحانیت و سیاست هم از منافع آن بهره مند باشد و هم از عواقب این در امان بماند. هر وقت بگویی تو سیاسی هستی و باید پاسخگو باشی می گوید من فقیه ام و شان ام دیگر است. همینطوری ها ست که آقا در بیست سال گذشته یک نشست خبری نداشته است. مثل فقها در پرده زندگی کرده است. هر وقت هم که مردم و مسئولانش نزد او می روند بر عهده خود می بیند آنها را وعظ کند و نصیحت کند. اما در نتیجه این دو-زیستی بین سیاست و روحانیت سخن او ظاهری یافته که با باطن اش دیگر همخوانی ندارد. برای نمونه سخنرانی امروزش را نکته به نکته بر می رسم نمونه وار نه تمام؛ که اگر به تمام بررسم مثنوی هفتاد من کاغذ شود.

فرموده اند: اين بعثت در واقع دعوت مردم به عرصه‏ى تربيت عقلانى و تربيت اخلاقى و تربيت قانونى بود. اينها چيزهائى است كه زندگىِ آسوده و رو به تكامل انسان به آنها نيازمند است.

عرض می کنم: ممکن است آقا کارنامه نظام تحت رهبری خود را مرور بفرمایید و به ما بگویید که کارنامه تربیت عقلانی و قانونی اش که هیچ، کارنامه تربیت اخلاقی اش چیست؟ شما فکر کرده اید همیشه باید حرفهای قشنگ زد؟ شما به عنوان مسئول باید این حرفها را عمل هم بفرمایید. کجاست کارنامه عمل شما در جهت بعثت رسول الله؟

می فرمایند: اشكال كار ما اين است كه مثل آن انسانى هستيم كه بر روى گنجى خوابيده است، از آن خبر ندارد و از آن بهره نميبرد و از گرسنگى ميميرد. وضع ما اينجور است. به عقل وقتى مراجعه نمی‌كنيم، عقل را حَكم وقتى قرار نمی‌دهيم، عقل را تربيت وقتى نمی‌كنيم، زمام نفس را به دست عقل وقتى نمى‏سپريم، وضع ما همين است.

عرض می شود که: این حرفها چیست آقا؟ شما دارید کارنامه خودتان را با ما در میان می گذارید؟ من می دانم که شما به عقل مراجعه نمی کنید اما  آن را به همه تسری ندهید.

 ادامه می دهند: لذا اولْ‏كار اين است كه تقويت نيروى عقل و خرد در جامعه انجام بگيرد؛ تكليف ما هم اين است.

من از شما می پرسم: شما چقدر در تقویت عقل کوشیده اید و چقدر در تعطیل عقل؟ این خرد است که روبروی مردم بایستید؟ این خرد است که مردمی را که به کارگزاران شما اعتماد کردند و رای دادند در رای شان دست ببرید؟ این خرد است که جهانی را با خود سر ستیز بیندازید؟ این خرد است که هزاران هزار ایرانی را از وطن ناامید و آواره کنید؟ اینها جزو سرمایه عقل آن کشور نبود و نیست؟


فرموده اید: در اين جامعه هم بايد عقل معيار باشد، ملاك باشد.

باز می پرسم: این را برای ما می گویید یا خودتان را هم شامل آن می دانید؟ اگر بنا ست عقل ملاک باشد چرا شما گوش تان را به روی سخن اهل عقل بسته اید؟ وانگهی کجای نظام شما با عقل سر و کار دارد؟ زندان شما مبتنی بر عقل است یا قوه قضا و دادگاه شما؟ تبلیغات تان عقلانی است یا نظام آموزشی تان؟ اقتصادتان با عقل می چرخد یا سیاست داخلی تان؟

می فرمایید: اخلاق كه نبود، بى‏اخلاقى وقتى حاكم شد، حرصها، هواى نفسها، جهالتها، دنياطلبى‏ها، بغضهاى شخصى، حسادتها، بخلها، سوءظن به يكديگر وارد شد - وقتى اين رذائل اخلاقى به ميان آمد - زندگى سخت خواهد شد؛ فضا تنگ خواهد شد؛ قدرت تنفس سالم از انسان گرفته خواهد شد.

