سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

March 12, 2007

بی سوادی اطلاعاتی-امنيتی

من اصلا با وجود داشتن يک دستگاه اطلاعاتی زيرک و صاحب اطلاع و هوشمند در ايران مخالفتی ندارم. هر کشوری نياز به يک دستگاه قوی اطلاعاتی دارد تا منافع کشور را حفظ کند. اما روحيه کارمندصفتی و تن آسانی و باری به هر جهت بودن که صفت غالب در ادارات ايران است در دستگاه اطلاعات و امنيت اش هم آشکار است.

کيهان تظاهر می کند که با سرويس های اطلاعاتی ايران ارتباط دارد و خاصه اخبار ستون ويژه اش چنين ارتباطی را به رخ می کشد. چون تا به حال کسی از مقامات رسمی متعرض کيهان برای اين ادعا يا تظاهر نشده است من فرض می کنم واقعا کيهان شاخه ای رسانه ای از دست کم بخشی از نيروهای اطلاعاتی ايران است. اما در اين صورت کيهان وهن نظام امنيتی ايران است.

نزديک به تمام اطلاعات يادداشت اخير کيهان غلط اندر غلط است. وظيفه من نيست که اطلاعات اين بی سوادهای متظاهر به امنيتی بودن را تصحيح کنم. اما متاسف می شوم که کار ايران از نظر اطلاعاتی در حد دوره ناصرالدينشاه قاجار است. آنچه در اين يادداشت آمده چيزی فراتر از حرفهای خاله زنکی رمالان و منجمان دربار آن عهد نيست و عمدتا بر پايه تصورات و تخيلات يک کارمند بی سواد کم هوش نوشته شده است که اطلاعات کهنه و پراکنده و سوخته ای را با صد من سريش به هم چسبانده است و کولاژی از دروغ ساخته است که عجز سازنده اش را از فهم ساده واقعيت نشان می دهد. از همه جالبتر بخش مربوط به نقش حلقه ملکوت در پديد آمدن کاريکاتورهای دانمارکی است! آيا اين حاصل کار حلقه های اطلاعاتی ايران است؟ آيا آنها به همين روش به اداره مملکت کمک می کنند؟ در دنيايی که دهها مقاله هوشمندانه در تحليل مسائل جهانی و منطقه ای رسانه ها وجود دارد و حتی در همان ايران می توان تحليلگران باسواد و تيزهوش يافت که به کار بررسی رسانه های منتقد و مخالف و متفاوت بپردازند و حرفی به دردبخور بزنند و حتی به نظام امنيتی توصيه های مفيد بدهند اين دايناسورهای ما قبل تاريخ به چه کار می آيند؟

من می دانم که بسياری اين حرفها را باور نمی کنند. اما مشکل اين است که گروههايی اين خزعبلات را باور می کنند. شنيده ام که در نوشتن اين جور داستانها يک هدف عمده مسموم کردن ذهن برخی از علمای قم است. آيا اين توهين به علما نيست که آنها را در حد بازی خوردگان يک مشت دروغگوی کم مايه بجا آوريم؟ آيا کسی در آن مملکت نيست که در پاسداری از امنيت واقعی کشور گوش اين احمق ها را بگيرد و با اردنگی از دور و بر نظام اطلاعاتی به بيرون بيندازد؟ نظام اطلاعاتی چه احتياجی به اين مغز خر خوردگان دارد؟ برای ارعاب اين و آن اگر اين مشت آدمها به کاری بيايند آبرويی که می برند صد برابر بيشتر از هزار پروژه به اصطلاح براندازی ضربه می زند. آيا ما محکوم ايم که هميشه به يک مشت احمق جواب بدهيم که نمی توانند دو تا اطلاعات ساده را پيدا کنند و دو تا صغری کبرای درست و حسابی بچينند و از بس ناتوان و نادان اند به هر جنبده ای و هر حرکتی مشکوک اند و مثل آب خوردن دروغ می گويند؟

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است