سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

March 14, 2007

انديشيدن يعنی فحشا

عنوان مطلب کيهان که در آن ذکرخيری هم از من رفته است بسيار با معنا ست: فحشا و انديشه. من می کوشم نگاهی بيندازم به اينکه چرا از نظر کيهانی ها انديشيدن می تواند همنشين فحشا يا خود فحشا باشد.

به ادعای کيهان يکی از بنيادهای دخيل در طرح پلوراليسم روزنامه نگاری در ايران "درنيمه اول دهه هشتاد تنها به تبليغ و گسترش جنبه هاي شهواني و ادبيات اروتيكال (کذا در اصل) پرداخته است و اكنون طرح شكست خورده «كمپين يك ميليوني با پنجاه امضاء» را در كارنامه خود دارد".

کيهان تا همينجا ميان اروتيسم و کمپين زنان رابطه برقرار کرده است و گويی کمپين ايشان را کمپين اروتيک می داند.

در مرحله بعد سروش نام برده می شود تا با انگ همنشينی "شاگرد"ش با اروتيک پردازان آثار اين انديشه گر هم در رديف "عاشقانه های جنسی" وانموده شود. به گمان نويسنده کيهان اين مجموعه اروتيک قرار است "به خيال خود حوزه هاي شبه روشنفكري و جوان را نيز متاثر كنند.

حلقه های بعدی اين انديشه اروتيک افرادی هستند فراری (مدير فراري مجله گردون ويکی ديگر که از ايران گريخت) وابسته به سيا (تهيه كننده راديو فردا، ارگان سازمان سيا) مبلغان انديشه های سروش، يک "نويسنده صهيونيست" كه با كانون هاي روزنامه هاي "مدعي اصلاح طلبي" همكاري دارد، يک حامی "گروهک تروريستی منافقين" است که مجموعا و دست در دست توانسته اند "اطمينان سرويس اطلاعات و امنيت هلند" را جلب کنند و لابد به همين دليل يک "سفير سابق هلند در ايران" نيز در جمع آنان حضور و بر ايشان نظارت دارد.

برای اينکه کمتر گمانی از خباثت اين انديشه گران فحشاگستر باقی مانده باشد اضافه می شود که  آنها "اهل جنگ رواني" اند و با "نيروهاي اپوزيسيون ايراني" پيوند دارند و اتاق فکری دارند که "محل تدوين و اجراي طرح هاي جنگ هاي رسانه اي صهيونيست ها عليه ايران لقب" گرفته است و "كاريكاتورهاي موهن عليه دين اسلام و پيامبر" از دل نشست هاي محرمانه ايشان پديد آمده است.

برای اينکه گمان نکنيد پيوند همه اين ها با فحشا خواب و خيال است من بار ديگر به پايان افشاگری توجه کنيد که در آن تصريح می شود که "اكنون طراحي پروژه اي براي پيوند فحشاي مدرن (تحت اينترنت) با رنگ ولعاب شبه روشنفكري در دستور كار" اين انديشه گران است و همه اينها کار يک استراتژيست امنيتی است.

می بينيد که تمام آنها که در اين حلقه اروتيک و فحشای مدرن اينترنتی حضور دارند دشمنان ايران اند: از مجاهدين گرفته تا صهيونيستها و امنيتی های رقيب و جنبش زنان و اپوزيسيون و ضدمذهب هايی که کاريکاتور عليه پيامبر طراحی می کنند و يک مشت فراری اند و با سيا همنشين و همسو يند.  

دشمن اصلی در اين نوشته سه چهار گروه اند: روزنامه نگاران، وبلاگ نويسان، انديشه گران و بسيجگران حقوق زنان. از نظر کيهان آنچه اين گروهها را به هم پيوند داده علاوه بر سيا و صهيونيسم، سکس است.

کيهان يکجا دو هدف و نگرانی عمده را به هم پيوند زده است: انديشه و سکس. اين همان عنوان مقاله هم هست. از نظر کيهانيان پايه کنترل امنيت کشور بر کنترل انديشه و سکس است و هر چه و هر که به آنها می تواند وابسته شناخته شود. کيهان با نوشته خود قرار است ضد حمله ای عليه انديشه و سکس فراهم کند.

از نظر کيهان مهمترين تابوها و مهمترين دشمنان و آفت ها همين دو سنخ فعاليت است. فعاليتی که انديشه را رواج دهد و فعاليتی که سکس را برجسته سازد. نگاه کيهان بروشنی اين است که کل تکاپوی اجتماعی مزاحم يا به اين و يا به آن وابسته است.

اما ربط دادن انديشه و فحشا بسيار معنادار است. ولی کدام انديشه فحشا ست؟ و چرا؟ جواب به آن از راه هدفهايی که کيهان برای زدن انتخاب کرده ممکن است: انديشه ای که از حکومت مستقل است و در مقابل آن موضع منتقد دارد. انديشه ای که مثال آن سروش است. شخصيتی مذهبی که می تواند آلترناتيو انديشه حاکم باشد. روشن است که چنين انديشه ای بايد محکوم به فحشا باشد. فحشا مفهومی مذهبی است و در اينجا برای مقابله با انديشه مذهبی استفاده شده است.

دردسر اصلی برای کيهانی ها امروز اينترنت است. جايی که بر آن کنترلی - و در آن اعتباری- ندارند وکنترلهای بيشتر و بيشتر را هر روز می توان با انديشه ای تازه دور زد. اين است که نويسنده کيهان فراموش نمی کند که بايد بر فحشای مدرن اينترنتی تاکيد کند. مفهوم فحشای مدرن اينترنتی تمام مشکل ايران از نظر کيهان است: انديشه مذهبی غيردولتی و کنترل ناپذير و آلترناتيو، متکی به باورها و دريافتهای مدرن و امروزی و جوان پسند و جهان پسند، و بهره برنده از اينترنت. اينترنت سرزمين بيگانه ای است برای کيهانی ها. و مثل هر سرزمين بيگانه سراسر شهوت است و تازگی های اروتيک. اروتيسمی که کيهان را راهی به آن نيست. کسی ايشان را در اين سرزمين تحويل نمی گيرد و به چيزی نمی خرد. پس با آن دشمن می شوند.

از نظر کيهان، انديشه اگر تاييد دولت و فکر حاکم نباشد فقط می تواند فحش باشد فحشا باشد مزاحم باشد مزدور باشد کار خارجی باشد کار فراری ها باشد. فراريانی که در "سرزمينی بيگانه" خانه کرده اند. کيهان دون کيشوت وار با چنين دشمنی می جنگد. تمام مضحک بودن قضيه در همينجا ست: جدی گرفتن تخيلات ذهنی که دنيای جديد را نمی شناسد و با آن دشمن است و راهی برای مفاهمه با آن ندارد و نمی شناسد. از نظر چنين دون کيشوت هايی حتما و ضرورتا همه دشمنان خيالی و واقعی او دست به دست هم داده اند. پس بايد به نبردی بی امان با آنها پرداخت سوار بر خری شد و قابلمه ای بر سر نهاد و مستخدم گولی را چونان سرباز پياده جلو انداخت و ادعای سرداری کرد. و سکس؟ دشمنی با هر چه نشان جنسيت دارد چه بسا نشان اختگی است. نشانی از عقيم ماندن انديشه کيهانی. اين می ارزد که يادداشتی ديگر به آن اختصاص دهم. حاليا همين اشارت بس. 

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است