لطف کنید روشن کنید: آیا شما از حسادت و بخل و سوء ظن خالی هستید؟ شما که از بام تا شام به این و آن در داخل و همه کس در خارج گمان بد می برید در نفی سوء ظن سخن می گویید؟ از تقبیح بغض شخصی حرف می زنید. اطمینان دارید که تمام این ها که بازداشت کرده اید بدون بغض شخصی بوده است؟ آیا درست نیست که برای گرفتار کردن دهها اندیشمند و فعال سیاسی و مقام سابق و مخالف خود سالها ست مترصد فرصت هستید؟ همه به کنار ممکن است بفرمایید سعید حجاریان را چرا حبس کرده اید؟ حبس او چه فضیلتی را در نظام شما ثابت می کند؟

می فرمایند: امروز ما نهايت نياز را به اين تربيت اخلاقى داريم؛ هم ما مردم ايران، جامعه‏ى اسلامى در اين محدوده‏ى جغرافيائى، هم در همه‏ى دنياى اسلام؛ امت بزرگ اسلامى، جوامع مسلمان. اين‌ها نيازهاى اول ماست.

عرض می کنم: امروز بحث اول ما با شما دیگر نیاز به تربیت اخلاقی نیست. ما نیاز داریم ببینم شما در تربیت اخلاقی مردم که هیچ، در تربیت اخلاقی کارگزاران خودتان چقدر کوشیده اید؟ شما که قرار نیست تا ابد موعظه کنید. شما کار به دست هستید. مسئول هستید. برنامه می نویسید. تعیین سیاست می کنید. بفرمایید ببینیم به کجا رسیده جامعه اسلامی بعد از 20 سال رهبری شما؟ آیا ادب و تربیت و عقل کارگزاران شما به همین اندازه ای است که در شیخ محمد یزدی دیدیم؟ یا آن است که در رئیس جمهور محبوب تان می بینیم؟ یا در لباس شخصی هاتان؟ یا در بسیج و پلیس تان؟ یا در مامور اطلاعات و زندان تان؟ یا در نوشتار و گفتار نماینده ولی فقیه تان در کیهان؟ یا در احکام و اعمال قاضی مرتضوی تان؟

فرمایش کرده اید: بعد به دنبال آن تربيت قانونى است، انضباط قانونى.

سوال ساده من این است: واقعا شما فکر می کنید نظام شما و قوه قضای شما دارای تربیت قانونی و انضباط قانونی است؟ اصلا برای شما و کارگزاران تان قانون پشیزی ارزش دارد؟ اگر اینطور است چرا جلوی آنها که حضرت تان را بالاتر از قانون می نشانند در نمی آیید؟ چرا پلیس شما مزاحم مردم می شود؟ چرا زن مسلمه را بی بهانه می گیرند و به بازداشت می برند و دو روز بعد می کشند و در کشور و نظام شما از تعقیب و مجازات مصون می مانند؟ چرا به خوابگاه دانشجویان می ریزند و غارت می کنند و می زنند و می برند و کسی را یارای مقابله با مهاجمان نیست؟ این قانون شما ست؟ 

اظهار بصیرت نموده اید که: ملت ايران احساس هويت ميكند كه مى‏بيند مادى‏ترين و خبيث‏ترين قدرتهاى مادى عالم، مانع خودش را ملت ايران مى‏بيند براى رسيدن به اهداف شومى كه دارد؛ اين چيز كمى نيست.

می گویم: حضرت آیت الله! حرف شما درست. اما به نظر شما روسیه جزو همان قدرتهای خبیث هست یا جز قدرتهای طیب و طاهر است؟ آیا مادی تر از روسیه نظامی وجود دارد؟ چرا شما بین قدرتهای خبیث فرق می گذارید؟ چیزی هست که ما نمی دانیم و مصلحت نیست به ما بگویید؟ 

فرموده اید: پيغمبر خود عامل بود؛ «آمن الرّسول بما انزل اليه من ربّه»،(9) و مؤمنون هم دنبال سر پيغمبر. او عامل است، مردم هم به عمل او نگاه می‌كنند، راه را پيدا می‌كنند. و نقش بزرگان جامعه، نقش رهبران جامعه، نقش نخبگان جامعه اين است. به حرف نبايد اكتفا كنيم. در جمع شما بسيارى از مسئولين كشور هستيد، هر كدامى می‌توانيد از لحاظ عمل، از لحاظ الگو شدن براى افرادى كه به شما نگاه می‌كنند، يك اسوه باشيد
.

