:: قصه های ايرانی - نشرچشمه
::  قصه های ايرانی - تعارف و اصرار
:: آخرالزمان در تاکسی
:: رابطه نوسازی و دود
:: ميان قرآن و موسيقی رپ
:: نوسازی جمهوری
:: هيپوتزهايی در باره آمريکا - 3
:: هيپوتزهايی در باره آمريکا - 2
:: هيپوتزهايی در باره آمريکا - پاره يکم
:: باز رو سوی بخارا می کنم
:: زندگی در ارتفاعات
:: دقيقه سکوت
:: درختان دوشنبه 80 ساله شدند
:: دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند
:: دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند
:: فقر و ثروت
:: تولدی ديگر
:: سمرقند خشک لب
:: در سفر
:: شطرنج نيويورک
:: بادبان های سفيد
:: نقشه گنج
:: چای و چشم سياه و آفتاب
:: سمت غربی تر جهان
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
November 21, 2006  
نوسازی شاه و آخوند ندارد  
 

همه عليه نوسازی می نويسند! خب همه که نه ولی مثل اينکه خيلی ها جا خورده اند که من نوشته ام مملکت در حال نوسازی و بازسازی است. خب هست. دروغ که نمی توانم بگويم. ممکن است به مذاق اين يا آن رفيق ديده و ناديده خوش نيايد اما اين دقيقا همان چيزی است که من می بينم در ايران امروز.

مثل اينکه اين دست دوستان توقع دارند هر که رفت ايران و برگشت در تاييد نظرات آنها بنويسد که بله مملکت بدبخت است و مردم بيچاره اند و در فقر دست و پا می زنند و از همين قبيل تصويرهای کليشه ای. خب من اصلا مخالفتی نمی داشتم اگر سفر من هم همين ها را تاييد می کرد. نکرد. به همين سادگی. من نمی گويم فقر نيست. می گويم نوسازی هست. هر دو را بايد ديد. حالا نوشته های من هم که تمام نشده است. اگر اين اينترنت خانه وصل می شد بايد هر شب می نوشتم و در کل نوشته هايم يک ديدی به دست می دادم از آنچه من در ايران يافتم. حالا کندتر می نويسم. ولی می نويسم.

من با اين روحيه ايرانی که هرگز از وضع خود راضی نيست مخالفم. دلايل و نشانه هم زياد دارم که ما مردم انگار غر زدن شده طبيعت ثانوی مان. خب بزنيم اما ببينيم که يک چيزهايی هم به دست آورده ايم و تغييراتی هم اتفاق افتاده است. قبلا فکر می کرديم تا شاه هست هيچ از پيشرفت های مملکت نبايد گفت حالا هم فکر می کنيم تا اين آخوندها را در-به-در نکرده ايم نبايد حرفی از  اينکه خدانکرده ايران بهتر شده است بزنيم. ولی بهتر شده است. اگر اين بهترشدگی را نبينيم چه را می بينيم؟

ما اهل انصاف و واقع-نگری بايد باشيم چه آخوند باشد چه شاه. هدف ما پيشرفت ايران است چه آخوند سر کار باشد چه شاه. می دانم که اين سخن برای خيلی گوشها سنگين است. کسانی که فکر می کنند اول بايد شاه را انداخت بعد مملکت را درست کرد يا حالا فکر می کنند آمريکا بيايد آخوندها را براندازد بعد مملکت را درست می کنيم. من مخالف جدی اين نوع انديشه ها و گرايش های ايران-ويران-کن هستم.

خسته نشديم از اينکه ايران را ويران می بينيم و می خواهيم؟ ايران هزار مشکل دارد که تازه وقتی قبول کرديم آبادش کنيم حق داريم برای حل اش نظرات بدهيم. من منکر مشکلات نشده ام. فقط چيزهايی مهمی را که اتفاق افتاده ديده ام و باز می گويم.

و آخر اينکه آنها که می گويند نوسازی کدام نوسازی بهتر نيست فکر کنند نوسازی به همين سبک بهتر است يا جنگی ديگر؟ بالاخره آن مملکت جاده خوب و پل و سد و مسکن و خيابانهای عريض و خانه های روشن می خواهد يا نمی خواهد؟ نظم و قاعده شهرنشينی می خواهد يا نمی خواهد؟ خب اينها امروز در ايران بهتر از ده سال پيش است. اين بد است؟

