:: فرزانه های تاجیک
:: باز رو سوی بخارا می کنم
:: چرا در ازبکستان انقلاب نمی شود؟
:: دروغ تاريخ را بی معنا می کند
:: يلدا با انار سمرقندی
:: درختان دوشنبه 80 ساله شدند
:: سينمای مردمانی فقير اما با غرور
:: دانی کجاست جای تو؟ خوارزم يا خجند
:: طيف رنگين صداهای آسيای ميانه
:: آواز همسايگان
:: خاتمی، انار و خلعت
:: روشنه و منوره، طراحان مد تاجيک
:: سهم شادی را فراموش نکن
:: اين بهشت دلگير
:: تاجيکستان پاره ناشناخته تن ايران
:: در سوگ بخارای شريف
:: دانشگاه پهلوی شيراز در کابل و دوشنبه
 
 
گفتگویی ویدئویی با آموزشکده توانا در باره زندگی و کنشگری  |:|   شهرآشوبی رسانه ای راه مبارزه با جمهوری اسلامی نیست  |:|   بخارا؛ رسانه نجبای ایرانی  |:|   توئیت هایی که می تواند شما را از کار بیندازد  |:|   واژه نامه کوچک مهاجرت، تبعید و آوارگی  |:|   فروغ در بریندیزی؛ برای ساخت فیلم کوتاه  |:|   قفل ارسطو، کلید حافظ، و ایمان آشوری  |:|   جامعه کلنگی یا ضعف تئوری تاریخی؟  |:|   رسانه، مرکز و پیرامون، وحدت و کثرت  |:|   تاریخ شفاهی رسانه: گفتگو با مهدی جامی  |:|   [بايگانیِ لينکدونی]
 
 
 
 

حلقه ملکوت
دفتر زمانه
سايت فيلم چرخ و فلک
خدا و انسان در گودر، لندن: اچ اند اس مدیا، 2011
ادب پهلوانی، تاریخ ادب دیرینه ایرانی از زرتشت تا اشکانیان، تهران: ققنوس، 1388
منطق الطیر رسانه های خرد
انشاالله طبقه متوسط را به خاک خواهیم سپرد
چرا استیو جابز ایرانی نبود؟
به سوی ضد-انقلاب آینده
در باره شریعت و عقلانیت
وبلاگ ایرانی: 60 هزار سردبیر
هند در هویت ایرانی
شبهای موسیقی در ریگستان سمرقند - ویدئو و عکس
از شهر خدا تا شهر دنیا
شراب نیشابور
سکس، جنسیت و عشق در ایران
زندگی خصوصی و عرصه عمومی، سوی ناگفته زندگی ایرانی
ورقی چند از تاریخ گل و گلفروشی در ایران
سیمین و شعر طلایی اش
کارت پستالهایی از تاجیکستان
سمرقند
فرهنگ تاجيک
چهره های فرهنگ تاجيک
تاجيکان از چشم دوربين
بهشت تقسيم شده
مثل نان سمرقندی
از سمرقند تا دوشنبه
هويت تاجيکی
لينکستان تاريخ ايران
Wong Kar Wai
HAWCA
Alan Sokal
Davlatmand and Whirling Tajik Dancers
The Prokudin-Gorskii Photographic Records
آرزو بر باد - پی‌دی‌اف
 




 
July 25, 2003  
نمونه نثر امروز افغانستان  
 

ما ايرانيان، افغانان و تاجيکان يک زبان داريم اما زبانهای ما در حيطه سياسی خود هر يک جداگانه رشد کرده و می کند. از اين است که ميان اين حيطه های زبانی فرق های فارق افتاده است. هر يک از اين زبانها امکاناتی از فارسی را رشد داده که ديگری به آن نرسيده يا آن را دور زده يا تاريخی کرده است. زبان زنده فارسی همه اين امکانات است و نه فقط آنچه که ما در ايران می شناسيم. در زبان افغانان و تاجيکان ظرافت ها و شيرينی ها هست و کژی ها و کاستی ها که از دانستن و شناختن آن بی نياز نيستيم. من خود بايد اعتراف کنم که بارها در سر کلاس به پيروی از استادانی چون بهار يا خانلری و يا به شم زبانی و مطالعه تاريخی حرف ها زده ام که بعد از آشنايی بيشتر با فارسی تاجيکان آن را اشتباه فاحش يافتم. بسيار چيزها که ما گمان می کنيم تاريخی شده است هنوز در زبان فارسی رايج در خارج از قلمرو ايران زنده است. کمترين سود از آشنايی با حيطه های زبانی تاجيک و افغان همين غوطه ور شدن در زبانی است که برای ما تاريخ شده اما آنجا زنده و روزمره است.

