:: سناریوهای احتمالی برای روزهای نزدیک
:: اهمیت یک سخنرانی نیمه تمام
:: از گروگان گیری نمی توان دفاع کرد
:: نیمه خالی مجلس
:: فراموشخانه کهریزک یا آغل انسانی
:: معنای کشمکش احمدی نژاد و خامنه ای
:: خود را برای دوره بعد از نظام ولایی آماده کنیم
::  تحلیل دو-پایه و پیش بینی حرکت رفسنجانی
:: نسل دوم بیت سیاسیون یا جنگ فائزه و مجتبی
:: خامنه ای در صد سال پیش
:: رای من کو؟ - یعنی: نمی توانی مرا حذف کنی
:: ناظران روسی در انتخابات ریاست جمهوری
:: شرم
:: پایان یک رهبر، آغاز رهبران
:: حزب الله و حزب شیطان: نمونه ای برای راستی آزمایی
:: کشوری با دو رئیس جمهور و با دو ملت
:: خدمت آقای خامنه ای
:: کودتایی برای نابودی انتخابات
:: چه کسی باور خواهد کرد؟
:: تحریک مردم یا مقدمه کودتا؟
:: همین دموکراسی هدایت شده و استصوابی
:: کرباسچی و بی بی سی
:: اصل آبادی ایران است
:: دشمن پاسخ همه سوالها نیست
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
June 30, 2009  
عدم خشونت کافی نیست؛ ...بسیار خوب! اما فقط یک پای دویدن است  
 

من وارد بحث شورای نگهبان نمی شوم. به نظر من این آخرین فرصتی بود که آقای خامنه ای برای ترمیم بحران اعتماد می توانست از ان استفاده کند اما از دست داد. حالا بهتر است گامهای بعدی را بررسی کنیم. بازی در میانه راه است. فعلا شورای نگهبان می تواند به رختکن برود.

در یک نگاه، نظام ولایی-سلطانی برای مهار بحران دو کار کرده است: اول اسلحه مردم را از دست شان جمع کرده است و دوم اسلحه را به دست ماموران خود داده است. روش پاسخ ما قاعدتا در خلاف این حرکت شکل می گیرد. به طور خلاصه: عدم خشونت پاسخ اسلحه دوم است. اما برای جبران خلع سلاح عمومی چه باید کرد؟

یکبار دیگر صحنه را نگاه کنیم. نهادهایی که رهبر می توانست بسیج کند از همان روز رای گیری شبکه تماس مردم را از کار انداختند. نه تلفن ماند و نه پیامک - این رسانه محبوب و فراگیر ایرانی. اما ماجرا به این تمام نشد. شبکه تماس با جهان خارج هم مختل شد. اینترنت و ماهواره. روزنامه ها هم که رفتند زیر تیغ سانسور مستقیم و بسیاری از اصحاب خبر و نظر هم بازداشت شدند. خب اینها را همه می دانیم. ولی اگر بخواهیم از واقعیت برای برنامه ریزی استراتژیک استفاده کنیم باید همین حرکات را یکبار دیگر با دقت مرور و معنایابی کنیم.

من این بازی را در دو حرکت بزرگ خلاصه شده می بینم. معنای حرکت اول این است: نظام ولایی به خشونت عریان اعتماد و اتکا دارد و آن را نقطه قوت خود می بیند. همین را هم به رخ من و شما می کشد با بیرحمی باورنکردنی. پس این نظام در مقابل مردم لخت شده است و پیداست که از همه ساز و کارهای رابطه با مردم اش خالی شده و برایش خشونت عریان باقی مانده است و تلاشی که برای «اثر»گذاری می کند. هر کسی باید نشانی از سیلی و لگد و زخم زبان و باتون و ضرب شست اوباش و اشرار داشته باشد تا فراموش نکند دست بالا با کیست. بعضی را هم باید به قتل آورد تا درس عبرت باشد. از این صریح تر نمی شود به پرستش قدرت اشاره کرد. زور حاکم است. می خواهی بخواه نمی خواهی خشونت مامور زورگو و زورپرست و اوباش زیردست اش را آماده باش.