من از نوسازی ايرانی دفاع می کنم چون از جنگ بيزارم. اگر قدر آنچه به دست آمده را ندانستيم آسان تن به ويران کردن و از دست دادنش می دهيم. ما اصلا عادت داريم به حيف و ميل کردن. به ساختن و سوختن همان ساخته ها. اگر  فکر کرديم اين نوسازی از ما نيست فکر می کنيم بگذار نباشد. اما مردم خردمند خطا را تکرار نمی کنند. عادات خود را به سمت پيشرفت بازسازی می کنند. نوسازی خوب است هر کس و هر گروه که کرده باشد. بگذاريد اين را اصل بدانيم که نوسازی فی نفسه خوب است فارغ از نظام سياسی و هر دليل و ارجاع ضد-نوسازی ديگر. کسی که به خاطر کراهت داشتن از نظام سياسی واقعيت نوسازی را نبيند چه چيز واقعی را می بيند؟


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/889
نقد و نظر

به نظر من دوستان موضوع سازندگي و موضوع نبود آزادي را بايد از هم جداكنند.
دموكراسي روند سازندگي كندي دارد اما پاياست در مقابل ديكتاتوري بسيار تندتر اما بدون حضور مردم اين كار را ميكند.
به هر حال فكر نمي كنم هيچيك از دوستان از پيشرفت در ايران رنجيده شوند.

Posted by: ليليان at December 28, 2006 1:18 PM



دوره 27 سال براي تغيير اساسي در همه ابعاد سياسي اجتماعي و ... در هر كشوري دوره كوتاه محسوب مي شود بويژه اگر با بحراني همانند جنگ همراه شود و بازسازي همه جانبه جز با معجزه ميسر نيست لذا شخصاَ از انصاف و جسارت شما در انعكاس اقعيت هاي داخل كشور سپاسگزارم.به نظر مي رسد بعضي از افراد نوعي خود و ديگر آزاري دارند كه بر اين اساس از احساس زجر خود و هم وطنان خويش حتي اگر مخالف واقعيت باشد نيز احساس رضايت مي كنند و هيچگاه از خود نمي پرسند كه ما براي آباداني و سرافرازي كشورمان چه كرده ايم.
در راستاي اعتلاي كشور موفق باشيد.

Posted by: مهدي‌پور at December 26, 2006 11:21 AM



آقای جامی, من هم اعتقاد دارم که نباید صفحه را یک دست سیاه دید و اگر کوچکترین نقطه ی سفیدی در آن هست حتما باید بدان اشاره کرد اصلا باید گشت و این نقطه های سفید را پیدا کرد و در بسط همانها کوشید و به آنها که از عمق فاجعه آگاهند امید داد که همه چیز یکسره از دست نرفته و چیزهایی هم هستند که بهبود یافته اند و در عین حال باید چشم آنهاکه کوچکترین آگاهی از سیاهی اوضاع ندارند هم بسته نگه نداشت. ولی ابن شیوه ی بیان شما کمی احمدی نژاد وارانه است. بی هیچ مدرکی بی استناد به هیچ آماری با دیدن چند خیابان و رستوران نتیجه می گیرید که نوسازی شده؟ آیا واقعا حس نکردید این ساخت و سازهای بی مبنا و بی برنامه چه مضراتی هم داشته اند؟ آیا به منهدم کردن باغهای شمال تهران و برافراشتن برجهای مسکونی نام نوسازی می توان نهاد؟ آیا کسب درآمد بیشتر آن هم برای تعداد معدودی در تهران واقعا بدین معنا ست که هموطنان ما بهتر زندگی می کنند؟ آیا شما با همین شیوه از استدلال رادیو زمانه را اداره می کنید؟ به هر حال همانطور که گفتم در پیشرفت مردم به سوی مدرنیته نکات مثبتی هست که می شود ذکر کرد ولی اول نباید از نظر دور داشت که آن پیشرفتها عطیه ی حکومت نیستند ولی شما چنان نوشتید پیشرفت شاه وآخوند ندارد انگار هر چیزی هم بدست آمده ایشان تقدیم مردم کرده اند. شما به شیوه ی مرسوم صدا و سیما در هفته دولت و دهه ی فجر از دستاوردهای " انقلاب اسلامی" حمایت کرده اید و این گونه ای از وارونه جلوه دادن حقیقت است که با امیدبخشی بسیار متفاوت است.