عرض می کنم: اسوه و الگو؟ شما غیر از گروهی افسر عالیرتبه نظامی و سپاهی و قضات رسوا و گوش به فرمان و مامورین بی رحم اطلاعات تان و گروهی آخوند درباری کسی را دارید؟ کسی دور و بر شما هست که در حد و اندازه این حرفها باشد؟ کدامیک از مسئولان درجه اول شما در این 20 سال به ادنی درجه ای از اسوه بودن رسیده اند؟ نام ببرید. این شکست شما نیست که بین مسئولین تان حتی یک اسوه هم وجود ندارد؟ یک نفر نیست که مردم به او نگاه کنند و از او بیاموزند و دنبال او باشند. یک نفر نیست که اگر پول و زور نداشته باشد اعتباری برایش باقی بماند.

در باره رسانه ها فرمایش کرده اید: حالا آن كارى كه دستگاه‏هاى اطلاعاتى و ديگران كشف می‌كنند و دخالت‌ها را می‌دانند، آن به كنار؛ آن چيزى كه همه دارند مشاهده می‌كنند، نقش رسانه‏هاست كه مهمترين نقش را در اين چند ده سال اخير، رسانه‏ها در تحولات ملتها داشته‏اند.

به عنوان کسی که حرفه اش رسانه است از شما می پرسم: آقا شما هم رسانه داشته اید. ممکن است بفرمایید علت عقب افتادن شما و رسانه های شما از بی بی سی و سی ان ان که هیچ، از الجزیره در بغل گوش تان در قطر چیست؟ فکر کرده اید چرا یک نفر از مسئولان و مدیران شما نمی تواند بالاتر از کیهان اداره کند؟ چرا نمی تواند از خروار پولی که خرج شبکه انگلیسی زبان تان می کنید چیز با ارزشی در آورد؟ بروید ببیند میزان نقل از پرس تی وی در دنیای خبر چقدر است و میزان نقل از الجزیره چقدر است. شما بزرگترین سیستم تبلیغی را در کشورتان راه انداخته اید چرا نتوانسته اید مردم تان را طوری تربیت کنید که این رسانه ها را به چیزی نگیرند؟ چرا مردم تان از صبح تا شام دنبال همین رسانه هایند که شما از آنها متنفرید؟ کو آن جاذبه شما و نظام شما و تربیت اخلاقی و عقلانی و قانونی شما؟

آقا شما از پس رسانه های خارجی بر نمی آیید بماند، اگر عقل و تدبیر داشتید رسانه های داخلی را دست کم تقویت می کردید. آنها را پایگاه دشمن نمی خواندید. آنها را جمع نمی کردید. اما تربیت قانونی و انضباط قانونی قاضیان شما تحت ارشاد و حمایت نهاناشکار شما همه را تعطیل موقت کرد. حالا انتظار دارید با این پل های شکسته با این رسانه های دهان بسته با آن خبرگزاریهای ورشکسته و دروغپردازتان مردم منتظر بنشینند ببینند کی صدا و سیمای شما می خواهد اگر به قول آیت الله سبحانی مصلحت بداند خبری را به آنها بدهد یا ندهد؟ شکست شما از رسانه های خارجی نیست. شکست شما از نوع تفکر شما ست که رسانه را دشمن خود می دانید. همانطور که زمانی عشق و جوانی کردن و پارتی و دست یار گرفتن جوانان برای تان دشمنانه جلوه می کرد. آن را نتوانستید مهار کنید این را هم نمی توانید. عقلی که کارگشایی نکند و مدام مردم را براند و گره بر گره بیفزاید هر چیزی هست جز عقل. قانونی که امنیت و آرامش و شادی و رضایت نیاورد قانون نیست. رسانه ای هم که آینه مردم نباشد و در نحمیق ایشان بکوشد و واقعیتها را برایشان وارونه سازد رسانه نیست. ممکن است پایگاه دشمن شما نباشد ولی به اصطبل اسبان شبیه تر خواهد بود.

فرموده اید: دشمنان دارند كار ميكنند، آن وقت ميگويند ما هيچ كارى نميكنيم!

