:: آشوبگران ۱۶ ساله و پایان عصر ایدیولوژی
:: عریان شدن سرطان مهاجرت
:: انفعال در برابر قتل عام
:: مديريت بحران
:: وقتی مردم نباشند
:: فيلسوف "خاطره جمعی" به خاطره پيوست
:: وضعيت بی ستارگی
:: خداوند و رنج ما
:: غول نابينايی که وزير شد
:: دموکراسی و خرد بريتانيايی
:: کليپی در باره ايتاليا که هيچ ايرانی نبايد از دست بدهد
:: دفاع از آزادی بيان: مجرد يا انضمامی؟
:: تروريست: قيصر، قاتل يا سرباز؟
:: افسانه جهانی شدن هنر و ادبيات ما
:: شارون مبشر صلح
:: معمای خشونت و اسلام در چشم برنده نوبل ادبی
:: آيا مدرنيسم سکولار خصلت مسيحی دارد؟
:: کنفورميسم و مدرنيسم
:: جمکران اروپا
:: پست مدرنيسم مارک تجارتی روشنفکران
::  فهرست 100 روشنفکر برتر
:: اروپای لعنتی
:: سکس، سنت، و قديسين
:: کرم ها و غول ها
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
December 18, 2003  
حجاب، فرانسه و رويای زمان از دست رفته  
 

تصميم دولت فرانسه در باره منع حجاب اسباب شگفتی من شد. هر بهانه ای که برای توجيه اين تصميم از سوی يک دولت دموکراتيک عنوان شود نمی تواند زيرپا گذاشتن اصلهای اوليه دموکراسی را در اين اقدام پنهان کند.

 من برای فرانسه متاسفم که مساله حجاب به عنوان يک انتخاب شخصی چنين وحشتی را در جامعه و مسئولان آن ايجاد کرده است ( می گويم جامعه چون نظرسنجی ها گويا حاکی از پشتيبانی بيش از 60 درصد از مردم از ممنوع کردن حجاب و هر نوع تظاهر مذهبی است). منع حجاب تير خلاص بر شقيقه ايده جامعه کثرت گرا در فرانسه و تسليم در برابر راست افراطی بنا به اهواء سياسی است. اين تصميم بر تنش های موجود خواهد افزود و تنها سود آن گويا به افزودن به رای های حزب آقای شيراک ختم خواهد شد.

تصميم دولت فرانسه گرچه ممکن است يک زيرکی حسابگرانه سياسی برای بهره برداری از احساسات ضد اسلامی برای انتخابات ماه مارس باشد اما برای فرانسه آزاد فاجعه ای مسلم است. کثرت گرايی اروپايی اصولا از يک تجربه تاريخی و اجتماعی ناشی می شود که بر اساس آن مهاجران آزادند هويت فرهنگی خود را حفظ کنند و از تظاهر به آن احساس خطر يا حفارت نکنند.

جامعه اروپايی يک جامعه جهانی است. به اين معنا که از همه اطراف و اکناف جهان مهاجران را آگاهانه جذب کرده و ديگ در هم جوشی از فرهنگهای متفاوت و رنگارنگ برپا داشته است. رواداری و کثرت گرايی اساس اداره چنين جامعه ای است. بدون آن تنها فاشيسم وجود خواهد داشت. فاشيسم در يک کلام يعنی يکسان کردن اجباری همگان. يعنی کنفورميسم. اما جهان اين کنفورميسم را تجربه کرده و ازآن برگذشته است. چرا فرانسه دوباره و اين بار ظاهرا برای حفظ اصول سکولار خود به آن بر می گردد جدا سوال برانگيز است.

مقابله با عقايد مذهبی اصولا با گذراندن قانون و بخشنامه ممکن نيست. اين را آقای شيراک هم می داند. با چنين محدوديت هايی مشکل حجاب برای فرانسويها حل نمی شود. تنها به حاشيه رانده می شود. و هر امری که به حاشيه رانده شد و ناديده انگاشته شد بزودی با خشونت همراه خواهد شد. امروز 5 ميليون فرانسوی مسلمان هستند. بيشتر آنها همين حالا هم حاشيه نشين هستند. راندن آنها از مدارس دولتی به دليل داشتن حجاب اگر خيال اصول گرايان فرانسوی را برای مدتی راحت کند و حزب حاکم را در انتخابات بعدی از شر مزاحمت تبليغاتی احزاب رقيب و ضد مهاجرت مثل "جبهه ملی" نجات دهد اما شکاف در دموکراسی فرانسوی را عميق تر و فاصله اجتماعی ميان مهاجران مسلمان و بوميان مسيحی را زيادتر خواهد کرد.

اصولگرايان سخت سر فرانسوی که همه همسن و سال آقای شيراک اند و از نسل او، هنوز فکر می کنند که آنها آقای جهان اند و بايد مهاجران را ادب کنند و سر جايشان بنشانند و مثلا به تربيت فرانسوی درآورند. اما آنچه آنها به نام فرانسه يا اروپا می شناسند ديرزمانی است که ديگر وجود ندارد. در جهان بی مرکز کنونی که هيچ اتوريته ای را به رسميت نمی شناسد و تمام چراغهای جادو شکسته و غولهايش از نفس افتاده اند، اين جستجوی زمان از دست رفته ای است که تنها در کتاب های تاريخ باقی مانده است. صورت امروز اروپا و از جمله فرانسه هيچ شباهتی به آن زمان از دست رفته ندارد. اما چه می توان کرد که جوامع تا مدتها انديشه ها و رفتارها و انتظارات دوره های پشت سرگذاشته را با خود حمل می کنند. معنای رفتارهای عجيب گاه به گاه آنها را از روياهايی که گريبان آنها را هنوز رها نکرده بايد دريافت.


Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

نکته‌ای که کاتب کتابچه گوشزد کرده است نکته‌ای به جاست که دموکراسی، مردم‌سالاری ترجمه شده است و جهانی ابهام خلق کرده است. اما متأسفانه او توضيح نمی‌دهد که اين ترجمه‌ی غلط چگونه تصميم دولت فرانسه را توجيه می‌کند و چگونه مثلاً حجاب داشتن راه را هموار می‌کند تا «عده‌ای عده‌ی ديگر را بدرند»؟! اين تصميم برای اين است که مسلمانان غير مسلمين را ندرند يا برای این‌که غير مسلمين زنان محجبه را ندرند؟ من شخصاً حجاب را به نحوه‌ای که آن گروه از مسلمين فرانسه اختيار کرده‌اند، نمی‌پسندم اما حق من و هيچ قانون‌گذاری نيست که تا اين اندازه در حوزه‌ی زندگی خصوصی آدميان تعيين تکليف کند. در مملکت ما حکام برای ملت در کار تدارک لباسی ملی هستند و می‌خواهند آن را به زور به مردم بپوشانند و فرانسويان هم همان کار را دارند می‌کنند. عمل فرانسويان قداست و سلامت خود را از کجا می‌گيرد که عمل سياستمداران ايرانی اين اعتبار را از آن‌جا نمی‌گيرد؟ اين جمله از عجايب است الحق که: «شک نيست که حجاب در فرانسه نماد تعصب دينی و نارواداری است. اين را مطالعه علمی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهد.» يعنی کسی که محجبه است نقض کثرت‌گرايی و تساهل می‌کند؟ واقعاً معنای اين جمله را درست نفهميدم. اگر اين است معنای آن، گويا کاتب کتابچه به طرز شگفتی در کار تحريف مفاهيم روشنی است که حتی خود بدان باور دارد. مقتضای نقض رواداری و کثرت‌گرايی، تحميل يک شيوه‌ی خاص است و اين دقيقاً همان کاری است که دولت فرانسه می‌کند نه مسلمين. کاش به جای توجيه رفتار غربيان و سنگ آن‌ها را به سينه کوفتن، اندکی تأمل و آهستگی به خرج می‌داديم که مبادا از آن سوی بام بيفتيم.

Posted by: داريوش at September 11, 2004 8:16 PM



سلام وبلاگ بسيار زيبا و پر باری داريد حتماً تو بخش دینی بهش رای ميدم راستی من پارسال تو بخش قالب دوم شدم ولی امسال با وبلاگ اشعارم تو بخش ادبی شرکت کردم http://www.kambod1.persianblog.com
اگر برات جالب بود بهش رای بهده موفق و پيروز باشيد

Posted by: محمد کامبد at December 19, 2003 9:18 AM



کاتب عزيز،
اين من نيستم که دموکراسی را رای و تعداد آن می فهمم. اين نظر آقای شيراک و مشاوران ايشان است. فکر می کنی اگر اين تصميم احتمال افزايش عددی رای آنها را در برنداشت چنين حرکتی انجام می شد؟ مساله حجاب بيش از 20 سال است در فرانسه مطرح بوده. چرا امروز منع می شود؟

ضمنا من نفهميدم حجاب چه ربطی به تمنای دريدن دارد؟ حجاب انتخاب است و عقيده اما دريدن جرم است و جنايت. اينها از يک مقوله نيستند که حکم واحد داشته باشند.

اگر حجاب نشانه تعصب است ريش و گيس و کلاه مخصوص يهوديان چيست؟ شيوه لباس پوشيدن مورمن ها چطور؟ نحوه لنگ بستن بودايی ها چطور؟ ما که قرار نيست به ديگران بگوييم چه بپوشند و چگونه رفتار کنند.

ضمنا اگر مخالفت با اعدام پشتوانه مردمی ندارد از کجا اعتبار می گيرد؟ در عين حال فراموش نکن که اعدام باز يک مساله حقوقی است که تصميم اش با دادگاه است. حجاب و هر مقوله انتخاب فردی -مثلا خودکشی هم بر خلاف ديگرکشی- از اراده دولت و دادگاه آزاد است.

Posted by: سيبستان at December 18, 2003 1:22 PM



معضل اين جاست دوست عزيز که دموکراسی را آرای مردم می‌فهميم. اين فهم در ترجمه آن به مردم‌سالاری آشکار می‌شود. به قول علما جای تفصيل نيست، ولی بايد توجه داشت که اگر حکم اعدام را به رأی عام بگذاريد، اکثريت بدان رأی می‌دهند. درباب کثرت‌گرايی هم بايد تأمل کرد. جامعه‌ای کثرت‌گرا می‌تواند باشد که بر سر اصول اوليه‌ای اتفاق نظر داشته باشد. در جامعه‌ای که يک عده می‌خواهند ديگران را بدرند، کثرت‌گرايی معنا دارد؟
شک نيست که حجاب در فرانسه نماد تعصب دينی و نارواداری است. اين را مطالعه علمی و جامعه‌شناختی نشان می‌دهد. همه چيز را به تصميم آقای شيراک برنگردانيد. در اين زمينه صدها کتاب و مقاله نوشته شده است.

Posted by: کاتب کتابچه at December 18, 2003 12:27 PM


 
پيوند  
نقد و نظر 4
چاپ کن
بفرست