گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
September 5, 2004  
کنفورميسم و مدرنيسم  
 

دوست کتابچه نويس من از ترجمه نظری که من در سيبستانک آورده بودم و در آن يک آمريکايی بی حجابی تحميلی در فرانسه را خلاف اصول دولت سکولار دانسته بود، ظاهرا برآشفته و خطاب به من نوشته است:

دوست سنت‌گرایِ مدرن‌ستيز من! واقعاً از اين‌که گاهی از زبان غربی‌ها سخنی در نکوهش احوال و اطوار جامعه‌های مدرن بشنويم و صد بانگ شوق برآوريم که هان و هان ببينيد که اين‌ها چگونه عليه خود اعتراف و اقرار می‌کنند، چه طرفی خواهیم بست؟

اين سخن که «فرانسه هرگز آزاد نبوده است» البته سخنی است بی‌پايه و سست با هر معياری که بسنجی. اگر آن را بپذيريم، جز اين معنا نخواهد داد که هيچ کجای جهان هرگز تا کنون آزاد نبوده است. و در آن صورت خوب که چه؟

مسأله حجاب اجباری در مدارس دولتی فرانسه، دوست گرامی من، بسی پيچيده است. مسلمانان در فرانسه فقط خواستار لغو اين قانون نيستند. مگر نديدی امام جماعتی را در اين کشور که خواهان مشروعيت دادن به تعدد زوجات شده بود؟ مگر نخوانده‌ای سخنان مسلمانانی را که در فرانسه خواهانِ جدايی استخرهای مردان و زنان و حتا جدايی دختران و پسران در مدارس هستند؟

اين را هم بايد در نظر داشت که دموکراسی به معنای رأی و نظر مردم نيست. دموکراسی، يعنی پاس‌داشتنِ مصلحت عمومی. مصلحت عمومی در فرانسه قطعاً با خواسته بنيادگرايان و سنت‌گرايان حاصل نمی‌شود. آن‌ها نه از منظر آزادی و دموکراسی که در چارچوب ضرورت التزام اجتماعی به شريعت است که با اين قانون مخالفت می‌کنند. خويشتن‌دار و هشيار باشيم که آب به آسياب مخالفان آزادی نريزيم، حتا اگر با آن‌ها هم‌باوريم. دست‌کم شناخت من از تو اين توقع را ايجاد می‌کند. حتا فکر نمی‌کنم تو هم تحملِ جامعه بی‌شراب و رقص و جلوه‌آرايی آدميان را داشته باشی. - پايان نقل از کاتب کتابچه

مهدی مرا مدرن ستيز می خواند. من فکر می کنم که مهدی يکبار برای هميشه بايد برای خود و خوانندگان و دوستانش روشن کند که مرادش از "مدرن" چيست و به چه معنا انتقاد از دولت فرانسه و اصرارش بر بی حجابی دختران مسلمان "مدرن ستيزی" است. من در نوشته های قبلی خود پيشنهاد کرده بودم که بررسی کنيم ببينيم "متن مدرن" و بگو گفتار و سخن مدرن چيست. تا اين روشن نباشد نمی توان با انگ مدرن ستيزی کسی را از ميدان بدر کرد. اصل در بحث نقد است نه انگ.

 اين هم که مهدی ترجمه نظر کسی را بی توضيح و تفصيل "صد بانگ شوق برآوردن" تعبير کرده کاملا بی معناست. من هيچ ضرورتی نمی بينم که از نظر يک غربی مثل غربزدگانی که از خودکم بينی در رنج اند و تا  سخن غربی نباشد به چيزی باور نمی کنند بانگ شوق برآورم که هان ببينيد يکی پيدا شد با من شرقی هم نظر است پس من درست می گويم. من به چنين ارجاعاتی نه عادت دارم نه نياز. هر چه تا امروز در باب مدرن گرايی دو آتشه نوشته ام گواه آن است که سخن را بر حجت استوار می کنم و عقل نه بر سنت و نقل. در آن سخن نيز استدلالی موجود است که من آن را پسنديدم. مهدی در نقد آن نظر هيچ نگفته است و آن اين است که دولت سکولار مدرن نمی تواند به راه کنفورميسم برود و اگر رفت نه سکولار است نه مدرن و البته آزادی هم در همين مقوله از رفتار چنين دولتی غايب ارزيابی می شود. با اينهمه من نيز معترفم که در آن سخن بخش ضعيف همان جمله اول است که مهدی به آن پرداخته اما بخش قوی تر آن است که من اينک بدان اشاره کردم. 

