سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

February 4, 2006

نقد کن بيزار نکن از آزادی چماق مقدس درست نکن

1 اول از همه بايد بگويم خبر واکنش وزارت خارجه آمريکا برای من خيلی جالب بود. به قول زبانشناس‌ها ميزان خبرش بالا بود - تحليل سياسی اش بماند (ولی هيچ رابطه ای با اين خبر دارد؟):

آمريکا از روزنامه های اروپايی که دست به انتشار مجدد کاريکاتورهای حضرت محمد زده اند انتقاد کرده است. وزارت خارجه آمريکا اين کاريکاتورها را "اهانت آميز" خوانده و گفته است که تحريک کردن احساسات مذهبی و قومی غير قابل قبول است.

2 در ميان نوشته های دوستان ديده و ناديده هم نوشته فرنگوپوليس ميزان آشنايی‌زدايی اش بالاتر از همه بود؛ من به بيان خودم می گويم: روش کار مهم است گول اين را نخور که به چه نام و بهانه ای انجام می شود. حيفم می آيد حرفهاش را کوتاه کنم. بخوانيد:

شعاری که بالای سایت محبوب من، ایرانین نقش بسته، این است: "هیچ چیز مقدس نیست". خب من هم می گویم موافقم. نیست. اما تا وقتی که معنای "تقدس" را به مذاهب محدود نکنیم. من فکر می کنم که مقوله هایی مثل "آزادی" و "دموکراسی" و "سکولاریسم" در دنیای امروزی ما شکل تقدس به خود گرفته اند. یعنی سکولاریسم در خود به مذهب تبدیل شده و بعضی از حامیان آن تا حد بنیادگرایی هم می روند. جالبی مسئله، تعدد مفاهیم "آزادی" و تقدس آن است. همین "تقدس" آزادی است که باعث می شود جنگی مثل جنگ عراق مشروعیت بگیرد. هزاران آدم در راه منافع اقتصادی و ژئوپولیتیکی کشته می شوند.... به چه نامی؟ به نام "آزادی". 

چطور است که من به "آزادی" نه می گویم؟ چون این آزادی را در زمینه اش می سنجم و نه به عنوان بک مقوله فراتاریخی و ابسترکت... و این کارتون ها هم در مقطعی از تاریخ و در مکانی چاپ شده اند که جو ضد اسلام و مسلمانان باعث شده که مهاجران مسلمان مورد تبعیض و تنفر جوامعی که در آن زندگی می کنند قرار بگیرند. با برخورد سران کشورهای عربی کاری ندارم، چون آن هم احمقانه است و مسئله را به دعواهای ناسیونالیستی تبدیل می کند. آنچه که برای من مهم است این است که در آخر چنین کارتون هایی، مثل فیلم اوریانتالیستی "تسلیم" تئو ون گوگ باعث خشونت های کمیونی شود.

برای من تقدس محمد و مسیح نیست که مطرح است. همین چندی پیش بود که کلی به این ویدیو خندیدم... چرا به ویدیوی تمسخرآمیز در مورد مسیح می خندم و در مورد کارتون های محمد حس خوبی ندارم؟ به این دلیل که جنگی که در حال حاضر به اسم "جنگ علیه ترور" در جریان است جدا از بنیادگرایی مسیحی که خود را زیر شعارهای سکولار آزادی و دموکراسی پنهان کرده نیست. چرا که گفتمان موجود در جنگ حاضر بی شباهت به جنگهای مذهبی نیست... اگر این کارتون ها در مکانی دیگر چاپ می شد شاید معنایی متفاوت داشت، اما نمی شود تکثیر این کارتون ها و عواقب آنها را از زمینه ملی و فراملی آنها جدا کرد.

همانطور که نمی شود گفتمان های نئولیبرالی همچون "آزادی" و "دموکراسی" را از استعمار نو که شاهدش هستیم جداکرد. نمی شود تحت نام "آزادی بیان" خشونتی که این کارتون ها در سطح ملی و فراملی به همراه دارند را نادیده گرفت. همین الان دوستی تلفنی می گفت که همکارش با چه عصبانیتی در مورد مسلمانها حرف می زده و همه مسلمانها را به عقب افتادگی متهم کرده است.... حالا آدم هر چقدر هم مذهبی نباشد چون می داند که خاورمیانه در گفتمانهای اورینتالیستی به مذهب (اسلام) تقلیل داده می شود، حس می کند که این اتهامات و خشونت کلامی متوجه او هم هست. دست آخر بنیادگرایی مذهبی، تصویر آیینه ای بنیادگرایی سکولار است. حالا خشونتش چه به اسم آزادی بیان باشد چه به اسم محمد ، چه به اسم مسیح، چه به اسم شیوا، چه به اسم موسی
.