اما حرکت دوم ضعف بزرگ نظام ولایی را نشان می دهد. این نظام از رابطه داشتن مردم با هم می ترسد. از اینکه مردم از هم خبر بگیرند هراس دارد. «خبر» برایش منفورترین کلمه است. او می خواهد چیزی به نام خبر بسازد و به خلایق بدهد. هر تلاشی برای فهمیدن واقعیت خطرناک است. در ردیف جاسوسی است. به خطراندازنده امنیت است. زیرا این نظام خود را مالک واقعیتها می داند و ارائه آن و تفسیر آن را منحصر به خود می خواهد و امنیت خود را نیز در همین تعریف کرده است. این نظام اسلحه بزرگ اش صدا و سیما ست و شبکه ای از مداحان زورپرست که دم از برخورد قاطع و بیرحمانه می زنند و پشت آن خشونت عریان ایستاده اند. این نظام مثل هر نظام انحصارگرای دیگری از تعدد منابع خبری و از هر نوع رسانه که در کنترل اش نباشد متنفر است. زیرا هر نوع خبر «دیگر»ی به معنای اختلال در نظام خبرسازی او ست. او خود را مالک انحصاری خبر می داند. مردم چیزهایی را باید بدانند که او تعیین می کند. هر چیزی که او تایید نکرده باشد توطئه و وسوسه و تحریک به شمار می آید. او برای همه چیز شورای نگهبان دارد و نظارت اش استصوابی است. این نظام به صورت سیستماتیک با هر سیستم خبردهی و خبرگیری و شناخت واقعیت که از مسیر خود او نگذشته باشد و مهر استصواب نداشته باشد دشمنی می ورزد. برای همین است که از نظر آقای خامنه ای مطبوعاتی که مدح او نمی کنند و منبع خبری دیگر دارند و تصویر دیگری از جامعه و فرهنگ می دهند «پایگاه دشمن» شناسایی می شوند و محکوم به قهر و طرد اند یا دست اموز شدن و مرگ.

خلاصه کنم. اگر در برابر خشونت عریان و صور مختلف آن عدم خشونت روش موثری باشد که هست و من مدافع آن ام، در برابر خلع خبری مردم و در تاریکی گذاشتن آنها و فضاسازی برای باوراندن جعلیات به آنها، با تمام قلب و ایمان و تجربه ام تنها یک راه می شناسم: تقویت همه راههای مردمی خبررسانی. این مسیر را باید پس از آنکه باور کردیم پای دوم دویدن ما مردم است بازاندیشی کرد و لایروبی کرد و قنات های آن را احیا کرد و کبوتران نامه برش را جمع آورد و آن را به مردمی ترین صورت و با استفاده از تمام ظرفیت ها بازسازی و راه اندازی کرد و با گسترده ترین پوشش به کار گرفت. هر قدر بر شناخت روشهای عدم خشونت اصرار و تاکید داریم که بجا هم هست و همه باید آن را بیاموزند و دنبال کنند تا آموخته همگانی شود و فرهنگ شود به همان نسبت باید راههای انتقال خبر و نظر را بازشناخت و از گل و لای ضدخبر و شایعه و خبرسازی های دوست و دشمن پالود و همه امکانات را برای آن بسیج کرد و نسبت به کم و کیف آن حساس بود. اگر این جنبش تا اینجا همین دو نکته را به ما آموخته باشد ما نه تنها برنده واقعی صندوقهای رای هستیم که برنده امروز و آینده روشن خود به عنوان مردمانی هستیم که می خواهند حقارت زیستن زیر سایه ترس را پایان دهند و چنان زندکی کنند که می خواهند بی آنکه حد دین و ایمان و انتخاب آنها را مامور سر چهارراه و عوامل فقیه و شاه تعیین کنند.

من در بخش اول دوستان بسیاری را می بینم که گرم کار و آموزش و گسترش ایده اند در بخش دوم اما کمتر کسی را می بینم. این را باید جبران کرد. بدون شبکه ای برای تماس و انعکاس، عدم خشونت به تنهایی به جایی نمی رسد. زیستن آزادوار بی سایه ترس و زور حق مردم است. دانستن و از هم با خبر بودن و باز بودن چراغهای رابطه نیز حق مردم است.  


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/5426
نقد و نظر

چند پیشنهاد عملی برای ادامه ی جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران

در عرصه ی سیاست خارجی:
1- دولت احمدی نژاد دولت مشروعی نیست و به همین دلیل نباید از سوی هیچ کشوری به رسمیت شناخته شود. هر کشوری که به دوستی با دولت کودتا بپردازد در خاطره ی جمعی ایرانیان از آن کشور جلب اعتماد می شود.
2- هر قراردادی بین المللی که با این دولت منعقد شود از نظر ما هیچ گونه وجاهت قانو نی ندارد.
3- خواهان همبستگی جهانی با جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران باشیم. در شعارهایمان این نکته را فراموش نکنیم.
4- با تاکید بر «خاورمیانه ای عاری از سلاح های هسته ای» هم رویکرد دولت ایران را و هم رویکرد سایر دولت های نظامیِ منطقه را به چالش بکشیم. اهداف بلندمدت ملی مان را در جریان مبازه مان از خاطر نبریم.
5- باید به جهانیان نشان داد که ایران از آن چیزی که در رسانه های این کشورها بازتاب پیدا می کرد متفاوت است. برای برخورد با برنامه های هسته ای دولتِ این کشور باید راه های جدیدی پیدا شود. راه هایی که دولتِ کودتا و نه مردم را نشانه می گیرند. درباره ی این راه ها می توانیم تک تک فکر کنیم.