عرض می شود: خب دشمن که بیکار نمی نشیند. شما چه کار کرده اید؟ شما بر کدام زخم مردم مرهم گذاشته اید؟ چرا این نظام با عظمت شما از رسانه می ترسد؟ چرا از خبر وحشت دارد؟ چرا از آدم باهوش و از نویسنده و روزنامه نگار و از آدمی که تابع شما نباشد متنفر است؟ فکر کرده اید چرا زندانیان شما را آدمهای سرشناس و دانا و صاحب اثر و صاحب نفوذ تشکیل می دهند؟ فکر کرده اید چرا زندان رفتن در نظام  شما دیگر کسی را بی اعتبار نمی کند اما قاضی  و قاضی القضات را بی اعتبار می کند؟ یا می خواهید بکنید و کسی نگوید و خبرش را ندهد؟

فرمایش فرموده اید: اشتباه است اگر كسى خيال كند كه يك گروه معدود، آن هم در تهران، فرض بفرمائيد به ظرف زباله‏ى شهردارى تعرض ميكند - زورش به او ميرسد - يا فرض كنيد به اموال مردم - به موتورسيكلتشان، به ماشينشان، به بانكشان، به دكانشان - تعرض ميكند، اين مردمند؛ نه، مردم نيستند.

باید بگویم اینجا را درست گفته اید! نه. اینها مردم نیستند. اینها نامردمانی هستند که برای شما کار می کنند. مردم زورشان به همان ظرف زباله شهرداری می رسد که مال دولت شما ست. اما این اوباش شما هستند که به اموال مردم دست درازی می کنند. و شما این را می دانید. اگر نمی دانید وای بر شما. اگر هم می دانید وای بر شما. از این مسئولانی که از آنها می خواهید اسوه باشند و مظهر عقل و قانون باشند کسی نیامده به شما بگوید؟ کسی نیامده بگوید چگونه جان و مال و حیثیت مردم از نظر اوباش شما هیچ است؟ اما می دانید. و چون می دانید از شما کسی موعظه نمی پذیرد. شما باید پاسخگوی درشتی ها و بی رسمی های ماموران و افسران خود باشید.

باز هم در معنای مردم اظهار بصیرت کرده اید که: بله، بلندگوى استكبارى وقتى ميخواهد از اينها حمايت كند، ميگويد مردم. اينها مردمند؟! مردم آن ميليونهائى هستند كه تا اين اغتشاشگران را، اين مفسدين را در صحنه مى‏بينند، كنار ميكشند و آنها را با نفرت نگاه ميكنند؛ برهم‏زنندگان امنيت عمومى را، آرامش اجتماعى را با انزجار نگاه ميكنند.

به شما بگویم: آقا! این بلندگوی استکبار که می گویید همین فیس بوک و وبلاگ و توئیتر است؟ همین فیلمهای موبایلی و خودمانی است که مردم کوی و برزن با به خطر انداختن جان خود در برابر ماموران و چماقداران شما می گیرند؟ شما فکر می کنید اگر مردم نباشند، اگر هزاران نفری که برای آزادی ایران از دست شما در تمام صحنه های ممکن امروزه می نویسند و منتشر می کنند و اقدام می کنند، این بلندگوها از خودشان می توانند چیزی در آورند؟ شما فکر کرده اید بلندگوهای استکباری هم مثل صدا و سیمای شما یند؟

بعد می گویید مردم با نفرت نگاه می کنند. واقعا که جهان تان وارونه است. مردم به چه کسی با نفرت نگاه می کنند؟ من صدها مورد خلاف اش را می توانم شاهد بیاورم که مردم به ماموران و اوباش شما با نفرت نگاه می کنند. می گویید نه بین این ماموران کم هوش تان چهار نفر باهوش تر پیدا کنید و بفرستید گزارش درست برایتان بیاورند. اما شما می دانید. شما می دانید. و این که می دانید و انکار می کنید سیاستی است معاویه وار که نه خود شما بلکه تمام کارگزاران تان از همان پیروی می کنند.  می کشند می گویند نکشته ایم. حقایق را دستکاری می کنند. ما به این رای می دهیم آنها آن یکی را از صندوق بیرون می آورند. نظام تحت رهبری شما بر پایه انکار حقیقت، بر پایه وارونه سازی حقیقت استوار است.
 
شما گفته اید: 
هر كسى امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنى سوق بدهد، از نظر عامه‏‌ى ملت ايران انسان منفورى است؛ هر كه مي‌خواهد باشد

من می گویم: چه کسی جامعه را به سمت اغتشاش سوق داد؟ آنها که رای دادند یا آنها که به رای مردم خیانت کردند؟ آنها که به شما اعتماد کردند یا کارکزاران تان که برای خدمت به شما به مردم پشت کردند؟ مردمی که در سکوت راهپیمایی می کردند یا چماقداران شما که بر سر و روی آنها می کوبیدند؟ من هم معتقدم که از نظر عامه مردم ایران آنکه ایران را ویران می خواهد و در مقابل مردم می ایستد و و فرصتهای بزرگ آزاد زیستتن را از مردم ما می گیرد منفور است.