Posted by: ساناز at November 28, 2006 9:23 PM



سلام
باز هم از مطلب زيبايتان ممنون. در جواب بعضي از دوستان كه متاسفانه عادت دارند فقط غر بزنند و بگن بابا كدوم نوسازي بايد خدمتشون عرض كنم كه دوستان من تا كي؟ اين مملكت فقط با كار و اميد ساخته ميشه. اين درست كه هنوز كارهاي زيادي بايد انجام بشه ولي قبول هم كنيد كه كارهاي زيادي انجام شده. اتفاقا اين كارها فقط تو شهر هاي بزرگ هم نيست. خيلي كارها تو مناطق بسيار دور افتاده انجام شده كه اصلا ممكن است گذر خيلي از دوستان به اين مناطق هم نيفتد. به عنوان مثال 120 سد ساخته شده. باور بفرماييد اكر اين سدها ساخته نشده بود منهاي مشكل آب و كشاورزي بايد روزي 6 ساعت هم بي برقي تحمل مي كرديم. خاموشي ها 20-25 سال قبل كه يادتون هست؟

Posted by: علی at November 27, 2006 2:34 AM



با این همه پیــــــــــــــــــــش رفتی که در ایران شده و خصوصا که این پیشرفت ها از کشفیات شماست پس به حمدالله همین روزها چمدان خواهید بست و به مملکت گل و بلبل برخواهید گشت!؟
آخه حیف است که شما در آن همه پیشرفت شریک نباشد، هرچی باشه شما از فرزندان با استعداد آن دیار هستید، مگر نه!؟
------------------
برگشتن من يا برنگشتن من مساله نيست مساله اين است که هزاران هزار هموطن من بهتر زندگی می کنند و من برای آنها خوشحالم. - سيب

Posted by: خُسن آقا at November 26, 2006 9:29 AM



من نوسازی و باز سازی ان مملکت را نميبينم. منظور صنايع است؟ ساختار ان نمييتواند مملکت را بسوی نوسازی پيش ببرد. همانطور که من نميتوانم بپذيرم فلسفه در ايران حضوری دارد. نه نميتواند. سازندگی در ايران مانند داستان ساختن پل روی درياچه ی اروميه است. مانند ساختار شهری شهر تهران است. مانند رويکرد و ساختار صنايع نفت ايران است. مانند داستان خودکفايی کشاورزی در ايران است. مانند ساختار تحقيقات علمی در دانشگاهها ی علمی در ايران است. مانند جاده سازی های با زمانبندی های بلند مدت و با کيفيت های وحشتناک و بدون استاندارد است. مانند صنايع ابياری و انچه با همين کلمه ی ساختن جناب اقای جامی بر سر اب ايران امده است. مانند کيفيت بيمارستانهای ايران است. مانند مدارس درون ايران و فضاهای ان است. مانند ساختمانهای دانشگاهی و خوابگاههای دانشگاهی درون ايران است. مانند صنايع دارو سازی درون ايران است . مانند فرودگاههای کشور ايران است. مانند ساختمانسازی های درون شهر های ايران است. مانند ساختار سازمان بهداشت ايران است. ايشان يا اصلا سواد ندارند و با مديران سازندگی در ايران به گردش پرداخته اند يا دچار هذيان گويی هستند. دوست عزيز گرايش های شما ويران کن است و ديد شما غير واقع بينانه . عينک زيبايتان را از چشم برداريد و ببينيد در ان خراب شده شتر را چگونه با بار ميبرند و سازندگی نشان من و شما ميدهند. اصلا اين سازندگی توسط چه کسی صورت ميگيرد؟ حتمان انهم با عرفان صورت ميگيرد. سازندگی که شما ميبينيد فقط همان نمای زيبا را دارد. صحبت شما مرا ياد گفته های همان چند تا ادم يقه بسته بيسوادمياندازد که در طی همين يک سال برای همه از صنايع اتمی و تحليل های علمی ان نوشته اند صحبت شما مانند مرا ياد ان دکتر های بيسواد اقتصاد مياندازد که مدارج علميشان را خودشان هم باور کرده اند. با اخوند بيچاره چکار داريد انها که سرو تهشان معلوم است. اگر سازندگی بود يا نبود که بسياری ميمانند و زندگيشان را انجا ميگذراندند. نه عزيز من انچه شما دقيقا خلاف انرا ميبينيد جريان دارد و ان ويران کنندگی است
p.s: i have lived, graduated , worked, traveled there and now i don`t live more there and go only there to see the family ,and i am not at all interested in politic. your writing is really superficial because it has a big paradox with the reality However i can tell only that i don`t undrestand your view and you and i try not to reach the point why you see so, and the writer of last comment could not undrestand you too but he has his reason ,have nice times

Alireza
i have had no farsi font for wrting here and the first part has been written on other script