ایجاد صندوق اعتصاب:
1- برای کاهش مشکلات معیشتی کسانی که در ایران آماده دست زدن به اعتصاب هستند باید در داخل و خارج ایران «صندوق اعتصاب» تشکیل شود. از راه های مختلفی می توان در این راه قدم برداشت. بعنوان مثال هنرمندان ما می توانند با ایجاد تورها و کنسرت هایِ خیریه ای به این صندوق کمک کنند. درباره ی راه های دیگر تقویت این صندوق نیز باید تامل کرد.

شعارها:
باید از دادن شعارهای منفی تا حد امکان جلوگیری کرد و شعار های مثبت داد. اینکه ما چه چیزی نمی خواهیم زیاد مهم نیست، مهم این است که در شعارهایمان نشان دهیم که چه می خواهیم. بعنوان مثال شعارهای «مرگ بر... » شعارهای منفی هستند. شعارهای مثبت تاکید بر خواسته ها و حقوقی دارند که تک تک افراد بدنبال رسیدن به آنها هستند. از این رو باید به شعارهایی که به حقوق فردی و انسانی توجه دارد بیشتر اهمیت داد. اشتباه بسیاری از هم وطنان ما در زمان مبارزه با رژیم شاه به اذعان خودشان در این بود که بیشتر شعار منفی می دادند و خواهان سرنگونی رژیم بودند. اینکه چه چیزی بعد از سرنگونی باید جایگزین شود، اهمیت ثانوی داشت.
از نمونه ی شعارهای مثبت می توان به شعارهای زیر اشاره کرد:
آزادی، استقلال، جمهوری انسانی
الله اکبر، مردم خود رهبر
زنده باد جمهوری انسانی
رهبری جنبش:
در هر جنبشی همیشه افرادی وجود دارند که سعی در استفاده از امکانات جنبش برای رسیدن به اهداف جاطلبانه شان دارند. تاکید بیش از حد بر مفهوم «رهبر جنبش» ما را دوباره به دام دیکتاتوری می اندازد. ما باید در عین حالی که خود مان رهبرِ خود هستیم برای سازماندهی اهدافِ فردی و گروهی مان مسئولیت اجتماعی بپذیریم. در این راه مواظب عدم استفاده ابزاری از خود باشیم. با این مقدمات فکری برای سازماندهی خود بصورت عملگرایانه ای به پیروی از رهبران جنبش می پردازیم. چون بدون سازماندهی امکان ارتباط و هماهنگی وجود ندارد.

جمهوری انسانی:
برای رسیدن به حقوقِ فردی و انسانی خود از هیچ امکانی صرف نظر نکنیم. رفتن به مساجد و شرکت در اعتکاف هم اگر ما را فقط قدمی به خواسته های مان نزدیک می کند، مهم است. مسجدها را به مراکز فرهنگی و جوانان تبدیل کنیم. باید از نقطه ی قوت رژیم برای ضربه زدن به آن استفاده کرد. ما باید همه جودوکار باشیم. یک جودوکار سعی می کند با استفاده از زور حریف با تکنیک و سرعت بالا او را به زمین بزند. از انحصار درآوردن مساجد و مراکز مذهبی باید یکی از اهداف جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران باشد. علاوه بر آن باید سعی در جذب انسان های دموکراسی خواه از همه گروه ها و سازمان ها داشت. انسان های روحانی و سپاهی زیادی خواهان حقوق انسانی خود هستند.
باید بدنبال تغیر موازنه ی میان جمهوری و اسلامی بود. با تقویت اهداف جمهوری خواهانه مان بخش اسلامی حاکمیت را که بدنبال سرکوب حقوق انسانی مان هست را تضعیف و در نهایت مغلوب خواهیم کرد. تاکید بر جمهوری انسانی که بر پایه ی انسانهای بالغ استوار است، نه انسانهای مقلد و صغیر.
در این راه ناهموارباید قدم به قدم جلو رفت و صبر زیاد داشت. در جمهوری اسلامی و حتی در گفته های امام خمینی نیز می توان جنبه های جمهوری خواهی زیادی پیدا کرد و آنها را تقویت نمود. در این راه باید در کنار اهداف کوتاه مدت، بصورت بلند مدت برای رسیدن به حقوق انسانی مان برنامه ریزی کرد. باید خود را برای دو ماراتن آماده کرد نه دوِ صد متر. دو ماراتن فرسایشی است. کودتاگران نفس و سرزندگی ما را ندارند.