می گویید: عقل، اين سياسي‏بازى‏ها و سياسى‏كارى‏هاى متعارف نيست؛ اينها خلاف عقل است. «العقل ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان»؛(10)
 
می گویم: آقا جان شما خیال می کنید دارید عبادت رحمان می کنید؟ دارید بهشت و جنان به دست می آورید؟ فرض کنیم اینطور است و شما نه از روی خدعه که از روی صدق و ایمان می گویید. از امام علی که عزیزتر نیستید. مردم شما را نمی خواهند. بروید خانه بنشینید.

باز گفته اید: عقل اين است كه انسان را به راه راست هدايت ميكند. اشتباه ميكنند آن كسانى كه خيال ميكنند با سياسى‏كارى، عقلائى عمل ميكنند؛ نه، عقل آن چيزى است كه راه عبادت خدا را هموار ميكند. شاخصش هم براى ما، بين خودمان و خدا، اين است كه نگاه كنيم ببينيم در بيان اين حرف اخلاص داريم يا نه؟ به فكر خدائيم يا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف ميزنم يا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف ميزنم؟

باز می گویم: شما برای رضای خدا سعیدحجاریان را گرفتید؟ برای رضای خدا مردان مبارز و کهنسال را در سلول انفرادی نگه می دارید؟ برای رضای خدا قتل نفس را اجازه دادید؟ ندا و سهراب قربانی شما برای به دست آوردن رضای خدا بود؟

من هم مثل شما می گویم: به پيغمبر، نگاه كنيم به آن مجاهدتهاى عظيم، بعد نگاه كنيم به آن تأثير شگرف؛ ده سال - ده سال در عمر يك ملت مثل يك لحظه است - در اين ده سال اين مرد عظيم، اين عظيم العظماء چه كرد! كجا ميشود هيچ ده سالى را با آن ده سال مباركى كه پيغمبر اكرم حكومت كرده است، مقايسه كرد!

و می پرسم: آقا شما بفرمایید که در این 20 سال چه کردید؟ پیغمبر خدا نه نفت داشت نه زور و زندان و نه این سپاه که شما دارید. کارنامه تان را باز کنید ببینیم. شما 20 سال است با این مردم چه کرده اید؟ با دین خدا چه کرده اید؟ با دوستان خودتان چه کرده اید؟ با جوانان ایران چه کرده اید؟ و حالا بعد 20 سال دوستان ایران و اسلام را بیشتر کرده اید یا دشمنان اش را؟ مردم خود را فوج فوج وارد دین خدا کرده اید یا به قول بزرگمرد فقید بازرگان فوج فوج از دین خدا خارج کرده اید؟ بفرمایید غیر این برنامه هسته ای که تمام سرمایه ملت را بر سر آن خرج کرده اید و در واقع به دامن روس ها ریخته اید و صدها هکتار خاک و باغ را آلوده کرده اید و صدهزاران درخت را بر کنده اید و آب را آلوده اید و بیابان را گسترانده اید چه گلی به سر مردم ما زده اید؟ صحبت از مردودی و رفوزگی کرده اید. بفرمایید از این رهبری 20 ساله ما از 20 به کارنامه شما چند بدهیم خوب است؟  

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5486
نقد و نظر

با سلام
من در مورد سخنان اخیر اقای خامنه ای فکر میکنم دقیقترین پاسخ همان سخن علی (ع) است که : کلمه الحق یراد بها الباطل.
عمده سخنان ایشان کاملا درست میباشد. یعنی اگر این سخنان را اگر برای کسی بیان کنید همه آنها را تایید میکند . بعد اگر بگویید انها را خامنه ای گفته است سریع رد خواهد کرد.
نکته اصلی این است ایشان در تعیین مصداق اشتباه میکنند.

مثلا اینکه امروز اگر روز آزمایش است سخن بحقی است. اما مصداق آن همه هستند و خود ایشان نیز.