Posted by: Alireza at November 25, 2006 3:57 PM



آقای جامی سلام. محض اطلاع شما سپتامبر امسال را در ایران بودم و بر خلاف شما، در تمام سالهای اقامتم در آلمان، اجازه ی سفر به ایران را داشتم و سفر هم می کردم و می کنم. اگر شما مدیر رادیو زمانه نبودید، نظرتان برایم اهمیتی نداشت. ترفندی که در حال حاضر به کار می برید، برای رد کردن نظرات منتقدانتان، خیلی غیرمسئولانه است. رویا زارع در ایران زندگی می کند. او هم یعنی از شرایط ایران خبر ندارد؟! می توانید بگویید، شما با از ما بهتران رفت و آمد داشته اید. آن حرف دیگری ست. اما احکام کلی ِ شما بسیار بسیار تأسف برانگیزند. ضمنن سعی نکنید با این شعار که: من مسایل را عمیق تر می خواهم بررسی کنم (بخوان: منتقدان من سطحی اند)، جلوی دهان مخالفانتان را گل بگیرید و اعتماد به نفس آنها را تضعیف کنید. خیر آقای جامی. نوشته ی خود شما بسیار پیش پاافتاده و سطحی بود و با عرض معذرت شدیدن بوی چاپلوسی می داد.
-------------------------
دوست عزيز يکبار ديگر کامنت خود را بخوانيد تا ببينيد کدام يک از ما مدعی نقد عميق است و ديگران را سطحی می بيند. اعتماد به نفس شما هم نبايد اجازه دهد نظر ديگران را چاپلوسی بخوانيد. آخر من چه نيازی به چاپلوسی دارم؟ و تا به حال کجا حرف و رای خود را به چاپلوسی فروخته ام؟ لطفا حد خود را بشناسيد و به جای خدا ننشينيد. شما هم مثل جمهوری اسلامی داريد تشخيص نيت می کنيد و فکر می کنيد به ذات صدور مردم دسترسی داريد. بهتر نيست به جای برچسب زدن حرف مرا بر اساس مبانی آن نقد کنيد؟ نوسازی اگر وجود دارد وجود دارد نمی توانيد با کشيدن پرده فقر بر آن آن را منکر شويد. روش شما درست مثل کسانی است که با نشان دادن فقرای آمريکايی مدعی می شوند آمريکا از مردم خود حمايت نمی کند يا ثروت دست افراد بخصوصی است پس آمريکا کشور خوبی نيست. من اما طرفدار افزايش ثروت ملی هستم. اين چاپلوسی است؟! - سيب

Posted by: شهلا شرف at November 24, 2006 7:54 AM



همينجوري رو هوا حرف زدن بدون استناد به آمار و ارقام رو قطعا بايد از دهن عوام شنيد نه اشخاص صاحب سواد و دنيا ديده حد اقل. متاسفم كه بدون توجه به درون چركين و متعفن اين جامعه سعي در راضي كردن من نوعي ميكني كه بله جاده ها پهن شدن. شما تو اين سفر چقدر از ايران و ديدي؟ بيكاري جوونا رو چقدر حس كردي؟ آره به همين سادگي. نگو كه من فقط از نو سازي حرف زدم. شايد با نوسازي بايد دلمونو خوش كنيم تازه اگه واقعا اسم اون و بشه نوسازي گذاشت.

Posted by: ehsan at November 24, 2006 7:43 AM



حرفهای شما خیلی کلی است: می توانید مقایسه ی آماری کنید؟ اگر مستندتر بنویسید خوشحال می شوم در این باره قانع شوم،واقعا دلم می خواهد این جور فکر کنم که شما می گوئید. اما جز کلی گوئی چیزی در این پست ندیدم.

Posted by: رویا at November 24, 2006 5:43 AM



به نظرتان آماراضافه کنید، چی؟ دیگر کسی چیزی نمی گوید. حرفهایتان جالب بود برای من که پیش فرض است. کلا شاه و اینها فاصله شان از سطح جامعه یک کمی زیاد است و تاثیرشان در بلندمدت به ما می رسد بنابراین بیشتر هر چیزی را که خودمان می سازیم و هرچیزی که هستیم جزو دارایی ماست. ببخشید حرفم را یک کمی دور سرم چرخاندم!

Posted by: N at November 23, 2006 12:31 PM



اگر شـما ساختمان سازی رو مساوی نـوسازی ِ یک کـشور میدانید این مشکل خـوتون است !!!
اعـتراض اما به این جـمله شـما هست که مینـویسید
"ايرانی ها از دولت و ملت پولدار شده اند. خوب خرج می کنند.."