اعتصاب دسته جمعی:
اعتصاب دستجمعی، یکی از مهم ترین و مدنی ترین روش های برای برخورد با کودتاگران است. درباره ی نحوه و سازماندهی این عمل مدنی باید بیشتر فکر کرد. همانگونه که اشاره شد تشکیل صندوق های اعتصاب در داخل و خارج کشور یکی از اقدامات مهم در این زمینه است. باید سعی در ارتباط با اتحادیه های کارگری داشت. با اعتصاب کارگران بخش تولید در کشور نشانه گرفته خواهد شد. باید با همامیزی کارگران، جنبش را از سطح طبقات متوسط به سطوح دیگر گسترش داد. نباید از توده های مردم فاصله گرفت.

Posted by: Saied at July 6, 2009 12:06 PM



خشونت طرف مقابل آن قدر زیاده که من روزنامه نگار را ناموجود کرده است.

Posted by: روزنامه نگار ناموجود at July 5, 2009 7:29 PM



تشکیل " شورای سخنگویان جنبش سبزملت ایران "
چرادر شرایط کنونی تشکیل" شورای سخنگویان جنبش سبزملت ایران" ضروری است ؟؟؟؟؟......
پیش ازبرآمد پر فروغ جنبش سبزدرایران ،بالغ بردودهه تلاش وکوششهای عدیده ازسوی احزاب وسازمانها وچهره های سیاسی برای رسیدن به نوعی از اتحاد عمل" جبهه ای "یا "شورایی "و..... به هدف الترناتیو سازی صورت گرفت که هیچیک موفق نبود .
/ جدایی روشنفکرمابانه ازمردم وعدم درک خواسته های واقعی آنها / تنگ نظری های ایدئولوژیک وسیاسی تشکیلاتی//فزون خواهی های هژمنیستی/ باورهای ضد پلورالیستی/ کم وبی ارزش انگاشتن ورود به اتحادعمل های آکسیونی بدون انگ حزبی/ و.....علل اساسی شکست این پروژه ها بود که هرگز دچار نقد جدی وخانه تکانی فکری قرارنگرفت .
ناامیدی ودلسردی از این روند های منجمد شده ،موجب جدایی کادر ها و اعضا وهواداران ازاین سازمان ها شد. ناکارآ مدی مفرط رهبری وعدم پاسخگویی آنها به نیاز های مبرم جنبش سیاسی باعث اضمحلال ومتلاشی شدن آنها شد .
نتیجه ی مهم این فرو پاشی موجب باز گشت بسیاری ازآنها بمیان مردم وتوجه دقیقتربه خواسته های ملموس ومبرم شان، اینبار درفراق وفارغ ازبازدارندگیهای سازمانی گردید .
اکنون دیگر دربین مردم عینک"حقیقت ففط نزد منست"درمیان نبودو منعی جدی درراه گفتگو برای اتحاد عمل میان سلطنت طلب با کمونیست یا چپ دمکرات با مشروطه طلب درعرصه ی زندگی واقعی سیاسی نبود ./این باردیگربحث از اهداف دوردست آرمانی زیبا با پلمیک های روشنفکرمآبانه (نظیر:.."هم اینک سوسیالیسم "..هم اینک "دمکراسی خلقی وشورایی"...و"اتحاد عمل" و"وحدت عمل" فقط برپایه ی "برنامه حداقل وحداکثر" ووو.......)در میان نبود.
واقعیات تلخ و سهمگین به چهره ودرون اندیشه ها وانگاره های فسیل شده سیلی میزد.
شکست تلاش ها وناامیدی ممتد در ارائه ی یک آلترناتیو خارج ازرژیم وفقدان حضور آن در صحنه ی سیاسی ناگزیرموجب گشت تا نگاه های هدفمند سیاسی برتضادهای درون حاکمیت وناگزیری ازاستفاده ی تاکتیکی ازبروز بحرانهای موسمی به سود تعمیق جنبش مردم متمرکز گردد .( اصلی که پیش از این مغفول مانده ودر نقشه ی استراتژیک وآرایش نیروهای موجود درآن/تحت عنوان "جنگ گرگها "جایگاه جدی را بخود اختصاص نداده بود).
اکنون تجربه ی 2و22خرداد( برخلاف نظیریات فرسوده ی حاکم در گذشته ی سیاسی ) درعمل به ما آموخت که تحت شرایط خاصی از بروز بحران و تضاددردرون حاکمیت ، وقوع ستیزی آشتی نا پذیر که منجربه خروج بخشی عمده از حاکمیت به سود وسوی جنبش گردد ،امکانپذیرست. ونمیتوان ونباید بابی اهمیتی وعبورناآگانه از کنار این مهم ، تن به انفعال وبی عملی سیاسی داد.
همچنان که "تحریمیون "بانگاه تنزه طلبانه وسکتاریستی به اوضاع مینگریستند و تحت شعارهای ( /جنگ گرگها../نمایش انتخابات... /انتصابات../و"نبود شرایط آزادبرای ورود به انتخابات" – گوئیا شرکت فقط در شرایط آزاد هنری بس بزرگ است ؟؟؟؟- / وانتخابات گورستانی.ووو.....) به یکباره با تسونامی 22خرداد وجنبش سبز ناشی ازان مواجه گشتند و باردیگر پیشانی شان به پا شویه خورد. برخی که هنوز خروج بخشی عمده ای از گردونه ی حا کمیت را به راحتی هضم نمی کردند و نمی کنند وحاضربه نقدجدی وبیرحمانه ازدیدگاهای غلط تاکتیکی واستراتژی فرسودهی نیستند ودرصدداصلاح آن برنمیآیند.ناباورانه ومنفعلانه نظاره گرچگونگی حوادث اند تا شاید "شرایط آزاد "(؟؟)فراهم گردد.
این جمود فکری که معتقدست ///همه ی دمکرات ها از بدو تولد آزادیخواه ودمکرات متولد میشوند/// به احتمال وامکان فرارویی متکاملانه ی شخصیت های فکری وتغییرپتانسیل ها –تحت شرایطمعین باورندارند- ونه تنها امکان تحول فکری وفرارویی سیاسی اصلاح طلبان دیروز رابه اصلاح طلب رادیکال امروزدرخارج حاکمیت رانمی پذیرند که اتحاد عمل باآنهارا درجنبش کنونی گناهی نابخشودنی میدانند.
