سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

July 13, 2009

عدم خشونت يعنی طرد اوباشيگری، حزب الله بازی و کيهان نويسی

اينطور نيست که ادعا کنيم طرفدار عدم خشونت ايم و يکباره از خشونت عاري شده باشيم. اينطور نيست که چون در راه جنبش سبز و سفيد قدم مي زنيم هر کار خواستيم مي توانيم بکنيم. از ما کسي قبول نمي کند اگر ادعاي دموکراسي خواهي داشتيم اما رفتارمان تکروانه و آسيب رسان و هتاکانه بود. عدم خشونت فقط سکوت در راهپيمايي نيست. فقط مبارزه منفي نيست. نافرماني مدني نيست. عدم خشونت شناسايي روشهاي حريفان و پرهيز از آن هم هست. هر چيزي که رنگ و بوي هوچيگري داشته باشد و دسته راه انداختن براي ساکت کردن حريفان و حرف خود را به کرسي نشاندن همان راهي را مي رود که مردم ايران از آن اعلام بيزاري کرده اند. هوچيگري هوچيگري است فرقي نمي کند کيهان و رجانيور و فارس و ايرنا کرده باشند يا جوانان سينه چاک موسوي و کروبي و خاتمي يا طرفداران عدالت و آزادي. اين را همين اول راه بايد روشن کرد.

مساله ما ساده است: ما از خشونت بيزاريم. اما از آن مصون نيستيم. بايد عدم خشونت را تمرين کرد. آموخت. خشونت هم در صورتهاي مختلف خود را نشان مي دهد. يک صورت اش چماق و باتون و زنجير است. يک صورت اش فحش و هتاکي در خيابان و سيلي به گوش جوانان بيگناه خواباندن است. يک صورت اش هم اين است که گوش مان را ببنديم و دهان مان را باز کنيم و هر چه خواستيم بي پروا به ديگران بگوييم. رعايت هيچکس را نکنيم و حرمت هيچکس را نگه نداريم. در اين جا ديگر فرقي نيست بين آنکه حجاريان را به زندان مي اندازد و پيرزنان را در خيابان زير مشت و لگد مي گيرد با کسي که کامنت زهرآگين مي نويسد و حرمت قلم و صاحب قلم را نگه نمي دارد.

خشونت و انحصارطلبي دست در دست اند. اگر فکر کرديم فقط ما هستيم که بايد حرف بزنيم ما هم انحصارطلب ايم. اگر روا ديديم که دسته خود را برداريم و ببريم به تظاهرات و در صف اول هزاران نفر ديگر که به حزب و گروه و دسته ما ربطي ندارند قرار بگيريم تا اينطور وانمود کنيم که همه اينها از گروه ما حمايت مي کنند فرقي با احمدي نژاد نداريم. ما بايد نه فقط با احمدي نژاد و روش احمدي نژادي در سياست ايران بجنگيم که بايد با احمدي نژاد درون خودمان و درون گروه کوچک و بزرگ مان هم مبارزه کنيم.

سعادت ما مردم در عوض کردن اين و جانشين کردن آن نيست. سعادت ما اين است که هميشه و همه جا به اصل عدم خشونت پايبند باشيم و انصاف را در باره هر کسي در هر مقامي رعايت کنيم. خشونت يعني اعتقاد به اين ايده روسي که هر که حرف مي زند لابد بر اساس اينکه پولش از کجا مي آيد حرف مي زند. اين عقيده فاسد هفتاد سال روزگار همه شوروي و حالا روزگار ما را دارد سياه مي کند. طوري از پول گرفتن حرف مي زنيم که انگار همه نوکر و مزدور اند. پس کي آقا و آزاده است؟ در اين صورت چه فرقي مي ماند بين احمدي نژاد و تو برادرجان؟ او هم مخالف اش را و منتقدش را جاسوس و مزدور مي خواند. براي احمدي نژاد و حاميان روسي اش اگر اقتصاد پايه فرهنگ و پول پايه عقيده است براي ما نيست. ما صاحب اصول و پرنسيپ هستيم چه فقير باشيم چه غني. چه حاکم باشيم چه محکوم. چه با کسي مخالف باشيم چه موافق. اين چه عقيده فاسدي است که فکر مي کنيم اگر کسي پول گرفت عقيده اش را به ما مي دهد؟ اين همان رفتار احمدي نژاد نيست که قبل از انتخابات سکه توزيع مي کرد و پول پخش مي کرد؟ آيا شما حاضريد هر قدر پول احمدي نژاد به شما بدهد و عقيده تان را عوض کنيد؟ اگر نمي کنيد پس بدانيد که عقيده براي خودش استقلال دارد. آدمها براي عقيده شان مي ميرند. يا پولشان را براي عقيده شان خرج مي کنند. سرمايه عمرشان را در راه عقيده شان مي گذارند. آنچه برخي دوستان مي پندارند فقط حاصل جامعه اي است مثل ايران که به نام دين حکومت مي کند اما پول را به خدايي رسانده است. و گرنه فکر نمي کردند اين پول است که بر عقيده حکم مي راند و داير مدار همه چيز است. اين ماترياليسم عاميانه روسي است که لباس جمهوري مقدس پوشيده است.

