سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

January 9, 2005

قلمدون اضطراری

پايگاه های دشمن بسته شد: بله بسته شد. هم پرشن بلاگ هم اورکات. تا نگويند که نمی توانيم پايگاه های دشمن را ببنديم. ياد بسته شدن فله ای مطبوعات مرحوم (تعطيل موقت سابق) افتادم. می شود آقا! فقط يک قاضی شجاع با سر نترس و پشتيبانی از بالا می خواهد و تمام. وزارتخانه و شورای عالی کجا و کجا را هم بيندازيد دور. خودتان برويد و اقدام کنيد. اصلا قوای ديگر را می خواهيم چه کنيم. يک عدد قاضی مرتضوی می گذاريم هم رئيس جمهور باشد هم رئيس قوه قضايی هم رئيس کميسيون اصل نود و هم پاسبان مطبوعات و رسانه ها و انفورماتيک و کافه نت و اينترنت و هر چی که دارد نت می شود. کار غير قانونی هم نيست. هست؟ قاضی است و حکم داده و تشخيص داده. الحمدلله يک نفر آدم صاحب تشخيص در اين مملکت داريم. از اين سرمايه ها بايد استفاده کرد. همانطور که شهر نو را صاف کرديم و بساط هر چه فساد است برچيديم با يک حکم بساط هر چی نت و چت و چرت و پرت و وبلاگ و الکی نوشتن و خواندن و مثلا ارتباط و گفت و گو و چه می دانم ديالوگ و اين حرفهای بی معنی است جمع می شود. راحت. فاتحه. بر می گرديم به سال صفر. همون وختا که قليون چاق می کرديم و عيال هندوانه را از حوض در می آورد و می شکست و می گذاشت جلو ما. هی روزگار. يعنی می شود که برگرديم به همو زمونا. نه نشريه ای باشد نه راديونی نه حزبی نه دردسری. ااای ی ی ی ی روزگار رفته. رفته رفته درست می شود. بله می گفتين. چی فرمودين؟ نامه می خواستين بدين؟   

تصوير صفحه دسترسی به اورکات در تهران - عکس برگرفته از ايرانيان


پ.ن بدون شرح از وب نوشت ابطحی:

۲۰ دی ۱۳۸۳

ملاقات تابلو

هفته گذ شته پس از آنکه ماجرای وبلاگ نویسان را در سایتم نوشتم، یک روز دیدم فردی زنگ زد. بنام آقای جواد تمیمی. از کسانی که اخیرا زندانی بوده است و توبه نامه نوشته . خیلی اصرار داشت مرا ملاقات کند. فکر کردم که اگر ملاقات نکنم، می گوید حرف اینها را نشنیده ایم. قرار گذاشتم، آمد.

بی مقدمه به من گفت وضع مالی من و خانواده ام بسیار آشفته است. اگر به من کمک مالی کنید که در تهران منزلی تهیه کنم،من هم مثل امید معماریان و روزبه ابراهیمی می آیم اعتراف می کنم و می گویم که چه سختی ها بر ما گذشته است.

البته این را هم گفت که من نه انفرادی بود ه ام و نه کتک خوردم. خیلی تابلو حرف می زد. شاید هم طفلک اینقدر تابلو حرف زد می خواست به نوعی تفهیم کند که المامور معذور. گفتم که ما نه از این پولها داریم و نه اگر داشتیم به کسی می دادیم. ضمن آنکه اصلا لازم نیست اعتراف کنی و مصاحبه نمایی. او هم بدون اینکه اصرار کند خدا حافظی کرد و رفت. کمتر از ده دقیقه . بعد در شکایت نیروی انتظامی دیدم که گزارش مفصلی اقای تمیمی از این ملاقات ده دقیقه ای داده است و همان مستند گزارش نیروی انتظامی است.

به آقای موسوی لاری زنگ زدم و ماجرا را گفتم و کلی از این بازی خوشمزه خندیدیم.
قرار شد که رسما هم به وزیر کشور هم نامه بنویسم تا ایشان هم ماجرای اعزام آقای تمیمی را پیگیری کند.

بعد از چند ساعت از رفتن آقای تمیمی پیام فضلی نژاد زنگ زد که به من ستم شده و می خواهم با شما ملاقات کنم. او را به جلسه قانون اساسی ارجاع دادم.

ن
می دانم اینها را که من تا به حال ندیده بودم چه طور تلفن موبایل شخصی مرا داشتند.