با این تنزه طلبی وخالص خواهیست که باورعملی به پلورالیسم سیاسی ازدستور کارآنهاخارج میشود.با همین نگرش است که سروش ها –سازگارها –گنجی ها –موسوی ها –خاتمی ها –رضا پهلوی ها –داریوش همایون هاو....اساساازبدوتولد فاقد پتانسیل تحول وفرارویی به آزادیخواهی برای یک "دمکراسی ناب "میشوند.
تظاهرات عظیم مردم (بدون تابلوی گرایش سیاسی) درداخل وخاج ازکشور، بوضوح نشان ازعزمی متحدانه ی پلورالیستی حول محورآزادیخواهی وضد دیکتاتوری وبه بهانه ی تقلب درانتخابات داشت که فارغ از پراکندگی سنتی درراس هرم سیاسی اپوزیسیون خودنمایی کرد.
بی شک 22خرداد وفروزش جنبش سبزناشی ازآن برای اهل عبرت و آموزش پذیران تاریخ سیاسی ایران درس های مهم وتعیین کنندهای دربرداشت که برجسته ترین آنها دراین مقال اجرا وانجام رفراندومی دو سویه بود که درآن اکثریت عظیم مردم دو " نه " بزرگ به حاکمیت ازیکسو وبه کارنامه ی سیاسی اپوزیسیون پراکنده طلب دادند .
قاطبه ی مردم ایران با خواست وعمل متحدانه به وضوح بیزاری خویش راازپراکندگی در صفوف ملی علیرغم وجودسیاست سکتاریستی وغیرهمگرایانه رهبران اپوزیسیون به منصه ی ظهوررساند ند.وثابت نمودند که "اتحاد عمل "بر پایه ی منافع ملی وآزادی (بدون انگ هژمونیک)نه تنها ممکنست که بایدوخواست مبرم انهاست .
پیشنهاد تشکیل (شورای متحد سخنگویان جنبش سبزملت ایران ) در خارج از کشور نه تنها میتواند آغازگشایش دریچه ای بسوی اتحاد عمل های کوچک بلکه میتواندفرارویی آن برای رسیدن به اهداف استراتژیک مدنظر قرار بگیرد .لیکن اکنون به عنوان یک نیاز مبرم بایددر دفاع متمرکز سازمانی ورسمی ازمنافع آنی جنبش سبز عاجلا در دستور کار قرار بگیرد.
دفاع غیرمتمرکز وغیرمتشکل ازجنبش سبز در خارج از کشور که تاکنون با اتوریته ی فردی و بصورت توضیحات رایزنانه به هدف جلب حمایت بین المللی جریان داشته ،اگر ارزشمند ،لیکن اکتفا بدان تا همین حدبس ناکافی وکم تاثیربلکه زیانبارنیز خواهدبود ومیتواندصرفا بازتاب دهنده ی دیدگاه شخصی افراد باشد ونه بیانگرکل نظرات ومنافع جنبش ملت ایران .
درصورت تشکیل ورسمیت یافتن این شورا با ترکیبی پلورال –" بدون رهبر"- کلیه ی چهره های درون آن عملا ورسما( نه نمایندگان حزبی خود) که عضوی از مدافعان وسخنگویان کل جنش سبزمحسوب میشوند.
بدینوسیله نه تنها درانعکاسی منطقی در پاسخ مثبت به اتحادعمل مردم، اتحادعمل در"بالا "برای نخسین بار محقق میگردد که رفع بلا تکلیفی دراتخاذ موضع سیاسی توسط دول خارجی حاصل وسهل تر میگردد درغیر اینصورت سیاستهای حمایتی بین المللی بطور ناگزیر بصورت کم دامنه وکم تاثیر وشناور از حقوق پایه ای شهروندی وانسانی جنبش تنزل میکند.
درنبود این گونه تشکل هادر خارج ،بحران قبول یارد به رسمیت شناختن دولت کودتایی بویژه تحت تاثیرنیاز به" قطعیت بخشیدن به موضوع هسته ای" آنچنان بالا میگیرد که جنبش در خطر دور زدن قرار میگیرد بویژه آنکه حکومت کودتایی بشرط قبول برسمیت شناخته شدن وادامه ی بقا در مقابل جنبش، حاضر به سازش های اشتهاآوربا جهان غرب ازخودبروزخواهدداد.
درشرایط حاد کنونی هیچکس بهتروبیشترازجهان غرب، واقف به درماندگی فزاینده ی رژیم جهت بقا وآمادگی او برای پرداخت هزینه ها ی سنگین وسازش های گزاف باغرب نیست.
این نکته ی مهم را نباید از نظر دور داشت که حتی در صورت اعتلای جنبش مردم وتوفیق درتشکیل "شورای سخنگویان جنبش سبز ملت ایران "وتقویت اتوریته وقدرت آن ،هنوزنمیتوان با اطمینان قوی پذیرفت که دنیای غرب براحتی خود را از خوردن این لقمه آماده وملتمس محروم سازد.
متاسفانه جنبش سبزمااکنون درعرصه ی کازارداخلی درموضع ناپایدارتدافعی باخصلت اعتراضی قرار دارد . وباکمی تردید میتوان دید که ادامه ی این وضعیت (ودر صورت تغییر نیافتن تاکتیک ها واتحادعمل فراگیر) توازن قوا بسود حاکمیت بهم خواهد خورد.
تنهادرپرتواتخاذ وپیشبرد تاکتیک های تهاجمی وتلاش قوی برای سراسری نمودن آنها درداخل وایجاد تشکلی متحدوپلورال بعنوان سخنگویان رسمی جنبش سبزدرخارج میتوان بااطمینان بیشتری امیدواربود که کفه ی توازن قوادر تمامی عرصه ها بسود جنبش سبزملت ایران تغییر یافته وآنرا یک گام اساسی وبزرگ بسوی پیروزی به پیش ببرد .

