سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

February 3, 2006

چرا مسلمانان شهروندان خوب اروپا نيستند؟

آسيب شناسی شيوه اعتراض مسلمانان

پیشتر اشاره ای کردم در باب توهين و قدرت. در اين يادداشت می کوشم، به کوتاهی، يکی از جنبه های متعدد بحث را از اين منظر توضيح دهم.

برای دیدن رابطه توهین (که نوعی سلب حق شما در داشتن عقیده است) و قدرت ( چه در توهین کردن یا بازداری از توهین) باید از شیوه اعتراض پرسید. چگونه می توان اعتراض کرد؟ ديده ام در اظهارنظرهای مختلف در وبلاگستان در زمينه کاريکاتورها که می گويند چرا مسلمانان به جای دعوا راه انداختن به دادگاه شکايت نمی برند. نکته خوبی است که بايد در آن تامل بيشتری کرد. ما معمولا بر اساس عادت يا توی سر مسلمانها می‌زنيم يا اروپاييها را مذمت می‌کنيم. اما کمتر به مکانيسم اعتراض و امکان سنجی آن و معناشناسی آن فکر می کنيم.

در يک تقسيم اوليه (و ارسطويی) دست کم می‌توان دو نوع اعتراض را از هم تشخيص داد. يا بهتر است بگويم کسانی که اظهار نظر می‌کنند به اين دو نوع اعتراض توجه دارند: اعتراض چونان شورش و اعتراض چونان پيگيری. يا اعتراض شهرآشوب و اعتراض شهروندانه (مدنی). 

در يک نگاه ساختاری، قدرت اعتراض قدرت شبکه است ( برای همين نمی‌توان انقلاب يک نفره کرد). قدرت اعتراض، قدرت موقعيت اجتماعی است (برای همين حاشيه‌نشين ها اعتراض نمی‌کنند شورش می‌کنند). در واقع قدرت (و شکل و شيوه) اعتراض به ميزان آگاهی‌های مدنی يا بهتر است بگويم مهارت‌های مدنی بر می‌گردد (ترکيب شبکه و موقعيت اجتماعی و تشکیل حافظه رفتاری). 

به زبان ساده، اگر مسلمان‌ها بتوانند (يعنی در چنان موقعيت اجتماعی-مدنی باشند که) برای اعتراض خود راه مدنی بروند من بی‌گمان ام که هيچکس راه شهرآشوبانه نخواهد رفت. اما آيا مسلمانهای اروپا از چنين موقعيتی برخوردارند؟

می گويند و بدرستی که از اين نوع اعتراض‌ها در مقابل توهين به مسيحيت و کليساها نيز بسيار بوده است و بسياری از آنها از راه مدنی و دادگاه و فشار قانونی و لابی اجتماعی به کرسی نشسته است. چرا مسلمانها از همين راه نمی‌روند؟

به نظر من با توجه به چيدمان بحث جواب روشن است: مسلمانها در اروپا در انزوای اجتماعی اند، حاشيه نشين اند، فاقد لابی‌های پرنفوذ هستند، رسانه‌های بزرگ و فراگير ندارند، احزاب فعال و قوی ندارند. و حتی از نظر ثروت اجتماعی هم در ميان لايه های فقيرتر رده بندی می شوند. یعنی فاقد قدرت اند.

مسلمانها توده بی شکلی هستند. نه وزيری دارند در دولتها، نه نماينده ای در مجلس‌ها (به جز افرادی معدود و تشريفاتی). مسلمانها به عنوان حاشيه نشين‌های اروپا به عنوان توده بی‌شکل ساکن دولتشهرهای اروپايی به عنوان رعيت-برده های شهروند-نشده چه می توانند کرد؟ آنها از هر نوع مهارت مدنی محروم اند. اين را دولتها و رسانه ها و نخبگان اروپايی بخوبی می‌دانند آمارها هم واضح است ( از آموزش تا اقتصاد و ثروت تا نسبتهای اشتغال و ارتقا در هرم اجتماعی). مسلمانها شهروند نيستند/‌ نشده اند. اما وقتی نوبت به اعتراض می رسد از آنها انتظار دارند مدنی رفتار کنند. شهروند خوب باشند. اين انتظار پارادوکسيکال است. 

شهروندان خوب اروپا از يهوديان و مسيحيان تا سيک‌ها و هندوها و بودايی‌ها و چينی‌ها و این اواخر روسها و حتی بهايی‌ها به آن دليل "خوب" اند و بقاعده رفتار می‌کنند که دارای شبکه اجتماعی و ثروت و نفوذ و لابی اند. 

اروپا نمی تواند بدون صرف هزينه و دست برداشتن از کليشه ها و رها کردن مسلمانها از حاشيه‌نشينی سياسی و اقتصادی و اجتماعی و کمک به آنها برای درآميختن با جامعه های ميزبان از سود برخورداری از شهروندان خوب در ميان آنها بهره مند شود.

تا زمانی که مسلمانها توده اند و به شکل توده ای اعتراض می‌کنند يا به شکل فردی و قيصری دست به اقدام می زنند بيش از همه اروپاست که متهم است. نحوه اعتراض غيرمدنی مسلمانها بزرگترين نمودار وضعيت حاشيه نشينی آنهاست. تنها حمايت-از-مسلمانان از کشورهای مادری‌شان می آيد. و بسيار طبيعی است که مسلمانان همان فرهنگ حمايت کننده خود را تقليد و تکرار کنند. اروپا به جای مقابله با مسلمانان خود برای تنبیه غیرمدنی بودن آنها و اجبار آنها به اروپایی شدن، بهتر است به حمايت از آنها برخيزد. این هم البته آرزو خواهد ماند مگر نخبگان مسلمان یا مسلمانان شهروند-شده و آگاه-به-حقوق خود و قادر- به-دفاع مدنی از آن حقوق به لابی کردن برای چنین حمایتهایی برخیزند. ... ... اما نخبگان مسلمان کجایند؟

پس نوشت:
توجه کنيد که از اروپا حرف می زنم. از مسلمانان در آمريکا مثلا خبری ندارم ولی می دانم که وضع متفاوتی دارند. توجه به همين تفاوتها بسيار نکته ها را روشن می کند.

پس نوشت 2:
در همين روزهای سفارت سوزان در بيروت و دمشق و تهران - و بدون در نظر گرفتن نقش سياستهای محلی در اين ميان- امروز 7 فوريه معترضان به غرق شدن کشتی مسافربری مصری به دفتر اين کشتيرانی حمله کردند و درست به شيوه سوزاندن و غارت سفارت دانمارک در بيروت دفتر را ويران کردند. جای فکر کردن دارد که چرا از هندوهايی که عليه مسلمانان وارد عمل می شوند تا مسلمانانی که در مصر به يک شرکت کشتيرانی اعتراض دارند همه به يک روش اعتراض می کنند؟

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است