من به نمونه برای آشنا شدن با نثر اداری و رسمی امروز افغانستان طرح تازه خلع سلاح را می آورم که ضمنا از نظر محتوا هم بسيار نکته های آموختنی و فاشگوی از امروز افغانستان دارد:

طرح
مشاور خاص رئيس دولت انتقالي ـ اسلامي افغانستان
درباره راه هاي تسريع پروسه ايجاد اردوي معیاری ملي و
انحلال تدريجي اردوي موجود

سرطان 1382 ـ كابل


بسم الله الرحمن الرحيم

مشاور خاص، بنابر تصاويب جلسه ماه جوزاي1382 شوراي امنيت ملـي وفرمان رئيس دولـت ا. ا. افغانستان ، ملاقات هاي متعــددي را با گــــــروه هاي مخـتلف مـردم انجــام داد . طي ديدارهاي مذكــور روي موضوعات حــــياتي چـون وضعيت كـــنوني قــوت هاي مسلح ، تسريع جـــريان ايجاد اردوي ملـــي وايجــاد فضاي بهــتر براي بازسازي ومشاركت مردم درقدرت مشاوره وتبادل نظر بعمل آمد .

بادرك عميق نظــريات مردم واعتقاد به اين اصل كه استفاده اعظمي از شرايط ايجاد شده ملي وبين المللي دركشور براي تامين صلح وثبات دايمي ، وايجاد يك افغانستان نوين ، وجيبه ملـــي هريك از اتباع مملكت مي باشد ، طرح زيرين را به پيشگاه شوراي امنيت ملي افغانستان پيشنهاد مينمايد :

اردوي موجوده افغانستان كه درزمان حاكـــميت طالبان به شدت ضربه ديده ومتلاشي شده بود ، به شكل هسته هاي مقاومت مردمي در نقاط مختلف كشور ، اساسا تحت رهبري رهـــبران منطقوي به موجوديت ومبارزه خود عليه رزيم تروريستي طالبان ـ القاعــــــده ادامه ميداد . اين اردودر نتيجه پشتيباني ائتلاف بين المللي ضد تروريستي وحمايت مردم ازاديخواه وعدالت پسند افغانستان نقش موثري را در آزادساختن وطن عزيزما از چنگال تروريزم بين المللي ايفا نمود .

در دوره پس ازطالبان اردوي موجود با شدت تجديد سازمان يافت وامروز كميت عظيمي از افراد وتعـــــداد قابل ملاحظه اسلحه وتخنيك محاربوي را در اختيار داشته ونقش معيني را در حفظ صلح وثبات بازي مي كند .

در اسناد اجـــلاس بن ، ايجاد يك سيستم جديد سياسي در افغانستان از طريق تدابير دوره موقت ، دوره انتقالي ، وتصويب قانون اساسي جديد مسجل گـــــرديده است . در عين زمان ، ترخيص باعزت وحرمت گروه هاي مسلح داوطلب وايجاد يك اردوي ملي جديد با پشتيباني جامعه بين المللي به صراحت قيد شده است .پيشرفت موازي هر دوپروسه بايد با تحقق خلع سلاح عمومي ، غير نظامي سازي وآغاز پروزه هاي بزرگ اشتغال زا همراه مي بود .

اينك با گذشت (18) ماه هيچ يك از وظايف فوق الذكر در سطح مطلوب عملي نگرديده است .