همچنان وقت تنگ است..... همتی باید....

Posted by: samadghazi at July 3, 2009 3:29 PM



سلام
داره اتفاق های بدی راجع به زندانی ها می افته.خیلی بد.
این دیگه تقلب انتخاباتی نیست که راحت از کنارش هر کسی رد بشه .اونقدر بد هست که دیگه اعتقاد ها بی رنگ بشه وهمه علیه اقدام اون ها جلوشون وایسن . از زندانی ها خبر بگیرید .مهمه!
اون ها بی پناهن .حمایت می خواهیم .باید حمایت کنیم .
این یه معامله مقدس با خداست .
نمی دونم کی (یاخودت) آیه قبلی رو توی یکی از پستهای قبلیت گذاشته بود .
حتما بعد از خودن این پست قران رو باز کن . اولین آیه که چشمت بهش خورد همونه .شک نکن .
رحم کنیم تا خدا به ما رحم کنه .این طور که پیداست زندانی ها رو خیلی دارن اذیت می کنن.
این فقط برای شماست.

Posted by: ... at July 2, 2009 10:59 PM



رئیس جمهور موسوی، آقای کروبی و سایر رهبران کنگره ملی برای برگزاری انتخابات آزاد در ایران:

تاسیس یک رادیو تلویزیون ملی را که فعلا از ماهواره برنامه پخش کند جدی بگیرید.

اگر 20 میلیون نفر در ایران نفری دو دلار، و 500 هزار نفر از هموطنان خارج کشور نفری 20 دلار سهام خریداری کنند- 50 میلیون دلار برای سرمایه گذاری اولیه جمع می شود.

هنرمندان وطندوست درنگ جایز نیست.