-----------------------------
ایشان سیاستها و سخنانش همه مصداق همین است که شما بدرستی اشاره کرده اید: کلمه حقی که مراد و مصداق آن باطل است. - سیب

Posted by: سعید at July 23, 2009 2:24 PM



معتقدم که بهترین راه برای تضعیف تدریجی سیطره‌ی نظام ولایی آن است که آزادیخواهان به کوی و برزن بروند و نظریه‌ی ولایت مطلقه فقیه را آنطور که هست و آن طور که آقای خمینی در سال 66 در نامه معروفش توصیف کرد برای خلایق تشریح کنند. بی هیچ زایده و تخفیف یا تعبیر و تحلیلی. فقط اصل قصیه را توضیح بدهیم. عامی ترین و دیندارترین خلق اگر بداند ولایت مطلقه یعنی چه و جوابگو نبودن به هیچ موجود دو پایی یعنی چه زشتی و فساد آن را درک خواهند کرد و خواهند فهمید که این نظریه و هر نظام سیاسی که بر پایه آن شکل گیرد تا چه حد مستبدانه و طاغوتی است. کاش همه روشنفکران مدت چهار پنج سال داوطلب آموزش ولایت مطلقه فقیه در شهرهای دور افتاده می‌شدند.

--------------------------
برادر شما خیلی به استواری این نظام ولایی عقیده دارید که چهار پنج سال کار پیشنهاد می کنید. ما هم در سی سال پیش دنبال ده سال کار چریکی بودیم. ولی نظام های استبدادی پوسیده تر از آن اند که فکر می کنیم. کافی است دیگر به آن باور نکنیم. فرو می ریزد. - سیب

Posted by: احسان ا at July 23, 2009 12:31 AM



سیبِ عزیز!
ممنون که حوصله کردی و این نقد را نگاشتی!
خوب می‌دانم که خواندنِ این وارونه‌گویی‌ها و سپس نقدِ این رذالت‌هایی که در قالبِ واژگان درآمده چقدر بر جان و روحِ آدمی دشوار می‌آید!
چنین کاری برایِ خودش مجاهدتی ست بس بزرگ!

Posted by: مخلوق Creature at July 23, 2009 12:07 AM



بابا غافلید شما.مگه نمی دونید؟ایشون آیت الله،یعنی نشانه ی خدا هستند! بقیه مردم هم حتما مظاهر شیطان.وقتی از بیست کیلومتری سجده کنند و دست ببوسند و پا. خب من هم باشم امرمشتبه می شود بهم که بله آقا مشروعیتش الهی است،اصلا آسمان باز شده و این یک نفر را برای هدایت ما فرستاده .آقا اینها ملت راشنبه 30 خرداد با باتوم می زدند و می گفتند اشکِ آقا را درآوردید تا وقتی اینها هستند ... تا وقتی قرار باشد هی بُت درست کنیم و بپرستیم.. تا وقتی با این اسلام قلابی که میخواهد به زور خدا را برای مردم جسمیت ببخشد تا وقتی تک تک مردم یاد نگیرند(اول خودم) هر چه می شنوند راجع بهش فکر کنند و حرف هیچکس را هرچند عالم و دانا،دربست قبول نکنند،امثال اینها رشد می کنند...اصولا ما هم که بدمان نمی آید عقل را تعطیل کنیم و یک نفر یک نسخه ای بپیچد و ما دنبالش راه بیافتیم.

Posted by: نایریکا at July 22, 2009 10:30 AM



جامی عزیز!
ظاهرا به کار گیری هر نوع منطقی کاری عبث است. مقام عالی نظام با عقبه ی مصباحیون شمشیر از رو بسته اند و دیگر نه میشنوند نه میبینند و مصداق آیه ی معروف قران شده اند! دوست عزیز ارزش منطق و گفتگو با تمامیتخواهان کینه جو که هر دم بر نفرت خویش می افزایند تنها برای دلخوشی خویش و یا غبار روبی از حقیقت لوث شده برای عوام است.
اوضاع به طرز غریبی غیرقابل پیش بینی است. شاید یک سناریوی ضربتی برای قلع و قمع رفسنجانی و روحانیون مخالف جناح مصباحیون در دست تهیه و اجرا باشد: شبیه حصر دفعتی آیت الله منتظری.
البته اوضاع وخیم خواهد شد، اما نباید یادمان برود که کسیکه هیچ ندارد هیچ هم از دست نمیدهد. به نظر میرسد مقام عالی نظام خود را برای کشته شدن یا کشتن تمام مخالفین آماده کرده است. مگر اینکه حادثه غیرقابل انتظاری ... رخ دهد