وضعيت اپراتيفي ثـبات لازم نيافته ، تروريســتان در وجـــود بقاياي طالبان ـ القاعـــــده ـ حكمتيار ومتحدين آشكار وپنهان شان تجديد سازمان يافته دست به ترور ودهشت افگني مي زنند . سرحدات افغانستان كماكان قابل نفوذ وآسيب پذير است .

مردم اين حقايق را مي دانند وازآن به شدت نگران استند .

يكــي از نظريه هاي بسيار متداول تاكنون اين بود كه اردوي ملــــي همان اردوي موجوده ماست وبامقداري تغييرات ، اردوي ملي مورد بحث در اسناد اجلاس بن را خواهيم داشت . درين راستا گاه ضرورت تغيير وتبديل قوماندانان مطـــرح مي شود وگاه از لزوم تغييرات وسيع در كادررهبري وزارت دفاع سخن رانده مي شود .

اما بايد اذعان نمود كه تلاش هاي بسيار براي تبــديل اردوي موجود به يك اردوي ملـــي معياري نتايج اندك داشته و مورد رضائيت بسياري از هموطنان ما نبوده است . با وجود خصلت وطندوستانه وخدمات قهرمانانه خويش ، اردوي كنوني فاقد مشخصات اساسي يك اردوي ملي معياري است كه خصوصيات عمده آن در تمام جهان شناخته شده است . عمده ترين اين كمبود ها قرار زير است :

الف : اردوي موجود عميقا حزبي وسياسي است : اين خصلت از رهــــــبري سطح عالي آن تاساختار تشكيلاتي وتا آخـــــرين افسر وسرباز اردو صادق است . هر رهبر ، هر جـــــنرال وقوماندان اين اردو تابع يك حــــــزب يا سياست معـــين است . سياسي بودن اردو وخاصتا تسلط سياست هاي متفاوت وگاه متناقض در آن باعث مي شود كه نتواند اعتماد عامه مردم را جلـــب كند.درحاليكه اردوهاي ملي درجهان فاقد اين خصوصيت ميباشد . يعني به جز از رزيم هاي كودتايي ، در ساير موارد احزاب وحكومت ها در نتيجه تعامـــلات سياسي به صحنه مي آينـــد ويا از صحنه مي رونـد ، اما اردو ها بدون مداخــــله در سياست به حـــفظ وحــراست نواميس ملي ، ارزش هاي قانون اساسي وسلامتي نظام ادامه مي دهد .

ب : ساختار اردوي موجود بر اساسات محلي استوار است : يعني در بسيار حالات ، تشكيل فرقه ها ، لواها وغند ها براساس ملاحظات محلي صورت گرفته واز روي موقعيت جــغرافيايي قطعات نامبرده مي توان به تركيب اتنيكي آن پي برد . واگردر همان محـــل بيش از يك تنظيم حضور داشته باشد در آنصورت تشكيل قطعات مماثـل درعين ولايت يا ولسوالي بامشخصات تنظيمي منظور شده است .

ساختار متكي بر آزادي عمل گــــروه هاي مسلح بر مبناي محل ويا اراضي در زمان مقاومت گوريلايي در جهان يك اصل موثر وقبول شده بوده است . اما هيچ اردوي ملي درشرايط صلح نمي تواند متكي بدين اصل تشكيل گردد . پرنسيپ اساسي ساختار همه اردوهاي ملي چه در سيستم هاي يونيتار وچه در سيستم هاي فدرالـــــــي ، چه در رزيم هاي دكــــتاتوري وچه در رزيم هاي دموكـــراسي بر همان اصل مركزيت تشكيل ، اكمال وسوق واداره اتكا داردوبس .

ج : قطعات اردو تركيب مسلط قومي دارد :

اين امر كه هر قطعه اردو داراي تركـــــــيب مشخص قومــي است امكان استفاده از آنرا در نقاطيكه فعاليت تروريستي متبارز يا امنيت كشور زير تهـــديد باشد ناممكن ميسازد .زيــرا در چنين حالــــت تصويري ايجاد ميگردد كه گويا نماينده گان فلان قوم با افراد بهمان قوم داخــل جنگ اند نه كدام قطعه اردو عليه كدام نيروي دشمن.