-------------------------
آرش عزیز، اگر در باره ایده ات می توانی طرح اولیه یا کانسپتی در دو صفحه تنظیم کنی خوشحال می شوم برای من بفرستی تا پیگیری کنم. - سیب

Posted by: آرش at July 2, 2009 3:58 PM



جناب جامی عزیز، با سلام و ارادت، آستین بالا بزن و با " زمانه" ای دیگر به میدان بیا! با جان و دل با تو خواهیم بود و در خدمت آگاهی رسانی ملت صبور ایران!

Posted by: سام الدین ضیائی at July 2, 2009 8:05 AM



سلام برشما،قادر نیستم بگم که همراهی و همدلی شمابا قلمی زیباو تحلیلی منطقی و باورپذیر در این ایام سوگواری چقدر برایم ارزشمند بوده.بیم آن دارم که تغریف از شما حمل بر تملق بشه و خودداری می کنم.ممنونم

Posted by: Sima at July 2, 2009 12:46 AM




.
.
به چند خبر و گزارش توجه شما رو جلب می کنم یکی اینکه در دویچه وله این احتمال داده شد که احتمال دارد رهبر انقلاب گروگان دولت فعلی باشد . بر همین راستا آقای هاشمی در سالگرد شهدای هفتم تیر به شکلی وضعیت کنونی را پیچیده تحلیل کرد و این پیچیدگی را شبیه وضعیت عصر شهید بهشتی دانست که منافقین در رده های بالا انقلاب نفوذ کرده بودند .پس می توان این نتیجه اولیه را داشت که گویا در حال حاضر نیز نفاق در سیستم حرف اول را می زند منتها روش برخورد با آن باید بسیار هوشیارانه باشد .آقای محمد خاتمی نیز خط قرمز را عبور از رهبری دانستد .این صحبت شبیه همان صحبتی است که ایشان در زمان قتل های زنجیری به مقام رهبری داشتند که خط قرمز ما تعرض به رهبری است .از مجموعه این صحبت ها باید به این نکته اذعان داشت که همذات پنداری با مقام رهبری ما را به این نکته می رساند که گویا ایشان روشی را برای حفظ انقلاب و از بین بردن نفاق در پیش گرفته اند یا حداقل باید در مورد این گزینه هم فکر کرد . در واقع گویا ایشان استراتژی حد مصالحه را در پیش گرفته اند .
.
.

قبیله نفاق
باز شناسی جریان نفاق در ایران


Posted by: ... at July 1, 2009 10:21 PM



اگه من جای شما بودم با سر به دیوار بتونی ولایت فقیه حمله نمی کردم .از حفره ومنفذ ریخته اون شروع به تخریب می کردم ، احمدی نژاد".
بهتر فعلا رصد کنیم وجاهای درست حمله رو پیدا کنیم.
از نظر من این بهتره.

Posted by: ... at June 30, 2009 8:29 PM



http://shabagard.blogspot.com/

NEGAHI BEANDAZID? LOTFAN.

Posted by: farzaneh at June 30, 2009 5:19 PM



salaam,
Man in gozaresh raa az facebook mir hossein moussavi khondam, beh nazaram mohem oomad. lotf konid gostaresh dahid agar lazem mibinid. beh joz shoma nemidonam beh ki morajeeh konam.

http://shabagard.blogspot.com/

Posted by: farzaneh at June 30, 2009 5:05 PM



What about asking Uncle Sam to increase the Twitter budget. $400 Million wasn’t enough. We need more blood on the street (or on our hand). That’s only way to pave the path for Faeze the liberator. Hoorahh
-------------------------
استدلال مضحکی است که چهره واقعی جنایتکار را پنهان می کند. خون بر دستهای ما؟ شما اطمینان دارید روح حسین شریعتمداری در شما حلول نکرده است؟
- سیب

Posted by: Carl at June 30, 2009 4:28 PM



در مورد خبر رسانی حرف دل ما رازدی.
چه جور باید خبر رسانی کرد؟ مخصوصا مایی که خارج از کشور هستیم چه کار باید بکنیم؟

من فکر می کنم که با طرفداران ولایت فقیه هم باید وارد بحث شد.
این جنبش بسیجیها را در این طرف خط لازم دارد

Posted by: هایده at June 30, 2009 1:36 PM



به نکته ی ظریفی اشاره کردی. عدم توجه به خبررسانی باعث ازهم پاشیدگی سازمانی می شود. بدون مکالمه و ارتباط هیچ سازماندهی میسر نیست. لطف کن در این باره بیشتر بنویس. بصورت تخصصی فقط روی این موضوع. مثلا چه راه هایی برای خبررسانی وجود داره. شعارنویسی هم تو این مجموعه جا داره. مثلا الا که به همه دارن انگ جاسوسی می چسبونن این شعار که:
ما همه جاسوس هستیم، دشمن سرکوب هستیم.
یا یِک طوماری که ما اونا امضا کنیم و همه به جاسوس بودن خودمون اعتراف کنیم!
خلاصه اگر جنبش به خوابه باید منتظر یک شبِ سیاه بود که آخرش هم ناپیداس.
لطفا بیشتر بنویس!

