سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

May 13, 2005

بازيگوشی در برابر پدران

اين روزها خيلی وقت نوشتن پيدا نمی کنم چون نوشتنی های غير وبلاگی در دست دارم. اما فکر کردم بعد از اشاره به مساله شيخوخيت اين نکته آنتی-شيخوخيت را هم با شما در ميان بگذارم تا نظر شما هم بيايد و بعد در مجالی که پيدا می شود فکر اصلی را گسترش بدهم.

مساله اين است که جامعه ايرانی بسيار جوان است. در چنين جامعه ای شيخوخيت چه معنايی می تواند داشت و چه سرنوشتی ممکن است پيدا کند؟ البته جوان هم که می گويم به تغييرات کمی و کيفی در جمعيت شناسی و هم فرهنگ توجه دارم وگرنه قرنها جوانها می آمده اند و ميانسال می شده و سپس در فرهنگ شيخوخيت يا فعال يا هضم می شده اند و می رفته اند. امروز اينطور نيست. جامعه جوان ايران به دليل خاستگاه اجتماعی و نوع گرايش هايش کاملا اقتدارشکن است. وضع دختران جوان را که ملاحظه کنيد بهتر به اين نکته پی می بريد چون دختران سنگين ترين فشار اقتدار پدرانی را تحمل می کرده اند و امروز به ميزان زيادی آزاد يا شايد هم "رها" شده اند. نوع نگاه اين نسل از دختران را در فيلم "20 انگشت" مانيا اکبری (که امشب از کانال 4 بريتانيا پخش شد) می بينم. نوع رمانتيک ترش را هم در"دختری با کفش های کتانی" ديده ايم. نمونه ها کم نيست به هرحال، اما نمونه های سينمايی از آن جهت مهم اند که نشان می دهند موضوع به حد طرح در يک سطح عمومی رسيده است. 

مساله به صورت ساده اين است که عصر جديدی که در فرهنگ جوانان ما باز شده بکلی با آنچه اقتدار پدرانی می فهمد متفاوت است. اقتدار پدرانی راه هايی برای حفظ اقتدار خود بلد است که همه کهنه شده است و جواب نمی دهد يعنی ناکارآمد است. اين راهها در جامعه متناسب خود جواب می دهد نه در جامعه امروز ايران. اما در جامعه امروز ايران چه اتفاقی افتاده است؟ من که پايه تحليل خود را جوانی جامعه می گذارم مهمترين خصلت جوانان را هم اساسی ترين ويژگی اتفاق جديد می شمارم؛ يعنی: بازيگوشی.

بازيگوشی يک خصلت بنيادين در جوانان بويژه دختران امروز ايران است. بازيگوشی البته فرهنگ جهانی شده ای در دنيای امروز هم هست اما از دنيای امروز تنها آن چيزها که در جامعه ما حضور يافته حساب است و اين يکی حسابی حضور دارد.

بازيگوشی مهار ناپذيرترين و در عين حال غير سياسی ترين رفتاری است که بزرگترين تاثيرات سياسی را دارد! تاثير بازيگوشی در رفتارشناسی اجتماعی ايرانيان امروز و نتايج سياسی آن بسيار مهم است. مرزهای اين بازيگوشی همه محدوده های اقتدار پدرانی و خط و مرزهای تعيين شده آن را در می نوردد و صورتهای بسيار پيدا می کند. من در اينجا قصد شماره کردن مهمترين بازيگوشی های رايج جوانان و دختران ايرانی در 10-15 سال گذشته را ندارم تنها می خواهم بر اين نکته تاکيد کنم که راه حل مقابله با اقتدار پدرانی در همين بازيگوشی است. اين بازيگوشی می تواند هزينه سنگينی را بر کسانی تحميل کند که قدرت آن را ناديده می گيرند و فکر می کنند بازيگوشی يک امر عرضی است و می گذرد و لازمه بزرگ شدن و پذيرفته شدن جوان دست برداشتن از بازيگوشی است و جوانان چون می خواهند پذيرفته شوند در مقابل پدران بتدريج تسليم می شوند و از بازيگوشی دست می کشند و خلاصه سر به راه می شوند. مساله اين است که نمی شوند. مساله اين است که بازيگوشی امر ذاتی جوان امروز شده است و قرار نيست آن را ترک کند. اين سلاح او برای مقابله با اقتدار رو به زوال پدرانی است. نتيجه انتخابات آينده نيز نه در محافل سياسی رسمی بلکه در تصميم بازيگوشانه جوانان رقم خواهد خورد که چگونه بازی کنند.
تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است