---------------------------
من هنوز ناامید نیستم. هم از اینکه خامنه ای به هوش آید و هم اینکه دست کم هواداران اش کمی با منطق با حرف او روبرو شوند. بعلاوه مسلح کردن دوستان هم به منطق نقض این مردمفریبی ها اهمیت دارد. - سیب

Posted by: ماهگون at July 21, 2009 2:23 PM



http://elections.7rooz.com/link/1331/

آقای جامی این لینک رو ببینین؛ اگه حکومت بخواد این خبر رو نفی کنه الان موقعشه؛ که البته اگه این اتفاق بیافته بی شک جنبش ضربه سختی می خوره؛ ولی اگر حکومت خبر رو نفی نکرد بدونین که قضاوتتون اشتباه بوده و چقدر قضاوت اشتباه می تونه خطرناک باشه گاهی... نه با آبرو، که با جان آدمها بازی کنه... هر دو طرف این قضیه همچنان وحشتناکه

------------------------
این همان موضوع کنگره است. مک کاتر دارد به ترانه موسوی اشاره می کند. این موضوع چه اهمیتی دارد؟ اگر قرار باشد هر دروغی را صرفا به خاطر اینکه توسط افراد رده بالا گفته شده بپذیریم چرا اصلا وارد دعوا شدیم؟ خب آقای خامنه ای و جنتی هم فرمودند انتخابات پاک و سالم بود. چرا قبول نکردید؟ برای اینکه شواهد شما با حرف آنها نمی خواند. - سیب

Posted by: Anonymous at July 21, 2009 2:09 PM



حرفهای خامنه ای مصداق فرافكني يا نعل وارونه يا كل اگر طبيب بودي يا...خوب است اصطلاح و ضرب المثل كم نداريم!

Posted by: asa at July 21, 2009 12:05 PM



درست گفته اند که حق نه دادنی است نه گرفتنی، از نظر اینان حق خوردنی است! و لابد مزه خوبی هم دارد. که هی میخورند و سیر نمیشوند...
بیچاره ما مردم.. دنیا تمام میشود و ما هنوز به دنبال اثبات حقوق اولیه خود، به آخر میرسیم. دریغ از حتی یک روز که نفس کشیده باشیم زندگی را از ریه های انسانی آزاد در گوشه خاکی که متعلق به آنیم.. حقی که خدایمان به ما داد وقتی آفرید.. و اینان غصب کردند از ما با بهانه کردن خدا..

Posted by: نیکان at July 21, 2009 11:22 AM



سلام
میدونید تفاوت خامنه ای ومصباح برای من چی بود؟(هرچند که شباهت های زیادی دارن)

هردوشون" به هر قیمتی رئیس بودن" رو دارن
ولی
- خامنه ای عاشق محبوبیت عامه (یکی از دلایل زیاد تلویزیون اومدنش همینه)
-مصباح نه مرده مرید پروری وجان فدایی خاص.
بچه گانه بود این فکر که به خامنه ای باید گوشزد کرد که "آقا" داری محبوبیتت رو از دست می دی ؟جمع وجور کن .

نمی دونم هدف چیه نقده یا عزل؟
هر چی که هست فکر بعد شو باید کرد .مردم مذهبی اند وروحیه رهرویی شون رو به این زودی از دست نمی دن .همین حالا هم به میر حسین نمی گن رئس جمهور.(ممکنه بعضی ها بگن اون روی قضیه قبول نداشتن ا.ن هست) میگن
تو رهبری جنبش رو قبول کن.
متاسفانه هیچ کسی رو نمی بینم که به عنوان رهبر بتونه باشه . هرج ومرج بعد از خامنه ای خیلی بد وخطرناک تر از وضعیت حالاست.
زودتر باید فکر اساسی (مثل جمع و اتحاد چند نفر از بزرگان) کرد وبعد حمله کرد.
وباید به مردم اعلام بشه.
هنوز خیلی از مردم مذهبی هستن .کسایی که عمری رو نماز خوندن واعتبار (درست یا غلط) کسب کردن نمی تونن رهبری که مذهب جزء برنامه هاش نباشه قبول کنن(در ثانی نیروی مذهب خیلی زیاده.)
باید یک اجماع صلح آمیز بو جود بیاد بعد .
حالا جای این خالیه.
خب خامنه ای رفت بعد؟
نه میر حسین نه رفسنجانی (به خاطر شایعه هایی در مورد اموال وخانوادش)
نه کروبی.
ونه منتظری هیچ کدوم به تنهایی نمی تونن.
(یک خبر خیلی بد دیشب بود یا پریشب از منتظری راجع به کروبی شنیدم در مورد کشتار 76 هرچی که بود خیلی خیلی بد بود.) اینها ضعفه.


