سيبستان
http://sibestaan.malackut.org/

July 20, 2003

ثبت کردن جرم است

گزارش هيات ويژه در باره زهرا (زيبا) کاظمی خيلی خواندنی است از اين جهت که چقدر سر در گم است و چرا نتيجه نمی گيرد و باز پرونده را به همان قوه قضا برمی گرداند که همه می دانند قاضی مستقل ادعايی اين گزارش در آن نيست. باشد هم دراين پرونده نخواهد بود و راه نخواهد داشت که حيثيت جمهوری اسلامی پيوند خورده به اين مرگ و هيچ قاضی ولو مستقلی نمی تواند آن را ناديده بگيرد و نمی گذارند بگيرد حکم مصلحتی خواهد داد مثل گزارش همين وزيران.

اما در بين همه چيزهای معمول که در اين گزارش هست يکی دو سطر چشمگير وجود دارد: هر سه نهاد تاييد کرده اند که کاظمی رفتاری جسورانه و پرخاشگرانه داشته که آقايان آن را "غير طبيعی" توصيف کرده اند.

من می توانم بفهمم که چرا آنها رفتار جسورانه و پرخاشگرانه را غير طبيعی می خوانند چرا که از نظر آنها زندانی آنهم زن بايد نرم خو و گوش به فرمان و سازشکار و پذيرا باشد. آنها که خود را قدرقدرت می دانند و تخم رعب در دل همه کاشته اند يا می خواهند که ديگران بخصوص در زندان که دستشان از زمين و زمان کوتاه است نشان دهند و وانمود کنند که ترسيده اند وقتی می بينند که نمی ترسی تو را خارج از هنجار و غير طبيعی می بينند و چه بسا بد گمان می شوند که اينهمه جسارت از آنجاست که پشتت محکم است و مثلا به سيا و دستگاه های حاکم غربی تکيه داری.

آنها تو را با خود عوضی گرفته اند.آنها که همه قدرتشان از رئيسشان است فکر می کنند که رفتار جسورانه تو هم متکی به يک رئيس نامرئی است. آنها فکر می کنند آدم اگر پشتيبان سياسی نداشته باشد جسارت ورزی انتحار است. برای همين آنها حاضرند اگر رئيس از آنها حمايت کند به هر جنايتی دست بزنند حتی اگر کاردی کردن داريوش فروهر باشد طناب دور گردن مختاری انداختن باشد خفه کردن مهندس برازنده باشد تخريب خوابگاه بچه های مملکت باشد ...

اما آدم عزتی دارد که اگر رئيسی هم پشتيبانش نباشد بايد از آن در مقابل همان رئيس هم دفاع کند و مرزهايی دارد که با پشتبانی دهها رئيس قدرتمند هم نمی تواند از آنها عبور کند.

من چه خوب زيبا کاظمی را می فهمم. آدم در غرب زندگی کرده باشد آنهم زن باشد طبيعی است که شان و عزت و حرمتی می يابد به عنوان فرد که هيچ بازجو و پليس و زندانبانی از هر رژيمی که باشد نمی تواند آن را ناديده بگيرد. آن بازجوها که سهل است ظاهرا آن وزيران هم تجربه غرب ندارند که زنی عزتمند را که برای خود فرديت و حرمت انسانی قائل است و جامعه در برابرش تا بی نهايت باز است برای جسارتش متهم به غير طبيعی بودن می کنند. اگر جسارت و دفاع از خود در برابر بی حرمتی و تجاوز به حقوق غير طبيعی است چه چيزی طبيعی است؟

می گويند در برابر زندان از جايی عکس گرفته که عکسبرداری ممنوع بوده است. آخر چه چيز پنهانی آنجا بود که عکسهای کاظمی آن را آشکار می ساخت؟

رژيم های جهان سومی از عکس و سند و تصوير وحشت دارند. عکس دروغ آنها را می شکند. فضای ذهن ساخته آنها برای خودشان و مردمشان را ويران می کند و اصلا حرف زياد می کند همان بهتر که کسی نداند و نشناسد و نبيند. من در ازبکستان عکاسی کرده ام. از بازار هم که عکس بگيری پليس مزاحم می شود. فکر می کند شايد تو در بازار او چيزی محرمانه کشف کرده ای. شوروی به عنوان مادر اين نوع پرده کشی به روی جهان شناخته بود. شوروی کشور عکاسی ممنوع بود. همه جاسوس بودند مگر خلافش ثابت می شد. ما هم چنين ذهنيتی داريم. نه تنها در مقابل زندان اوين که در دل شهر قم هم. شهر عجيبی که دوربين بدست بودن در آن جرم است مهم نيست از کجا عکس يا فيلم می گيری. ثبت کردن جرم است به خاطر سپردن جرم است شناختن و شناساندن جرم است بر خلاف آب رفتن مشکوک است غير از انديشه و پسند آقای مرتضوی انديشيدن و پسنديدن جرم است... و دايره پيرامون ما چقدر تنگ است به اندازه همان سلول های انفرادی.

او برای خروج از اين هنجار از هيچ چيز نترسيد. او انسانی ترين و طبيعی ترين کار ممکن را کرد.

من فرديت کاظمی را می ستايم. بدون فرديت ما هيچ نيستيم.


تمام حقوق اين صفحه براي نويسنده محفوظ است