علاوتا قطعات وجزوتام هاي مختلف اردوي فعلـــــي بنابر تعلقات ديرينه سياسي شان سوابق دراز مدت جنگ , درگـــــيري وبي اعتماد ي نسبت به يكديگر را دارند. خوف آن وجود دارد كه تروريستان وحـــلقات ماجراجو بتوانند درحالات معــين با استفاده از سوابق عدم اعتماد ميان قطعات وقوماندانان معين در بين آنان نفوذ كرده تصادمات بين قطعات مختلف اردوي واحد را سازماندهي نمايند كه خطر بزرگي براي صلح وثبات خواهد بود .

د : اردوي موجود از لحاظ تشكيلاتي متورم است :

هم اكنون در ساختار اردو ده قول اردو و ده ها قطعه مستقل ديگر شامل است . تنها در پنج ولايت شمال يازده فرقه در چوكات قول اردوهاي هفتم و هشتم منظوري دارد . حقيقت آن است كه تعـــداد اعاشه خــورها در هيچ يك از قول اردو هاي دهــگانه حتــــي برابر با تشكـــــيل معــــياري يك فــــــــرقه تيپ( آ ) نيست . دربسياري ولايات بيش از يك فـــــرقه وجود دارد . شبكــه غند ها ولــواها تا سطح ولسوالي ها توسعه يافته اســت وحتي قريه يي نيست كه يك تشكيل نظامي چون كندك ، تولي يا بلوك نداشته باشد . به عباره ديگــــر تقريبا همه قريه جات تحت پوشش تشكيلات اردو قرار دارند . چنين وضعي درهيچ يك از كشورهاي جهان در زمان صلح معمول نبوده است .

پراگــــنده بودن تشكيلات اردو در دهات ، قصبات وخاصتا محـــلات مسكوني در شهر ها ، تلاش نا آگاهانه آن براي تاثير گــــذاري در امور دولتــــي وحتي قضايي ، مانع رشد پروسه دموكــراتيك ومانع شكل گـــــيري نهادهاي خود گردان مردمي مي شود، باعث تضعيف نهاد هاي عنعنوني چون شوراهاي موسفيدان وخبره گان ميگردد و مانع شكل گيري سايرنهادهاي جامعه مدني ميشود.

تلاش هاي ناموفق ونابجاي تشكيلات مذكــــور براي تعويض نقش پوليس درمحلات ، منبع نگراني دايمي را براي كاركنان ملل متحــــد ، انجيو ها و كاركنان امداد بوجود مياورد . همچــــــنان متشبثيني راكه ميخواهند در پروزه هاي بازسازي سرمايه گذاري نمايند ، متردد ميسازد .

در شرايطي كه بنابر موافقتنامه هاي بـن وساير اسناد امضا شده توسط اداره موقت ودولــت انتقالي اسلامي افغانستان ، تشكيل اردوي جديد ملـــــي با پشتيباني سياسي ومالي جامعه بين المللي جـــريان دارد، منظره پيچيده يي به ميان آمده است . ازيكطرف اردوي جديد ساخته مي شود ، ازطرف ديگر اردوي موجود تقويت ميگردد .

ادامه چنين وضع حـــــد اقل ، پروسه تشكيل اردوي معياري ملي را بطي ساخته بر پروسه بازساز ي ازطريق بلعيدن منابع مالي كشور تاثير منفـــي مي گذارد ، وحد اكثر خطــــر تصادم احتمالي ميان دو اردوي ماهيتا متفاوت را درخود نهفته خواهد داشت .

مردم راجع به همه اينها مي انديشند وازآن جدا نگران استند .

بدين لحاظ امروز وظيفه سياستمداران ورهبران دولت ووزارت دفاع كشور آنست كه بيشتر درين باره اغماض نكننند وبا اراده قوي سياسي ، تصاميم جــدي وشجاعانه يي در جهت تسريع جــــريان تشكيل اردوي معياري ملي اتخاذ نمايند.

