:: رابعه بلخی؛ گوهر نادیده شعر و شهادت در عشق
:: Robert Fisk: Leaders lie, civilians die
:: آنها با زبان ترور حرف می زنند
:: مهاجرت نخبگان يا سر-ريز-شدگی اجتماعی
:: روزنامه شرق طرفدار سرکوب در فلوجه
:: پروژه پشتونیزه کردن افغانستان: تحليلی خلاف آمد رسانه ها
:: نتيجه نهايی
:: چرا پل برمر دو روز زودتر رفت؟
:: تشنج های عراق به سود آمريکاست
:: حالا نوبت جنگ صريح با مردم عراق است
:: حريم امن
::  کابل
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
December 31, 2006  
چرخه مدار صفر  
 

مرگ صدام برای من نمودار سالها فرصت سوخته و از دست رفته است. سالهايی که او از مردم خود سوخت و از ما ايرانيان. به خاطر رهبرانی چون صدام است که ما مردم مدام بايد از صفر شروع کنيم. رهبرانی چون صدام سالهای سال را به اشتباهات مهلک و تکرار آن تلف می کنند و نسل ها را به باد فنا می دهند. مرگ با چوبه دار برای کسی چون صدام کوچکترين مجازات است. هيچ است. درست مثل دوره زمامداری شان که هيچ بود. هيچ در هيچ. و اين هزارها هزار دريغ است. دريغ همه آنها که زخم ايشان خوردند يا جانشان را دادند. رهبرانی مثل او چنان خسارتهايی به فرهنگ و سياست و مردم ما زده اند که با هيچ مجازاتی قابل جبران و استيفا نيست. ما آنها را می کشيم و اين اوج نااميدی ما ست از آنها که عمرهای ما را سوختند زندگی های ما را تلف کردند شادی را از ما دريغ داشتند وطن را از ما گرفتند و ما را آواره ساختند متفکران مان را دهان بند زدند يا گوشه زندان پوساندند. صدام تا بر اسب قدرت سوار بود هيچ مرزی نشناخت و هيچ کاری برای مردم خود نکرد. 

با رهبری چون صدام مردم امکان هيچ انباشت تجربه ای ندارند. هيچ راهی به جلو نمی روند. مدام بر مدار صفر می چرخند. نااميدان وسوگواران. زندگی در عراق امروز توفان اتلاف عمر و جان است. اتلاف عظيم و به حساب نيامدنی. توفانی به جا مانده از عصر صدامی. رهبرانی که گرهی نمی گشايند. کارشان گره بر گره زدن است و کور کردن گره هايی که هست. پريشان ساختن مردم.

تنها فرق فارق دموکراسی با استبداد همين جاست. در دموکراسی عمر کسی تلف نمی شود. هر کسی قادر است پيش برود. اما نظامی برای چرخيدن به دور خود وجود ندارد. انباشت سرمايه های مادی و معنوی هست. همين انباشت است که مملکت را زنده و اميدوار و انسانی نگاه می دارد. کسی جانشينان احتمالی خود را از بين نمی برد. کسی نمی تواند خود را اول و آخر همه چيز بداند. فروتنی است که در استبداد غايب است. سهم تک تک مردم و نخبگان است که محفوظ است. سهم زندگی در وسيعترين معنايش. مشارکت و رقابت ريشه کن نشده است. نقد جاری است. زبان ها را نمی برند. عقل کل وجود ندارد. خدايگان مرده است. هر چه هست از آن مردم است. هر روزی راهی اختراع می شود که مردمانه است. از مردم شروع می شود و به مردم ختم می شود. کسی آقا-بالا-سر مردم نيست.

رهبرانی مثل صدام اند که ما را عقب می اندازند. از جهان دور می دارند. حصار دور ما می کشند. ما را بی تاريخ می کنند. تاريخ ما را ناچيز می کنند. ما را به مردمانی تبديل می کنند که بايد به کشور ايشان حمله کرد و اداره شان کرد.

رهبرانی چون صدام بازيچه اند. بازيچه شهوت سيری ناپذير قدرتی کور و بی مهار. بازيچه طرح و توطئه بازيگران جهانی. مسخرگانی که خود را خدايگان می انگارند. بيچارگانی که کليد همه چاره ها در زندانهاشان است و در قدرت سازمان امنيت شان و ارتش و اسلحه شان.

پروسه رهايی از صدام پروسه ای سخت و دردناک و پر آشوب است. چيزی که بايد از آن به خدا پناه برد. به مردم پناه برد. مردم را تقويت کرد. هيچ راه ديگری وجود ندارد. ما بايد بتوانيم عمرهامان را از دست اتلاف ايشان نجات دهيم. شادی هامان را. عمر به شادمانی گذراندن عمر بی ترس گذراندن اين است آنچه گوهر بازگشت به مردم است. همه نقدهای دموکراسی در پای اين محصول دموکراسی هيچ است. زندگی بدون شادی به هيچ نمی ارزد. 


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/1037
نقد و نظر

با سلام
از شما دعوت می شود در نخستین جشنواره وبلاکگ های خبری فارسی زبان شرکت فرمائید
آدرس جشنواره
weblog.irnablog.com

Posted by: آژانس خبری وبلاگ نویسان at December 31, 2006 12:42 PM



به حقيقت تلخی اشاره کرديد ٬ ديکتاتورها بی‌تاريخی را برايمان رقم می‌زنند .

Posted by: Anonymous at December 31, 2006 9:54 AM



با نوشته تون موافقم ضمن این که باید بگم دیکتاتورها از بین می رن، اما باید فکری برای دیکتاتوری کرد.

Posted by: رها at December 31, 2006 8:28 AM



Posted by: fh at December 31, 2006 6:52 AM



تحليل بجايي بود
فرصتها سوخته اند از شانس بد ما

Posted by: اهري at December 31, 2006 5:09 AM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 5
چاپ کن
بفرست