احمقانه هست .این فقط یک حسه (که البته شدیده ) تا حالا حرفهای رضایی رو کامل کسی شنیده یا اون کامل حرف زده؟
هیچ نظری ندارم گفتم یک حسه.شاید اون راه حل خوبی داشته باشه.
کاش شما (نمی دونم ) تحلیلکی می کردید.

اگه دلیل محکمی برای ندیدن ونشنیدن رضایی داری از کنارش رد شو و گرنه نگاهیش کن ببین چیه؟

Posted by: ... at July 21, 2009 9:49 AM



salam
ba ejaze link e shoma ra dar balatarin gozashtam.

Posted by: allooche at July 21, 2009 6:06 AM



چرا نمی تواند از خروار پولی که خرج شبکه انگلیسی زبان تان می کنید چیز با ارزشی در آورد؟ بروید ببیند میزان نقل از پرس تی وی در دنیای خبر چقدر است و میزان نقل از الجزیره چقدر است. شما بزرگترین سیستم تبلیغی را در کشورتان راه انداخته اید چرا نتوانسته اید مردم تان را طوری تربیت کنید که این رسانه ها را به چیزی نگیرند؟ چرا مردم تان از صبح تا شام دنبال همین رسانه هایند که شما از آنها متنفرید؟ کو آن جاذبه شما و نظام شما و تربیت اخلاقی و عقلانی و قانونی شما؟

به پرس تي وي اشاره کرديد. بگذاريد پاسخ اين بخش را هم من بدهم. اينها را از نزديک ميشناسم. رييس پرس تي وي در لندن آقاي خيرالدين رفيق گرمابه و گلستان آقاي ضرغامي و حسين شريعتمداري است که از اين دو نفر خاطرات زيادي در سوناي صدا و سيما و جلسات خصوصي شان دارد. خيرالدين که نه خيري از او کسي ديده است و نه دين دارد يکي از کم سواد ترين و بي تربيت ترين و عقب مانده ترين انسانهايي است که ممکن است در عمر خود ببينيد. تا به امروز پس از دو سال کار اين شبکه در لندن هر چه ادم حرفه اي در آنجا استخدام شده پس از چند ماه فرار را بر قرار ترجيح داده و فقط علاقه زيادي به دعوت آدمهاي کم سواد و عقب مانده مانند خودشان به اين شبکه دارند. ميهمان هايشان هم از بين افراطيها و يک تعداد آدمهاي خاص دست چين شده اند. اين اواخر هم شماري از قسم خوردگان سيستم هاي اطلاعاتي انگلستان را هم رسما استخدام کرده اند تا به قول خودشان اينجا و آنجا برايشان لابي کنند. قصه اش طولاني است و از حوصله خوانندگان خارج.........اما بد نيست کم کم اينها هم ماهيتشان براي مردم بينواي ايران رو شود.

Posted by: بهروز at July 21, 2009 3:12 AM



گمان می کردم شاید قرار باشد حرف های منطقی و درست و حسابی بخوانم . وقتی عصبی هستید ننویسید. این داد و بیداد ها بیشتر بر حقانیت مورد افزود. و چند سوال: چه تناقضی بین فقه و حکومت هست؟ چرا ادعا می کنین تقلب شده؟ به کدام استناد رهبر را می کوبید؟ البته دوست من بنده هم خوب می فهمم پشت ماجرای حمله به رهبری دارین سعی می کنین انقلاب مخملی رو جلو ببرید.

-------------------------------
البته شرایطی که آقا برای خودش و همه درست کرده عصبی کننده است. ولی به نظرم او ست که عصبی است. چون نقشه اش نگرفته و مشکلات اش بیشتر شده است. اگر عصبی نبود به نخبگان خودش بد و بیراه نمی گفت. بهتر است به همین انقلاب مخملین تن بدهد وگرنه ممکن است غیرمخملین اش را محبور شود بپذیرد. - سیب

Posted by: داوود at July 21, 2009 2:52 AM



Dear Mehdi,
Salaam,
What an excellent piece of work....
I was so amazing and amusing to read the post....
Best,
A...

Posted by: Anonymous at July 21, 2009 2:43 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 13
چاپ کن
بفرست