واعتـراض واردی هـم هست !! شـما یا با چـشم بـند رفـتید تو شـهر یا دارید تـعمـدن دروغ میـنویسید

Posted by: کيانوش at November 23, 2006 7:41 AM



جناب جامی عزیز
خوشحالم که دید شما نسبت ایران حال ما مثبت است و برایتان فرقی نمی کند که شاهی باشد یا آخوندی.
برای ما هم که در ایران هستیم فرقی نمی کند و فکر می کنم برای اکثر مردم ما همین طور باشد.
ما و مردم ما آسایش و راحتی، پیشرفت و در رابطه با نوشته شما شهرهایی زیبا می خواهند(البته بدون لطمه به سنتها و آثار قدیمی) این برایمان مهم باید باشد تا که بتوانیم هر جایی از دنیا صحبت از ایران شد با سرافرازی و افتخار بگوئیم ایرانی هستیم.
نباید دولت ها را بهانه قرار بدهیم تا در ساختمان کشورمان فعالیتی نداشته باشیم.
مهم این باید باشد برایمان (چه ایرانیان داخل و چه مقیم خارج) تا بتوانیم دست در دست هم دهیم ایران خود را کنیم سرافراز و آباد.
به امید و آرزوی آن روز (( هاایران))

Posted by: hairan at November 23, 2006 7:35 AM



منتظر خواندن بقیه‌ی نوشته‌های‌تان در این‌باره هستم. گاهی نگاه فردی خارج از میدان روشنی‌بخش است.

Posted by: سولوژن at November 23, 2006 4:41 AM



مهدی عزيز

سلام. رسيدن به خير. جواب ايميل مردم را که نمی دهی. اقلا شماره تلفنت را به من ايميل کن تا هفته ديگر که به آمستردام می آيم بتوانم پيدايت کنم.
بقول يارو گفتنی: داداش حالا ما تلفن نداريم، شما که داری يک زنگی به ما بزن.

بهروز
از روستای کورشام سفلی از محال بريطانی

-----------
بهروز جان من ايميلی از تو نگرفته ام ولی اين شماره دفتر زمانه است
0031 20 568 2062

Posted by: Anonymous at November 22, 2006 8:47 PM



سلام! به طرز وحشتناکی با این نوشته‌ی شما موافقم! در واقع، این چیزی بود که از شما انتظار داشتم ... و حیف نیست آدم بیاید ایران و سری نزند به تبریز؟! نترسید استاد! آتش نمی‌زنیمتان!!! باور کنید!
----------------------
خيلی دلم می خواهد که سفری به تبريز بيايم. خدا خواست سفر بعدی به ايران. از نوسازی در تبريز چه خبر؟ - سيب

Posted by: سوسن جعفری at November 22, 2006 7:58 PM



پیش‌رفت و نوسازی به هر حال رخ می‌دهد - ذات گذر زمان است. مهم سرعت آن، و کیفیت‌اش است. این هم خوب بود؟
-------------------
من نوسازی را به عنوان تقدير تاريخی ايران معاصر ارزيابی می کنم اما موافق نيستم که به قول تو به هر حال رخ می دهد چنانکه تا اوايل دهه 70 شمسی اين اتفاق نيفتاده بود يا قابل اعتنا نبود. در باره سرعت اش بايد بگويم سرعتی خيره کننده داشته است ولی در کيفيت اش بحث هست که اميدوارم جداگانه به آن بپردازم - سيب

Posted by: سولوژن at November 22, 2006 6:25 AM



گفته بودم که ايران موقعيت بی نظيری دارد که شبيه هيچ مرحله ای از مراحل مدرنيسم اروپايی نيست.
خب همه که نه ولی مثل اينکه خيلی ها جا خورده اند که من نوشته ام مملکت در حال نوسازی و بازسازی است. خب هست. دروغ که نمی توانم بگويم. ممکن است به مذاق اين يا آن رفيق ديده و ناديده خوش نيايد اما اين دقيقا همان چيزی است که من می بينم در ايران امروز.
what do you mean under
نوسازی و بازسازی
?
how is the budjet and politic, how is at all possible or your defintion is something defferent
!?
your positivismus is not new for me , and what you wrote is not something new to hear
but
why should man expect something differnet from your view
?
as a Reader of your weblog, that is exact the same view that i could expect,
.

have nice times

,

Alireza

Posted by: Alireza at November 21, 2006 8:52 PM



به عنوان يک ایرانی زرتشتی که از ایران گريخته و فعلاً در خارج زندگی می کنم در باره این نوشته با شما موافقم. فرقی نمی کند چه گروهی باعث نوسازی و آبادی می شود. نفس پيشرفت خوشحال کننده است. شاد باشيد.ن

Posted by: بهروز at November 21, 2006 8:25 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 18
چاپ کن
بفرست