سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

March 14, 2005

حمله به حق نشاط


نمی دانم سرمقاله آقای انبارلويی را در رسالت روز يکشنبه خوانده ايد يا نه. اما اين از آن نوشته هاست که آدم نبايد از دست بدهد زيرا نشان دهنده فرق های اساسی نوع انديشه اجتماعی قانون گريزان است با طيف کسانی که در ايران از حاکميت قانون و حقوق مردم حرف می زنند. همه چيز بر می گردد به حق فرد وقتی که متهم می شود. تا زمانی که ما جماعت اين يک کلمه را باور نکنيم و خود را به آن ملتزم ندانيم که بايد حق کسی را که متهم می شود يا محاکمه و زندان می شود رعايت کنيم در آن کشور صلح و آرامش و تمدن و دموکراسی و حاکميت مردم به وجود نخواهد آمد. تجربه پس از انقلاب بخوبی نشان می دهد که جامعه ايرانی بيش از همه در برابر دستگاه قضايی آسيب پذير است. اين قاضيان و نيروهای امنيتی و انتظامی اند که می توانند آرامش ما را سلب کنند يا به ما آرامش ببخشند. جامعه ايرانی در اين سالها هموراه در وحشت متهم بودن زيسته است. ارزش بی همتای جنبش حقوقی ايرانيان همين است که اين وضع را معکوس کند و دست درازی دستگاه قضا و نيروهای وابسته و متکی به آن را به حقوق مردم مانع شود.  

 


دوستان و همفکران آقای انبارلويی همواره برخوردار از و متکی به ارعاب قضايی اند. آنها ارزشی برای کسی که مخالف آنهاست نمی شناسند و زبان ايشان حد و مرز و قانون و تقوا و دين نمی شناسد. هر قدر هم که ادعای دينداری و نمازگزاری کنند. آقای انبارلويی در سرتاسر اين مقاله يک ادعا دارد و آن به مسخره گرفتن "ادعای حيثيت" مديران و ناشران روزنامه نشاط است. نشاط توقيف شد و تعطيل شد و چند نفر از مديران ونويسندگانش به حبس های طولانی افتادند و چه سر و صداها از جانب دستگاه قضا و رسالت و همفکران ايشان راه افتاد. حالا پس از پنج سال بالاترين مرجع قضايی مملکت بر اساس سياست يا شواهد و استدلالات حقوقی حکم اوليه را نقض کرده است. من فرض می کنم که اين حکم قضايی است و ربطی به سياست انديشی های آستانه انتخابات ندارد. علی القاعده هم همين فرض را بايد مقرون به صحت گرفت. من همچنين فرض می کنم که حکم اوليه ای هم که نقض شده حکمی قضايی بوده و نه سياسی. در اين ميان عده ای بنا به حکمی نادرست و قضاوتی نادرست به زندان افتاده اند و سرمايه و کار و آبروی خود را از دست داده اند. کدام منطقی می گويد که تقاضای اعاده حيثيت آنها مسخره است؟!

 آقای انبارلويی لابد فکر می کنند که نقض حکم محکوميت نشاط لطفی بوده است که از طرف دستگاه قضايی دوستان ايشان در حق اهل نشاط صورت گرفته است و آنها بايد شاکر هم باشند و بروند حرف زيادی هم نزنند! بنابرين ايشان خود دارد به غير قضايی بودن نقض حکم حکم می کند. وگرنه چه معنا دارد که متهمان و محبوس شدگان را از تقاضای اعاده حيثيت بترساند؟ او تهديد می کند که: "اگر اينگونه اظهارات طلبکارانه ادامه يابد واکنش های حوزه های علميه و دانشگاه و مردم در نماز جمعه ها را در پی دارد." می بينيد که آقای انبارلويی طوری حرف می زند که انگار بسيج اين واکنش ها در يد ايشان است. اما ايشان بايد از خود بپرسد اگر حکم قضايی است چه جايی برای واکنش می ماند؟ مگر حوزه های علميه و مردم نماز جمعه خوان نهاد قضايی اند؟ مگر ايشان نمی داند که کار قضا بايد از مسير قضايی طی شود؟ خوب است که آقای انبارلويی به اندازه کافی دوستان قدرتمند در دستگاه قضايی دارد که اگر لازم شد از مسيرهای تا کنون طی شده باز هم نشاط را به دادگاه ببرند. ولی ايشان گويی چندان به قدرت اين دوستان مطمئن نيست يا از نحوه استفاده از قدرت آنها راضی نيست که پای واکنش اين و آن را به ميان می کشد.  

آقای انبارلويی بجز اين خط و نشان ها ظاهرا استدلالی هم برای خود و خوانندگانشان مطرح می فرمايند اما اين استدلال سخت مغالطه آميز است و بر آن هيچ حکم حقوقی نمی توان سوار کرد. او به شمس الواعظين يادآوری می کند که در يادداشتی در نشاط رسما از مقاله حسين باقرزاده در باره اعدام و قصاص عذرخواهی کرده است. پس نمی تواند از حکمی که مبتنی بر آن خطا داده شده است تقاضای اعاده حيثيت کند. اما خود توجه نمی کند که عذرخواهی و پذيرش خطا ربطی به محکوميت و زندان رفتن ندارد. اعاده حيثيت يک اصطلاح حقوقی و قضايی است و تقاضای آن حق کسی است که بنادرست متهم و محکوم و زندانی شده است. عذرخواهی کجا و زندان کجا. شما هميشه می توانيد به اختيار خود بر اين اساس که اشتباه کرده ايد يا بنا به مصلحتی ديگر عذرخواهی کنيد. اما هر کسی را که عذر خواست به زندان نمی اندازند. حکم قاضی با عذرخواهی زمين تا آسمان تفاوت دارد. بحث در اين است که آن عذرخواهی می توانسته درست باشد اما حکم قاضی می توانسته همچنان اشتباه باشد. مرجع قضايی آن حکم را نقض کرده است. حکمی که تبعات سنگينی برای متهمان محکوم شده داشته است. آقای انبارلويی فرق يک عذرخواهی اخلاقی را با يک حکم قضايی نمی داند؟ يا عمدا اين دو را به هم می آميزد تا رقيبان سياسی را ساکت کند؟ 

 

تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است