اين امر بدون تجديد نظـــر بنيادي درتفكــر نسبت به اردوي موجوده ما وقبول گذشت هاي فداكارانه به نفع منافع ملي ممكن نيست .

بادر نظرداشت نكات فوق الذكر پيشنهاد مينمايم :

اردوي موجوده افغانستان ، دريك چوكات قبول شده زماني به شكل منظم وبرنامه ريزي شده ، به نفع تشكيل اردوي معياري ملي ، منحل گردد : بدين منظور :

1 ـ درظرف يكماه ازتاريخ اعلام ، تشكيل متورم قول اردوهاي ده گانه موجـــود ملغي وبه سطح فرقه هاي ده گانه تنقيص داده شود .به همين ترتيب ساختار فرقه ها به غندها ، ساختار غند ها ولوا ها به كندك ها وساختار كندك ها به تولي ها تنقيص داده شود . درهمين فاصله زماني قرارگاه هاي همه قطعات بزرگ از داخل شهر ها به فاصله حداقل پانزده كيلو متر تغيير وضع الجيش بدهــند .

2 ـ در ظرف 3 ماه از اصلاح ساختاري ، يك سوم تشكيل پرسونل فرقه هاي ده گانه تنقيص داده شود .

اين امــــر ميتواند با استفاده از متود هاي تعــديل رتبه ،تقاعدبا عزت ، ترخيص ويا جــــذب شدن دراردوي معياري ملي عملي گردد.

به سربازان اضافه بست ، نظر به ميعاد خدمت ومجاهدت شان ترخيص هاي دوره مكلفيت ، دوره اول ويادوم احتياط داده شود ، ودر ازا هر سال خدمت شان يكماهه معاش بخششي اعطا گردد ودر پروزه هاي عمراني حق اوليت به استخدام آنان داده شود .

صاحبمنصبان اضافه بست در صورتيكه مايل به تقاعد ويا تعــــــديل رتبه نباشند ، به صفت افسر احتياط ( منتظر بامعاش ) پذيرفته شوند . درصورتيكه تاتكميل پروسه ايجـــــــاد اردوي معياري ملي ، به آن جذب شده نتوانند ، به تقاعد سوق واز امتيازات آن بهـــره مند گردند . اين مرحله به دوره ( حسن نيت ) مسمي گردد . ختم مرحله مذكور مصادف با لويه جــرگه قانون اساسي خواهــــــد بود . درقانون اساسي تضمين هاي لازم مبني بر عدم سياسي بودن اردو ، عدم استعمال آن در منازعات داخلــــي وسركوب مخالفان سياسي جناح حاكم قيد شود .

درقانون اساسي جديد تضمين هاي لازم درين زمينه كه مـــردم حق دارند تا حاكمان خود را در سطح ولسوالي ها ، شهر ها وولايات انتخاب نمايند واز طـــريق ايجاد شورا هاي انتخابي در محلات ، درقدرت واداره دولتي مشاركت كنند ، مسجل گردد . برگــــزاري انتخابات در سطوح مذكور ميتواند به خلع سلاح كامل واحد هاي اداري مورد نظر ، مشروط گردد.

درمرحله حسن نيت ، مراكز منطقوي تعليم وتربيت پرسونل پوليس ايجاد گردد.پرسونل بدون استثنا دوره 3ماهه تعليم وتربيه را تحت نظر استادان مسلكي وبي طرف سپري نمايند .تداركات لازم براي تقويت تخنيكي ولوژستيكي واحد هاي پوليس عملي گردد . ترك ويا تعليق عضويت در احزاب وتنظيم هاي سياسي بحيث پيش شرط خدمت درپوليس قيد شود .

3 ـ درظرف3 ماه ازتحقق بند دوم پيشنهاد حاضـــــر ، ثـلث دوم پرسونل فــرقه هاي ده گانه تنقيص داده شود . اين مرحله به مرحله تحكيم اعتماد مسمي گردد .درمرحه تحكيم اعتماد ، همه پرسونل اردو بلا استثنا همه قريه جات ومحــــلات مسكوني را تــرك نموده صرفا دربارك ها ووضع الجيش دايمي خويش تمركزيابند .

