سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

May 28, 2005

عليه استصواب - با کدام قدرت از کدام راه؟

مصطفی معين با يک بيانيه دور و دراز بازگشت و نتوانست "نه" بگويد. گفته است که به "خرد جمعی" تن داده است. خواهيم ديد که اين تصميم خردمندانه ترين تصميم ممکن بوده است يا نه. ولی پيداست که حداکثر خرد سياسی اصلاح طلبان و قدرت ريسک اصلاح طلبان همين قدر است که در تصميم معين و در بيانيه او جلوه گر شده است. در باره تصميم اش حرف تازه ديگری ندارم جز همان که در يادداشت پيشين آورده ام اما بد نيست نگاهی هم به بيانيه معين بيندازيم که لابد آن هم حاصل رايزنی های بسيار و بهر تقدير نتيجه همان "خرد جمعی" است.

در بيانيه معين چه چيز تازه ای هست؟ من سه عنصر تازه در آن می يابم: لحن تند تهاجمی عليه استصوابيون+ وعده ايجاد يک دولت از دگرانديشان و مغضوبان و برکنارماندگان+ تشکيل جبهه دموکراسی و حقوق بشر. کسانی که بيانيه معين را تنظيم کرده اند بهشتی آرمانی را وعده داده اند. در دولت فرضی معين ما شورای نگهبان را ادب شده خواهيم ديد و با طرد استصواب نظام بزرگتر گزينش ها متزلزل خواهد شد؛ دولت او شاهد حضور زنان به عنوان مغضوب مهم استصوابيون و چهره هايی از ملی مذهبی ها به عنوان وزير و معاون رئيس جمهور خواهد بود و حتما راه برای ديگر مليون و دگرانديشان باز خواهد شد و در سراسر کشور مديريت های ميانی نيز از اين رخداد ميمون متاثر می شود و جمع کثيری از اهل فکر و فرهنگ و خرد مدرن وارد کار خواهند شد؛ و سرانجام ايدئولوژی استصواب (به همان شيوه ای که اکبرگنجی بتازگی در مانيفست خود توصيه می کند) سرنگون می شود و وقت آن می رسد که دموکراسی و حقوق بشر به گفتمان اصلی دولت و حاکميت تبديل شود و ناز بر فلک و فخر بر ستاره کند.

من می پرسم آيا سنگ سنگين علامت نزدن نيست؟ من البته می توانم مطمئن باشم که خود معين دست کم به حرفهايی که می زند اعتقاد داشته باشد و واقعا چنين مدينه فاضله ای را بخواهد که بسازد اما مرد سياسی برای بيانيه نوشتن و وعده دادن نيست. کسانی که تنظيم اين بيانيه را برعهده داشته اند به دقت خواسته اند به همه مطلوب های امروز در جامعه شهری ايران اشاره کنند و هيچ کس را ناراضی نگه ندارند و به هر کسی سهمی بدهند. البته تا همينجا هم خيلی بد نيست. به هر حال اين يک سند سياسی است و خوب است که امروز ايران به مرحله ای رسيده که نامزدی از نامزدهای رياست جمهوری بدون اين اتکا به نقد تهاجمی و اعتنا به حقوق مردم و نفی استصواب پدرسالاران نمی تواند اميد به حمايت مردمی وسيع داشته باشد. اما آيا همين کافی است؟ 

رای دهندگان به يک نامزد رياست جمهوری حق دارند که نخستين سوال شان در برابر برنامه ها و وعده ها و سياست های او اين باشد که برادر چگونه می خواهی اين حرفها را به جامه عمل درآوری؟ در جامعه ای که سياست فرسايشی اش در برابر اصلاح طلبی به آنجا رسيد که مجلس ششم به تحصن روی آورد و مجلس هفتم با اين وضع  اظهر من الشمس شکل گرفت و رئيس جمهور خاتمی به تدارکاتچی بودن تنزل داده شد و دانشجويانش مقابل همين اصلاح طلبان قرار گرفتند و مردمش به کسانی که به آنها اميد بسته بودند پشت کردند و دهها پرونده بی سرانجام قضايی نفس اصلاحات حکومتی را به شماره انداخته است و چندين رجل موثر سياسی را زندانی يا خانه نشين يا مهاجر و آواره کرده است و از اين دست بشمار تا ثريا، مصطفی معين با کدام پشتوانه بيانيه چاپ می کند؟ 


آيا اين اميد کاذب دادن و از همان راه رفته باز رفتن نيست؟

جناب آقای معين فراموش کرده اند که حتی اگر رئيس جمهور شوند تنفيذ حکم ايشان به دست رهبر است؟ و اگر به فرض رهبر مانند آقای خاتمی حکم ايشان را امضا کرد نمی دانند که مجلس هفتم هيچ چشم اندازی برای تصويب وزرای دگر انديش ايشان نشان نمی دهد؟ ايشان با قدرت کدام مجلس می خواهند حق استصواب را از شورای نگهبان سلب کنند؟ آيا آن خرد جمعی که ايشان بدان متکی و مباهی اند به اين نکته های ساده عملی فکر کرده و برای آن جوابی دارد؟ آيا ايشان فکر می کنند رايی که به دست آورند بيشتر از رای خاتمی معجزه می کند؟ آيا اين حداکثر گرايی ايشان زمينه عملی هم دارد؟ يا صرفا ترفندی سياسی برای حفظ آبروی مشارکت است و جمع کردن رايی که اگر چه ايشان را رئيس جمهور نمی کند دست کم متکايی می شود برای ادامه بده بستان های سياسی درون حاکميت؟

من به هيچ سند سياسی که چنين واضح زمينه های روياپردازی در خود دارد نمی توانم جز در حد تشفی خاطر صادر کنندگان آن ارجی قائل باشم. معين و معينيان فرصتی طلايی را برای بازسازی واقعيت های سياسی از دست دادند و به همين ترتيب همراهی همه کسانی را که برای بحران مشروعيت در ايران راه حلی واقعی جستجو می کنند. تنها شکست سياسی است که شايد چشم آنها را باز کند. اما در کشوری که شکست های پياپی سياستمداران چشم خرد ايشان را به واقعيت باز نمی کند حتی اين آرزو هم رويا ست. 

در وب:
عبور معين از دوم خرداد،
علی اصغر سيدآبادی شامل مجموعه ای از مباحث وب نويسان در باره معين

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است