پ.ن 2  نامه سرگشاده به خودمان: از پارسا صائبی در فانوس:

دوستان عزيز وبلاگستان،

بگذاريد بدون لفاظى و تعارف اصل مطلب را خودمانى مطرح کنم. همين سه چهار ماه پيش بود که حسين شريعتمدارى همزمان با دستگيرى دوستان اينترنتى و روزنامه نگار از راه رسيد و مقاله‌اى به نام «خانه عنکبوت» نوشت. سوژه خوبى شد براى طنز نويسان و همه يک فصل مفصل به ظاهر و باطن برادر حسين خنديديم - که به حق خنده دار هم هست - نگارنده اين سطور جسارتا همان موقع
نوشت که اين کارهاى حسين بازجو با هدف ارعاب و ايجاد تفرقه بين وبلاگ نويسان در دراز مدت معمولا جواب مى دهد و ما بايد اينبار کارى کنيم که اين پروژه با شکست مواجه شود. قصد آنها اين است که همانطور که بساط و سفره اصلاح طلبى را جمع کردند - کار را به جايى رسانده اند که اصلاح طلبان جديتر ما (‌با آنها که هر جا که آش باشد حاضرند کارى ندارم) سقف مطالبات اصلاح‌طلبى را بعد از هشت سال بگير و ببند، تاييد صلاحيت دکتر مصطفى معين گذاشته‌اند! - قصد دارند بساط و سفره وبلاگ نويسى مزاحم را جمع کنند. وبلاگ نويس مزاحم کسى است که نگران سرنوشت کشور است. خبرى (رسمى حتى) از جايى مى گيرد، چهار خط تحليل مى کند، بحث راه مى اندازد، تومار نويسى مى کند، حمايت و اعتراض مدنى و کاملا قانونى مى کند. (‌البته در جمهورى اسلامى، نامه سرگشاده نوشتن هم جرم است) اينها مى خواهند اين بساط نباشد. دانستن سم است. تحليل ايجاد شبهه است. نگران اعدام هاى بيگناهان در جمهورى اسلامى بودن حرام است.

با خوشبينان منفعت طلب و کسانى که خودشان را به خوشبينى زده‌اند و حرف از گل و بلبل در فضاى سياسى اجتماعى اين مملکت مى زنند هيچ حرفى نيست. روى سخن من با دوستان عزيزى است که گمان کرده اند با صبر و سکوت در برابر اين جاهلان شلاق به دست، آنان آرام مى گيرند و بعد از مدتى فضا عادى مى شود. اين دوستان معتقدند نبايد به اين عمله استبداد از گل خوشتر گفت، نبايد دست به هيچ کار اعتراض آميز زد، نبايد آنها را به سرکوب تحريک کرد. اينها همه حرف هاى خوب و عاقلانه‌اى به نظر مى رسد. ولى تجربه هشت سال اصلاح طلبى دقيقا خلاف اين را نشان مى دهد. هر جا که اصلاح طلبان و آزادى خواهان يک گام عقب نشينى کرده اند، استبداد دو گام به پيش آمده. اين مطلب اظهر من الشمس است و نيازى هم به شاهد و بينه نيست.

برگرديم به اصل مطلب خود. اگر مى خواهيم نفس کشيدن را هم به منوط به دستور دادستان عمومى و انقلاب تهران کنند، بهترين کار اين است که ساکت بنشينيم و غير تسليم و رضا چاره اى نجوييم. اما اگر فضاى مجازى را - که البته امکاناتش محدود است و نبايد گمان کنيم که فضاى مجازى عرصه اى واقعى براى مبارزه با استبداد است - به عنوان آخرين فضا براى نفس کشيدن مى خواهيم، بايد براى حفظ و نگهداشت آن به پا خيزيم و کارى بکنيم.

نامه سرگشاده به دادستان
، استفاده از حداقل امکانات قانونى براى اعتراض است. البته اگر کسى راه حل بهترى دارد آن را مطرح کند. قطعا سکوت و صبر و خود را به کوچه على چپ زدن، راه حل عاجزان و تسليم شدگان است. ما حق داريم لااقل در اين فضاى مجازى نفس بکشيم. حق خودمان را بگيريم. از شکنجه ديدگان و دوستانى که در اين راه طعمه عمله استبداد شده‌اند قطعا بايد حمايت کنيم. ما مى‌توانيم و بايد با هم باشيم. به خاطر وبلاگ خودتان و اورکات هم که شده بى‌تفاوت نمانيد.

همچنين:
جمشيد برزگر، پرونده سايت های اينترنتی (با اشاره به سخنان خاتمی در پيگيری ماجرا)، بی بی سی فارسی؛
پنجره 280 هزار ايرانی عضو اورکات بسته شد ، لينک از طريق ايرانيان که يکی از خوانندگانش می گويد خبر بی بی سی دقيق نيست.

پ.ن 3  سخنگوی دولت دخالت دادستانی را در بستن اورکات و پرشن بلاگ "قانون شکنی" خواند: بی بی سی فارسی 

بررسی دقيقی از پرونده وبلاگ ها  شده تا از بی آبرويی کشور جلوگيری شود: اين را دبير کميسيون حقوق بشر اسلامی گفته است به ايسنا

خودشان گفتند مسدود کنيد و از ما نپرسيد! اين را هم مرتضوی گفته و خبر داده که تا پايان روز دوشنبه جلسه ای با مخابرات و مقامات قضايی برای بحث فيلترينگ برگزار می شود.
تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است