امروز کيهان در لجن پراکني هاي معمول اش همين زاويه ديد را گرفته است که برخي از کامنت نويسان مطلب قبلي چرا که من گفته بودم بي بي سي را بي اعتبار نکنيم. خانه آباد را به بهانه اينکه خانه آبادتري مي خواهيم بسازيم خراب نمي کنند. سي سال است خانه آبادمان را خراب کرده اند به اين بهانه که بهترش را مي سازند. هفتاد سال هم شوروي مي فرمود صبر کنيد که بعد از اين به بهشت پرولتاريا مي رسيم. نرسيد و البته اينان هم نمي رسند. اما همزباني اين دوستان دموکراسي خواه و آن دشمنان استبدادپرست عجيب نيست؟ من مي گويم اگر شما مي خواهيد به بي بي سي انتقاد کنيد که چرا اخبار جنبش را پوشش نداده بکنيد اما از روش کيهاني و هوچيگرانه استفاده نکنيد. مي خواهيد به مهدي جامي هم انتقاد کنيد که اشتباه مي کند بکنيد اما منصف باشيد. اما ظاهرا تداوم جمهوري انحصارطلب در طي سي سال اثرات خود را گذاشته و بخش هايي از جامعه ما را مثل خود تربيت کرده است طوري که حتي وقتي مي خواهند دموکرات باشند هم به همان لباس و روش تن مي دهند که دشمنان دموکراسي و آزادي رواج داده اند.

دوستان جوان! راه دموکراسي خواهي و آزادي از راه کيهان و چماقداري جدا ست. مشکل ما با شخص احمدي نژاد و شخص خامنه اي و سردار سنگين وزن سنگين دل فيروزآبادي نيست. مشکل ما با بينش و روش اين آقايان است. آنچه ما مي خواهيم از راهي که اينان رفته اند به دست نمي آيد. از آن راه برويم به همين جا مي رسيم که اينها رسيده اند. ما بايد با هر گونه روش خشونت آميز و باج خواهانه و هتاکانه و حق به جانب مبارزه کنيم. ما تماشاگران خوب و بازيگران خوب فوتبال سياسي بايد باشيم نه هوليگان هايي که برايشان عربده کشي مهم است.

اشتباه نسل من اين بود که شاه را برداشت اما روشهاي شاهانه را تعطيل نکرد. نتيجه اش بازتوليد شاهنشاهي اهل عمامه شد. اين نسل اگر عزم به برداشتن خشونت گرايان طالبان مسلک دارد که دارد، بايد روشهاي طالباني و اوباشي و کورانه را هم تعطيل کند. مسير تازه اي براي خود تعيين کند و گوش به وسوسه ناکسان و خناسان که دلشان براي دعوا و هو و جنجال و تعطيل عقل و انصاف لک زده ندهد.

به لقمان گفتند ادب از که آموختي گفت از بي ادبان. اين حکمت امروز هم کارآمد است. نگاه کنيد به هر چه کيهان مي کند و نکنيد. نگاه کنيد به هر چه گروههاي خشونت طلب مي کنند و در مردم مي دمند و به آن تن ندهيد. يقين داشته باشيد که خشونت طلبان از خدا مي خواهند که که شما هم مثل آنها باشيد. وقتي مثل آنها بوديد آنها را در مقام و جايگاه شان تحکيم کرده ايد. اما اگر ندا و سهراب دو شهيدي هستند که امروز به آنها افتخار مي کنيم فقط براي اين است که آنها با معصوميت خود با سادگي و صفاي خود و با حق طلبي و نفي خشونت خود چهره خشونت طلبان را رسوا کرده اند. اين تقابل است که به آنها تمايز مي بخشد و ايشان را شاخص مي کند. اين ويژگي را بايد حفظ کرد. نبايد شبيه احمدي نژاد شويم. بايد هر يک از ما بتمامي نفي احمدي نژاد باشد نه  تنها در سياست که در روش و منش و زبان و اخلاق. فقط در اين صورت است که مي توان به آينده روشن اميد داشت. من دوستار روي خوش و موي دلکش نقد و بحث ام. اما دشمن هو و اوباشيگري و انحصارطلبي ام. در راه جنبش قدم اول آموختن آيين گفتگو ست. همان چيزي که هر چماقداري در خاموش کردن آن مي کوشد. گفتگو دشمن خشونت است.

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است