:: فرزانه های تاجیک
:: باز رو سوی بخارا می کنم
:: دروغ تاريخ را بی معنا می کند
:: يلدا با انار سمرقندی
:: درختان دوشنبه 80 ساله شدند
:: سينمای مردمانی فقير اما با غرور
:: دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند
:: طيف رنگين صداهای آسيای ميانه
:: آواز همسايگان
:: خاتمی، انار و خلعت
:: روشنه و منوره، طراحان مد تاجيک
:: سهم شادی را فراموش نکن
:: اين بهشت دلگير
:: تاجيکستان پاره ناشناخته تن ايران
:: در سوگ بخارای شريف
:: نمونه نثر امروز افغانستان
:: دانشگاه پهلوی شيراز در کابل و دوشنبه
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
May 20, 2005  
چرا در ازبکستان انقلاب نمی شود؟  
 

تب انقلاب و تغيير دوباره منطقه ما را فراگرفته است. تب دهه 70 ميلادی به ظهور انقلاب اسلامی ايران و تغيير رژيم افغانستان و تغيير نام جمهوری پاکستان انجاميد و بعد در دهه 80 دنيايی که تب 70 را به وجود آورده بود عوض شد و شوروی فروپاشيد و آسيای ميانه و قفقاز و ديگر جمهوری های بلوک شرق در صحنه سياست جهانی ظهور کردند. تغييرات پس از 11 سپتامبر به تاسيس جهان تازه  و تب تازه ای انجاميده است. از عراق تا فلسطين و از ايران تا اوکراين و قرقيزستان. حوادث انديجان مدل قرقيزستان را تعقيب می کرد اما موفق نبود. دلايل متعددی دارد که هم به ساختار متفاوت رژيم کريموف مربوط می شود و هم به ساختار اجتماعی و فرهنگی فرغانه -دره ای که بين سه کشور تقسيم شده است. شهزاده در وبلاگ سمرقند به نکاتی از ويژگی های کشورش ازبکستان پرداخته تا بگويد چرا انقلاب عمومی در ازبکستان صورت نمی گيرد و بارنت روبين در تحليل شورش انديجان و قره سو مطلبی در هرالد تريبيون نوشته تا بگويد چرا اين انقلاب در سطح محلی صورت گرفت. هر دو را در اينجا لينک نگاری می کنم و فکر می کنم سوالهای مشابهی را می توان در باره ايران پرسيد. چنانکه می توان از تشابه و اختلاف دو تب تغيير در دهه 70 و دهه کنونی سوال کرد:

سیاست کریموف همیشه از سیاست کشورهای دیگر آسیای میانه فرق داشته است. درک کریموف از سیاست و از اداره ی دولت بسیار به سیاست سال های قبل از استقلالیت این کشور شباهت دارد. و مردم ازبکستان نیز در طی سزده سال به این روش جدید عادت کرده اند و یا هنوز با همان درک سیاست قدیمی خود به سر می برند. نظر به دیگر کشورهای آسیای میانه ازبکستان گویا پیشرفته تر است و سطح زندگی بالاتر دارد، اما فقط در ظاهر چونین است. برای کسی که در ازبکستان زسته باشد و سفری چند به این و آن کشور دیگر اسیای کرده باشد این دیگرگونگی واضح دیده می شود.

نمی خواهم درازگویی کنم، همین چند نکته را می خواهم بیارم که چی چیزها در ما ازبکستانی ها هست که در دیگر مردم آسیای نیست.

ا. در ازبکستان هیچ گونه روابطی  بین مردمان گوناگون-نژاد دیده نمی شود، که با این طریق زنجیره ای آگاهی قوم های مختلیف در این کشور به وجود آید.

ب. ما عقیب مانده ترین مطبوعات داخلی را داریم که با این دلیل بسیار کم کسانی پیدا می شوند که روزنامه و مجله را با اشتیاق دونبال کنند، به استثنای کسانی که خود دست در این کار باشند و یا از این طریق نانی به دست آرند.

پ. ما کمترین تعداد روزنامه و یا مجله ی خصوصی در میان کشور های دیگر آسیایی داریم و کمترین تعداد نشر کتوب در سال (ادامه مطلب را در سمرقند بخوانيد).

به نظر بارنت روبين، حوادث انديجان ناشی از نگرانی تاشکند است از اين موضوع که رشد تجارت مرزی نوعی فضای استقلالی در اين شهر نزديک به مرز ايجاد کرده است.