3 بحث‌های نيکان هم که بسيار خوب و روان ادا می شود از اين جهت که به قلم يک کاريکاتوريست مسلمان است ارزش خاصی دارد. از بين همه حرفهاش اين يکی حاوی مضمون مهمی است؛ نقد کن بيزار نکن:

امروز عصر در برنامه
ای از بخش خبر تلویزیون سیبیسی مهمان بودم. طرف مقابلم از شهر هليفکس، مايکل دیادر رئيس انجمن کاريکاتوريستهای مطبوعاتی کانادا بود. نکته جالب اشتراک شديد گفتههای هر دو ما بود! اينکه يک کاريکاتور به جای نقد، ايجاد تنفر کرده، و باعث جدايی شديد در اروپا شده...

همان موقع نکته
ای به يادم آمد که حيفم آمد از کنارش به راحتی بگذرم؛ خطری که از اين به بعد متوجه کاريکاتوريستهای کشورهای اسلامی است. ايجاد حساسيت بسيار زياد تندروها نسبت به کاريکاتور پديده مثبتی نيست. اميدوارم همه چيز به خير و خوشی تمام شود. 

4 در ميان نوشته های خارجی، ديدن و مرور مقاله بسيار جذاب و خواندنی و جامع ويکی پديا تحسين مرا برانگيخت. کاش ويکی دانا و دموکرات (که مظهر دانشنامه‌نویسی برای عموم است) نام نويسندگانش را هم پای هر مطلب می گذاشت تا حق معنوی آنها بيشتر ادا می شد. اين جمله اش در مقدمه برای من نمودار انصاف است:

Although Jyllands-Posten maintains that the drawings were an exercise in free speech, many people (Muslim and otherwise) in Denmark and elsewhere view them as provocative, offending, disrespectful, blasphemic andislamophobic

5 واکنش خاخام اعظم کليميان فرانسه هم جالب بود:

Frances Chief Rabbi Joseph Sitruk, central Jewish Consistoire join Muslim, Christian counterparts in denouncing press drawings portraying Islamic prophet Muhammad

I share the anger of Muslims following this publication,” said Sitruk after a scheduled meeting with French Prime minister Dominique de Villepin on anti-Semitism.

I understand the hostility in the Arab world. One does not achieve anything by humiliating religion. It’s a dishonest lack of respect,” Sitruk stressed

He added that he was a long-time opponent of those who mock Christianity and Islam. “You don’t get anywhere by insulting religion,” he said.

6 خبرگزاری فرانسه AFP معتقد است که غرب بر سر ماجرای کاريکاتورها دچار شکاف و اختلاف نظر شده است (اين شکاف را در خبر نيويورک تايمز هم که اول آوردم دنبال کنيد). اين حرف را ناظر به مواضع سياسی -خاصه آمريکا و بريتانيا که انتشار مجدد کاريکاتورها را تقبيح کرده اند- گفته است. اما من فکر می‌کنم در سطح فرهنگی هم درست است. از اين زاويه نگاه کنيم: چه کسی گفته است که کاريکاتوريستهای روزنامه دانمارکی نماينده غرب اند؟ بهتر است مسلمانها هم آنها را نماينده غرب ندانند. می گوييد نه اين نظرات متنوع را ببينيد: آيا کاريکاتورهای آنتی اسلامی بايد منتشر می شد؟

پس نوشت:
دو مطلب خوب و خواندنی ديگر؛ اولی از مخلوق که تازگيها کشف اش کرده ام و حسابی نگاه و زبان اش تازگی دارد (من به روش بحث او نظر دارم و ضرورتا با هر چه نتيجه گرفته موافق نيستم):

نقد اسلام می تواند راه به تخريب آن ببرد ( و اساسا در ورای هر نقدی انگيزه ی تخريب خودنمائی می کند)، اما تخريبی که پشتوانه و زيرساخت های معرفتی اش هنوز إستحکام نيافته و زمينه های اجتماعی لازم برای آن فراهم نگشته، جز به دوام و استقرار بيشتر اين دين در ذهن و ضمیر پيروانش و افزودن بر توهماتشان کمکی نخواهد کرد.

و دوم از خواهر مجاهد سبيل طلا که با وجود همه اختلاف نگاه و زبانی که با هم داريم بعضی وقتها اشتراک مفاهيم پيدا می کنيم؛ مثلا در همين بحث استاندارد دوگانه در آزادی بيان:

دلم برای یک جو آزادی بیان لک زده....کاش امروز نیک آهنگ در تلویزیون می گفت به خاطر یک کاریکاتور شارون که کشیده بود در دانشگاه چه مسخره بازی در آورند که آخر سر نیکان مجبور شد کاریکاتور شارون را بردارد و من هم بعد از آن هروقت خواستم گالری کتاب خانه را رزرو کنم هزار قول و وعده دادم که ما به خدا ضد سامی نیستیم.

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است