امنيت شهرها مطلقا به واحد هاي پوليس سپرده شود. فعاليت پوليس براي حـــد اقل ششماه تحت نظارت نيروهاي بين المللي باشد ودر شهر ها ئيكه اين نيروها دروجود پی .ار.تی بااشكال ديگرحضور دارند ، گزمه هاي مشترك را اجرا نمايند.

پوليس صرفا با سلاح حفيفه مجهز گردد وهمه شهر ها از همه انواع اسلحه ثقيل ونيمه ثقيل تخليه گردد .

4 ـ درمرحـــــله چهارم ظرف سه ماه ازتحقق بند سوم ، ثلث سوم وآخـــري پرسونل قطعات اردوي موجود تنقيص گردد.اين مرحله به مرحله تحكيم ثبات مسمي گردد . مرحله تحكيم ثبات قول اردوي نمبر ( 1 ) اردوي معياري ملي درمركـــــــز صد درصد تكميل گــــــرديده لواها وكــندك هاي آن درآن مناطق كشوركه تهــــــديد گروه هاي تروريستي متبارز ترباشد ، جابجا گردد . وبرنامه ايجــــاد قول اردوهاي بعـــــدي تحت رهبري وزارت دفاع وحمايت كشورهاي دونر عملي گردد .درتشكيل ساختارهاي افقي وعمودي اردوي معياري جــــــــديد بايد اصول غيرسياسي بودن ، فراگير بودن ، مسلكي بودن ، موثر بودن ، اقتصادي بودن وآماده بودن براي تطبيق اوامر قدمه هاي مافوق جدا درنظر گرفته شود .

سلاح ، مهمات ، وسايط ، تخنيك وتجهيزات محاربوي كه پس از هرمرحــــــله تنقيص اضافه تشكيل مي شود ، به مركز انتقال داده شود . ازحساب اجناس فوق الذكر درقدم اول قول اردوي نمبر (1) اردوي معياري ملي اكمال وبقيه آن تحت نظارت نيروهاي بين المللي قرارداده شود تادر مراحل بعدي مورد استفاده اردوي ملـــــي و پولیس ملی قرار گيرد .

اعلام گردد که همه انواع اسلحه ثقیل ملکیت دولت بوده، اتباع افغانستان حق ملکیت و استفاده شخص از آن را ندارد. آنعده از هموطنان که تقاضا نگهداشت یک میل سلاح سبک را به منظور تامین امنیت شخصی در محل اقامت خود داشته باشند، باید آنرا ثبت اداره پولیس نموده مطابق به قانون از آن استفاده کنند. پس از انقضا زمان اعلام شده، حفظ و حمل سلاح ثبت ناشده عمل جرمی و مستوجب مجازات شناخته شود.

مساعی مذکور بايد با برنامه های بازسازی که بتواند شغل های جديد را ایجاد نماید، هماهنگ گردد.

بدين ترتيب ، درصورتيكه طرح حاضـــــر حمايت وعملي گردد، درفاصله ده ماه ازتاريخ اعلام وحـــداقل 3 ماه قبل ازتاريخ تقريبي برگزاري انتخابات ، شهر ها ودهات افغانستان غير نظامي گرديده ، پروسه خلع سلاح اساسا تكميل شده ، مسووليت تامين امنيت به پوليس انتقال خواهد يافت .

قوماندانان وپرسونل اردوي موجود بحيث قهرمانان راه آزادي ودفاع از منافع ملي شناخته خواهند شد وبرابر با هرتبعه ديگر كشور امكان مشاركت درسرنوشت سياسي وطن عزيز خود را از طريق انتخابات آزاد خواهند داشت. مـردم اطمينان خواهند يافت كه انحلال اردوي موجود سر آغاز دور جـــديدي از خشونت ها نخواهد بود وافغانستان صلح آميز پس ازسال هاي زياد داراي اردوي واقعا ملي خواهد گرديد .