در حوادث شهر مرزی قره سو اين مشکل بروز روشنی پيدا کرد. آغازگر اين حوادث درخواست مردم از حاکم برای باز کردن پل مرزی با قرقيزستان بود. چنانکه شورشيان هم وقتی شهر را به تصرف درآوردند به احيای پل مرزی پرداختند و قول دادند که بازار مرزی را مجددا راه اندازی کنند.

برای مردم فرغانه که منطقه شان بين سه کشور تقسيم شده استقلال کشورها بعد از فروپاشی شوروی موجب تنگی فضای تجارت و معيشت شده است و مبادلات بازرگانی مرزی با مردم همزبان و گاه هم-فاميل بسيار مهم تلقی می شود.

اما کشورهای سه گانه در عوض مرز را مين گذاری کرده اند که مرگ بسياری از مردم را در پی داشته است. (ادامه بررسی بارنت روبين را در اينجا بخوانيد)


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
آدرس دنبالک اين نوشته
http://www.malakut.org/cgi-bin/mt33/donbalak.cgi/648
نقد و نظر

سمرقند و بخارا پايتختهاي فرهنگي فارسي زبانان هستند و ما بايد هر كمكي از دستمان بر ميايد به مردم آن ديار بكنيم
تلك القرانيق العلي.....
دلم از دوری بخارا چون سنگ خاراست

Posted by: reza at October 28, 2007 7:44 PM



کريم عزيز، نقد بارنت روبين نقدی اساسی است اراجيف نيست. من به انقلاب های آمريکايی اعتقاد ندارم ولی نقش آمريکا را هم در تحولات جهانی دست کم نمی گيرم. هر اتفاقی در ازبکستان بيفتد که مردم حتی کمی در حاکميت نقش بيشتری پيدا کنند از وضع فعلی آن بهتر است. ولی بخش مهم حرف روبين در همين نگاه واقعگرايانه اوست که نقل کرده ام. او دارد می گويد مشکل اسلامگرايی نيست مشکل سرکوب روند عادی زندگی و معيشت و انتخاب مردم است. اين حرف مهمی است با هر معياری.

Posted by: سيبستان at May 22, 2005 4:35 PM



چه سوزشی در مغزم میشود وقتی روشنفکر جوان و ازاده ای مثل شما اراجیف
کاخ سفید را قر قره میکند انقلاب های رنگی در اروپای شرق!!! یا انتخابات
عراق!!!یا افغانستان یا چند راه پیمایی رو کم کنی در لبنان . کمی بذهنتان
رجوع کنید اینکه کاتولیک های غرب اکراین با صد ها ساعت و هزاران مجموعه
سازماندهی از طرف کل غرب اروپا تا امریکا و صرف صد ها میلیون دلار می توانند
شرق اکراین ارتدکس را شکست بدهند ان هم با دو انتخابات با ده هزار باز نگر
غربی و تازه با ۵ در صد اختلاف و رقیب طرفدار روس را شکست دهد و کجای اینکار
انقلاب است!؟؟ و شما ها چرا گول خر دجال امریکا را میخورید

Posted by: Karim at May 22, 2005 4:15 PM



عزيزجان، تنها پاراگراف اول اين يادداشت نوشته من است. قسمتی که تو ياد کرده ای از نوشته شهزاده است که اصلا به خط سيريليک می نويسد و در فارسی نويسی هم سعی بليغ دارد اما بنا به عادت خط سيريليک، مصوتها را به همان صورت لهجه ای می آورد.

Posted by: سيبستان at May 22, 2005 12:58 AM



مهدی عزیز، در بعضی از جملات، روش نگارش تو سبب شده به فارسی دری نزدیک شوی! آیا این تغییر عمدی است؟
مثلا:"... اما فقط در ظاهر چونین است. برای کسی که در ازبکستان زسته باشد..."

Posted by: Nikahang at May 21, 2005 1:48 PM



فکر می کنم آنچه را که در ازبکستان روی داد،در این مرحله نمی توان به آن انقلاب گفت.شاید مرحله مقدماتی باشد برای انقلابی که تا دوسال یا شاید کمتر در آنجا رخ دهد.فعلا کریم اف برای آمریکا مهم تر از آن است تا از دست رود.هدف به گمانم در اين برهه بايد بيلوروسي باشد.

Posted by: آرمن at May 21, 2005 8:32 AM



سلام . مطلب جالبي بود . موفق باشيد

Posted by: ذوالقرنين at May 21, 2005 7:47 AM



استاد جامی
بی نهايت ممنونم که وقت مي گذاريد به من فارسی ياد می دهيد

Posted by: sibil at May 20, 2005 9:40 PM


نظر دهيد









اطلاعات به خاطر سپرده شود؟









 
پيوند  
دنبالک 0
نقد و نظر 8
چاپ کن
بفرست