Posted by: سعید at June 30, 2009 11:59 AM



سلام
با نظر شما موافقم. در بین وبلاگ نویسان دوستانی می بینیم که احتمال می دهند که تقلبی صورت نگرفته و رای موسوی و احمدی نژاد همین قدر بوده. ولی به نظر من این مسئله انتخابات دیگر تمام شده مبارزه کنونی با دیکتاتوری است. اتفاقات بعد از نتایج چهره واقعی حکومت را به صورت عریان نمایان کرد. اشتباه ما این بود که به انتخابات امید بستیم در حالی که در این شرایط انتخابات حتی اگر با تقلب همراه نباشد به دلیل نبودن رسانه ی آزاد و عدم آگاهی در جامعه نا عادلانه است. باید از این به بعد به وسیله پخش بیانیه ها و شب نامه ها ( بخصوص در روستا ها ) مردم را آماده کنیم. باید فیلم تخریب اموال عمومی توسط پلیس را به وسیله رسانه های قدرتمند مثل موبایل در سطح جامعه پخش کنیم . باید رو در رو با طرفداران احمدی نژاد صحبت کنیم.

Posted by: علی at June 30, 2009 10:15 AM



من هم این روزها دقیقا دقیقا دقیقا به همین فکر می کنم. پاشنه آشیل آنها رسانه آزاد است. باید اتاق فکری تشکیل بدیم همه با هم. هر کسی ایده هایی دارد. خوبه این ایده ها را با هم مطرح کنیم و دنبال راهکارهای عملیاتی باشیم. نیرو هم در این مورد کم نداریم...

Posted by: مریم at June 30, 2009 8:27 AM



کاملا درسته... بی خشونتی بدون اطلاع رسانی و آگاه کردن مردم به تنهایی راهبردی نخواهد داشت. چنان شاهراههای اطلاعاتی مردم بسته شده و با شایعات و ... حتی هراس تلفنی صحبت کردن را هم به دل مردم انداخته اند. به نظرتون راهکاری که برای اطلاع رسانی در دسترس هست چیست؟

Posted by: علی at June 30, 2009 8:23 AM



چون مردم بیشتر به دیدن و شنیدن عادت دارند تا خواندن باید اخبار مهم توسط آنور مرزی ها بصورت تصویری فرمت vcd پرشده و فایل iso آن برای دانلود و رایت روی cd بر روی اینترنت قرار گیرد. پخش سی دی راحت تر و مطئن از کاغذ است و کسی محتویات آنرا نمی تواند تشخیص دهد.

Posted by: Anonymous at June 30, 2009 8:21 AM



نام و ادرس وبلاگم جا ماند! اینجا می گذارمش

Posted by: نسیم at June 30, 2009 7:50 AM



من هم مثل شما فکر می کنم علت توقف ظاهری اعتراضات در این مقطع دقیقا ناآگاهی و عدم اطلاع و تحلیل درست مردم به خصوص در شهرستانها از وضع موجود است دیگر وقتش است نیرویمان را برای روشن کردن این جماعت وابسته به جعبه سیاه جادویی صدا و سیما بسیج کنیم و تا همه با هم به پا نخیزند و از زیر این ترس لعنتی برای از دست دادن آب و نان بیرون نیایند حرکت رو به جلو نخواهد بود و یا اگر بود کند و اهسته و با پرداخت هزینه های سنگین خواهد بود
به امید آن روز

Posted by: Anonymous at June 30, 2009 7:48 AM



آقاي جامي عزيز
سلام ، دو سه ماه قبل در نظر (comment) ي براي آقاي محمد قايد - كه به نظرم مقاله نويس بسيار توانايي است و نثرش از جهت هايي سرآمداست - ايشان را در عرصه وب در ميان خيل سربازان نويسنده روزمرگي ها و آدمهاي معمولي مثل نگارنده - ، به شواليه مانند كرده بودم . در اين يكي دو ماهه كه بهتر مي دانيد چطور اين مردم به هيچ انگاشته شده ،شكفته اند ، تحليل و مشاركت در ابراز نظر هم در وب زياد شده ، و مقاله هاي شما و شايد انگشت شمار افراد ديگر از بهترين هاست . باور كنيد اين نوشته هاي از سر دوست داشتن آدمها ، از سر شفقت ، از سر عشق انساني به جوانان و مردم اين آب و خاك و از سر متانت و راهگشايي ، كمك كننده و راهنماست . پايدار و موفق باشيد .

Posted by: Anonymous at June 30, 2009 7:18 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 21
چاپ کن
بفرست