سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

October 30, 2006

سفر به ايران

به ايران می روم. اين يازدهمين سالی است که بدون ديدار ايران می گذرانم. در آرزوی ايران به آسيای ميانه رفتم و چندسالی در دل مقيم آن حرم شدم و مردمانش را چونان هموطنان خود دوست داشتم. با خود می گفتم برای ما که به ايران نمی توانيم رفت حوزه فرارود جيحون وطن جانشين است. هر چه عشق ايران بود نثار آن خاک کردم. که بوی خاک وطن داشت. و دارد هنوز. اما ايران ايران است. بايد دوباره مردمی را که خوب می شناسم بار ديگر ببينم. و مادری را که سالهاست نديده ام.

مادر سبب پيوند من با وطن است. اين را يکبار ديگر هم نوشته بودم شايد. حالا ديگر بی بيم و بی هراس به ديدار ايران می روم. آنقدر دلتنگ ديدارم که هر بيمی رنگ می بازد. وانگهی مادر هم منتظر است با قلبی که تازه از زير دست جراح بيرون آمده است. مادر چشم بر در است.

نمی دانم ديدار دوباره ايران مرا بار ديگر شيفته خواهد کرد و هر از چند وقتی بازمی گردم تا ببينمش يا اين ديدار آخر است. می ترسم شوق ديدار وطنم همان روزهای اول سرد شود. ببينم ايران آن نيست که من در خيالم آن را ادامه داده ام و بتدريج آرمان و حسرت شده است ديدارش. اما حس اين که درايران چيزی کشف کنم که خيال مرا تداوم بخشد نيز زير پوستم می شکفد. ايران برای من همه چيز است. مثل فرزندی می ماند که آدم به آينده اش اميد می برد ولی گاه نيز به فکر فرو می رود که آيا فرزند من واقعا استعداد درخشان است يا من ام که در او می دمم و در واقع در خيال خود او را بر گاه عزت و جاه می نشانم.

اما جز اين يک نکته ديگر هم هست. صد نکته ديگر هست البته اما اين يک نکته را در اين مقام بايد گفت. ما که سالها از وطن دور مانده ايم بيم آن هست که چنان از ايران دور شده باشيم که ديگر تماس مان با واقعيت ها نباشد. بازگشت به ايران از اين بابت هم مهم است. اينکه تصويری واقعی از ايران پيدا کنيم. ايرانی که مدام از خلال خبرها و عکس ها و فيلم ها و مصاحبه ها و کارها و گزارشهای ديگران می شناسيم. از گزارش دست دوم. سفر به ايران تصحيح کننده است. زيرا خود شاهد عينی می شويم. زندگی واقعی تجربه واقعی در همين است: شاهد عينی بودن. تجربه سفر به ايران برای آنها که سالهاست در ايران نبوده اند تقريبا مانند تجربه سفر به اروپا برای ايرانيانی است که هميشه از اروپا شنيده اند. هر دو سوی اين تجربه ضروری است.

سفر خوب است. با اينکه می دانم سفر به ايران خالی از نگرانی نيست. اما جرم ما چيست جز عشق ورزيدن؟ آنجا وطن من است. وطن ماست. وطن مشترک. به قول دوست تازه ای استناد می کنم که امروز می گفت ايران هميشه وطن مشترک مردمان بسيار و متفاوت بوده است. هرگز يکدست نبوده است.

تفاوت در گوهر خود ايرانی است. متفاوت بودن گناه نيست.

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است