اينکه مسلمانان فرانسه چه آرزوها و خواسته های ديگر هم دارند کار من نيست. اما اينکه چون اين کسان چنين و چنان می انديشند و آرزو می کنند پس بايد آنها را به اين و آن کار مجبور کرد و از آن آرزو اين عمل را توجيه آورد نه منطقی است و نه مدرن و نه حتی به مصلحت. بر سر مصلحت هم بحث بسيار است. چه کسی گفته است که شمار دست کم پنج ميليون نفری مسلمانان فرانسه و خواسته ها و عقايدشان بايد از دايره مصلحت بيرون گذاشته شود؟ دولت مصلحت را چگونه تشخيص می دهد؟ از غيب که نمی گيرد. دولت وکيل مردم است. مسلمانان هم به اندازه کافی مردم اند.

کار من نيز نيست که مسلمانان فرانسه از چه منظر با چه موافقت يا مخالفت می کنند. من آنچه را در رفتار فرانسويان دولتمدار می بينم قابل نقد می دانم. وکيل مسلمانان فرانسه نيستم که هر چه کردند و خواستند و گفتند دفاع کنم. من به دوگانگی رياکارانه رفتار دولتها و دولتمداران غربی توجه می دهم و توجيه رفتارشان را بر اساس مدرنيته و سکولاريسم نقش برآب می دانم. من بی گمانم که اگر شرايط ديگری بود و اقتضا می کرد فرانسه درست عکس همين رفتار را مدرنيسم توصيف می کرد. ما که وکيل دولت فرانسه نيستيم که هر چه کرد دفاع کنيم. در همين انگلستان خودمان بر پايه همان مدرنيته و پلوراليسم کسی تا با حال مشکلی برای حجاب دختران مسلمان ايجاد نکرده است ( جز موارد نادر که ظاهرا تست بوده است ببينند می شود مدرنيسم فرانسوی را اينجا هم پياده کرد يا نه!). 

و دست آخر اين که ترجيح شخصی من زيستن در چه نوع جامعه ای باشد باز ربطی ندارد به نقدی که بر رفتار اين يا آن دولت و دولتمدار روا می بينم. ما بنده دليل ايم. موافق ما باشد يا مخالف ما. سنت را نقد کند يا مدرنيسم را. من واقعا نمی فهمم که دوستان ما با اين روش چگونه می خواهند در مدرنيته شريک شوند. اصل اول و اصيل مدرنيته فرديت است و انتخاب آزاد. نه ظاهر اين يا آن رفتار يا مرجع اين يا آن کردار. ما معنا را می جوييم و مغز را نه صورت و پوست و ادعا را.

مطالب مرتبط: حجاب، فرانسه و رويای زمان از دست رفته
                      ميل کشيدن بر چشم پدران
 


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

سلام

من وبلاگ شما را به لينكهايم اضافه كردم. وبلاگ خوبي داريد.

Posted by: pooya at September 9, 2004 4:54 AM



Mr. Mehdi Jami: I totally agree with Jeff, regarding the French government’s decision on banning Muslim women’s scarf. In USA you can see all kind of national, religion symbolism. It is against law, to question anybody’s national and religion identity any school, university, employer denies the applicant based of national. religion, color, physical and mental disability, age, sexual orientation, sex and gender opens the door for lawsuit. . Mr. Mehdi Kkalaj’s opinion on freedom is narrow and limited. I have lots of respect for him and I have read his site but it seem to me maxim of “ mar gazideh az rismane sefid –o- siyah mitarsad ” really applies to our dear friend. He himself had religious study and now “ kaseyeh daghtar az ash “ shode. He rejects anything that has a tiny bit of religion and or tradition, as if there is a fantasyland some place in the world, which does not have any of these. This fantasyland does exist but only in pure idealist’s mind. I am not in France to really know what the super conservative Muslim leaders wants but there is no doubt in my mind that these stupid Mullahs wants to enforce the “shariaat” even in France, but their asking for polygamy not only is not acceptable but also is against the French and American law. Who cares if there are 5 Muslim women with headscarf among 1000, semi naked ones? After all American does not have any problem with it and have not caused any problem.

I want to ask Mr. Mehdi Khalaj, one simple question. Do not you think forcing devoted Muslim women to remove her scarf is even worse than physical torture? Why do you think that if you have solved certain issues for yourself, the others also must accept it? About having their own separate school etc. let them have it, but they should not be allowed to reject non-Muslims. In USA in some places the Jews have their own school but cannot reject any non-Jew applicant, it is against the law. They themselves have to come to the conclusion that separation etc is not good for them. Did Lenin and Stalin was successful in abolishing religion? Doe not you think that the more we try to control something the more we lose the power to control it? Just look at Cuba. Fidel Castro’s regime for decades had very harsh policy regarding prostitution and now prostitution is a very lucrative business and as a matter of fact even Fidel--- what a fancy name—sort of support it. After all the cold economical reality has more power than empty slogans. Did we forget in any earthquakes our mollas, buried men and women in same grave, because it was necessary?

PS:I am not old fashioned, conservative religious person, I am recovering post modernist.

Posted by: Sahand at September 6, 2004 7:05 AM


 
پيوند  
نقد و نظر 2
چاپ کن
بفرست