كشور هاي دونر مانعي براي سرعت بخشیدن به پروژه های بازسازی نخواهند ديد و سرمايه گذاران ملــــــي وخارجي دركشور ما با اطمینان بیشتر عمل خواهند کرد.

مردم با خاطر راحت براي آینده صلح آمیز خویش رای خواهند داد و وطن عزیز ما افغانستان وارد فصل جدیدی از تاریخ خویش خواهد گردید.

قابل تذکر میدانم که در صورت تائید طرح حاضر قول اردو های هفتم و هشتم حاضر اند تا در تطبیق آن پیشگام باشند.

البته چوکات زمانی پیشنهاد شده در طرح حاضر حدود زمانی پایان دوره انتقالی و برگذاری انتخابات مطابق به فیصله های اجلاس بن را در نظر دارد. در صورتیکه بنابر تصامیم مراجع ذیصلاح، ختم دوره انتقالی ویا برگذاری انتخابات ازلحاظ زمانی تمدید گردد، فاصله های زمانی پیشنهاد شده برای تحقق مراحل مختلف این طرح نیز قابل تمدید و تغیر خواهد بود.

علاوتا مطابق به سفارش مقام محترم رئیس دولت، طرح غیر نظامی سازی شهر مزار شریف به حیث یکی از اقدامات تاخیر ناپذیر نیز آماده گردیده است که ضمیمه پیشنهاد حاضر تقدیم میگردد.( ضمیمه شماره 1 )

ومن الله التوفيق

الحاج ســــتر جــــنرال عبدالرشــــــــيد( دوستم )

مشاورخاص رئيس دولت انتقالي اسلامي افغانستان

درامور امنيتي و نظامی

معاون وزارت دفاع

Send to    Friend's Email:
Your Email : 
 
نقد و نظر

دوست عزيز سخی داد،
البته زبان فارسی افغانستان بسيار متنوع است و آنچه من آورده ام قرار نيست نمونه آنهمه باشد. تنها در حوزه زبان رسمی و اداری است که اين متن می تواند يکی از نمونه های رايج تلقی شود. در عين حال برای فارسی زبان ايرانی نمونه خوبی است از تفاوت های زبانی يا تفاوتهای سبکی. اما من خوشحال می شوم اگر شما بحث را بگسترانيد و از تحولاتی که صحبت می کنيد من و خوانندگان سيبستان را آگاه کنيد.

Posted by: مهدی at July 26, 2003 1:25 PM



نفس توجه شما به زبان فارسي - يا آنطور كه بيشترافغانان مي پسندند زبان دري- ارجمند است. اما دريغا كه متني كه برگزيده ايد نه نماينده نثر مرسوم در ميان مردمان افغانستان است و نه نماينده نثر نسل من كه زبان فارسي را سيال تر از اين مي نويسند و در عين حال با سنت محلي زبان فارسي خويش نيز بيگانه نيستند. نمونه نمي دهم زيرا مجال نيست. اين سخن را در باره آناني هم نمي گويم كه سال ها در ايران زيسته اند و در مواردي لهجه اشمئزاز آور ساختگي شان دل فارسي زبانان افغانستان را مي زند. من در باره كساني سخن مي گويم كه زبان پيراسته فارسي يا دري شان از يكسو متصل به سنت زباني محلي شان هست و از سوي ديگر براي همه فارسي زبانان جهان شيوا و قابل فهم است. نمونه اي كه شما آورده ايد از آن كساني است كه اصرار دارند به هر نحوي شده از گسترش و بالندگي زبان فارسي يا دري جلو گيري كنند و به خيال خود راه نفوذ پان ايرانيزم را ببندند. همين دو سال قبل نزديك بود كسي را كه به جاي پوهنتون از كلمه دانشگاه استفاده كرده بود به دار بكشند! به گمان من مي توان هزاران نمونه بهتر ديگر يافت. البته نمي توانم انكار كنم كه امروزه زبان همين دري بانان كهنه پرست هم سخت متحول شده است.

Posted by: سخيدادهاتف at July 26, 2003 2:55 AM


 
پيوند  
نقد و نظر 2
چاپ کن
بفرست